معرفی شخصیتهای سریال شوالیه هفت پادشاهی | سر دانکن بلندقد
با شروع پخش سریال A Knight of the Seven Kingdoms، تصمیم گرفتیم به بررسی شخصیت سر دانکن بلندقد بپردازیم. با مجله بازار همراه باشید.
دومین اسپنآف سریال Game of Thrones که A Knight of the Seven Kingdoms نام دارد، از چند هفته قبل کار خود را بطور رسمی آغاز کرده است. تاکنون چهار قسمت روی آنتن رفته و بازخوردهای منتقدان و مخاطبان بسیار مثبت بوده است. اتفاقات اسپین اف جدید گیم او ترونز روی شخصیتی به نام سر دانکن بلندقد (Sir Duncan the Tall) تمرکز دارد که در ادامه مقاله قصد داریم به معرفیاش بپردازیم. در ادامه شاهد اسپویل داستانی خواهیم بود.
سرگذشت سر دانکن بلندقد
دانکن که بعدها به دانکن بلندقد معروف میشود، در بدترین نقطه پایتخت یعنی فلی باتم به دنیا آمد؛ جایی که بچهها خیلی زود میمیرند یا خیلی زود یاد میگیرند چطور زنده بمانند. او یتیم بود و سالهای کودکیاش را در کوچهها گذراند تا اینکه سر آرلن، یک شوالیه دورهگرد پیر، او را به شاگردی قبول کرد. آرلن مردی کم حرف بود و دانک زیر دست او شمشیر زدن، نیزه زدن و شوالیهگری را یاد گرفت.
با وجود خشونت ظاهری، آرلن برای دانکن چیزی شبیه به خانواده بود. وقتی داستان A Knight of the Seven Kingdoms آغاز میشود، سر آرلن در راه تورنمنت بزرگ اشفورد از دنیا میرود. دانک او را بر بالای تپهای کوچک دفن میکند. همه دارایی استادش (زره کهنه، اسبها و نامش) حالا به او رسیده است. با اینکه مطمئن نیست واقعاً شوالیه شده یا نه، تصمیم میگیرد شانسش را امتحان کرده و خودش در تورنمنت شرکت کند. سر دانکن بلندقد در راه به مهمانخانهای رسیده و پسربچهای کچل را میبیند که گمان میکند شاگرد اصطبل است. اسبهایش را به او میسپارد. در ادامه میفهمد با بچهای طرف است که زبان تند و اعتماد به نفس عجیبی دارد. این پسر خودش را «اِگ» معرفی میکند و اولین برخوردشان پر از فحش و سوء تفاهم است؛ مخصوصاً وقتی دانکن میبیند اگ زره سر آرلن را پوشیده و ادای شوالیهها را در میآورد.
دانکن به اشفورد رسیده و با صحنهای روبهرو میشود که برایش هیجانانگیز و ترسناک است: اردوگاهی عظیم از شوالیهها، اشرافزادگان و تاجران. برای ورود به مسابقه باید ثابت کند شوالیه است. اما مشکل اینجاست که هیچ مدرکی ندارد، جز حرف خودش و شمشیری که از استادش به ارث برده. استاد مسابقات از او میخواهد شوالیهای معتبر را پیدا کند که سر آرلن را به یاد بیاورد. دانکن میان چادرها میگردد، تحقیر میشود، جدی گرفته نمیشود و بارها دست خالی برمیگردد.
در این میان با چهرههای مختلفی روبهرو میشود: رایمون فوسووی خوشبرخورد، استفون فوسووی مغرور و لیونل باراتیون که از هیکل عظیم دانکن خوشش میآید و با او شوخی میکند. دانکن با وجود سادگی و دستوپاچلفتی بودنش، صادق بوده و همین صداقت توجه بعضیها را جلب میکند. با ورود شاهزادگان تارگرین به اشفورد فضا تغییر میکند. ایریون تارگرین با غرور و تحقیر با دانکن برخورد کرده و او را با شاگرد اصطبل اشتباه میگیرد. اما بیلور تارگرین (شاهزادهای متین و آیندهنگر) وقتی داستان دانک را میشنود، به یاد سر آرلن میافتد. او تایید میکند آرلن شوالیهای شرافتمند بوده و همین برای ثبت نام دانک کافی است. البته به او میگوید نمیتواند نشان خانوادگی استادش را به ارث ببرد و باید برای خودش نشانی تازه انتخاب کند.
دانکن به سراغ عروسکگردانی به نام تنسل میرود و از او میخواهد سپرش را نقاشی کند: درخت نارونی در پسزمینه گرگومیش و ستارهای دنبالهدار در آسمان. نشانی ساده اما متعلق به خودش. در این مدت، سر و کله اگ دوباره پیدا شده و اینبار اصرار دارد شاگرد دانکن شود. در ابتدا مقاومت میکند اما در نهایت میپذیرد. همان شب، وقتی زیر آسمان پرستاره دراز کشیدهاند، اگ ستارهای دنبالهدار را نشانش داده و میگوید این نشانه خوششانسی است. برای تهیه زره مناسب، دانکن مجبور میشود با آهنگری به نام استیلی پیت معامله کرده و حتی اسب محبوبش سوییتفوت را بفروشد، با این امید که اگر برنده شد دوباره او را پس بگیرد. روز مسابقه، وقتی مهارت شوالیههای بزرگ را در میدان میبیند، شک به دلش میافتد. آیا واقعاً به این دنیا تعلق دارد؟ آیا فقط پسری از فلی باتم نیست که بیش از حد رویاپردازی کرده است؟

سر دانکن بلندقد فهمیده حقیقت همیشه ساده نبوده و هر دو طرف یک درگیری میتوانند همزمان حق داشته باشند. او در نهایت راهی را برای حل درگیری انتخاب میکند که از خونریزی بیشتر جلوگیری شود. در ماجرای The Mystery Knight هم دانکن ناخواسته در توطئهای مرتبط با شورشهای بلکفایر گرفتار شده و دوباره میان وفاداری، شرافت و سیاستهای خطرناک وستروس قرار میگیرد. دانکن بلندقد بعدها به فرمانده گارد پادشاهی تبدیل شد و نزدیکترین محافظ پادشاه ایگون پنجم تارگرین (همان اگ) شد. رابطه میان آن دو که از دوستی ساده استاد و شاگرد آغاز شده بود، به رابطهای عمیق برای هفت پادشاهی تبدیل شد. با این حال، پایان زندگی دانکن تراژیک است؛ او در فاجعه سامرهال جان باخت. او تا واپسین لحظه برای نجات دیگران جنگید. دانک هرگز سیاستمدار بزرگی نشد و نامش در تاریخ به اندازه شاهان تکرار نمیشود اما میراثش ماندگار است: اینکه افتخار واقعی نه در خون نجیب، بلکه در اعمالی نجیب است.
ویژگیهای شخصیتی سر دانکن بلندقد
سر دانکن بلندقد در کتابهای A Knight of the Seven Kingdoms بیشتر با سادگی، صداقت و عدالتخواهیاش شناخته میشود. او از طبقه فقیر آمد و هرگز آداب اشرافی را یاد نگرفت اما درست و غلط را به خوبی میفهمد. دانکن احمق نیست اما چندان اهل فکر کردن نیست. بارها میبینیم که به جای در نظر گرفتن عاقب یک عمل فقط به وجدانش اهمیت میدهد. مهمترین ویژگی او این است که «شوالیه بودن» را نه در عنوان، بلکه در رفتار میبیند. او شاید از نظر نسب خانوادگی همسطح دیگران نباشد اما بیشتر از دیگر شوالیههای اصیل به سوگندهایش پایبند است. احساس مسئولیت نسبت به ضعیفترها، وفاداری به قولی که داده و حس بدی که از شکست اخلاقی دارد، ستونهای شخصیت او هستند.
سر دانکن بلندقد اصلاً خودش را بالاتر از دیگران نمیبیند. او نسبت به جایگاهش تردید دارد؛ بعضی وقتها خودش را «پسری از فلیباتم» میبیند و از مقایسه با شوالیههای مشهور حس بدی پیدا میکند. در برابر زنان خجالتی میشود و در گفتوگو با اشراف حس میکند به جمعشان تعلق ندارد. با این حال، در پس این کمبود اعتمادبهنفس، ثبات اخلاقی و مهربانی عمیقی نهفته است. رابطهاش با اِگ نشان میدهد که صبور، حمایتگر و در عین حال آمادهٔ یادگیری است؛ او نهتنها استاد، بلکه همراهی انسانی برای شاگردش است. دانک برخلاف بسیاری از قهرمانان وستروس، جاهطلب نیست؛ او به دنبال قدرت یا افتخار بزرگ نیست، بلکه میخواهد «آدم درستی» باشد. همین انسانبودنِ بیادعا، او را به یکی از اخلاقیترین و در عین حال تراژیکترین شخصیتهای جهان مارتین تبدیل میکند.
نظر شما در رابطه با شخصیت سر دانکن بلندقد چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات