۱۰ لحظهای که هر طرفدار ماینکرفت آرزوی تکرار آن را دارد
ماینکرفت تنها یک بازی در سبک بقا و ساختوساز نیست؛ این بازی برای میلیونها انسان، یک خانه دوم محسوب میشود. بیش از یک دهه از عرضه رسمی آن میگذرد و با وجود هزاران آپدیت و تغییر گرافیکی، هنوز هم آن حس ناب اولین برخورد با دنیای مکعبی در ذهنها باقی مانده است. در ادامه، ده لحظهی نمادین را بررسی میکنیم که ای کاش میتوانستیم حافظهمان را پاک کنیم و دوباره آنها را برای اولین بار تجربه کنیم. در ادامه با مجله بازار همراه باشید تا بدانید ماجرا از چه قرار است.
۱۰. نبرد با طبیعت ماینکرفت : اولین مشتی که به تنه درخت زدید

همان اول کار در بازی ماینکرفت شما باید چوب بدست آورید تا بتوانید ابزار لازم برای ساخت خانه داشته باشید.
همه چیز از اینجا شروع شد. شما در یک دنیای بیانتها، بدون هیچ راهنما، نقشه یا ابزاری رها شدید. اولین غریزه انسانی در ماینکرفت، تعامل با محیط است. آن لحظه که متوجه شدید میتوانید با مشت زدن به یک درخت، چوب بدست آورید، اولین جرقه یادگیری در ذهن شما زده شد. این لحظه فراتر از یک مکانیسم ساده است؛ این نمادِ تبدیل هیچ به همه چیز است. ساخت اولین تختههای چوبی و سپس آن کرفتینگ تیبل (Crafting Table) جادویی، دریچهای را به سوی هزاران دستور ساخت باز کرد. حسی که از ساخت اولین تبر چوبی داشتید، حس اولین ابزارسازی انسانهای نخستین را تداعی میکرد.
۹. غروب اولین خورشید و وحشتِ تاریکی در دنیای ماینکرفت

موقع شب در دنیای ماینکرفت شما باید در جایی پناه بگیرید، چون موجودات خطرناکی در محیط اطراف دنبال شکار میگردند.
در ماینکرفت، زمان با سرعت متفاوتی میگذرد. وقتی برای اولین بار غرق در تماشای مناظر زیبا و چیدن گلها بودید، ناگهان متوجه تغییر رنگ آسمان شدید. خورشیدِ مربعی جایش را به ماه داد و صداهای عجیبی از دور دست به گوش رسید. وحشتِ اولین شب، تجربهای است که هیچکس فراموش نمیکند. دیدن چشمان قرمز عنکبوتها یا شنیدن صدای لرزان اسکلتها در حالی که شما حتی یک پناهگاه ساده نداشتید، بازی را از یک محیط آرام به یک فیلم ترسناک بقا تبدیل کرد. بسیاری از ما آن شب اول را در یک سوراخ ۲ در ۱ در دل زمین سپری کردیم، در حالی که با ترس به درزهای سنگی نگاه میکردیم و منتظر طلوع خورشید بودیم. این اولین درس ماینکرفت بود: دنیا در عین زیبایی، میتواند بیرحم باشد.
۸. ساخت اولین خانه در بازی ماینکرفت | از پناهگاه گِلی تا عمارت سنگی

ساخت اولین خانه در دنیای ماینکرفت
پس از سپری کردن آن شب کذایی در دل زمین، شما تصمیم گرفتید که دیگر قربانی نباشید. جمعآوری سنگ و چوب برای ساخت اولین خانه، یکی از رضایتبخشترین بخشهای بازی است. شاید اولین خانه شما فقط یک مکعب زشت و نامتقارن از خاک و قلوهسنگ بود، اما برای شما، امنترین نقطه جهان محسوب میشد. چیدن آجرها، قرار دادن درهای چوبی و گذاشتن اولین مشعل روی دیوار که محیط را روشن میکرد، حسی از مالکیت و استقرار را به همراه داشت. شما دیگر یک آواره نبودید؛ شما صاحب یک خانه در این دنیای بیکران ماینکرفت بودید.
۷. ماجراجویی در اعماق دنیای ماینکرفت | اولین غارنوردی واقعی

دنیای ماینکرفت دارای غارهای زیاد، بزرگ و عمیقی است.
غارها در ماینکرفت مانند رگهای این جهان هستند. لحظهای که با چند مشعل و یک کلنگ سنگی وارد اولین دهانه بزرگ غار شدید، آدرنالین خونتان بالا رفت. صدای چکیدن آب در تاریکی، صدای ناله زامبیهایی که از پشت دیوارها میآمد و ناگهان باز شدن مسیر به یک تالار بزرگ زیرزمینی با ستونهای لاوا، میتواند بسیار هیجان انگیز باشد. اکتشاف در غارها، قلب تپنده ماینکرفت است. آن لحظه که اولین رگههای آهن را پیدا کردید و با خوشحالی آنها را استخراج کردید، متوجه شدید که برای پیشرفت باید به اعماق تاریکی نفوذ کنید. هر پیچ غار، وعده یک گنج یا یک خطر جدید را میداد.
۶. اولین مرگ و درسِ فروتنی

مردن در بازی ماینکرفت گاهی برای بازیکنان گران تمام میشود.
ماینکرفت بازیِ است که برای انجام دادن آن باید صبور پیشه کنید. اما گاهی یک اشتباه کوچک، مثل افتادن در یک گودال لاوا یا انفجار ناگهانی یک کریپر از پشت سر، باعث میشود تمام دستاوردهای چند ساعته خود را از دست بدهید. اولین باری که کلمه You Died! را روی صفحه دیدید و تمام آیتمهایتان روی زمین پخش شد (یا در آتش سوخت)، حسی از ناامیدی مطلق وجودتان را گرفت. اما این لحظه مهم است؛ چون به شما یاد داد که در این دنیا باید محتاط باشید. بازگشت به محل مرگ و تلاش برای پس گرفتن وسایل قبل از ناپدید شدن آنها، یکی از پرفشارترین و هیجانانگیزترین لحظات بازی است که شخصیتِ بازیکن را شکل میدهد.
۵. عبور از مرز واقعیت | فعال کردن پورتال ندر در بازی ماینکرفت (Nether)

پرتال ندر در بازی ماینکرفت
ساخت پورتال ندر یک نقطه عطف فنی است. شما باید به قدری پیشرفت کرده باشید که الماس داشته باشید و آبسیدین استخراج کنید. لحظهای که با فلینت و استیل (Flint and Steel) به داخل قاب سنگی ضربه زدید و آن پرده بنفش لرزان پدیدار شد، موسیقی بازی تغییر کرد. اولین قدم زدن در ندر، مانند سفر به یک سیاره دیگر است. دنیایی از آتش، سنگهای قرمز و موجودات عجیب که هیچ شباهتی به اورورلد ندارد. این لحظه حس پیروزی بزرگی داشت؛ چون شما مرزهای دنیای فیزیکی را شکسته بودید.
۴. تکامل در معماری | ساخت دومین خانه (عمارت بزرگ)

ساخت خانه جدید در دنیای ماینکرفت حس بهتری به شما خواهد داد.
پس از مدتی، آن کلبه اولیه دیگر شکوه سابق را نداشت. شما با مواد جدیدی مثل شیشههای رنگی، بتن و چوبهای مختلف آشنا شدید. لحظهای که تصمیم گرفتید خانه اول را رها کنید و یک عمارت بزرگ، یک قصر یا یک قلعه مستحکم بسازید، پتانسیل خلاقیت شما شکوفا شد. دیدن نمای نهایی خانهای که ساعتها برای طراحی و تقارن آن وقت گذاشته بودید، لذتی دارد که با هیچ جایزه در بازیهای دیگر قابل مقایسه نیست.
۳. پیدا کردن قلعه و پورتال اِند

پورتال اند نوید به پایان رسیدن بازی ماینکرفت را به شما میدهد.
پیدا کردن قلعه (Stronghold) با استفاده از چشمان اِندر، شبیه به یک کارآگاهبازی واقعی است. تعقیب کردن چشمهایی که در آسمان پرواز میکنند و ناگهان به سمت زمین شیرجه میروند. کندن زمین و رسیدن به آجرهای سنگی خزهبسته که بوی قدیمی بودن میدهند. لحظهای که اتاق پورتال را پیدا میکنید و آخرین چشم را در جای خود قرار میدهید تا آن دروازه سیاه ستارهای باز شود، میدانید که به پایان بازی نزدیک شدهاید.
۲. نبرد قرن | شکست دادن اندر دراگون در بازی ماینکرفت
ورود به بُعد اِند، رویارویی با ترسهای بزرگ است. اژدهایی که در آسمان میچرخد و ستونهای بلندی که از او محافظت میکنند. نبرد با اندر دراگون اولین چالش بزرگ مبارزاتی هر بازیکن است. لحظهای که آخرین ضربه را میزنید و اژدها در میان نورهای زیادی متلاشی میشود و بارانی از ایکس پی (XP) بر سر شما میریزد، حسی از قهرمان بودن به شما دست میدهد. تماشای تیتراژ پایانی و خواندن آن متن فلسفی طولانی، تجربهای است که اشک بسیاری از بازیکنان را درآورده است.
۱. الماس! لذت خالص در اعماق دنیای ماینکرفت

بلوکهای معدنی الماس در بازی ماینکرفت
و اما رتبه اول؛ هیچ لحظهای در تاریخ بازیهای ویدئویی به اندازه دیدن آن پیکسلهای درخشان آبیرنگ در میان سنگهای سخت، هیجانانگیز نیست. دایموند یا همان الماس، قلب ماینکرفت است. فرقی نمیکند اولین بار باشد یا هزارمین بار، وقتی در ارتفاع ۱۲- یا در آپدیتهای جدید در اعماق بسیار پایین، چشمتان به الماس میافتد، ضربان قلبتان تند میشود. الماس یعنی قدرت، یعنی امنیت و یعنی ورود به سطح حرفهای بازی! این لحظه، نمادِ پاداش برای تمام زحمات و حفاریهای بیپایان است.
نظر شما در این باره چیست؟ لطفا نظرات خود را با ما درباره این موضوع به اشتراک بگذارید.
منبع: thegamer
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول

نظرات