۱۰ دلیل خندهدار که ثابت میکند اقتصاد ماینکرفت هیچ منطقی ندارد
معمولاً وقتی کسی به ماینکرفت فکر میکند، استخراج بیپایان، ساختوسازهای بزرگ و اکتشافات فراوان به ذهنش خطور میکند. یک بازیکن میتواند با معدنکاوی ثروت هنگفتی جمع کند و قصری باشکوه برای ذخیره داراییهایش بسازد. اما زیر لایههای این بازی، اقتصادی در جریان است که اگرچه به نفع بازیکن است، اما زیر ذرهبین منطق، به سرعت فرو میپاشد. از ارزهای بیارزش گرفته تا مقایسههای قیمتی عجیب، در اینجا به دلایلی میپردازیم که چرا اقتصاد ماینکرفت اصلاً با عقل جور در نمیآید. با مجله بازار همراه باشید تا با این دلایل آگاه شوید.
۱۰. الماس بهترین آرمور را در اختیار شما قرار میدهد (واقعاً؟)

سخت بودن یک ماده به معنای دفع ضربه نیست پس آرمور الماسی ماینکرفت آیتم منطقی به حساب میآید.
الماس قطعاً سختترین ماده طبیعی روی سیاره خاکی ما است، اما این دلیل نمیشود که آرمور خوبی را به شما بدهد. اول از همه، وزن آن به قدری زیاد خواهد بود که پوشنده آن نمیتواند حرکت کند. دوم اینکه سخت بودن یک ماده به معنای دفع ضربه نیست؛ انفجار یک کریپر (Creeper) احتمالاً کل زره الماسی را خرد میکند. در واقعیت، الماس باید با مقدار زیادی آهن معامله میشد تا بازیکن آرمور آهنی بسازد. بماند که ساختن چیزهای مضحکی مثل «بیل الماسی» یا «کلنگ الماسی» چقدر از نظر اقتصادی بی منطق است!
۹. الماس برابر است با امرالد در ماینکرفت

در دنیای ماینکرفت امرالد از ارزش برابری نسبت به الماس برخوردار است که این هم یکی از مواردی است که ثابت میکند سیستم اقتصادی بازی منطقی نیست.
در حالی که خیلیها فکر میکنند الماس باارزشترین سنگ معدنی بازی است، اما امرالد یا زمرد (Emerald) به دلیل کمیاب بودن و کاربردش به عنوان ارز رسمی ویلجرها، ارزش بیشتری دارد. درست است که میتوانید قویترین زرهها (قبل از ارتقا به نداریت / انشنت دبریز) را از الماس بسازید، اما یک صندوق پر از الماس برای شما گوشت کباب شده نمیشود! نکته عجیب اینجاست که ویلجرها ارزش الماس و امرالد را دقیقاً یکی میدانند. معامله یک الماس در برابر یک امرالد برای شما عالی است (چون الماس راحتتر پیدا میشود)، اما آدم را به توانایی مالی ویلجرها در مدیریت پولشان مشکوک میکند.
۸. امرالد در بازی ماینکرفت برابر است با لاپیس لازولی

لاپیس لازولی در بازی ماینکرفت در کارهای انچنت کردن و دکوراسیون خانهتان کاربرد دارد و منطقی نیست با امرالد ارزش برابری داشته باشد.
ارزش امرالد وقتی خندهدارتر میشود که بفهمید یک قطعه لاجورد یا همان لاپیس لازولی (Lapis Lazuli) همقیمت یک امرالد است. اگر بازیکنی حاضر شود یک امرالد بدهد و یک لاجورد بخرد، ویلجر رسماً سر او کلاه گذاشته است! چرا اینقدر گران؟ لاجورد فقط در جادوگری و دکوراسیون کاربرد دارد که «کلریکها» (Cleric) اصلاً با آنها سر و کار ندارند. از طرفی، چرا پلیر باید چنین خریدی انجام دهد وقتی میتواند با یک کلنگ آهنی به معدن برود و به جای یک دانه، یک استک (۶۴ عدد) لاجورد پیدا کند؟
۷. کلریکها در بازی ماینکرفت گوشت گندیده میخرند!

مراقب کلریکها در بازی ماینکرفت باشید، چون آنها به خرید و معامله کردن روتن فلش تمایل زیادی دارند که این کار آنها بسیار ترسناک و عجیب است.
صحبت از کلریکها شد؛ یکی دیگر از معاملات عجیب آنها خرید ۳۲ عدد گوشت گندیده یا همان روتن فلش (Rotten Flesh) در ازای یک امرالد است. این معامله برای بازیکن عالی است چون گوشت گندیده فقط به درد مسموم شدن میخورد، اما سوال اینجاست که کلریک اینها را برای چه کاری میخواهند؟ این گوشتها از بدن زامبیها کنده شده و بوی مرگ میدهند؛ آیا او رئیس یک فرقه مخفی است؟ یا شاید به دنبال درمان طاعون زامبیهاست؟ در هر صورت، دفعه بعد که نزدیکش شدید بیشتر مراقب باشید!
۶. سرگردانی واندرینگ تریدرها (Wandering Traders)

با وجود خطرات زیاد محیطی در بازی ماینکرافت هنوز راز زنده ماندن واندرینگ تریدر برای بسیاری جای تعجب و سوال دارد.
در سفرهایتان ممکن است به یک واندرینگ تریدر (Wandering Trader) برخوردی داشته باشید که با خوشحالی آیتمهای تصادفیاش را میفروشد. اگرچه برخی آیتمهای او شما را از گشتوگذار بینیاز میکند، اما نقشه بیزینسی او مبهم است. قیمتهای او بر اساس نیاز یا فراوانی روستاها تغییر نمیکند. همچنین، این مرد به جز دو لامای تفانداز، هیچ محافظتی در برابر خطرات شبانه ندارد. او چطور هنوز زنده است؟
۵. کشاورزان و چوپانهای برعکس در بازی ماینکرفت

در بازی ماینکرفت کشاورزها و چوپانهایی وجود دارند که بصورت کاملا برعکس عمل میکنند و هم شما و هم خودشان را به نوعی مسخره کردهاند.
بقیه ویلجرها معاملاتی منطقی دارند؛ مثلاً قصاب گوشت خام میگیرد و پخته میفروشد. اما چوپان از شما پشم میخرد و کشاورز از شما محصول! مگر نباید برعکس باشد؟ چرا چوپان خودش گوسفند ندارد که پشمش را بچیند؟ چرا کشاورز باید گندم شما را بخرد وقتی فارمهای اشتراکی در روستا وجود دارد؟ به نظر میرسد آنها اصلاً وظایف شغلیشان را درک نکردهاند.
۴. پس پرورشدهندگان حیوانات در کجای دنیای ماینکرفت هستند؟

درباره پیشینه رشد و پرورش حیوانات اهلی موجود در دنیای ماینکرفت باید گفت که بسیار ابهام وجود دارد و خیلی از بازیکنان هنوز درباره آن سوال دارند.
مضحکتر این است که چوپان گوسفند نمیفروشد. بسیاری از بازیکنان ترجیح میدهند به جای دویدن دنبال گوسفند در دشتها، چندتا از آنها را بخرند. هر حیوان اهلی میتواند یک بیزینس عالی باشد، اما هیچ «پرورشدهندهای» در روستاها وجود ندارد. هیچکس اسب، گاو، گربه یا لاما پرورش نمیدهد تا بفروشد. با توجه به اینکه واندرینگ تریدرها لاما دارند، سوال اینجاست که آنها را از کجا خریدهاند و چرا خودشان شروع به تولید و فروش این مابهای رامشدنی نمیکنند؟
۳. کلاه چرمی گرانتر از کلاهخود آهنی در بازی ماینکرفت | آیا منطقی است؟

یکی از بی منطقیهای دنیای ماینکرفت این است که شما برای بدست آوردن آرمور چرمی باید بیش از ارزش آرمور آهنی امرالد بپردازید.
قیمتها در روستاها حتی بدون در نظر گرفتن نرخ تبدیل ارز، کاملاً دیوانهوار است. بهترین مثال: یک کلاهخود آهنی به قیمت ۱ امرالد فروخته میشود، اما یک کلاه چرمی ۵ امرالد قیمت دارد! زره آهنی دو برابر بیشتر محافظت میکند اما یکپنجم قیمت چرم است. درست است که پیدا کردن گاو در روستایی که پرورشدهنده ندارد سخت است، اما قطعاً حفر زمین و پیدا کردن آهن بسیار دشوارتر از کشتن یک گاو است!
۲. نبود معجونها (Potions)

با وجود ارزش بسیاری که پوشنها یا همان معجونها دارند، اما ویلجرها کمی عقل خود را به کار نمیاندازند تا از آن برای پر کردن جیب خود استفاده کنند.
پوشنها یا معجونها (Potions) قدرتمندترین آیتمهای ماینکرفت هستند. آنها میتوانند شما را در برابر گدازه و آسیب سقوط مقاوم کنند، اجازه تنفس زیر آب بدهند و زخمها را در ثانیه درمان کنند. با این حال، با وجود این بازار پر سود، هیچ ویلجری علاقهای به خرید یا فروش آنها ندارد. شاید آلکیمی (کیمیاگری) در روستاها جرم است و برای همین جادوگرها (Witches) به باتلاقها تبعید شدهاند، اما آدم فکر میکند برای زنده ماندن در این دنیای وحشی، باید بیخیال این تعصبات شد!
۱. ویلجرها به شدت تنبل هستند!

با وجود این که ویلجرها بهترین آیتمهای دفاعی را دارند، ولی در هنگام بحران هرگز از آنها شخصا استفاده نمیکنند تا خود را نجات بدهند.
شاید مضحکترین بخش اقتصاد بازی این باشد که ویلجرها به شدت تنبل هستند. تمام کاری که میکنند چرخیدن در روستا و منتظر ماندن برای معامله با شما است. آنها حتی تا زمانی که شما از آنها خرید نکنید یا به آنها غذا هدیه ندهید، تولیدمثل نمیکنند! وقتی هجوم زامبیها شروع میشود، فقط در خانههایشان قایم میشوند. آهنگری که میتواند شمشیر الماسی انچنت شده به شما بفروشد، هرگز از آن برای دفاع از خودش استفاده نمیکند! حتی اگر آرمور کامل الماسی هم داشته باشد، ترجیح میدهد بدون پوشیدن آن، توسط یک زامبی کشته شود.
نظر شما در این باره چیست؟ لطفا نظرات خود را با ما درباره این موضوع به اشتراک بگذارید.
منبع: thegamer
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول

نظرات