با بهترین انیمه های سال ۲۰۲۵ آشنا شوید
سالهاست که با وجود پلتفرمهای پخش مختلف، طرفداران سراسر جهان چالش چندانی برای دسترسی به جدیدترین انیمهها ندارند. به همین دلیل بیشتر طرفداران از صدها عناوینی که هر سال منتشر میشود، عقب نمیمانند. در این میان سال ۲۰۲۵ به عنوان یکی از سالهای هیجانانگیز در دنیای انیمه شناخته میشود؛ چرا که در آن فصلهای جدیدی از آثار مدرن و محبوبی مانند دان دا دان (Dandadan)، کایجو شماره ۸ (Kaiju No. 8) و دکتر استون (Dr. Stone) ارائه شد. البته این تمام ماجرا نبود.
از آنجایی که طرفداران انیمه همواره به دنبال عناوین جدید هستید، سال ۲۰۲۵ نیز با پخش انیمههای جدید زیادی همراه بود. با این حال تنها به بخشی از آنها میتوان عنوان بهترین انیمه های سال را اعطا کرد. به همین بهانه در این مطلب سراغ ۱۰ مورد از انیمههای نوظهوری رفتهایم که با نمایش خود در سال ۲۰۲۵، نظرات زیادی را به سوی خود جلب کردند.
انیمه لازاروس (Lazarus)
داستان بشریتی که در آستانه انقراض قرار میگیرد
کمتر انیمهبازی را میتوان پیدا کرد که حداقل یکبار نام شینیچیرو واتانابه به گوشش نخورده باشد. او که خالق آثار برجستهای مانند کابوی بیباپ (Cowboy Bebop) و سامورایی چامپلو (Samurai Champloo) است، در سال ۲۰۲۵ با نمایش انیمه لازاروس باز هم نام خود را سر زبانها انداخت. این انیمه که محصول مشترکی با Adult Swim است، داستان جهانی را روایت میکند که بیننده را به یاد فضای پارانویایی دوران همهگیری میاندازد. پس از آن با معرفی یک داروی معجزهآسا، تقریبا جهان انیمه به یک آرامش میرسد تا اینکه مشخص میشود این دارو سه سال پس از مصرف باعث مرگ انسانها میشود.
داستان انیمه لازاروس پر از لحظات نفسگیر است که در گیرودار آن شخصیت اصلی تلاش میکند پیش از انقراض بشر، راه نجاتی بیابد. در این میان، جلوهها بصری و صحنههای اکشن انیمه نیز با الهام از فیلم جان ویک به کارگردانی چاد استاهلسکی ساخته شده و کاملا در خدمت روایت است. هرچند این انیمه در برابر سایر آثار شینیچیرو واتانابه حرف چندانی برای گفتن ندارد، اما باز هم میتوان از آن به عنوان یکی از بهترین انیمه های سال ۲۰۲۵ یاد کرد.
انیمه ساندا (Sanda)
وقتی بابا نوئل در قامت یک قهرمان اکشن ظاهر میشود
انیمه ساندا (Sanda) از آن دست آثار جدیدی است که ژاپن دیستوپیایی را روایت میکند. سازنده انیمه Beastars در این اثر جدید، جهانی را به تصویر میکشد که در آن کشور ژاپن با کاهش شدید نرخ زادوولد روبهرو است. به همین دلیل نیز جوانان تحت فشار قوانین سختگیرانهای قرار میگیرند. در این میان کازوشیگه ساندا به عنوان یک دانشآموز ساده دوره راهنمایی، دچار ماجرای عجیبی میشود. تنها کافیست یک لباس قرمز عجیب را به تن کند تا قد و هیکلش تنومند و به یک بابانوئل تبدیل شود.
همین توانایی عجیب باعث میشود ساندا قدم در مسیر احیای سنت کریسمس بگذارد، بیعدالتیهای اجتماعی را اصلاح کند و به دنبال همکلاسی گمشدهاش بگردد. البته این تمام ماجرا نیست و داستان زمانی جذاب میشود که هسته معمایی آن با لحن بازیگوش و نه چندان جدی به چشم میآید. هر چند این انیمه در مقایسه با سایر آثار استودیو Science SARU مانند دان دا دان آرامتر است، اما باز هم میتوان از آن به عنوان یکی از بهترین انیمه های جدید سال یاد کرد.
انیمه روزگار ساکاماتو (Sakamoto Days)
از پیشبند آشپزخانه تا میدان نبرد
بیشتر انیمههایی که داستان قاتلان حرفهای را روایت میکنند، فضای خشک و تاریکی دارند. این در حالی است که روزگار ساکاماتو با حالوهوای خوش خود، دید جدیدی از دنیای آدمکشها و زندگی آنها ارائه میدهد. ساکاماتو که اکنون یک قاتل بازنشسته است و از دوران اوجش سالهای سال میگذرد، در این انیمه از چاقو تنها در آشپزخانه و برای کمک به اعضای خانوادهاش استفاده میکند تا اینکه توطئه بزرگی آشکار میشود و او باز به طور ناخواستهای به میدان بازمیگردد. البته این تنها بخشی از جذابیتهای داستان است.
آنچه انیمه روزگار ساکاماتو را از سایر آثار این ژانر جدا میکند، شیوههای مختلفی است که هر یک از شخصیتها با استفاده از آنها افراد را میکشند. هرچند بخش اول این اثر چندان جذاب و قدرتمند آغاز نمیشود، اما در بخش دوم جسارت در روایت به چشم مخاطب میآید و به داستان رنگ و بوی پختهتری میبخشد. به همین دلیل نیز نتفلیکس با سرمایهگذاری گسترده بر این انیمه، قصد دارد قسمتهای بیشتری از روزگار ساکاماتو تولید کند و به نمایش بگذارد.
انیمه لویاتان (Leviathan)
روایتی متفاوت از جنگ جهانی اول
اگر در جنگ جهانی اول، موتورهای بخار و هیولاها وجود داشتند، چه سرنوشتی برای تاریخ جهان رقم میخورد؟ هرچند این پرسشها تنها خیالانگیز هستند، اما از همین رد خیال است که داستانها زاده میشوند. برای نمونه میتوان به انیمه لویاتان اشاره کرد که با همین پرسش عجیب شکل گرفته است. این انیمه به عنوان تازهترین اثر نتفلیکس، اقتباسی از رمان سهگانه اسکات وسترفلد به همین نام است که داستان دو قهرمان را روایت میکند که با تجربههای زیسته کاملا متفاوت در راستای باورهای خود میجنگند.
اگر بخواهیم از جذابیتهای لویاتان صحبت کنیم، بدون شک نمیتوانیم به چند خط بسنده کنیم. با این حال وجود عناصر و تسلیحات استیم پانکی و علمی- تخیلی خود گویای ماجراست. به همین دلیل بسیاری از بینندگان از تماشای آن حسی را دریافت میکنند که همزمان آشنا و غریبه به نظر میرسد. البته هیچ یک از این زرقوبرقها باعث نمیشود فرم بر محتوا غلبه کند و داستان نیز هرگز از مضامین کلان خود درباره ماهیت جنگ و ستم غافل نمیماند. هرچند ۱۲ قسمت این انیمه آنطور که باید موردتوجه قرار نگرفت، اما تماشای آن به ویژه برای مخاطبان این ژانر پر از هیجان و جذابیت خواهد بود.
انیمه توجیما میخواهد کامن رایدر باشد (Tojima Wants To Be a Kamen Rider)
شوخی با قهرمانان نامآشنای دنیای انیمه
شاید در نگاه اول تصور کنید انیمه «توجیما میخواهد کامن رایدر باشد» تنها یک شوخی گسترده با یکی از فرنچایزهای نمادین توکوساتسو است، اما تنها کافیست با داستان آن پیش بروید تا کم کم مفاهیم آن رویتان تاثیر بگذارند. این انیمه با حضور خود در سال ۲۰۲۵، غوغا به پا کرد و خیلی زود به اثری تبدیل شد که تاثیر اراده، ایمان و قدرت جامعه را به خوبی نشان میدهد. تانزابورو توجیما و گروه دیگر از طردشدگان، هسته اصلی شخصیتهای انیمه هستند که سالهای زیادی از زندگی خود را وقف هواداری از قهرمانان نقابدار موتورسوار به نام کامن رایدری (Kamen Rider) کردهاند که خیلی خوب میدانند تخیلی هستند و در واقعیت جایی ندارند. البته این تمام ماجرا نیست.
زمانی که پای شرورهای ابرقدرتمند به داستان باز میشود، مرز میان خیال و واقعیت فرو میریزد. به همین ترتیب توجیما و همراهانش فرصت پیدا میکنند که وارد عمل شوند و سرنوشت خود را تغییر دهند. در حقیقت انیمه از این طریق هم ادای احترامی به فرنچایز Kamen Rider میکند و هم از روایتهای ابرقهرمانی بازخوانی درخشان و پست مدرنی ارائه میدهد. به همین دلیل نیز بهتر است پیش از تماشای این انیمه، ابتدا سراغ تماشای فرنچایز طولانی کامن رایدر بروید تا از علت علاقه توجیما به این گروه سر دربیاورید.
انیمه لنتیکولارز (The Lenticulars)
انیمهای که نگاه شما به دنیا را تغییر میدهد
امکان ندارد صحبت از آثار با جلوههای بصری پرقدرت و انیمیشنی اغراق شده به میان بیاید و نام استودیو TRIGGER ندرخشد. این استودیو که سالهاست به عنوان یکی از مشهورترین سازندگان در دنیای انیمه شناخته میشود، سال ۲۰۲۵ نیز توجهها را به سوی خود جلب کرد و با پخش انیمه لنتیکولارز (The Lenticulars) بار دیگر بر سر زبانها افتاد. هرچند این انیمه در مقایسه با سایر آثار این استودیو قسمتهای کمتری دارد، اما حالوهوای آن همچنان بینندگان را به یاد مجموعه Inferno Cop میاندازد و نشان میدهد با منابع محدود نیز میتوان آثار چشمگیری خلق کرد.
فریب ظاهرش را نخورید. هرچند ظاهر لنتیکولارز شبیه مجموعههای برش زندگی ساده است، اما با دنبال کردن داستان آن بهتدریج درگیر مضامین سنگین و پیچیدهتری میشوید که با ماهیت عنوان انیمه نیز همخوانی دارند. درحقیقت فلسفه این مجموعه این است که در زمان کوتاه (حدود ۵ دقیقه)، بیشترین تاثیرگذاری را بر بیننده خود داشته باشد. بنابراین حتی اگر زمان زیادی برای تماشای انیمههای طولانی ندارید، لنتیکولارز میتواند انتخاب مناسبی باشد و آرامآرام ذهنتان را به تسخیر درآورد.
انیمه تابستانی که هیکارو مرد (The Summer Hikaru Died)
وقتی دوستی در چنگال تردید گیر میافتد
انیمه تابستانی که هیکارو مرد، از آن دست آثاری است که ذهن مخاطب را در آتش تنش خود میسوزاند. داستان این انیمه درباره دو دوست بسیار صمیمی است که ناگهان یکی از آنها میمیرد. در این میان یوشیکی که نمیتواند با مرگ هیکارو کنار بیاید، با شخصی آشنا میشود که ظاهر و رفتارش با دوست صمیمیاش مو نمیزند. اما این پایان ماجرا نیست و این موجود فراطبیعی کمکم ابعاد وحشتناکی از خود بروز میدهد.
این انیمه در تنها ۱۲ قسمت، حرفهای قابلتوجهی درباره فرآیند سوگ و اثر پروانهای میزند و نشان میدهد مرگ افراد چطور میتواند بر اطرافیانشان تاثیر بگذارد. یوشیکی نیز در این میان زمانی که متوجه عجیب بودن هیکاروی جدید میشود، در دو راهی خاصی قرار میگیرد. جایی که باید میان پذیرش مرگ دوستش و این موجود وحشتناک یکی را برگزیند. هرچند در قسمتهای پایانی فصل ناپختگیهایی در روایت دیده میشود، با این حال همچنان نقاط قوت آن بیش از کاستیهایش جلوهگری میکند.
انیمه تاتسوکی فوجیموتو ۱۷-۲۶ (Tatsuki Fujimoto 17-26)
نقشه راه خالق مرد ارهای برای فتح دنیای انیمه
تاتسوکی فوجیموتو، هنرمند نام آشنای دنیای مانگا که با خلق Chainsaw Man شهرتش به اوج خود رسید، در سال ۲۰۲۵ با اثر جدید خود باز هم غوغا به پا کرد. انیمه تاتسوکی فوجیموتو ۱۷–۲۶ یک مجموعه آنتولوژی در ۸ قسمت است که تعدادی از سناریوهای مانگای فوجیموتو را از دورههای مختلف فعالیتش گرد هم میآورد. بنابراین تماشای آن به طرفداران کمک میکند از تراوشات ذهنی آقای هنرمند سر دربیاورند و به فلسفه آن پی ببرند.
آثار این مجموعه در دو دسته قرار میگیرند: برخی کلیشههای تثبیت شده ژانرها را به چالش میکشند و عده دیگر نیز مسیرهای کاملا جدیدی را پیش روی مخاطب میگذارند. جالب اینجاست که هیچ یک از این داستانها آنقدر ادامه پیدا نمیکند که سر بیننده را در بیاورد. البته نباید از تاثیر حضور شش استودیو انیمیشنسازی نیز چشمپوشی کرد. استودیوهایی که هر یک برای جان بخشیدن به قسمتها، بهترین کیفیت بصری را ارائه دادهاند و آن رابه نقطه قوتی برای داستان تبدیل کردهاند.
انیمه گناه نخستین تاکوپی (Takopi’s Original Sin)
تلخترین مفاهیم انسانی در نقابی از شخصیتهای کودکانه
زمانی که از تیزر انیمه نخستین گناه تاکوپی رونمایی شد، بسیاری تصور میکردند با اثری آرامشبخش با حالوهوای کودکانه طرف هستند. با این حال این تصورات چندان دوام نیاورد و با نمایش قسمت اول، نقاب انیمه نیز کنار رفت و هیولای زیر آن نمایان شد. در حقیقت کارهایی که تاکوپی به عنوان موجودی از سیاره شادی برای شخصیت اصلی داستان انجام میدهد، او را به کام مرگ میکشاند. هرچند در این میان تاکوپی تلاش میکند زمان را به عقب برگرداند، اما تلاش او نیز راه به جایی نمیبرد.
این انیمه در تنها ۶ قسمت کوتاه بیست دقیقهای، از مفاهیم پیچیده انسانی پردهبرداری میکند که هر یک به خودی خود یک داستان و انیمه مجزا را میطلبد. البته اشتباه نکنید. هر چند تعداد قسمتهای انیمه بسیار کم است، اما خشونت آن در هر قسمت آنچنان زیاد و عریان است که بیننده را به ساعتها تامل وا میدارد. به همین دلیل نیز از آن به عنوان یکی از صادقانهترین آثار انیمهای سال یاد میشود که ایدههای داستانی خود را در قالبی فانتزی به مخاطب خود نشان میدهد.
انیمه گاچیاکوتا (Gachiakuta)
اثری تسخیرکننده در ژانر شونن
اگر قرار باشد از تنها یک انیمه به عنوان بهترین انیمه سال ۲۰۲۵ یاد کنیم، بدون شک باید سراغ گاچیاکوتا برویم. جای تعجبی هم ندارد. این انیمه که سالها مانگایش مورد تحسین بود، زمانی که در قالب تصاویر متحرک ارائه شد، شهرت اثر را به اوج خود رساند. گاچیاکوتا در سرزمینی پر از زباله روایت میشود که در آن افراد فرودست جامعه زندگی میکنند. در این میان داستان سراغ شخصیتی به نام رودو میرود که او را به قتل متهم میکنند و به گودال میفرستند. هرچند این سرنوشت تلخ و دردناک است، اما او درنهایت تبدیل به شخصیتی پیشگویی میشود که شاید بتواند جهان را تغییر دهد.
با این حال داستان هر چقدر هم جذاب باشد، کار اصلی بر دوش تصویر است. به همین دلیل نباید از تلاش استودیو Bones برای ترسیم سیستم قدرت نوآورانه و دنیای خشن گاچیاکوتا چشم پوشید. گفتنی است فصلهای بعدی این انیمه نیز به زودی نمایش داده میشود و ماجراجوییهای رودو را به یکی از شاهکارهای شونن در دهه ۲۰۲۰ تبدیل میکند.
نظر شما درباره این انیمهها چیست؟ چه آثار دیگری میشناسید که میتوان از آن به عنوان بهترین انیمه های سال ۲۰۲۵ یاد کرد؟ منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم.
منبع: CBR
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات