
معرفی شخصیتهای سریال شوالیه هفت پادشاهی | بیلور تارگرین
در حالی که مدتی از پخش سریال A Knight of the Seven Kingdoms میگذرد، میخواهیم به بررسی شخصیت بیلور تارگرین بپردازیم. با مجله بازار همراه باشید.
اگر مجموعه رمانهای Tales of Dunk and Egg را خوانده باشید یا سریال A Knight of the Seven Kingdoms را تماشا کرده باشید، نام بیلور تارگرین (Baelor Targaryen) قطعاً به گوشتان خورده است؛ شخصیتی که تفاوتهای زیادی با دیگر اعضای خاندان تارگرین دارد. اکثر آنها افراد مغروری بوده و خود را بالاتر از دیگران میدیدند اما بیلور خودش را یک «بنده» میدانست. تا جایی که بجای توسعه دادن قلمرو، سعی کرد مذهب را بین مردم گسترش داده و حتی در کمال ناباوری طرف یک شوالیه گمنام را به جای خانواده خود گرفت. در ادامه مقاله قصد داریم بیشتر با او آشنا شویم.
سرگذشت بیلور تارگرین

شاهزاده بیلور تارگرین در سال ۱۷۰ پس از فتح به دنیا آمد و نخستین فرزند شاه دائرون تارگرین دوم و میریاه مارتل (شاهدخت دورنی) بود. ازدواج دائرون با میریاه یک ازدواج سیاسی برای محکمتر کردن اتحاد تاج و تخت با دورن بود و از همان ابتدا مخالفان زیادی در وستروس داشت. بنابراین بیلور در میان افرادی رشد کرد که برخی ازدواج والدینش را خوش یمن دانسته و برخی دیگر خون دورنی را شایسته نشستن روی تاج و تخت نمیدانستند.
با مرگ اگان چهارم در سال ۱۸۴، دائرون به پادشاهی رسید و بیلور بهعنوان وارث رسمی تاج و تخت معرفی شد و لقب شاهزاده دراگوناستون را دریافت کرد؛ عنوانی که همیشه به ولیعهد اعطا میشد. او از نوجوانی آموزشهای سخت رزمی، سواری، نیزهداری و فنون فرماندهی را زیر نظر بهترین استادان دربار یاد گرفت و به سرعت توانست خود را بهعنوان شاهزادهای که راه و رسم شوالیهگیری را میداندف به همگان معرفی کند.
بیاور تارگرین در هفدهسالگی در عروسی عمهاش دنریس استعداد و شجاعت خود را به رخ کشید. پیروزی او علیه دیمون بلکفایر (برادر ناتنی پدرش که مبارزی مشهور بود) در نبرد نیزه رقم خورد و نه تنها شهرتی زیاد به او داد، بلکه در میان همه با لقب «سپرشکن» شناخته شد. پیروزی بیلور تارگرین علیه دیمون بلکفایر فقط یک دستاورد ورزشی نبود، بلکه پیامی سیاسی داشت؛ زیرا نشان میداد وارث قانونی تاج و تخت از لحاظ مهارت رزمی چیزی از بقیه مدعیان کم ندارد. با این حال، اصالت مادرش که به دورن برمیگشت، همچنان باعث نگرانی بسیاری از لردها بود؛ زیرا آنها افزایش نفوذ دورنیها در تاج و تخت را اتفاق مثبتی نمیدانستند.
بیلور تارگرین سپرشکن در نخستین شورش بلکفایر حضوری تعیینکننده داشت. در نبرد مهمی که در سال 196 رخ داد، فرماندهی نیروهای دورن و استورملندز را بر عهده داشت و با حملهای حسابشده به عقب سپاه دیمون، آرایش شورشیان را بهم زد. هماهنگی او با برادرش میکار هم باعث شد شکستی سنگین به دشمنان وارد شود. این پیروزی جایگاه بیلور را نه تنها بهعنوان وارث تاج و تخت، بلکه بهعنوان فرماندهای باهوش تثبیت کرد.
بیلور در نخستین شورش بلکفایر نقشی تعیینکننده ایفا کرد. در نبرد سرنوشتساز میدان ردگرس در سال ۱۹۶، او فرماندهی نیروهای دورن و استورملندز را بر عهده داشت و با حملهای حسابشده به عقبسپاه دیمون، آرایش شورشیان را برهم زد. هماهنگی او با برادرش میکار—که در خط مقدم دیوار سپر تشکیل داده بود—شورشیان را میان «چکش» و «سندان» گرفتار کرد؛ تمثیلی که بعدها در ترانهای مشهور جاودانه شد. این پیروزی جایگاه بیلور را نهتنها بهعنوان وارث تاجوتخت، بلکه بهعنوان فرماندهای کارآمد تثبیت کرد.
بعد از جنگ، بیلور به مقام دست پادشاه و محافظ قلمرو منصوب شد. او در جلسات شورای کوچک حضوری فعال داشت و به واسطه نگاه بلند مدتش به مسائل شناخته میشد. طبق شنیدهها، مقابل درخواستهای سختگیرانه برایندن ریورز میایستاد و معمولاً بدنبال بخشش دشمنان شرافتمند بود تا از چرخه بیپایان خون ریزی جلوگیری کند. این نگاه، درک سیاسی و انسانی او را نشان میداد؛ بیلور معتقد بود که اقتدار واقعی از عدالت میآید، نه صرفاً از ترس.
در سال ۲۰۹ و در مسابقات اشفورد میدو، یکی از انسانیترین جلوههای شخصیتی بیلور تارگرین خودش را نشان داد. او سر دانکن بلندقد را به بواسطه استادشف یعنی سر آرلان پنیتری شناخت و ضمانتش را کرد تا در رقابتها حضور پیدا کند. وقتی که دانکن برای دفاع از دختری بیگناه با شاهزاده ایریون درگیر شد و کار به محاکمه هفت نفره (Trial of Seven) کشید، بیلور بدون توجه به فشارهای خانوادگی، عدالت را انتخاب کرد و در کنار دانکن ایستاد.
قبل از آغاز نبرد، از تجربه نظامیاش برای کمک به متحدان دانکن استفاده کرد و به آنها گفت از نیزههای مسابقهای استفاده کنند تا در ضربه نخست دست بالا را داشته باشند. او همچنین مطمئن بود شوالیههای گارد شاهی بخاطر سوگندی که خوردهاند، به او آسیبی نمیرسانند. دانکن و همراهانش پیروز شدند اما حین نبرد گرز میکار به سر بیلور خورد و بشدت زخمیاش کرد.
او در آغوش دانکن جان سپرد و بدن بیجانش طبق آیین تارگرینها در اشفورد سوزانده شد. مرگ بیلور تارگرین ضربهای سنگین به پادشاهی بود؛ چون بسیاری امید داشتند با رسیدن او به پادشاهی، آیندهای آرام در انتظار وستروس باشد.
شخصیت بیلور تارگرین

بیلور تارگرین با لقب سپرشکن شناخته میشد و بیشتر از هر چیز بخاطر جوانمردی و اعتقاد عمیقش به شوالیهگری شناخته میشد. او قدرت و مهارت رزمی زیادی داشت اما هرگز اجازه نمیداد غرور کنترل رفتار و اقداماتش را بدست بگیرد. برخلاف بسیاری از شاهزادگان که خود را بالاتر از دیگران میدیدند، بیلور محترمانه رفتار میکرد. او به عدالت باور داشت و حتی در برابر دشمنان هم اصول اخلاقی را رعایت میکرد. همین ویژگی باعث شده بود بسیاری او را نمونه کامل یک وارث شایسته برای تاج و تخت بدانند.
بیلور تارگرین فردی باهوش و آیندهنگر بود. او در مقام دست پادشاه نشان داد که به جای خشونت و انتقام، بدنبال آشتی و ثبات سیاسی است. معتقد بود بخششِ دشمنان شرافتمند میتواند از شورشهای بعدی جلوگیری و چرخه خونریزی را متوقف کند. این دیدگاه او را مقابل شخصیتهای سختگیرتری در دربار قرار میداد اما نشان میداد درک عمیقی از پیچیدگیهای حکومتداری دارد. بیلور میدانست که اقتدار فقط از راه ترس به دست نمیآید، بلکه نیازمند احترام و اعتماد مردم و اشرافزادگان است.
بیلور تارگرین فردی متواضع بود. علیرغم اصالت دورنیِ مادرش و نگاههای بدبینانه برخی لردها، هیچ وقت سعی نکرد کینهای از آنها به دل بگیرد و با رفتار و عملکردش سعی میکرد شایستگی خود را ثابت کند. حمایت او از سر دانکن بلندقد نشاندهنده روحیه عدالت محور او بود؛ شاهزادهای که حاضر شد برای دفاع از عدالت، حتی در برابر اعضای خاندان خود بایستد. همین ترکیب از نجابت، شجاعت و اعتدال بود که بیلور سپرشکن را به یکی از محبوبترین چهرههای خاندان تارگرین تبدیل کرد.
نظر شما در رابطه با شخصیت بیلور تارگرین چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول














کلا اشباه گفتی ی نگاهی بنداز این بیلوری ک معرفی با بیلور سریال فرق داره
این مقاله سرشار از تناقض. بیلور ولیعهد بود و در محاکمه هفت به دست برادرش کشته شد یا در ۱۷ سالگی تاجگذاری کرد و شاه شد!!؟؟
سلام.
ممنون بابت توجه و دقتتون. ایراد متن برطرف شده.