۱۰ ضدقهرمان ضعیف مارول را بشناسید؛ وقتی شرور بودن کافی نیست
فهرست شرورهای مارول بسیار گسترده است اما همهی آنها نمیتوانند در حد دکتر دوم یا مگنیتو باشند. مشکل بسیاری از این ضدقهرمانهای ضعیفتر انتقامجویان فقط کمبود قدرتشان نیست؛ بلکه ناتوانیشان در درک این موضوع است که نقشههایشان از همان ابتدا بیفایدهاند. با این حال، این شرورها در داستان نقشی دارند. آنها همچنان بخشی از اکوسیستم بزرگتر قهرمانی و شرارت هستند. در نهایت، همهی نبردها نباید برای سرنوشت کل جهان باشد.
پس بیایید کمی هم به آنها اعتبار بدهیم. این شرورها میخواهند وضع موجود را به چالش بکشند و در برابر قدرتمندترین قهرمانان بایستند. شاید بهعنوان دشمنان افسانهای در یادها نمانند، اما شکستهایشان باعث میشود پیروزیهای قهرمانان شیرینتر بهنظر برسد.
۱۰) ویرلویند (Whirlwind)
اولینبار در Tales to Astonish #50 (1963) معرفی شد. ویرلویند بهعنوان دردسر تکراری برای انتمن و وازپ شناخته میشود. او در اصل یک جهشیافته است که میتواند با چرخش بدنش بادهایی شبیه گردباد تولید کند. نقشههای او اغلب حول جرایم کوچک یا وسواس بیمارگونهاش نسبت به جانت ون داین میچرخد؛ چیزی که همواره باعث سقوطش میشود.
در Captain America #130 (1970)، او تلاش کرد با حملات چرخشی و تیغههایش کاپیتان آمریکا را شکست دهد اما کاپیتان بهسادگی حملات او را با سپرش دفع کرد و با یک حرکت ساده او را زمین انداخت. بزرگترین ضعف ویرلویند این است که همیشه قابلپیشبینی است.
۹) لیپ-فراگ (Leap-Frog)
حتی در میان استانداردهای «شرورهای گجتی و مضحک» مارول هم، لیپ-فراگ ضعیف محسوب میشود. او فقط یک لباس قورباغهای دارد با چکمههای فنردار که اجازه میدهند مسافت زیادی بپرد؛ و خب، همین و بس. لیپ-فراگ گهگاهی با اعضای انتقامجویان برخورد داشته، اما همیشه در بهترین حالت یک بازیگر فرعی بوده است.
در Iron Man #127 (1979)، او بخشی از جمعی از شرورهای درجهدو بود که خیلی زود تحتالشعاع دشمنان کارآمدتر قرار گرفت. لیپ-فراگ چندین بار هم با اسپایدرمن درگیر شد؛ از جمله در Spectacular Spider-Man #185 (1992)، اما آنجا هم اوضاع برایش خوب پیش نرفت.
۸) ملتر (The Melter)
برونو هورگان، ملقب به «ملتر»، نمونهای است از اینکه وقتی یک صنعتگر تلخمزاج مسئولیتپذیری را با انتقامجویی عوض کند چه اتفاقی میافتد. او که رقیب سابق تونی استارک بود، پس از باختن کسبوکارش بهخاطر فناوری و استانداردهای ایمنی برتر استارک، فروپاشید. پس از یافتن دستگاهی که میتوانست فلز را «ذوب» کند، خود را بهعنوان ملتر بازتعریف کرد.
تنها «قدرت» واقعی او همان پرتوی ذوبکننده است؛ چیزی که آیرونمن بارها با ارتقاها، تاکتیکها یا حتی عقل سلیم بهسادگی آن را بیاثر کرد. او بهعنوان بخشی از تیمهایی مثل مسترز آو ایول با انتقامجویان درگیر شد اما حتی آنجا هم بهندرت نقش معناداری ایفا کرد و معمولاً بهدست قدرت جمعی قهرمانان شکست میخورد.
۷) پورکیوپاین (The Porcupine)
یک طراح تسلیحات سابق دولت آمریکا به نام «گنتری»، لباسی جنگی با تم «جوجهتیغی» ساخت و باور داشت این لباس به ابرقدرت سلاحها تبدیل خواهد شد. زره او مجهز به خارهایی بود که میتوانستند گاز، مواد منفجره یا دیگر سلاحها را شلیک کنند. با این حال، با وجود این زرادخانه، او هرگز تهدید جدیای برای هیچ قهرمانی نبود.
در طول سالها، او با قهرمانانی چون کاپیتان آمریکا، آیرونمن و هاکآی درگیر شد اما همیشه چیزی فراتر از یک مزاحم کوچک نبود. حتی به مسترز آو ایول پیوست اما مثل دیگر درجهدومها در آن گروه، زیر سایهی شرورهای قدرتمندتر قرار گرفت.
۶) پلنتمن (Plantman)
پلنتمن یکی دیگر از شرورهای ضعیف مارول است. او یک باغبان سابق است که به ابرشرور تبدیل شد و تمایزش هم (شاید قابل حدس باشد) گیاهان است. او اولینبار در Strange Tales #113 (1963) معرفی شد و دستگاهی به نام «وِجاترون» ساخت که به او اجازه میداد گیاهان را کنترل کند.
اگرچه این قدرت روی کاغذ کمی تهدیدآمیز بهنظر میرسد اما در عمل همیشه بیاثر بوده و باعث شده شهرتش بهعنوان یکی از ضعیفترین دشمنان انتقامجویان تثبیت شود. پلنتمن فقط در محیطهایی که پوشش گیاهی زیادی دارند اندکی خطرناک است و حتی در آن شرایط هم ساختههایش شکنندهاند. مقابل قهرمانانی که از آتش، تکنولوژی یا صرفاً قدرت بدنی استفاده میکنند، تواناییهای او بهشکل مضحکی بیاثر است.
۵) رینگر (The Ringer)
همانطور که از نامش پیداست، تم رینگر استفاده از حلقهها بهعنوان سلاح است. در طول سالها، دو نفر این هویت را به خود گرفتهاند. اولی آنتونی دیویس، تکنسین آزمایشگاه ناسا و مأمور AIM بود. دومی و شناختهشدهتر، کیت کرفت بود که پس از مرگ احتمالی دیویس لباس او را پوشید.
در Spectacular Spider-Man (1976) #58، آنتونی دیویس تنها با یک مشت از پای در آمد. درحالیکه نخستین حضور بزرگ کیت کرفت هم چندان بهتر پیش نرفت. او بهطور تصادفی همتیمی خودش، کیلر شرایک، را با حلقههایش گرفتار کرد. شی-هالک حتی یکبار طعنه زد که رینگر و بومرنگ اساساً یک شخصیتاند چون هر دو فقط چیزهایی پرتاب میکنند! با این اوصاف، میتوان گفت هیچیک از نسخههای رینگر هرگز باعث ترس قهرمانان مارول نشدند.
۴) استیلت-من (Stilt-Man)
استیلت-من بارها با قهرمانانی چون دردویل، اسپایدرمن و پانیشر درگیر شده و همچنین بارها با بلک ویدو و لوک کیج روبهرو شده است. ویژگی اصلی او یک زره مضحک با پاهای تلسکوپی بلند است که به او اجازه میدهد بر دشمنانش سایه بیندازد.
البته گاهی از این ارتفاع بهطور هوشمندانه استفاده میکند. مانند تیراندازی از بالا، محدود کردن زاویهی حمله در خیابانها یا فرار با گام برداشتن بر فراز موانع. او همچنین سماجت زیادی دارد و دائماً تجهیزاتش را ارتقا میدهد. اما سماجت به معنای پیشرفت واقعی نیست. نقطهضعف او همیشه پاهای مکانیکیاش هستند: کافی است او را سرنگون کنید، هیدرولیکها را از کار بیندازید یا جریان برق را قطع کنید تا مبارزه پایان یابد. حتی زمانی که قهرمانی را غافلگیر میکند، هر پروازکننده، تلهکینتیک، تارانداز یا قهرمان دارای پرتو انرژی میتواند فوراً او را شکست دهد.
۳) هیومن فلای (The Human Fly)
هیومن فلای حتی در بهترین حالت هم یک شرور سطح سه باقی مانده است. شاید همین هم زیادی سخاوتمندانه باشد. شخصیت اصلی این نام، ریچارد دیکن، یک خلافکار خردهپا بود که در جریان سرقتی ناموفق بهسختی زخمی شد. برای زنده ماندن، با یک دانشمند یاغی معامله کرد که سرمی بر پایهی DNA مگس به او تزریق کرد. دیکن اولینبار در The Amazing Spider-Man Annual #10 ظاهر شد و بارها با اسپایدرمن درگیر شد. او تقریباً همیشه شکست خورد، چون اسپایدرمن در هوا او را جا میگذاشت، سریعتر فکر میکرد یا بهسادگی بالهایش را با تار میبست.
۲) باتروک جهنده (Batroc the Leaper)
باتروک یک مزدور فرانسوی و استاد ساواته (نوعی بوکس فرانسوی) است که تنها به مهارتهای رزمیاش تکیه میکند. هرچند مهارتهای او غیرقابل انکار است، اما قدرتش در برابر تهدیدهای سطح انتقامجویان هیچ شانسی ندارد. رایجترین رقیب او کاپیتان آمریکا است و اولین نبردشان در Tales of Suspense #75 رقم خورد. طبیعتاً قدرت ابرسربازی و ذهن استراتژیک کاپیتان همیشه دست بالا را به او داده است.
بااینحال، باتروک صرفاً یک شوخی نیست. نویسندگان اغلب او را بهعنوان یک حرفهای به تصویر کشیدهاند: منضبط، شریف (با معیار مزدوران) و از نظر فنی بینقص.
۱) بیتل (The Beetle)
ابنر جنکینز (بیتل اصلی) یک مکانیک بااستعداد بود که زرهی با تم سوسک ساخت. مانند بسیاری از شرورهای تکنولوژیک، بیتل کاملاً به زرهاش متکی است. زره او قدرت بدنی افزایشیافته، پرواز و تسلیحاتی محدود به او میدهد، اما هیچگاه بهاندازهای قدرتمند نبوده که بتواند با اغلب قهرمانان رقابت کند.
در نبرد با آیرونمن، زره بیتل همیشه مغلوب فناوری برتر استارک بوده است: ریپالسورها بهسادگی زرهاش را در هم میشکنند و نرمافزارهای هدفگیری، پروازش را مختل میکنند. او همچنین بارها با اسپایدرمن درگیر شده است. متأسفانه برای جنکینز، چابکی و تارهای اسپایدرمن بارها حملات او را بیاثر کردهاند.
چرا این شرورها مهم هستند؟
شرورهای ضعیف و دستدوم مارول (از ویرلویند و لیپفراگ گرفته تا استیلتمن و بیتل) شاید هرگز به سطح تهدیدهایی مثل دکتر دوم یا تانوس نرسند، اما همین «ضعف» بخشی از کارکرد آنها در اکوسیستم داستانی مارول است. از یک منظر، این شخصیتها نقش کاتالیزورهای کوچک را دارند: آنها به قهرمانان فرصت میدهند تا در ماجراهایی کوتاه و روزمره، تواناییها و ارزشهایشان را به نمایش بگذارند. اگر تمام داستانها صرفاً حول نبردهای کیهانی و نجات جهان میچرخید، هم بار عاطفی قهرمانان تکراری میشد و هم فرصت تنفس برای روایتهای متنوع از بین میرفت.
از منظر دیگر، این شرورها نوعی طنز و سبکی به دنیای مارول میآورند. شکستهای مضحک لیپفراگ یا سماجت بیفایدهی استیلتمن به مخاطب یادآوری میکند که دنیای قهرمانان فقط پر از تراژدی و تهدیدهای آخرالزمانی نیست. این تعادل باعث میشود پیروزیهای بزرگتر در برابر دشمنان جدیتر، ارزش و سنگینی بیشتری پیدا کنند.
در نهایت، این شرورها حتی اگر بهظاهر «بیمصرف» باشند، برای جهان مارول ضروریاند. آنها بخشی از طیف کامل تقابل میان خیر و شر هستند؛ از دشمنان درجهیک و ماندگار گرفته تا این چهرههای فرعی و شکستخورده که با همهی ضعفشان، به قهرمانان فرصت رشد، به نویسندگان فضای خلاقیت، و به مخاطبان گاهی لبخند و گاهی حس نوستالژی هدیه میدهند.
منبع: comicbook.com
بهترین بازی سولزلایک تاریخ چیه؟ میزگیم با امیدلنون
نظرات