۵ سریال فانتزی که میخواستند جای Game of Thrones را بگیرند
بعد از موفقیت انفجاری و بیسابقه بازی تاج و تخت (Game of Thrones)، تعداد سریالهای فانتزی که وارد تلویزیون شدند سر به فلک کشید. همه شبکهها و سرویسهای استریم میخواستند بازار درخشانی که گیم آف ترونز ایجاد کرده بود داشته باشند، اما تنها چند سریال بودند که واقعا پتانسیل جانشینی پادشاه را از خود نشان دادند. البته حالا که به عقب نگاه میکنیم، برای اکثر آنها رسیدن به جایگاه وستروس غیرممکن به نظر میرسد – هرچند هنوز یکی از آنها شانس دارد تا تاج و تخت را تصاحب کند.
بازی تاج و تخت استاندارد بسیار بالایی را در تلویزیون تعریف کرد، علیالخصوص با فصلهای ابتداییاش که اوج هنر تلویزیون فانتزی و حماسی بود. این سریال فراتر از هر چیزی بود که عاشقان فانتزی در دهه ۲۰۰۰ تصور میکردند. پس عجیب نیست که پروژههای زیادی تلاش کردند تا «گات بعدی» باشند. اما رسیدن به آن قلهها نیازمند چیزی فراتر از بودجههای میلیارد دلاری عظیم و پیشرفتهترین جلوههای بصری بود؛ در واقع جذب مخاطب عام کاری بود که اکثر رقبا در آن شکست خوردند و دلیل این موضوع کاملا متنوع است (از داستان سرایی ضعیف گرفته تا تصمیمات سیاسی جنجالبرانگیز و بازیگران نهچندان درجه یک). در این مقاله از مجله بازار، به بررسی ۵ مدعی اصلی میپردازیم که فکر میکردیم توانایی پر کردن جای خالی وستروس دارند.
۵. ارباب حلقهها: حلقههای قدرت (The Rings of Power)
کمتر فرنچایز فانتزی وجود دارد که بتواند واقعبینانه با موفقیت Game of Thrones رقابت کند، اما ارباب حلقهها با میراث عظیم و هواداران دوآتشه جی.آر.آر تالکین، یک استثنا بود. سهگانه پیتر جکسون هم قبلا ثابت کرده بود که این دنیا پتانسیل جذب مخاطبان در نسلهای مختلف را دارد. بنابراین The Rings of Power جانشینی بدیهی گات در دنیای فانتزی به نظر میرسید.
آمازون قطعا پول کافی (بخوانید اقیانوسی از دلار!) را پای این پروژه ریخت و باید انصاف داشت که سریال از نظر بصری خیرهکننده است. اما متاسفانه، تفسیر سریال از آثار تالکین تفرقهبرانگیز بوده و نتوانسته آن پایگاه مخاطب یکپارچهای که سریال HBO داشت را بسازد. با توجه به بهبودهای فصل دوم، حلقههای قدرت هنوز هم میتواند یک اثر «خوب» باشد، اما در این نقطه میتوان با اطمینان گفت که قرار نیست عنوان “بازی تاج و تخت بعدی” را به دست آورد. این سریال مسیر خودش را میرود، اما در هر صورت آن پدیده فرهنگی که انتظارش را داشتیم فاصله زیادی دارد.
۴. چرخ زمان (The Wheel of Time)
چرخ زمان یکی دیگر از اقتباسهای عظیمی بود که مخاطبان وفادار کتابهای رابرت جردن چندین سال منتظرش بودند. اما باز هم متاسفانه با همان موانعی روبهرو شد که Rings of Power با آنها دست و پنجه نرم میکرد: واکنش منفی طرفداران به عدم وفاداری به منبع اصلی و تاخیر در پیدا کردن هویت خودش.
درست زمانی که فصل سوم The Wheel of Time بالاخره داشت شبیه آن چیزی میشد که مردم آرزویش را داشتند و پیشرفتهای قابل توجهی نشان میداد، آمازون تصمیم گرفت آن را کنسل کند. این کنسلی تمام امیدها برای تبدیل شدن آن به جایگزین Game of Thrones را بر باد داد. حالا کسانی که از سریال لذت میبردند، خودشان به دنبال جایگزینی برای چرخ زمان میگردند – یک تراژدی غمانگیز برای یکی از بزرگترین حماسههای فانتزی تاریخ ادبیات.
۳. ویچر (The Witcher)
وقتی The Witcher برای اولین بار شروع شد، به نظر میرسید سرنوشت آن تبدیل شدن به فرنچایز فانتزی بزرگ نتفلیکس است. با وجود خط زمانی گیجکننده فصل اول، اپیزودهای ابتدایی قدرتمند ظاهر شدند. هنری کویل در نقش گرالت ریویایی درخشید، سریال همان لحن تیره و تاریکی را داشت که Game of Thrones در آن استاد بود، و قهرمانان زنی مثل سیری و ینفر جلوی دوربین عملکرد خوبی داشتند.
با تمام این اوصاف The Witcher بعد از فصل اول در سراشیبی سقوط افتاد. فاصله گرفتن از کتابها و در نهایت فاجعهای به نام «تغییر بازیگر نقش اصلی» (خروج هنری کویل و آمدن لیام همسورث) میخ آخر را بر تابوت رویاهای نتفلیکس کوبید. از دست دادن آن شتاب اولیه باعث شد تا این سریال هرگز نتواند به قلههای وستروس نزدیک شود. شاید فصل پایانی بتواند اوضاع را کمی جمعوجور کند، اما دیگر خیلی دیر شده تا ویچر تبدیل به موضوع بحثهای داغ محافل سرگرمی و مخاطبان در سوشال مدیا گردد.
۲. نیروی اهریمنیاش (His Dark Materials)
سریال His Dark Materials این شانس را داشت تا جای خالی Game of Thrones را پر کند، چرا که درست چند ماه بعد از پایانبندی آن سریال و از همان شبکه HBO پخش شد. اقتباس از کتابهای نوجوانانه فیلیپ پولمن لحن و اهداف متفاوتی نسبت به گات داشت، اما پتانسیل تبدیل شدن به پدیده بعدی شبکه را از خود نشان داد.
«نیروی اهریمنیاش» با توجه به داستان دوران بلوغ و تمها و مضامین تاریک، میتوانست هم طرفداران فانتزی هری پاتری و هم طرفداران بازی تاج و تخت را مجذوب کند. اما متاسفانه با وجود اینکه سریال مجموعا اثر شایستهای در ژانر فانتزی بود، تا حد زیادی از چشمها دور ماند و آنچنان که باید و شاید دیده نشد. این سریال شایسته عشق و توجه بیشتری است، حتی اگر هرگز نتواند مثل Game of Thrones انفجاری در صنعت تلویزیون ایجاد کند.
۱. خاندان اژدها (House of the Dragon)
چه چیزی بهتر از یک نبرد دیگر برای تصاحب همان تخت آهنین نمادین در وستروس میتواند جایگزین نبرد قبلی شود؟ خاندان اژدها محتملترین رقیب برای تبدیل شدن به Game of Thrones بعدی بوده وهنوز هم میتواند ادعای این تاج و تخت را داشته باشد.
با نزدیک شدن به فصل سوم در اواخر امسال، میتوانیم انتظار انفجاریترین فصل سریال را داشته باشیم؛ حداقل اگر صحبتهای رایان کندال (شورانر سریال) مبنی بر اینکه این «بزرگترین فصل تا به امروز» خواهد بود را باور کنیم. House of the Dragon تمام مهرههای لازم برای قدم گذاشتن در جای پای «بازی تاج و تخت» را دارد: دسیسههای سیاسی، شخصیتهای پیچیده و خاکستری و البته اژدهایان و اکشن حماسی و جنونآمیز. شاید خاندان اژدها هنوز به اندازه سری اصلی پرتنش و پرطرفدار نباشد، اما فراموش نکنید که Game of Thrones هم چند فصل طول کشید تا واقعا به آن سطح از محبوبیت دیوانهوار برسد. بنابراین وستروس هنوز زنده است و آتش اژدهایان کماکان شعلهور.
به نظر شما کدام سریال واقعا لیاقت جانشینی بازی تاج و تخت را داشته؟ آیا خاندان اژدها میتواند آن شکوه را تکرار کند یا دوران طلایی فانتزی تلویزیونی به پایان رسیده است؟
منبع: Comicbook

نظرات