۶ شخصیت اصلی انیمه که از ارن یگر بهتر هستند
نوشتن داستان و پرداختن به شخصیت اصلی آن واقعا کار سخت و شگفتانگیزی است. چنین کاری در دنیای انیمه به مراتب سختتر هم میشود و زحمت زیادی را میطلبد، چرا که رقابت در این مدیوم بسیار بالا است و وقتی طرفداران با شخصیتهایی مانند ارن یگر (Eren Yeager) از مجموعه حمله به تایتان (Attack on Titan) آشنا میشوند، استانداردهای ذهنیشان بسیار بالا میرود. در حالی که شخصیتهای اصلی سادهتری مثل تانجیرو (Tanjiro)، لوفی (Luffy) هم هستند که بسیار سرگرمکننده و امیدبخش ظاهر میشوند، اما هیچ یک از آنها با همان عمقی که ارن مخاطبان خود را جذب میکند، نقشآفرینی نمیکنند.
ارن با پیچیدگیهای اخلاقی و قوس شخصیتی و احساسی قدرتمندی که در داستان از خود نشان داد، چند مرتبه بالاتر از بقیه قهرمانهای انیمهای قرار میگیرد و همزمان نقش قربانی، قهرمان، ضدقهرمان و نیرویی از طبیعت را ایفا میکند. ساخت یک لیست از شخصیتهایی که بتوانند در حد ارن ظاهر شده و حتی از او پیشی بگیرند بسیار سخت است، با این وجود در این مطلب از مجله بازار سعی میکنیم تا شما را با ۶ شخصیت اصلی انیمه که از ارن یگر بهتر هستند، آشنا کنیم.
شخصیت Lelouch
کسی که برای برخی قهرمان و برای برخی دیگر شرور بود
در بسیاری از انیمههای ژاپنی، نویسندگان به شکل سنتی و حتی ضروری، تلاش میکنند تا شخصیت اصلی خود را بر مبنای یک سری کد اخلاقی امیدوارانه، روشن و پاک خلق کنند تا در برابر شر بایستد. برای مثال عامل اصلی موفقیت در شیطانکش (Demon Slayer)، آن است که قهرمان داستان، تانجیرو کامادو (Tanjiro Kamado)، پسری بسیار دلسوز است که خوبی را در شرترین موجودات میبیند و به خاطر آن میجنگد. مهربانی سرسختانه تانجیرو، آن هم در برابر شیاطین که شر مطلق هستند، همان ویژگی است که او را به قهرمانی نهچندان پیچیده، اما دوست داشتنی تبدیل میکند. با این وجود گاهی نمیتوان خوب بودن یا بد بودن یک قهرمان را به طور مطلق تعیین کرد. برای مثال همتای علمی و تخیلی ارن یگر یعنی لولوش لامپروژ (Lelouch Lamperouge) از مجموعه کد گیاس (Code Geass)، به شکلی باورنکردنی روی مرز قهرمان و شرور بودن حرکت میکند.
اگر لولوش یک قهرمان پاک و مطلق مانند لوک اسکایواکر (Luke Skywalker) بود که به عنوان یک قهرمان بینقص برای نجات مردم ستمدیده از یک امپراتوری ظالم میجنگید، به هیچعنوان به شخصیت خاطرهانگیزی که امروزه میشناسیم تبدیل نمیشد. در واقع، لولوش از نظر اخلاقی بسیار پیچیده است و خواندن دست او اغلب دشوار خواهد بود، چرا که او برای پیشبرد اهداف خود به هر سمتی از میدان جنگ که میخواهد میپیوندد و علیه جبهه مخالف کار میکند. در پایان، لولوش واقعا خواهان آزادی منطقه ۱۱ به عنوان کشور ژاپن سابق بود، اما برای رسیدن به این هدف از هر ابزاری استفاده میکرد. او به عنوان لولوش یک دانشآموز، به عنوان زیرو (Zero) یک قهرمان شورشی و البته پسر امپراتور بود. او به عنوان فرماندهای که گیاس (Geass) را به کار میگرفت و از نقشههای پیچیده برای رسیدن به اهدافش استفاده میکرد، تداعیگر هر کسی بود جز یک قهرمان پاک و سادهدل.
شخصیت Edward Elric
حاصل یک اشتباه نابخشودنی
گاهی اوقات، ادوارد الریک (Edward Elric) از انیمه کیمیاگر تمامفلزی: برادری (Fullmetal Alchemist: Brotherhood) احساس یک قهرمان آشنا در دنیای انیمه را القا میکند. او نوجوانی شجاع با قدرتهای مشخص است که تشنه ماجراجویی بوده و مثل باقی کاراکترهای شونن غرق سکانسهای تمرینی و رویابافی برای رسیدن به معشوقهاش است. با این حال، ادوارد یک کپی از گوکو (Goku) نیست، چرا که چنین شخصیتی دقیقا آن چیزی نیست که کیمیاگر تمامفلزی به آن احتیاج دارد. ادوارد و ارن به عنوان شخصیتهای اصلی نسبتا متفاوت ظاهر میشوند، اما آنها داستانسرایی شخصی پیچیده و لحظات نمادینی از خود به جای میگذارند که حرفهای زیادی درباره انسانیت ناقص آنها میزند.
در مورد ادوارد، او شخصیتی همتراز با ارن است، چرا که قوس شخصیتی او شامل برخی اشتباهات بزرگ است که در زندگیاش مرتکب شده. اغلب قهرمانهای انیمهای، با یک تراژدی سفر خود را آغار میکنند، اما در مورد ادوارد، این اتفاق وحشتناکی دقیقا به خاطر او رخ میدهد. او و برادرش سعی کردند مادرشان را زنده کنند و در این راه شکست خوردند. حاصل این اشتباه نهتنها یکی از تاریکترین اتفاقات موجود در انیمههای شونن را رقم زد، بلکه درسی عالی درباره فروتنی بشر در برابر خدا بود. در طول داستان به ادوارد درس سختی در مورد احترام به نظام طبیعت به عنوان یک کیمیاگر داده شد و او آن درس را به هر کس دیگری که نیاز به یادگیری آن داشت منتقل کرد. او نشان داد که بشریت از بسیاری جهات شکننده و فروتن است، اما روحیه و امید تسلیمناپذیر انسانها است که آنها را در زندگی جلو میبرد.
شخصیت Thorfinn Karlsefn
مسافر جهنم در راه رسیدن به نور
اینکه چگونه انیمه سینن وینلند ساگا (Vinland Saga) از تورفین (Thorfinn) به عنوان شخصیت اصلی خود برای ساختارشکنی ایده یک نبرد باشکوه استفاده میکند، واقعا الهامبخش است. کاراکتر خودخواهانه و تلخ تورفین در دوران نوجوانی، به خوبی نشان میدهد که خشونت و انتقام برای همه افراد ویژگی زشت و مخربی خواهد بود. البته که این تازه شروع ماجرا است. تورفین در ابتدا به خاطر دیدگاهش درباره جنگ و اثرات آن شناخته میشد و از همین رو در میان شخصیتهای اصلی برتر انیمه قرار داشت. با این وجود زمانی که او در ادامه داستان با خودش وارد جنگ شد، به کاراکتر افسانهای امروزش بدل گشت. راستی، شما در ادامه میتوانید مبارزه جذاب این شخصیت با فرمانده تورکل (Thorkell) را تماشا کنید:
انیمه تاریخی وینلند ساگا از تورفین استفاده میکند تا ثابت کند که یافتن خود و خودآگاهی، فرآیندی کند و چالشبرانگیز است. مهمتر از همه، وینلند ساگا نشان میدهد که احساس گمشدگی اشکالی ندارد، البته تا زمانی که فرد مانند تورفین به هنگام مواجهه با شیاطین درونی یا تردیدهای خودساختهاش، صادق و شجاع باشد. این نوع دروننگری ممکن است برای برخی آسان نباشد، اما میتواند زندگی را تغییر دهد تا فرد مثل تورفین بتواند زندگی خود و اطرافیانش را هم تغییر دهد.
شخصیت Rimuru Tempest
سازنده واقعی دنیا، نه عامل نابودی آن
هر از گاهی، دنیای انیمه به شخصیت اصلی جسور و بحثبرانگیزی مانند ارن یگر نیاز دارد تا مفاهیم قهرمان، شرور، خیر و شر را به چالش بکشد. این رویداد باعث خلق شخصیتهای جدید و منحصر به فردی میشود، اما صنعت انیمه همچنین مراقب است که در این رویکرد زیادهروی نکند. به همین دلیل است که طرفداران انیمههای ایسکای (Isekai) جذب قهرمانی مثل ریمورو تمپست (Rimuru Tempest) در انیمه «وقتی به عنوان یک اسلایم تناسخ پیدا کردم» (That Time I Got Reincarnated as a Slime) میشوند. مانند ارن، ریمورو هم رهبری بابصیرت است که آرزو دارد جهان را با قدرتهای متنوع و متحدان بسیارش تغییر دهد. اما شباهتهای میان این دو شخصیت در همین جا به پایان میرسد و این لزوما به دلیل ایسکای بودن سرزمین ریمورو نیست.
تفاوت کلیدی میان این دو شخصیت به نگاه ریمورو باز میگردد. او تلاش میکند که چراغ راه امید، وحدت و بردباری میان همه هیولاها باشد که همین او را به الگویی الهامبخش برای زندگی واقعی تبدیل میکند. اگر روزی ارن با ریمورو ملاقات میکرد، ممکن بود او را سادهلوح بنامد، اما قهرمان ما به خوبی و امید باور دارد، تا جایی که بیننده را هم با خود همراه میکند. جامعه هیولاها تحت رهبری قدرتمند ریمورو بود که مسیر شکوفایی را طی کرد؛ مسیری که در آن صلح و همکاری همیشه بر تفرقه و تجاوز پیروز میشد. ریمورو جرات کرد تا در دنیایی که او را مجبور به تسلیم شدن در برابر ناامیدی یا تعقیب اهداف خودخواهانه میکرد، خوشبین باقی بماند. او نقطه مقابلی دقیق برای ارن است، در حالی که به طور عجیبی در هسته کلی هر دو شخصیت شباهتهایی دیده میشود.
شخصیت Guts
سرسختترین قهرمان انیمهای
شخصیتهای اصلی پیچیده، مثل ارن یگر و حتی لولوش لامپروژ، مایلند تسلیم جنبههای تاریک خود شده و به خاطر ماموریتشان به دیگران خیانت کنند یا به آنها آسیب برسانند. آنها بر این باورند که هدف وسیله را توجیه میکند. در دنیای انیمه برزرک (Berserk) هم گاتس (Guts)، قهرمان شمشیرزن، وسوسه شد تا همین روش را دنبال کند، اما قلب پاکش او را به جهت دیگری هدایت کرد. این رویکرد دقیقا همان چیزی است که طرفداران مانگا/انیمه در مورد گاتس دوست دارند.
در واقع قدرت اراده او به هنگام مقاومت در برابر شیطانیترین وسوسههایش، عالی به نظر میرسد. او در خط داستانی محکومیت (Conviction Arc) به سمت تاریکی لغزید، اما حتی در آن زمان هم قدرت عشق هدایتش را بر عهده گرفت. گاتس تقریبا اهر نکته جذابی که یک قهرمان تخیلی برای جذب مخاطب لازم است را در اختیار دارد. او بیش از هر فرد دیگری، ضربههای جسمی و روحی بسیاری را تحمل کرده است. در حالی که همین سختیها بودند که شخصیت او را شکل دادند، اما گاتس هرگز در برابر این سختیها شکست نخورد. استقامت گاتس ویژگی اصلی و واقعی او است، نه تندخویی یا اخلاق نسبتا تندش و به همین دلیل است که او را دوست داریم.
شخصیت Light Yagami
عدالت به چه قیمت؟
لایت یاگامی (Light Yagami)، و در نتیجه انیمه دفترچه مرگ (Death Note)، همچنان طرفداران و اوتاکوها را با سوالات گیجکنندهای درباره اینکه عدالت و انسانیت دقیقا چه هستند، شگفتزده میکنند. تمام این سوالات دست به دست هم میدهند تا لایت یاگامی را به یکی از بهترین و مرموزترین شخصیتهای اصلی این رسانه تبدیل کنند. او کسی است که حتی از خود تایتان شیفتر (Titan Shifter) افسانهای ما یعنی ارن یگر، افسانهایتر است. همانطور که ارن قصد داشت تا قدرتی ماورایی را در جهانی خیالی از بین ببرد تا زندگی مردم تغییر کند، لایت هم قصد داشت تا دنیای واقعی را با استفاده از یک ابزار فراطبیعی تغییر دهد. شاید اگر ارن هم دفترچه مرگ را در اختیار داشت، عملکردی مشابه لایت یاگامی را در پیش میگرفت.
برخی بر این باور هستند که لایت تجسم ابهام اخلاقی وجود دفترچه مرگ است، زیرا هنوز هم به طور قطع مشخص نیست که آیا این دفترچه مرگ بود که ایده شرارت را در ذهن لایت کاشت یا صرفا شرارتی که از قبل درون او وجود داشت را بیرون کشید. در ابتدای داستان واقعا به نظر میرسید که لایت به جامعهای بهتر و عاری از جنایت خشونتآمیز و ترس باور دارد، اما سپس دنیایی از وحشت را تحت عنوان کیرا (Kira) یا قاتل را ایجاد کرد. همین رویکرد باعث میشود مخاطبان شک کنند که آیا لایت دنیای جدید خود را عاملی برای نابودی بیعدالتی میدانست یا که واقعا قصد داشت خدای یک سرزمین تازه باشد.
نظر شما در مورد شخصیتهای معرفی شده چیست؟ کدامیک را بهتر از ارن یگر میدانید؟ جای چه کاراکترهایی خالی است؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
منبع: GameRant

نظرات