۶ شخصیت اصلی انیمه که بهتر از تانجیرو هستند
تانجیرو دقیقا از همان نوع قهرمانهایی است که انیمه شیطانکش (Demon Slayer) به آن نیاز دارد. او دارای اراده کافی برای مبارزه با شیاطین بالارده بوده و در عین حال، دلسوزی کافی برای دیدن انسانیت درون هر یک از دشمنان شیطانیاش را هم دارد. طرفداران این انیمه همچنین از حس شوخطبعی تانجیرو و اشتیاق بالای او برای استفاده از قدرت دوستی لذت میبرند. با این حال، اگر اوتاکوی حرفهای باشید، ممکن است تانجیرو را به دلیل ایفای نقش اولی کلیشهای در یک اثر شونن، ارائه شخصیتی بیش از حد خوشقلب، ساده و البته قابل پیشبینی، مورد انتقاد قرار دهید.
در حالی که هیچ دلیلی برای دوست نداشتن یا ایراد گرفتن بیش از حد از تانجیرو وجود ندارد، اما طرفداران انیمه میتوانند گزینههای بهتری در مورد شخصیتهای اصلی در لیست خود داشته باشند. قهرمانهای انیمهای بسیاری هستند که به حل مسائل بسیار پیچیدهتری میپردازند و با ارائه شخصیتی کاملا منحصر به فرد و جدید شناخته میشوند. در طول این مطلب مجله بازار هم قرار است سراغ کاراکترهایی برویم که طراحیشان خلاقانهتر، بهیادماندنیتر و جذابتر از تانجیرو صورت گرفته است.
شخصیت Ichigo Kurosaki
ایچیگو کوروساکی همان تانجیروی واقعی است!
مقایسه انیمه شیطانکش با شوننی پرطرفدار مثل بلیچ (Bleach) واقعا آسان است. این سهولت در مقایسه، شامل دو شخصیت اصلی انیمههای مذکور هم میشود. تانجیرو و ایچیگو کوروساکی (Ichigo Kurosaki) هر دو نوجوانان سرسختی هستند که به خاطر حمله هیولاها به خانوادهشان رنج کشیدند. البته این رنج در نهایت به موتور محرکی برای این شخصیتها تبدیل شد تا قهرمانان ما به شمشیرزنانی استثتنایی تبدیل شوند. طرفداران انیمه عاشق دلسوزی مطلق تانجیرو هستند، اما این موضوع در ادامه کمی تکراری میشود. تانجیرو بیش از حد شبیه یک پسر پاک طینت به نظر میرسد و این در حالی است که ایچیگو، لایههای عمیقتری در وجود خود دارد.
البته که اشتباه نکنید! ایچیگو هم مانند تانجیرو قلب مهربانی دارد، اما در بروز دادن آن گزینشیتر عمل میکند. هرچه باشد، قلب ایچیگو به هنگام مرگ مادرش شکست و مجبور شد برای محافظت از خود و دوستانش، گاهی آن روی سرسختش را هم نشان دهد. در واقع قهرمان این داستان به آرامی خود واقعیاش را به تصویر میکشد و این در حالی است که اندوهش را در طول مسیر و قدم به قدم هضم میکند. همین هویت چند لایه باعث شده تا داستان زندگی این شخصیت، جالبتر از مرگ خانواده کامادو توسط شیاطین و کشته شدن آنها توسط تانجیرو و دسته شیطانکشها باشد.
شخصیت Yuji Itadori
کشمکشهای یوجی محسوستر از ماجراجوییهای تانجیرو به نظر میرسند
جوجوتسو کایسن (Jujutsu Kaisen) یک شونن موفق مدرن دیگر است که قطعا از انیمههای Big Three و شوننهای اصلی الگو گرفته است. درست مثل ناروتو، این اثر هم سه دانشآموز به همراه استادشان را به تصویر میکشد و این در حالی است که در میان آنها، یوجی ایتادوری (Yuji Itadori) با الهام از شخصیت ایچیگو، دقیقا مانند خود تانجیرو به نظر میرسد. هم تانجیرو و هم یوجی نقش اولهای شونن ارزشمندی هستند، اما بین آنها، یوجی کاراکتر گیراتری دارد. برای شروع، یوجی ممکن است مهربان باشد، اما مانند تانجیرو در استفاده از آن زیادهروی نمیکند. در کل یوجی به عنوان یک نوجوان مدرن برونگرا و با استعداد در مبارزه، قابلدرکتر به نظر میرسد.
هر دوی این قهرمانهای شونن، فقدان و رنج بزرگی را تحمل کردهاند، اما این موضوع برای یوجی به مراتب سختتر است. او کسی است که با سوکونا (Sukuna)، هیولایی در درون خود، دست و پنجه نرم میکند و حضور این موجود حسابی به روان این شخصیت آسیب زده است. تماشای اینکه یوجی هم به سوکونای درونش طی مبارزه تکیه میکند و هم از حضور او به وحشت میافتد، مسحورکننده است. علاوه بر آن، فقدانهای یوجی حسابی تاثیرگذار هستند. برای مثال او شاهد مرگ کنتو نانامی (Kento Nanami) بود و همچنین تماشای مرگ تقریبی نوبارا (Nobara) هم حسابی روی او تاثیرگذاشت.
شخصیت Yumeko Jabami
یومکو قهرمانی فوقالعاده افراطی است
همانطور که گفتم مقایسه تانجیرو با شخصیتهای مشابهی مانند ایچیگو و یوجی سادهترین کار دنیا است. اکثر این شخصیتها هسته هویتی یکسانی دارند و رفتارهایشان شبیه به هم به نظر میرسد. اما تانجیرو در یک مقایسه خوب، باید در کنار شخصیتهایی با روحیات مخالف هم قرار بگیرد. هزاران راه برای نوشتن یک نقش اول شونن عالی وجود دارد، حال در این میان برخی شخصیتهای اصلی، فلسفه طراحی کاملا متفاوتی را میپذیرند تا داستان را متنوع و خلاقانهتر کنند. برای مثال برخی از آنها به جای تمرین و مبارزه با شیاطین برای محافظت از دوستانشان، برای لذت بردن از نبرد میجنگند. یومکو جابامی (Yumeko Jabami) در مجموعه کاکگورویی (Kakegurui) مثال خوبی است.
یومکو به عنوان یک ضدقهرمان (Antihero) خاکستری، کاراکتری نسبتا پیچیده است. او دختری است که خود را در هیجان بالا و ریسک کردنهای مداوم قرار میدهد و از آن لذت میبرد. تنش و عدم قطعیت اصل ماجراجوییهای او است و اصلا یومکو زمانی احساس زنده بودن میکند که هوش خود را در برابر احتمالات غیرقابل کنترل میآزماید. در واقع یومکو نشان میدهد که کمی خودخواه بودن، اگر به معنای لذت بردن از زندگی و سرگرمیهای خاص باشد واقعا ایرادی ندارد.
شخصیت Ken Kaneki
کانکی باور دارد که دنیا حاصل اشتباه است
اگر چرخی میان انیمههای شونن بزنید، با هزاران اثر مختلف بر مبنای شکارچی هیولا روبهرو میشوید که در آن جنگجویان ماهر از تواناییهای خود برای محافظت از بشریت در برابر آسیب استفاده میکنند. امثال شیطانکش، نیروی آتش (Fire Force) و حتی حمله به تایتان (Attack on Titan) همگی از این روند پیروی میکنند، اما انیمههای «سینن» هم میتواند رویکرد مشابهی داشته باشند. به همین دلیل است که قهرمانی مثل کن کانکی (Ken Kaneki) از توکیو غول (Tokyo Ghoul)، در این ماجراجویی تاریک خود به عنوان نسخهای به مراتب رنجدیدهتر از تانجیرو عمل میکند. البته کانکی شباهتهایی به یوجی ایتادوری هم دارد و هر دوی آنها در مقطعی بحرانی مجبور به پذیرش نیروهای تاریک شدهاند.
کانکی حتی از نظر بصری هم جذابتر از تانجیرو است و کاملا از ظاهر او احساس میشود که کاراکتر آن به مراتب غنیتر نوشته شده است. توکیو غول تلاش میکند تا تلاش کانکی برای اصلاح دنیای به قول خودش «اشتباه» را به تصویر بکشد. اعمال او هم منطقی و هم ناامیدکننده به نظر میرسد، چرا که او شروری واحد و منسجم مانند کیبوتسوجی موزان (Muzan Kibutsuji) را در برابر خود ندارد و نمیتوان مقصد مشخصی برایش در نظر گرفت. در واقع تانجیرو میتواند با از پا درآوردن موزان همه چیز در دنیا را درست کند، اما این موضوع برای کانکی صدق نمیکند.
شخصیت Edward Elric
ادوارد کلاس درس خویشتنداری است
شخصیت اصلی انیمه Fullmetal Alchemist: Brotherhood یعنی ادوارد الریک (Edward Elric)، یکی از بهترین قهرمانهای تاریخ انیمه است، چراکه به عنوان یک قهرمان، هم خودمانی و آشنا و هم اورجینال و منحصر به فرد به نظر میرسد. او از نبردهایش یاد میگیرد و رشد میکند و برای محافظت از همه به سختی میجنگد، اما همگی خوب میدانیم که مثل دراگون بال قرار نیست او هم به یک سوپر سایان (Super Saiyan) تبدیل شود و محدودیتهای خودش را دارد. رشد ادوارد او به طور یکنواختتری در تمام ابعاد وجودیاش پخش شده و به مراتب بیشتر از تانجیرو شاهد بلوغ او هستیم.
البته فراموش نکنید که ادوارد آنقدر رنج کشیده که عملا فقدان تانجیرو در برابر او هیچ است. نه تنها قهرمان داستان ما شاهد مرگ بسیاری از عزیزانش بوده، بلکه وارد ماجراهایی شده که میتواند هر کسی را از نظر روانی شکست دهد. فراموش نکنید که تانجیرو صرفا روش جنگیدن را آموخت تا بتواند از عزیزانش دفاع کند، این در حالی است که ادوارد درس سختی درباره تکبر انسانی و رابطه آن در چرخه حیات را فرا میگیرد. اشتباه بزرگ او و برادرش در ابتدای داستان، یکی از لحظات شخصی تکاندهنده و بهیادماندنی در تاریخ انیمه است و بعید به نظر میرسد که اثر جدیدی به این زودی پیدا شود که بتواند به موفقیت این انیمه در خلق یک شخصیت عالی برسد.
شخصیت Denji
دنجی رویاهای کوچکی دارد، اما باز هم به آنچه میخواهد نمیرسد!
دنجی (Denji)، شخصیت اصلی انیمه مرد ارهای (Chainsaw Man)، یکی از بهترین قهرمانهای اصلی نسل جدید آثار شونن است، چرا که به راحتی قوانین و تابوها را میشکند و این در حالی است که زمان بسیار کمی را در اختیار دارد. از بسیاری جهات، دنجی نقطه مقابل تانجیرو است. او به عنوان پسری افراطی، خام و کوتهفکر معرفی میشود که از سر اجبار عضو گروه شکارچیان شیطان میشود و اتفاقا حسابی اطرافش را آزار میدهد. با این حال، نویسنده آنقدر ماهر بوده که دنجی به عنوان نوجوانی ساده، کنجکاو، اما ماجراجو، در عین رقتانگیز بودن دوستداشتنی به نظر میرسد. بیایید قبول کنیم که در گذر زمان، دنجی بسیاری را نسبت به تانجیرو از دست داده و رفتارش با توجه به رنجی که کشیده است میتواند تا حدی منطقی به نظر برسد. راستی فراموش نکنید که مبارزه این شخصیت با شیطان خفاشی را تماشا کنید:
البته که شباهتهایی هم در این میان وجود دارد. برای مثال هر دوی آنها افراد دلشکستهای هستند که رویاهایی شخصی میسازند تا خودشان را التیام دهند، اما این کار را به روشهای متفاوتی انجام میدهند. تانجیرو رویای بازگرداندن انسانیت نزوکو (Nezuko) را ذهن دارد، در حالی که دنجی فقط غذا، سرپناه اولیه و یک همدم برای زندگی میخواهد. او در تعقیب این رویاها به سخیفترین شکل ممکن عمل میکند، اما اگر از طرفداران این سری باشید، امکان ندارد که دنجی را در مسیرش تشویق نکنید! به هنگام تماشای این شخصیت حس همذاتپنداری عجیب و غریبی در بیننده ایجاد میشود که در عین سادگی، عمیق هم به نظر میرسد. برای همین به راحتی میتوان دنجی را به عنوان یک شخصیت اصلی جذاب، یک سر و گردن بالاتر از تانجیرو قرار داد.
نظر شما در مورد شخصیتهای معرفی شده چیست؟ کدامیک را بهتر از تانجیرو میدانید؟ جای کدام کاراکترها خالی است؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
منبع: GameRant

کلا کار بازار اینه که فنا رو به جون هم بندازه