معرفی بهترین آثار اکشن تریلر ۱۰۰ سال گذشته
بهترین فیلم های اکشن تریلر ۱۰۰ سال اخیر
فیلمهای اکشن تریلر یکی از بهترین تجربههای سینمایی را ارائه میدهند. چون در آنها میتوان داستانهایی پر از تعلیق با اتفاقاتی غیر قابل پیشبینی روایت کرد که مبارزاتی نفسگیر نیز به همراه دارند. فیلمهایی که شخصیتهای داستان با تهدیدهای بزرگی روبرو میشوند که جان خود یا دیگران را تهدید میکنند.
در واقع خیلی از آثار مشهور تاریخ سینما اکشن تریلرند. آثاری که سینما را شکل دادند شخصیتهای ماندگاری خلق کردند و سکانسهای ماندگاری داشتند که هنوز درباره آنها صحبت میشود. به بیانی دیگر این مدل فیلمها طرفداران پروپاقرص اکشن و تریلر را کنار هم جمع میکند و تعادلی بین این دو ژانر ایجاد میکند. در این فهرست بهترین اکشن تریلرهای ۱۰۰ سال گذشته را معرفی و بررسی میکنیم.
۱۰. Speed (1994)

در Speed رانندگی با سرعت مجاز مساوی با مرگ است.
Speed یا سرعت یکی از مهمترین فیلمهای اکشن کیانو ریوز قبل از ماتریکس است. جک تراوِن (کیانو ریوز) یک افسر پلیس است که باید از منفجر شدن اتوبوسی جلوگیری کند. هوارد پِین متخصص سابق خنثیکننده مواد منفجره بمبی را در این اتوبوس قرار میدهد که اگر سرعت آن به پایینتر از ۸۰ کیلومتر بر ساعت برسد اتوبوس به طور اتوماتیک منفجر خواهد شد؛ بنابراین به هیچ وجه نباید توقف کرد. پین در این معرکه نیز یک سری درخواست از تراون دارد که در صورت عملکردن آنها بمب را خنثی میکند. آیا جک به خواستههایش تن میدهد؟
در سرعت با رانندگی سرسامآور و استرسزا برای نجات مسافران همراه جک میشویم. فیلم داستان سادهای دارد اما از ابتدا تا انتها نفس را در سینهتان حبس میکند. Speed جزو اولین فیلمهایی بود که کیانو ریوز را به ستاره اکشن تبدیل کرد و نقش زیادی در محبوبیت او در دهه ۹۰ ایفا کرد.
۹. The Dark Knight (2008)
بتمن (کریستین بیل) با بزرگترین دشمن خود یعنی جوکر (هیث لجر) روبرو میشود. کسی که قصد دارد شهر را به آشوب بکشاند و قهرمانهای محبوب شهر یعنی شوالیه تاریکی و هاروی دنت (آرون اکهارت) را مجبور کند تصمیمهای سرنوشتسازی بگیرند تا ببیند چقدر به اصول اخلاقی خود پایبند هستند.
شوالیه تاریکی کریستوفر نولان اثری هنجارشکن و بدیع در ژانر سوپرهیرویی و اکشن به شمار میآید. فیلمی که نقشآفرینیهای تحسینبرانگیز، فیلمنامهای خارقالعاده با شخصیتهایی چند لایه را به تصویر کشید. شوالیه تاریکی سکانسهای ماندگار زیادی دارد مثل سکانسی که جوکر قصد داشت هاروی دنت را ترور کند و بتمن داشت او را با موتور تعقیب میکرد یا سکانسی که ساکنین دو کشتی بایستی تصمیم میگرفتند که با چاشنی مواد منفجره همدیگر را منفجر کنند یا نه.
بازی هیث لجر هم حرفی برای گفتن باقی نمیگذارد. با وجود این که شوالیه تاریکی نتوانست اسکار بهترین فیلم سال را بگیرد اما بیش از یک میلیارد دلار فروخت. بعضی از مردم و منتقدین همچنان آن را بهترین فیلم ابرقهرمانی تاریخ میدانند. اثری که تاثیرش بر فیلمهای سوپرهیرویی بعد از خود کاملا احساس میشود.
۸. Enter the Dragon (1973)

شخصیتی که باعث الهام لو کنگ در مورتال کمبت و لی در تکن شد.
در اژدها وارد میشود لی (بروس لی) یک مبارز شائولین است که از دولت انگلستان مامور میشود که به تورنمنت مرگباری نفوذ کند؛ این تورنمنت توسط ارباب خبیثی به نام هان اداره میشود که در آن مبارزان باید تا پای مرگ مبارزه کنند. لی خود را به عنوان یکی از شرکتکنندهها جا میزند تا اطلاعات مهمی را درباره هان جمعآوری کند. در این راه هم حقیقت دردناکی را درباره مرگ خواهرش کشف میکند.
اژدها وارد میشود آخرین کار بروس لی بعد از مرگ زودهنگام اوست که باعث شهرت کونگ فو در جهان شد. حرکاتی که لی انجام میدهد شاید نسبت به فیلمهای امروزی ساده به نظر برسد ولی او طوری این حرکات را با دقت و انرژی خاصی انجام میدهد که شما را سر جایتان میخکوب میکند.
علاوه بر فیلمهای رزمی تاثیر زیادی نیز روی بازیهای فایتینگ گذاشت. شخصیتهای لو کنگ و لی در تکن هر دو با الهام از اژدها وارد میشود خلق شدهاند؛ یک مبارز شائولین که با اتکا بر مهارتهای کنگ فو و ضربههای مرگبار حریفان خود را شکست میدهد یا به وحشیترین شکل ممکن میکشد.
۷. Aliens (1986)

وحشت و خشم در فضای بیکران
بیگانهها یا بیگانه ۲ ۵۷ سال پس از قسمت اول جایی که الن ریپلی (سیگورنی ویور) از سفینه نوسترومو فرار میکند رخ میدهد. سیاره LV-426 حالا به سیارهای مهاجرنشین تبدیل شده است. زمانی که ارتباط با مهاجران قطع میشود ریپلی به گروهی از رنجرهای تعلیمدیده میپیوندد تا زنومورفها را از بین ببرد. بیگانه ۲ فضای اکشنتری نسبت به قسمت اول دارد برخلاف بیگانه ۱ که اثری ترسناک و دلهرهآور است.
قسمت دوم بیگانه به لطف شخصیتپردازیهای خوب و روایت جذابش به اثری ماندگار در این فرنچایز تبدیل شد. شخصیت الن ریپلی و سارا کانر در ترمیناتور امروزه به عنوان یکی از مهمترین شخصیتهای زن پیشگام در فیلمهای اکشن محسوب میشوند. این فیلمها نشان دادند که میتوان قهرمانهای زن ملموسی در سینمای اکشن خلق کرد. علاوه بر این همانند ترمیناتور۱ جلوههای ویژه بیگانهها نسبت به زمان خود جلوتر است.
سیگورنی ویور نقشآفرینی به یاد ماندنی ارائه میدهد طوری که با آن نامزد اسکار شد. با وجود این که اثر اکشنتری است ولی همچنان در سکانسهایی حس ترس و تنش را به بیننده منتقل میکند. ریپلی هنوز از زنومورفها میترسد و زمانهایی که به اشتباهات بزرگی مرتکب میشود به گریه میافتد، با این حال سعی میکند با ترسش مقابله کند و از بازماندهها محافظت کند همین ویژگی او را به شخصیت ملموسی تبدیل میکند.
۶. The Dirty Dozen (1967)

Suicide Squad در جنگ جهانی دوم
دهه ۶۰ فیلمهای جنگی و حماسی زیادی درباره جنگ جهانی دوم ساخته شدند. آثاری که در آن نیروهای متفقین دلاورانه و با تمام قوا با نازیها میجنگند سپس آنها را شکست میدهند. از شناختهترین فیلمها در این زمینه میتوان به دوازده مرد خبیث اشاره کرد.
سرگرد جان ریسمن وظیفه هدایت عملیاتی نامتعارف و سری را برعهده دارد؛ او باید ۱۲ مرد که محکوم به اعدام هستند را تعلیم دهد به سربازهای زبدهای تبدیل کند، سپس همراهشان به قلعهای در فرانسه که افسران عالیرتبه نازی در آن جا مستقر هستند نفوذ کند.
فیلمهای این دوره خیلی به حقایق هولناک جنگ نپرداختند با این حال The Dirty Dozen فیلمی ضدجنگ مثل نجات سرباز رایان نیست بیشتر به Inglourious Basterds و فیوری شباهت دارد. اصلا تارنتینو برای ساخت حرومزادههای ننگین از این فیلم الهام گرفت؛ بنابراین اثر بینابینی محسوب میشود.
سکانسهای اکشن دوازده مرد خبیث به خصوص در نبرد نهایی بسیار واقعگرایانه و خشن هستند. از طرفی سناریوی The Dirty Dozen به طرز عجیبی شباهت زیادی به The Suicide Squad دارد؛ انگار سناریوی جوخه خودکشی را در جنگ جهانی دوم پیاده کردهاید.
۵. The French Connection (1971)
جیمی دویل (جین هکمن) ملقب به پاپ آی و بادی روسو (روی اشنایدر) قصد دارند سلطان مواد مخدر فرانسه یعنی آلن شارنیه را دستگیر کنند. او از مارسی به نیویورک هروئین قاچاق میکند و عملیات گستردهای به همراه دارد، با این حال به شدت خونسرد و آرام است و به هیچ وجه بیگدار به آب نمیزند. همین مسئله دویل را خشمگین میکند طوری که از هر فرصتی برای به دام انداختن او استفاده میکند.
جین هکمن در ارتباط فرانسوی شخصیت ناشی، نژادپرست، غیر قابل پیشبینی و تا حدی نفرتانگیزی دارد که دقیقا برعکس کارآگاههای مشهور سینماست، در مقابل سمج و سرسخت است اما شبیه پلیسهای کاریزماتیکی که میشناسیم نیست. ویلیام فردکین کارگردان ارتباط فرانسوی فضایی واقعگرایانه، سرد و دلمرده از نیویورک دهه ۷۰ را به تصویر میکشد.
سکانس تعقیبوگریز دویل و شارنیه در نوع خود منحصربهفرد است؛ زیرا دویل واقعا با ماشین، شارنیه را زمانی که سوار ترن هوایی میشود با سرعت بسیار بالایی تعقیب میکند؛ فردکین از هیچ مجوزی برای فیلمبرداری و تردد در سطح شهر استفاده نکرده است پس تمام واکنشهای مردم و تصادفها کاملا طبیعی و خارج از فیلمنامه رخ دادهاند. هکمن نقشش را دوست نداشت با این حال برای ارتباط فرانسوی اسکار بهترین بازیگر مرد را برد، خود ارتباط فرانسوی نیز برنده بهترین فیلم سال شد.
۴. Die Hard (1988)

اثری هنجارشکن در سینمای اکشن
قسمت اول Die Hard سینمای اکشن را متحول کرد. قبل از جان سخت قهرمانهای اکشن شخصیتهایی درشتهیکل و قوی مثل آرنولد یا سیلوستر استالونه بودند در مقابل جان مککلین (بروس ویلیس) آسیبپذیر است. هنگام درگیری با افراد هانس گروبر (آلن ریکمن) ممکن است زخمی شود، تیر بخورد یا حتی بترسد. او بیشتر بر روی هوش و خلاقیت خود تکیه میکند تا قدرت فیزیکیاش. با این حال بسیار وظیفهشناس است و نمیخواهد بگذارد به افراد بیگناه آسیبی وارد شود.
آلن ریکمن بیشتر به خاطر نقش اسنیپ شناخته میشود اما قبل از هری پاتر نقش فراموشنشدنی را در Die Hard برعهده داشت. دزدی که خود را به عنوان تروریستها جا میزند تا خزانه هتل ناکاتومی را خالی کند. جایی که مککلین و همسرش برای کریسمس رزرو کرده بودند تا اختلافات زناشویی خود را حل کنند، ولی ناگهان دارودسته گروبر وارد میشوند و آسمانخراش را تصرف میکنند. پس از آن تمام راههای ارتباطی را میبندد، مککلین از این وضعیت قسر در میرود تا راهی برای خبردادن به نیروهای ضربت پیدا کند.
تقریبا مرزی بین ژانرهای تریلر و اکشن در فیلم وجود ندارد. مککلین خود را تنها و بدون مهمات مقابل لشگری از دزدهای تا دندان مسلح میبیند؛ کسانی که حتی جثه بزرگتری از او دارند و به راحتی میتوانند دخلش را بیاورند.
علاوه بر این آسمانخراش ناکاتومی پر از سوراخ و سمبه برای پنهانشدن و نقشهکشیدن است. تمام این موقعیتها تعلیق و کشش زیادی را به جان سخت اضافه میکند. بروس ویلیس بعد از Die Hard یک دفعه به ستاره سینما تبدیل شد قبل از این در سریال کمدی Moonlighting بازی میکرد. انتخاب او به عنوان بازیگر نقش اصلی بسیار غافلگیرکننده بود. چون قبل از او سازندگان ستارههای اکشنی مثل ژان کلود ون دم یا استالونه را در نظر داشتند.
۳. The Fugitive (1993)
دکتر ریچارد کیمبل (هریسون فورد) جراحی موفق، محترم و برجسته است که به ناحق به جرم قتل همسرش محکوم میشود. همه مدارک و شواهد علیه اوست با این وجود هنگام انتقال به زندان فرار میکند تا قاتل واقعی را به دام بیندازد. مارشال آمریکایی ساموئل جرارد (تامی لی جونز) هم به دنبال ریچارد میافتد. بنابراین تعقیبوگریزی حیرتانگیز بین جرارد، کیمبل و قاتل اصلی رخ میدهد. احساسات استرس، غم و خشم را میتوان در نگاه کیمبل احساس کرد ریچارد وقت زیادی ندارد مامورین جستجوی گستردهای را برای شکار او شروع کردهاند. پس باید در لحظه تصمیمهای سنجیده و منطقی بگیرد وگرنه قاتل اصلی فرار خواهد کرد.
از طرفی جرارد کارآگاه کارکشته و باسابقهای است که همه چیز را بر اساس شواهد و مدارک میسنجد؛ نوعی سردی و تعهد که در این مدل شخصیتها زیاد به چشم میخورد؛ نقشی که استادانه تامی لی جونز آن را بازی کرد و برایش اسکار نقش مکمل را هم دریافت کرد.
The Fugitive مثل ارتباط فرانسوی بیشتر روی جلوههای فیزیکی تکیه میکند؛ جایی از فیلم دو اتوبوس به طور واقعی به هم برخورد میکنند که طبق استانداردهای امروز بدلکاری عظیم و سنگینی به شمار میرود. به همین دلیل در فراری دائم جای شکار و شکارچی عوض میشود که همین ویژگی فیلم را بسیار هیجانانگیز و نفسگیر میکند.
۲. Heat (1995)

از مهمترین سکانسهای مخمصه که هانا و مککالی برای یکدیگر خط و نشان میکشند.
مخمصه اولین اثری بود که رابرت دنیرو و آلپاچینو کنار یکدیگر نقشآفرینی کردند. دو بازیگری که معمولا شخصیتهای متضادی نسبت به هم ایفا میکنند. آلپاچینو شخصیتهای برونگرا و اجتماعی را برعهده دارد در حالی که دنیرو استاد نقشهای درونگرا و خونسرد است. البته از حق نگذریم دنیرو هر مدل شخصیتی را عالی بازی میکند. با این وجود تضاد استایل بازیگری و شخصیتهایشان حسابی با فضا و اتمسفر Heat میخواند.
نیل مککالی (دنیرو) و وینست هانا (آلپاچینو) به ترتیب دزدی بااستعداد و کارآگاهی کاردرست هستند. هر دو احترام زیادی برای یکدیگر قائلند اما وقتی یکی از سرقتهای مککالی به درستی پیش نمیرود هانا باید او را دستگیر کند. رابطه هانا و مککالی بسیار پیچیده و چندلایه است؛ با وجود این که از نظر کلی با هم دشمن هستند با این حال احترام زیادی برای یکدیگر قائل هستند شاید اگر این طور نبود دوستان خوبی میشدند.
سکانسی که اعضای باند مککالی برای فرار از دست پلیس تیراندازی گستردهای را به راه میاندازند یکی از واقعگرایانهترین تیراندازیهای تاریخ سینما است. طوری که در واقعیت از آن برای آموزش به سربازان آمریکایی استفاده میشود. چون نحوه خشاب گذاری و شلیککردن مطابق با واقعیت است. در هر صورت شخصیتهای غنی، فیلمنامه و داستانی جذاب و پرکشش است که داستان Heat را جلو میبرد.
دنیرو و آل پاچینو بعد از مخمصه در آثار دیگری هم بازی کردند اما هیچ کدام به پای هیت نرسیدند. میتوان مخمصه را به جرئت بهترین ترکیب ژانرهای اکشن، تریلر و جنایی در نظر گرفت تا حدی که نولان بخشهایی از شوالیه تاریکی را از این فیلم الهام گرفت.
۱. The Great Escape (1963)
برخلاف آثار ذکرشده فرار بزرگ بر اساس داستانی واقعی از اسرای جنگ جهانی دوم ساخته شده است. این زندانیها برای فرار از اردوگاه نازیها نقشه بلندپروازانه و پیچیدهای میکشند. هر کدام از این شخصیتها وظیفه به خصوصی را برعهده دارد؛ یکی تونل میکند دیگری وسایل لازم برای پیشبرد اهدافشان را قاچاق میکند. از ستارههای فیلم نیز میتوان به استیو مککویین، چارلز برانسون، جیمز گارنر و ریچارد آتنبورو اشاره کرد.
ایده فرار از زندان ایده جدیدی نیست بارها در سریالها و فیلمهای مختلف آن را دیدهایم. با این حال فیلمهای انگشتشماری درباره فرار از اردوگاههای جنگی وجود دارد. در فرار بزرگ سرنوشت شخصیتها برای ما مهم است و دوست داریم زودتر از این معرکه خلاص شوند. اما به هر حال چنین نقشه بزرگی طول میکشد تا به نتیجه برسد علاوه بر این نگهبانها چارچشمی مراقب زندانیان هستند تا دست از پا خطا کنند.
نقشه گاهی اوقات درست پیش نمیرود طوری که ممکن است گیر بیفتند؛ در چنین وضعیتی مجبورند سربازها را گول بزنند وگرنه همه چیز به باد میرود. به همین خاطر فرار بزرگ تجربه هیجانانگیز و استرسزایی است، حتی وقتی از اردوگاه فرار میکنند فیلم تمام نمیشود که هیچ بلکه دردسرهای جدیدی آغاز میشود؛ نازیها دست از سرشان برنمیدارند پس دوباره باید راهی برای مخفیشدن یا ردشدن از مرز پیدا بکنند. زیرا خطر مرگ در کمینشان است و تا آخرین لحظه آنها را رها نمیکند
فرار بزرگ با بودجه محدود خود موفقیت عظیمی به همراه داشت و امروزه از آن به عنوان یکی از بهترین آثار تریلر جنگی یاد میشود. در کل فیلمهای ذکرشده همه در نوع خود شاهکارند و حداقل ارزش یک بار دیدن را دارند. اگر فیلمی میشناسید که به خوبی ژانرهای اکشن و تریلر را ترکیب کرده باشد حتما در بخش نظرات به آن اشاره کنید. مسلما کلی اثر دیدنی در قرن گذشته وجود دارند که ما آنها را احتمالا از قلم انداختهایم.
منبع: Collider
سوالات متداول
مهمترین معیارها برای خلق یک اثر اکشن تریلر چیست؟ از مهمترین معیارهای آن میتوان به داستانی جذاب با شخصیتهایی آسیبپذیر اشاره کرد که در موقعیت خطرناک و دشواری گیر میکنند؛ موقعیتی که جان خود و عزیزانشان را تهدید میکند.
از بهترین فیلمهای اکشن تریلر تاریخ چند مورد نام ببرید؟ از بهترین فیلمهای اکشن تریلر صد سال گذشته میتوان به Heat ، فرار بزرگ، قسمت اول Die Hard و شوالیه تاریکی اشاره کرد.
بهترین بازیهای هک اند اسلش و شمشیربازی؛ میزگیم با امید لنون و شایان

نظرات