اخبار سینما و انیمیشن خبر

رتبه‌بندی ۸ شخصیت اصلی سریال شوالیه هفت پادشاهی

سریال شوالیه هفت پادشاهی نفس تازه‌ای به فرنچایز محبوب بازی تاج و تخت (Game of Thrones) از شبکه اچ‌بی‌او (HBO) دمیده است. این مجموعه با معرفی چهره‌هایی کاملاً جدید، ما را به دورانی می‌برد که هنوز اژدهایان خاطره‌ای دور نیستند و تارگرین‌ها بر وستروس حکومت می‌کنند.

برای تماشای سریال شوالیه هفت پادشاهی این‌جا کلیک کنید

بهترین شخصیت‌های این سریال از همین حالا در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان چهره‌هایی نمادین و ماندگار هستند. در حالی که احتمالاً چهره‌های آشنای زیادی را در فصل دوم نخواهیم دید – حداقل نه در صورتی که سریال بخواهد به طور دقیق از رمان شمشیر قسم خورده (The Sworn Sword) نوشته جرج آر. آر. مارتین (George R.R. Martin) پیروی کند – بازیگران اصلی در شش قسمت ابتدایی آن‌قدر عمق و پیچیدگی از خود نشان می‌دهند که اگر هرگز به داستان بازنگردند، مایه تاسف است.  البته با توجه به برنامه بلندپروازانه ایرا پارکر (Ira Parker)، شورانر سریال، برای ساخت ۱۵ فصل، من همچنان به بازگشت آن‌ها امیدوار هستم.

 

در بدترین حالت، قطعا سر دانکن بلندقامت (Ser Duncan the Tall) و اگ (Egg) را دوباره خواهیم دید. آن‌ها بار اتفاقات فصل اول شوالیه هفت پادشاهی و همچنین خاطره افرادی را که با آن‌ها ملاقات کرده‌اند، به دوش خواهند کشید. شخصیت‌های برجسته شش قسمت اول، طیف گسترده‌ای از افراد بی‌رحم و منفور تا انسان‌های قابل درک و خاکستری را در بر می‌گیرند. این کاراکترها پتانسیل این را دارند که پس از گذشت چند فصل، به اندازه برترین و شناخته‌شده‌ترین قهرمانان بازی تاج و تخت محبوب شوند.
هشدار: در ادامه مقاله، خطر لو رفتن داستان (اسپویل) برای فصل اول وجود دارد.

۸. اریون تارگرین (Aerion Targaryen)

از میان تمام شخصیت‌های مهم فصل اول، شاهزاده اریون تارگرین به راحتی منفورترین چهره داستان است. اگرچه برادر او، دیرون (Daeron)، اشاره می‌کند که در پس این خشونت، عمقی در شخصیت اریون نهفته است، اما ما روی صفحه تلویزیون مدرک چندانی برای اثبات این ادعا نمی‌بینیم. کاملاً واضح است که رفتار سادیستی و بی‌رحمانه او، حداقل تا حدودی، به دلیل جنون موروثی و کاهش نفوذ خاندان تارگرین (House Targaryen) است؛ موضوعی که فین بنت (Finn Bennett)، بازیگر این نقش، نیز در مصاحبه‌هایش آن را تایید کرد.

این ظرافت‌های روان‌شناختی، اریون را کمی جذاب‌تر جلوه می‌دهد، هرچند به اندازه‌ای پرداخته نشده که بتوانیم او را در رتبه بالاتری قرار دهیم. او از این جهت که خشم و انزجار مخاطب را به شدت برمی‌انگیزد، یک شرور بسیار موفق محسوب می‌شود؛ دستاوردی که گواهی بر نویسندگی درخشان سریال و نقش‌آفرینی بی‌نظیر بنت است. با این حال، اریون با تبدیل شدن به کامل‌ترین و پخته‌ترین شخصیت شوالیه هفت پادشاهی فاصله زیادی دارد و قطعا نمی‌توان او را سرگرم‌کننده‌ترین یا همدلی‌برانگیزترین چهره سریال دانست.

۷. میکار اول تارگرین (Maekar I Targaryen)

شاهزاده میکار اول تارگرین در نگاه اول به اندازه اریون خشن و دافعه‌برانگیز به نظر می‌رسد، اما قسمت پایانی فصل اول ثابت می‌کند که او شخصیتی بسیار عمیق‌تر و پیچیده‌تر از یک شاهزاده مغرور است. میکار در لایه‌های زیرین شخصیت خود، سطحی از درگیری‌های درونی را نشان می‌دهد که واقعا برای مخاطب جذاب است، حتی اگر این موضوع به دوست‌داشتنی‌تر شدن او کمکی نکند.

معرفی شخصیت‌های سريال شوالیه هفت پادشاهی | دیرون تارگرین

احساس گناه سنگین او در مورد سرنوشت تلخ بیلور (Baelor) در دادگاه هفت نفره و همچنین نگرانی‌های پدرانه‌اش در مورد آینده فرزندانش، دقیقا همان تعادل بی‌نقصی است که یک کاراکتر را از حالت تک‌بعدی خارج می‌کند. این کشمکش‌ها به میکار انسانیتی می‌بخشند که در بسیاری از بدترین و تاریک‌ترین شخصیت‌های بازی تاج و تخت مفقود است و باعث می‌شوند او یک چهره کاملاً واقع‌گرایانه و ملموس به نظر برسد. جای تاسف دارد که ما میکار را در طول فصل اول بیشتر از این نمی‌بینیم، اما سم اسپرول (Sam Spruell) در همان صحنه‌های محدود خود، هنرنمایی خیره‌کننده‌ای ارائه می‌دهد.

۶. ریمون فاسووی (Raymun Fossoway)

شاید ریمون فاسووی به اندازه میکار یا حتی اریون شخصیتی چندلایه و پیچیده نداشته باشد، اما او در طول فصل اول خود را به عنوان یک انسان واقعا شریف و خوش‌قلب ثابت می‌کند و به خاطر این ویژگی‌های اخلاقی، شایسته تقدیر فراوان است. ریمون در ابتدای داستان به عنوان یک نوچه (اسکوایر) برای پسرعموی مغرورش خدمت می‌کند، اما در بزنگاه‌های حساس ثابت می‌کند که مردی بسیار شریف‌تر و شجاع‌تر از سر استفون (Ser Steffon) است. (طرفداران کتاب می‌دانند که همین اتفاقات زمینه‌ساز شکاف بین فاسووی سیب سرخ و سیب سبز می‌شود!)

 

او همچنین رفاقت خالصانه‌ای با دانک برقرار می‌کند. وفاداری بی‌قید و شرطی مانند وفاداری ریمون در هفت پادشاهی، یک اتفاق نادر و گوهر نایاب است و این که در پایان داستان او به سرانجام خوبی دست پیدا می‌کند، باعث آرامش خاطر مخاطب می‌شود. مسیر شخصیتی ریمون شاید به اندازه سایرین تامل‌برانگیز نباشد، اما گاهی اوقات ساده‌ترین و بی‌آلایش‌ترین چهره‌ها، همان‌هایی هستند که طرفداری از آن‌ها لذت‌بخش‌تر است. این دلایل برای قرار دادن او در صدر فهرست کافی نیست، اما او را با افتخار در میانه جدول جای می‌دهد.

۵. بیلور تارگرین

شاهزاده بیلور تارگرین (معروف به بیلور نیزه‌شکن) به همه ثابت می‌کند که برخلاف تصور عامه، انسان‌های معقول، خردمند و به‌شدت شریفی در میان خاندان سلطنتی وستروس (Westeros) وجود دارند. او با خرق عادت، به یک حامی بزرگ و غیرمنتظره برای دانک تبدیل می‌شود. بحث‌های جذابی در میان طرفداران در جریان است که آیا دغدغه واقعی بیلور صرفاً حفظ آبرو و اعتبار خاندان تارگرین است یا از یک حس اخلاقی عمیق و اصیل نشات می‌گیرد.

یادداشت: چرا بیلور تارگرین در سریال شوالیه هفت پادشاهی به دانک پیوست؟

در نهایت، همین ابهام در انگیزه‌های اوست که بیلور را به چهره‌ای واقع‌گرایانه‌تر تبدیل می‌کند. او منطقاً نگران هر دو موضوع است و توانایی بی‌نظیر او در ایجاد تعادل بین سیاست و اخلاق، ثابت می‌کند که او می‌توانست یک پادشاه افسانه‌ای برای وستروس باشد. همین شایستگی‌هاست که مرگ غیرمنتظره و فداکارانه او را به یکی از تراژدیک‌ترین لحظات شوالیه هفت پادشاهی تبدیل می‌کند. طرفداری از بیلور کار بسیار آسانی است، اما از آنجا که او شخصیتی نسبتاً منطقی، باثبات و بدون نقطه‌ضعف‌های تاریک است، کمی از جذابیت دراماتیک قهرمانان پر از نقص سریال فاصله می‌گیرد و در رتبه پنجم می‌ایستد.

۴. سر ارلان پنی‌تری (Ser Arlan of Pennytree)

یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت فصل اول این است که نسبت به کتاب‌های مارتین، بسیار عمیق‌تر و دقیق‌تر به شخصیت سر ارلان پنی‌تری می‌پردازد. با توجه به این که در نمای پایانی می‌بینیم سر ارلان راه خود را از دانک و اگ جدا می‌کند (در خاطرات)، هنوز مشخص نیست که آیا روح استاد قدیمی دانک در ادامه داستان نیز بر روایت سایه خواهد انداخت یا خیر. اما حتی اگر پرونده او همین‌جا بسته شود، اثری که او بر داستان می‌گذارد فراموش‌نشدنی است.

۱۲ حقیقت جذابی که تماشاگران سریال شوالیه هفت پادشاهی باید بدانند

سر ارلان نمونه بارز و درخشانی از خلق یک شخصیت با لایه‌های روان‌شناختی متعدد است. او ویژگی‌های مثبت فراوانی دارد که باعث رستگاری‌اش می‌شوند و این دقیقاً همان بخش‌هایی است که دانک در قلب خود به خاطر می‌سپارد و آن‌ها را الگوی زندگی‌اش قرار می‌دهد. با این وجود، ارلان یک قهرمان کلیشه‌ای نیست؛ او به عنوان پیرمردی پر از نقص، خسته از روزگار و گاه عجیب و غریب به تصویر کشیده می‌شود. این ترکیب هنرمندانه از نقاط ضعف و قوت، او را به همان اندازه که جذاب است، سرگرم‌کننده نیز می‌کند. دنی وب (Danny Webb) با بازی درخشان خود، جایگاه چهارم این فهرست را برای این شوالیه آواره تضمین کرده است.

۳. لیونل باراتیون (Lyonel Baratheon)

در میان تمام شخصیت‌های مکمل، لیونل باراتیون (ملقب به طوفان خندان) بدون شک ستاره بی‌چون‌وچرای فصل اول است و تمام توجه‌ها را به خود جلب می‌کند. این موفقیت بزرگ را باید مدیون نقش گسترش‌یافته او در اقتباس تلویزیونی و همچنین انرژی فوق‌العاده و بازی مسحورکننده دنیل اینگز (Daniel Ings) دانست. لیونل یک جنگجوی بی‌باک و به شدت سرگرم‌کننده است که بار کمدی و طنز سریال را تا حد زیادی به دوش می‌کشد و لحظات مفرحی را در این دنیای تاریک رقم می‌زند.

با این حال، در لابه‌لای دیالوگ‌های او نظراتی به گوش می‌رسد که نشان می‌دهند او یک نیمه تاریک و سرکش هم دارد. با این که بر اساس کتاب‌ها او نباید حضور پررنگی در فصل دوم داشته باشد، امیدوارم نویسندگان سریال فرصتی برای واکاوی این جنبه از شخصیت او (و شاید اشاره به شورش‌های آینده‌اش) پیدا کنند. لیونل استادانه تعادلی را که یک بازیگر مکمل باید داشته باشد حفظ می‌کند؛ او بیننده را با کاریزمای خود جلب کرده و عطش دیدن حضور دوباره‌اش را در مخاطب زنده نگه می‌دارد.

۲. ایگون تارگرین ملقب به اگ (Aegon Egg Targaryen)

طبیعتاً دو نقش اصلی سریال باید صدر این فهرست را به خود اختصاص دهند و من با اختلافی بسیار اندک، اگ را در رتبه دوم قرار می‌دهم؛ حداقل تا اینجای داستان. بازی حیرت‌انگیز دکستر سول انسل (Dexter Sol Ansell) این انتخاب و رتبه‌بندی را بسیار دشوار می‌کند، چرا که او با انرژی بی‌پایان، جسارت و نمک خاص خود به بهترین شکل به اگ جان می‌بخشد.

فصل دوم شوالیه هفت پادشاهی: تمدید، سال انتشار، داستان و هر آنچه می‌دانیم

این بازیگر خردسال به همان اندازه در به تصویر کشیدن عمیق‌ترین ناامنی‌ها، ترس‌ها و کینه‌های فروخورده یک شاهزاده پنهان‌شده توانمند است؛ موضوعی که در قسمت پایانی به اوج خود می‌رسد. به جرات می‌توان گفت در صورت داشتن زمان بیشتر برای پردازش شخصیت، اگ پتانسیل این را دارد که بهترین کاراکتر کل فرنچایز شود. استعداد بازیگر و کیفیت دیالوگ‌ها بی‌نظیر است، اما اتفاقات فصل اول بیشتر در خدمت رشد شخصیتی دانک است تا اگ. با این حال، به ندرت در تاریخ تلویزیون پیش می‌آید که یک کودک با چنین ظرافت بی‌نظیری نقش‌آفرینی کند، بی‌آنکه معصومیت و حس شگفتی کودکانه‌اش خدشه‌دار شود.

۱. سر دانکن بلندقامت

تنها با استناد به وقایع فصل اول، سر دانکن بلندقامت با شایستگی کامل عنوان بهترین و جذاب‌ترین شخصیت سریال را از آن خود می‌کند. پیش از هر چیز، دانک همان قهرمان ساده، شرافتمند و قابل درکی است که دنیای پر از خیانت و سیاهی بازی تاج و تخت به شدت به آن نیاز دارد. او تجسم عینی نیت‌های خیر، فروتنی و ارزش‌های اصیل شوالیه‌گری است؛ ویژگی‌هایی که باعث می‌شوند مخاطب با تمام وجود بخواهد از او در برابر اشراف‌زادگان فاسد وستروس حمایت کند.

با این حال، در طول سریال نشانه‌های ظریفی وجود دارد که مشخص می‌کند شاید او واقعاً به دست استادش شوالیه نشده باشد و برای رسیدن به این جایگاه متوسل به دروغی مصلحتی شده است. همین نقص کوچک و تلاش او برای اثبات ارزش‌هایش، دانک را بسیار انسانی‌تر و باورپذیرتر جلوه می‌دهد و می‌تواند در آینده زمینه‌ساز افشاگری‌های دراماتیکی شود. پیتر کلافی (Peter Claffey) با مهارتی مثال‌زدنی، هم‌زمان شجاعت قهرمانانه دانک و رفتار معذب، خام و ساده‌دلانه او را به تصویر می‌کشد. او درست به اندازه اگ دوست‌داشتنی است، اما از آنجا که دانک در فصل اول بار احساسی سنگین‌تری را به دوش می‌کشد و با چالش‌های اخلاقی بزرگ‌تری روبه‌رو می‌شود، در رتبه اول فهرست ما و بالاتر از نوچه وفادارش قرار می‌گیرد.

منبع: Comicbook


رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سک‌شات – قسمت اول

رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سک‌شات - قسمت اول
تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها