
هشت مانگا متوسط که به واسطه انیمه اقتباسی محبوب شدند
در طول تاریخ محبوبیت بالای مانگاها باعث شده که انیمههای موفقی بر اساس آنها ساخته شود. عکس این موضوع هم صادق بوده؛ انیمههای موفق و محبوب باعث شدهاند که منبع اقتباس متوسط به شهرت زیادی دست پیدا کند. در این مطلب مانگاهای متوسطی را معرفی میکنیم که به کمک انیمه اقتباسیشان طرفداران زیادی به دست آوردهاند. با مجله بازار همراه باشید.
مانگا و انیمه همیشه شهرت و محبوبیت یکسانی ندارند. برای مثال مجموعه One-Punch Man محبوبیت خود را مدیون انیمه اقتباسی است و مانگا به دلیل ریتم، ساختار و پیروی از کلیشههای شونن در حد آثار معمولی بود. در قبال چنین آثاری، انیمه اقتباسی بار سنگینی را به دوش کشیده و باید به تجربهای به مراتب بهتر از آن چه که روی کاغذ ارائه شده، تبدیل شود. اختلاف بین مانگا و انیمه از آن جهت اهمیت دارد که مجموعههایی مثل Tokyo Revengers ،Sword Art Online ،The Seven Deadly Sins ،Fairy Tail و Tokyo Ghoul به کمک انیمه خود به آثاری بزرگ و پرمخاطب تبدیل شده و توانستند مدیوم ژاپنی را به شهرت جهانی برسانند. انیمه اقتباسی توانسته مانگاهای متوسط متعددی را به محبوبیت برساند که در ادامه برخی از آنها را معرفی خواهیم کرد.
مانگا و انیمه Demon Slayer
مانگا شیطان کش به نویسندگی و تصویرگری کویوهارو گوتوگه، در بازه زمانی فوریه ۲۰۱۶ تا می ۲۰۲۰ به عنوان بخشی از هفتهنامه شونن جامپ منتشر و در قالب ۲۳ جلد تانکوبون جمعآوری شد. تانجیرو و نزوکو کامادو به عنوان شخصیتهای اصلی، بار احساسی بینظیری را شکل میدهند. مانگا Demon Slayer به جای روایت داستانی پیچیده، بیشتر روی مفاهیمی مثل فداکاری، غم و تلاش برای تغییر تکیه میکند. تانجیرو به عنوان شخصیتی که همواره روی اخلاقیات پافشاری میکند، به مجموعه دیمن اسلیر کمک کرده تا تجربهای فراتر از صفحه نمایش بوده و حتی در دنیای واقعی با مخاطبان همراه باشد.
استودیو Ufotable با انیمه تلویزیونی و آثار سینمایی به خصوص Mugen Train، وجهه عمومی مجموعه شیطان کش را به کلی تغییر داد. این اقتباس توانست تجربه معمولی و ساده مانگا را به یک اثر به شدت چشمنواز و هیجانانگیز تبدیل کند. علاوه بر این، در بخشهای ابتدایی مانگا بیش از حد از دیالوگ استفاده شده که این نقطه ضعف در انیمه اقتباسی رفع شده است. محبوبیت انیمه Demon Slayer در درجه اول باعث شهرت مانگا و در درجه دوم موجب تبدیل شدن آن به یک پدیده فرهنگی شده است.
مانگا و انیمه Black Clover
مانگا Black Clover، به نویسندگی و تصویرگری یوکی تاباتا، از فوریه ۲۰۱۵ شروع به انتشار کرده است. آستا و یونو به عنوان شخصیتهای اصلی، رقابتی را شکل میدهند که حال و هوای معمول آثار شونن را در خود دارد. این امر موجب شده که دنبال کردن مانگا آسان باشد، اما در مقابل به ندرت اتفاقی غافلگیرکننده رخ میدهد. انیمه بلک کلاور، محصول استودیو Pierrot، اصلیترین عامل در شهرت مجموعه مذکور بوده و باعث شده که مخاطبان بسیاری سالها آن را دنبال کنند.
انیمه شبدر سیاه به لحاظ ریتم و اکشن عملکرد عالی داشته، اما از کلیشههای رایج پیروی کرده و ساختار قابل پیشبینی دارد. جوخه گاو سیاه بعد اجتماعی مجموعه را شکل داده که به بهترین شکل از آن استفاده میشود. کار تیمی و شوخیهای بین اعضا باعث شده که روند اوجگیری آستا بهتر از مانگا به تصویر کشیده شود. انیمه Black Clover تمام مشکلات و ضعفهای مانگا را رفع کرده و به مجموعه بلک کلاور کمک میکند که به اثری به مراتب بزرگتر از منبع اصلی تبدیل شود.
مانگا و انیمه The Seven Deadly Sins

ناکابا سوزوکی، مجموعه The Seven Deadly Sins را حول یک چارچوب فانتزی و قرون وسطایی ساخته که روایتی به دور از پیچیدگی دارد. این امر باعث شده که انیمه هم کار سختی نداشته و دنبال کردن آن برای همه مخاطبان ممکن باشد. ملیوداس، الیزابت و سایر شخصیتهای اصلی که از ساختاری قابل پیشبینی پیروی میکنند، ماموریتهای مرسومی مثل نجات، آزمون وفاداری و درگیر شدن با سیاستهای حکومت را تجربه میکنند. با این که فضای اروپایی به بهترین شکل در انیمه به تصویر کشیده شده، اما نقطه قوت اصلی اثر اقتباسی گسترش دنیا و داستان و بهبود آنها نسبت به مانگا است.
استودیو A-1 Pictures انیمه The Seven Deadly Sins را با جلوههای بصری چشمنواز در سال ۲۰۱۴ شروع و هیرویوکی ساوانا با آهنگهای خود آن را به آثار سینمایی نزدیک کرد. انیمه مذکور از آن جهت اهمیت دارد که انرژی و هیجان مجموعه هفت گناه کبیره را بهتر از مانگا به مخاطبان منتقل میکرد. محبوبیت انیمه The Seven Deadly Sins موجب شد که مانگا گسترش قابلتوجهی پیدا کرده و تا سال ۲۰۱۸ به میزان ۳۷ میلیون نسخه فروش داشته باشد.
مانگا و انیمه Tokyo Revengers
مجموعه انتقامجویان توکیو، اثر کن واکویی، روی شخصیت تاکهمیچی هاناگاکی تمرکز داشته و همین امر باعث میشود که داستان در سادهترین حالت، جذاب باشد. فضای گنگستری توکیو، درگیریها و تنشها را در سطح خیابان حفظ میکند. این در حالی است که المان سفر در زمان، هر مبارزه را به تلاشی ناامیدانه برای جبران شکستها تبدیل میکند. ساختار اصلی داستان همواره ساده باقی میماند، زیرا مانگا و انیمه به اسطورهشناسی و روایتهای پیچیده متکی نیست. در عوض مانگا Tokyo Revengers روی استرس تمرکز دارد که به واسطه شکستهای مکرر تاکهمیچی به مرور این حس به بیننده هم منتقل میشود.
استودیو Liden Films با انیمه اقتباسی خود توانست که مجموعه انتقامجویان توکیو را به تجربهای به مراتب بهتر تبدیل کند. انیمه Tokyo Revengers در سال ۲۰۲۱ به پدیدهای بزرگ تبدیل شده و Nikkei Entertainment آن را به عنوان پربینندهترین اثر منتشر شده در سرویسهای استریم معرفی کرد. تیتراژ ابتدایی و آهنگ Cry Baby یکی دیگر از دلایل محبوبیت انیمه انتقامجویان توکیو است.
مانگا و انیمه One-Punch Man
مجموعه One-Punch Man، اثر وان، حول یک شوخی ساده میگردد و همه داستان آن به همین امر بستگی دارد. سایتاما چالشهای معمول نبردها را از بین میبرد، زیرا او قادر هر حریفی را تنها با یک مشت شکست دهد. همین پیشزمینه داستانی ساده و عجیب، به مجموعه وان پانچ من هویت میبخشد. تصویرگری یوسوکه موراتا باعث شده که مانگا مرد تک مشتی بیش از نسخه اصلی چشمنواز باشد. همچنین در این اثر شخصیتهای متعددی اضافه شده که باعث شدهاند مجموعه One-Punch Man تازگی خود را حفظ کرده و به واسطه تکرار نابود نشود.
استودیو Madhouse با پخش انیمه وان پانچ من در سال ۲۰۱۵، به خوبی نشان داد که دنیا و شرایط خاص اثر وان را درک کرده است. مبارزات این اثر به خصوص نبرد با لرد بوروس، نمونههای بینظیری از تبدیل کردن یک مانگا متوسط به تجربهای پرطرفدار و پدیدهای فرهنگی است. اگرچه که انیمه One-Punch Man در ادامه افت کرده، اما فصل اول آن توانسته امتیاز ۱۰۰ درصد را در وبسایت راتن تومیتوز دریافت کند. انیمه مرد تک مشتی به واسطه ارائه تجربهای منحصربهفرد، طنز جاری در داستان، شخصیتها، انیمیشن و مبارزاتش مورد تحسین قرار گرفته است.
مانگا و انیمه Fairy Tail

مانگا Fairy Tail بیشتر از آن که به دنبال خلاقیت و نوآوری باشد، قصد دارد تجربهای سرگرمکننده ارائه دهد. این اثر در کنار بار احساسی، در طول ۶۳ جلد خود به مواردی همچون دوستی، کار تیمی و وفاداری میپردازد. تمرکز روی این مفاهیم تا جایی پیش میرود که به هویت مجموعه فیری تیل تبدیل میشوند. هیرو ماشیما نیازی ندارد که در مانگا Fairy Tail وانمود کند در حال کنار زدن کلیشههای شونن است، در عوض او از عناصر آشنا تجربهای لذتبخش خلق میکند.
استودیو A-1 Pictures از سال ۲۰۰۹ شروع به پخش انیمه Fairy Tail کرده است. استودیو مذکور با رنگهای روشن، اوپنینگهای تماشایی و نبردهایی که از نسخه کاغذی هیجان بیشتری دارند، فیری تیل را به تجربهای بهتر تبدیل کرد. با وجود طراحی چشمنواز، مانگا Fairy Tail از ضعفهای داستانی و شخصیتپردازی رنج میبرد. این مشکلات در انیمه هم وجود داشته که مستقیما به منبع اقتباس برمیگردند. ماشیما توانسته که یک اثر استاندارد را به ماجراجویی نفسگیر تبدیل کند که به موجب همین دستاورد، جایزه مراسم ۲۰۰۹ Kodansha Manga Award را به خانه برده و ۷۲ میلیون نسخه فروش را تجربه کرده است.
مانگا و انیمه Sword Art Online

مجموعه Sword Art Online به این دلیل موفق شده که از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطبان معلوم میکند. در حالی که کیریتو و آسونا ساختار فانتزی-عاشقانه را شکل میدهند، اما آینکراد و المان مرگ در بازی، بعد بصری و دراماتیک را به تصویر میکشند. استفاده از فناوری VR باعث شده که مجموعه هنر شمشیر زنی آنلاین برای روایت داستان خود به عناصر پیچیده و توضیح نداشته باشد. در واقع جذابیت اصلی انیمه Sword Art Online نه از پیچیدگی، بلکه از روایت ناشی میشود.
انیمه هنر شمشیر زنی آنلاین، محصول استودیو A-1 Pictures، به اثر رکی کاواهارا شکوه و درخششی را بخشید که لیاقت آن را داشت. همچنین آهنگهای یوکی کاجیوارا زمینهای را فراهم کردند که با وجود ضعفهایی در ساختار و ریتم، همچنان مخاطبان در عمق داستان غرق شوند. انیمیشن، موسیقی و جنبه روانشناختی واقعیت مجازی عملکرد عالی دارند، اما داستان به لحاظ ساختاری جای کار زیادی دارد. با این وجود، انیمه Sword Art Online موفق شد که داستان آشنای گیر کردن در یک بازی ویدیویی را به تجربهای محبوب و ماندگار تبدیل کند. تا اوایل سال ۲۰۲۰، لایت ناولها از مرز ۳۰ میلیون نسخه فروش در سراسر جهان عبور کرده و همچنان بینندگان بسیاری از تماشای انیمه هنر شمشیر زنی آنلاین لذت میبرند.
مانگا و انیمه Tokyo Ghoul

در حالی که مانگا Tokyo Ghoul در بین علاقهمندان ژانر وحشت شناخته شده بود، اما انیمه اقتباسی اصلیترین عامل در تبدیل شدن آن به یک اثر محبوب در بین عموم مخاطبان است. بحران هویت کن کانکی به عنوان یک نیمه غول، به داستان بعد احساسی و دراماتیک بخشیده. این در حالی است که نیمه تاریک داستان به واسطه تضاد بین حیات انسانها و بقای غولها به تصویر کشیده میشود. نقطه قوت مجموعه توکیو غول، فضاسازی است که این جنبه بیشتر از مانگا، در قالب انیمه خودنمایی میکند.
استودیو Pierrot در سال ۲۰۱۴ شروع به پخش انیمه Tokyo Ghoul کرده و آن را با آثار مختلفی ادامه داد. تغییر رنگ موی کانکی به سفید یکی از مشهورترین لحظات انیمه در دهه اخیر است. همچنین موسیقی و فیلمبرداری انیمه توکیو غول موجب شده که خشونت بیش از نسخه کاغذی به چشم بیاید. نارضایتی سوئی ایشیدا، خالق مجموعه Tokyo Ghoul و واکنشها به انیمه Root A نشاندهنده ضعفهای محصول Pierrot هستند، اما همچنان انیمه توکیو غول یکی از محبوبترین آثار تاریخ است.
نظر شما در مورد مانگاهای متوسطی که به واسطه انیمه اقتباسیشان به شهرت رسیدهاند، چیست؟ جای چه آثاری در این لیست خالی است؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
منبع: CBR
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول











نظرات