۷ فکتی که تماشاگران سریال شوالیه هفت پادشاهی را متحول میکنند
۷ داستانی که تماشاگران سریال شوالیه هفت پادشاهی را متحول میکنند شاید در نگاه اول یک چیز عادی بنظر برسد اما وقتی عمیقتر به سریال A Knight of the Seven Kingdoms نگاه کنیم و آنچه که جناب جرج مارتین (George R. R. Martin) در کتاب ماجراهای دانک و اگ (Tales of Dunk and Egg) را بخوانیم، خواهیم دید که شگفتیهای این روایت عجیب فانتزی-تاریخی تمامی ندارد پس در ادامه همراه مجله بازار باشید.
قدم گذاشتن به دنیای وستروس (Westeros) کار آسانی نیست، مخصوصاً هنگامی که نوبت به جان بخشیدن به دو تن از محبوبترین شخصیتهای جورج آر. آر. مارتین میرسد. در حالی که من به تماشای اسپینآف جدید گیم او ترونز نشستم، در ادامه فرصت این را پیدا کردم تا به تماشای یک مصاحبهی میزگرد نشسته که در آن ستارگانی مانند پیتر کلفی (Peter Claffey)، دکستر سال انسل (Dexter Sol Ansell)، ایرا پارکر (Ira Parker) و شورانر (showrunner – مدیر اجرایی تولید) صحبت میکردند. در طول این گفتگوی ۲۰ دقیقهای، من به جزئیات مجذوبکنندهای از پشتصحنه پی بردم که در اینجا برخی از داستانهای مورد علاقهی من دربارهی داستان دانک و اگ (Dunk and Egg) از یک رمان کوتاه به پردهی بزرگ رسیده است را برای شما گردآوری کردم. لازم به ذکر است این متن فاقد اسپویل خواهد بود.
Ira Parker برای آمادهسازیِ این سریال، یک هفته را در سانتا فه (Santa Fe) با George R. R. Martin سپری کرد
ایرا پارکر در این مصاحبه گفت که وقتی برای اولین بار در سانتا فه فرود آمدم، پیامکی از جورج دریافت کردم که میگفت: «به سرزمین افسون (Land of Enchantment) خوش آمدی». این موضوع مانند این بود که من در دنیای وستروس (Westeros) بسیار مورد استقبال قرار بگیرم. من یک هفته را در آنجا سپری کردم، درست در همان اوایلِ اوایلِ تمام این ماجراها، حتی قبل از اینکه بدانیم آیا قرار است سریالی داشته باشیم یا خیر.
من با جورج صحبت کردم تا دیدگاه و احساسات او را دربارهی این شخصیتها دریابم و نتیجه این بود که او بسیار این داستان را دوست دارد. ایرا پارکر میگوید وقتی در حال نوشتن هستید، نباید سعی کنید همه را خشنود کنید زیرا شما باید فقط یک نفر را انتخاب کنید و برای او بنویسید که در فصل ۱، من این کار را برای جورج انجام دادم. این واقعیت که او خوشحال است، مرا نیز بسیار خوشحال میکند و همین امر، یک تجربهی لذتبخش برای من محسوب میگردد.
Dexter Sol Ansell از همان ابتدا برای نقش Aegon Targaryen انتخاب شد
ایرا پارکر که جزء نویسندگان است دربارهی نقش دکستر سال انسل گفت که مدیر انتخاب بازیگر، دستههای بزرگی از تمام این تستهای بازیگری را برای من میفرستد. آنها هزاران مورد را غربال میکنند و شاید در هر بسته ۱۰ مورد را بفرستند و اگر چیز مناسبی پیدا نشد، ۱۰ مورد دیگر ارسال خواهد شد. در اولین بستهای که برای من فرستادند، ما دکستر سال انسل را دیدیم و روی آن کلیک کردم تا تست را تماشا کنم، واقعاً عالی بود و فوقالعاده بنظر میرسید و به یاد دارم که به مدیر انتخاب بازیگر گفتم: «همین الان با او قرارداد ببندیم؟ قدم بعدی همکاری با او چیست؟» ما طبیعتاً با بازیگران دیگری هم ملاقات کردیم و ماهها این فرآیندها و تستهای شیمیِ بازیگری را انجام دادیم اما در انتهای این مسیر، به دکستر برگشتیم و او واقعاً شماره یک بود طوری که انگار فقط باید او انتخاب میشد.
Peter Claffey در دنیای بازیگری تقریباً تازهوارد بود زیرا او بهتازگی از حرفهی راگبی بازگشته بود و من به یاد دارم مدیر انتخاب بازیگرمان گفت: «هر بار که او را میبینم، او بیشتر از دفعهی قبل بازی میکند.» این موضوع در مورد پیتر هم صدق میکرد زیرا ما چندین بار پیتر را آوردیم و هر بار برای همهی ما روشنتر میشد که او Dunk ماست. وقتی در آخرین تستِ بازیگری، پیتر و دکستر را کنار هم دیدیم، به یاد دارم که در کنار کارگردانمان، اوون هریس (Owen Harris)، نشسته بودم و فکر میکردم که این یکی از کمفشارترین تصمیمات انتخاب بازیگری بود که تا به حال مجبور به گرفتنش شده بودیم.
چرا این سریال نسخهای کوچکتر و خشنتر از وستروس را نشان میدهد؟
ایرا پارکر میگوید سریال A Knight of the Seven Kingdoms نسخهی صیقلنخورده و خشنِ وستروس است زیرا ما در یک قلعه و در تالارهایی زیبا و دستنخورده بزرگ نمیشویم؛ ما پایین بزرگ میشویم و میان خاک و خل هستیم، زیر درختان میخوابیم و با هر آنچه که به همراه آن میآید، روبرو میشویم. این سریال از نظر ابعاد کوچکتر است اما به ما اجازه داده است که از بسیاری جهات عجیبتر از داستان سریال شوالیه هفت پادشاهی باشیم. برای من، این به معنای آن است که شما با جزئیات و ویژگیهای رفتاریِ منحصربهفردِ زندگیِ خودِ شخصیتها مواجه میشوید. گاهی اوقات وقتی در حال روایت داستانی چنین بزرگ و گسترده هستید، احساس میکنید که نمیتوانید این جزئیات را روی پرده بیاورید اما حالا ما قادر هستیم مستقیماً به درون آنها نفوذ کنیم و این همان لذتِ سریال است و امیدوارم مردم در این مسیر با ما همراه شوند.
Peter Claffey و Dexter Sol Ansell برای ساختنِ دوستیِ «دانک و اگ» آنها در دنیای واقعی هم با هم صمیمی شدند
دکستر در این باره میگوید که ما تقریباً هر آخر هفته به شهربازی میرفتیم و نتیجهی آن هزاران هزار بلیط جایزه است که جمع کردهایم. ما آخر هفتهها را با هم میگذراندیم، بیرون میرفتیم و با هم شام میخوردیم. پیتر میافزاید که دکستر عاشق فایو گایز (نوعی رستوران خاص) است. اینجا دکستر میافزاید که من عاشق میلکشیکهایشان هستم زیرا همیشه طعم خردهبیسکویت اوریو و کره بادامزمینی را میگیرم، بهترین است.
پیتر در این باره شروع به گفتن کرده و اظهار دارد که ما خیلی خوششانس بودیم که در مکانی نزدیک به یک شهربازی بزرگ، یک فایو گایز و یک سینما اقامت داشتیم و زمان زیادی را با هم گذراندیم. دکستر خانوادهی بسیار دوستداشتنیای دارد و ما دیالوگها را با هم تمرین میکردیم. کلی هم شطرنج بازی کردیم و من بار اول بردم اما بعد از آن دکستر در تکتکِ دفعاتِ دیگر برنده شد.
در طول تستهای بازیگری Dexter Sol Ansell طرفدار Peter Claffey بود تا او نقش را به دست آورد
دکستر: من در دفترِ مدیر انتخاب بازیگری یعنی لوسی بوان (Lucy Bowen) بودم و دانکهای بسیار متفاوتی آنجا بودند اما پیتر محبوبترینِ من بود. وقتی شنیدم که نقش را گرفتهام، حس فوقالعادهای داشت اما بعد از آن واقعاً دلم میخواست پیتر هم نقش را بگیرد. وقتی شنیدم او قبول شده، با خودم گفتم: یس! چون میدانستم او بهترین است. پیتر اضافه کرد که دکستر کاریزمای خاصی دارد و وقتی خواندنِ صحنهها را با هم شروع میکنید، بلافاصله آن را حس میکنید. او یک جور شکوهِ شاهانه و یک معصومیتِ کودکانه و بیخیال را با خود میآورد که برای نقش Egg کاملاً بینقص بود، همچنین کار کردن با او برای من یک افتخار بوده است.
Dexter Sol Ansell میگوید صحنهی طنابکشی، یکی از لحظات محبوب او بود
از نظر دکستر صحنهی طنابکشی باورنکردنی بوده و خیلی باحال بود زیرا هیچکس واقعاً به حرف هماهنگکنندههای بدلکاری گوش نمیداد. آنها داشتند یک طنابکشی واقعی انجام میدادند و بعد من مجبور شدم روی طناب آویزان شوم و داشتیم به درون گل و لای میرفتیم. آن روز، اولین روزی هم بود که جورج آنجا حضور داشت و واقعاً آن روز اتفاقات زیادی افتاد. در ادامه پیتر اضافه میکند که صحنهی مورد علاقهی من، صحنهای است که احتمالاً در حال حاضر نمیتوانم دربارهاش حرف بزنم اما چیزی محسوب میشود که در ادامه سریال رخ میدهد. آن صحنه بخش بزرگی از فرآیند تست بازیگری حساب شده و من مجبور بودم آن را روی اسب انجام دهم. انجام دادن آن، یک جورهایی صحنهای احساسی بشمار میرفت چون نشاندهندهی شروعِ این فرآیند محسوب میگردید. به پایان رساندن و فیلمبرداری آن باعث شد همهچیز واقعاً واقعی به نظر برسد و وقتی کارگردان (Sarah Adina Smith) و ایرا گفتند: «آره، گرفتمش (منظور این است که سکانس ضبط شد)»، حس فوقالعادهای داشت.
پیتر و دکستر دربارهی اینکه چرا دانک و اگ تا این حد با هم هماهنگ هستند، توضیح میدهند
دکستر در انتها میگوید که آنها آدمهای بسیار متفاوتی هستند، طوری که فکرش را هم نمیکنید با هم کنار بیایند اما وقتی واقعاً آنها را کنار هم میگذارید، میبینید که اِگ چیزهای زیادی از دانک یاد میگیرد و دانک هم متقابلاً درسهای زیادی از اگ میآموزد. پیتر هم میگوید که یک جور همزیستیِ دانش و مسیریابی در این دنیا میان آنها وجود دارد که این موضوع در یکی دو قسمت اول، زمانی که هنوز کاملاً مطمئن نیستند طرف مقابل کیست، حتی بیشتر میدرخشد. بازی کردنِ این رابطهی واقعاً دوستداشتنی روی پرده، بسیار لذتبخش است.

رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول

نظرات