انیمیشن رتتویی
برترین‌ها برترین‌های سینما و انیمه خبر

بهترین انیمیشن‌های هر سال از دهه ۲۰۰۰ (قسمت دوم)

ما در نخستین قسمت از مقاله «بهترین انیمیشن های هر سال از دهه ۲۰۰۰»، با برترین آثار این دهه تا سال ۲۰۰۴ میلادی آشنا شدیم که شامل «در جستجوی نمو»، «شگفت‌انگیزان»، «زندگی جدید امپراتور»، «شهر اشباح» و «لیلو و استیچ» می‌شد.

در قسمت دوم ما سراغ سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ می‌رویم که آثاری به‌شدت تحسین‌برانگیز و فراموش‌نشدنی را در خود جای داده‌اند. با مجله بازار همراه باشید.

تماشا کنید: بهترین انیمیشن‌های تاریخ از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵

۲۰۰۵: Wallace & Gromit: The Curse of the Were-Rabbit قدرت واقعی استاپ‌موشن را ثابت کرد

انیمیشن استاپ‌موشن همیشه ژانری پرریسک بوده، اما «والاس و گرومیت: نفرین موجود خرگوش‌نما» نشان داد این سبک تا چه اندازه می‌تواند خلاقانه و تاثیرگذار باشد. داستان انیمیشن درباره والاس و سگ باهوشش گرومیت است که هنگام تحقیق درباره اتفاقات عجیب شهر، با موجودی ترسناک به نام «خرگوش‌نما» روبه‌رو می‌شوند.

این اثر علاوه بر طنز همیشگی مجموعه، از نظر فنی هم دستاوردی خیره‌کننده به حساب می‌آید. میزان جزئیات، طراحی صحنه‌ها و دقتی که در ساخت هر فریم صرف شده واقعا حیرت‌انگیز است، تا جایی که گاهی انیماتورها برای ساخت تنها چند ثانیه از انیمیشن روزها زمان صرف می‌کردند.

باب اسفنجی: پاتریک قرار بود یک ستاره دریایی کاملا متفاوت باشد

«نفرین موجود خرگوش‌نما» نه تنها یکی از بهترین آثار استاپ‌موشن، بلکه یکی از خلاقانه‌ترین انیمیشن‌های دهه ۲۰۰۰ میلادی محسوب می‌شود و نباید تماشای آن را از دست داد.

۲۰۰۶: Paprika شاهکاری در سالی نسبتا ضعیف بود

«پاپریکا» داستان دکتر آتسوکو چیبا را دنبال می‌کند، دانشمندی که در دنیای رویاها با هویتی دیگر به نام پاپریکا فعالیت می‌کند و از فناوری خاصی برای درمان بیماران روانی بهره می‌برد. اما زمانی که این فناوری دزدیده می‌شود، او وارد سفری عجیب و سورئال می‌شود تا جلوی فاجعه را بگیرد.

این اثرساخته ساتوشی کن یکی از خلاقانه‌ترین و تاثیرگذارترین انیمه‌های تاریخ است و حتی بعدها الهام‌بخش فیلم‌هایی مثل Inception (تلقین، به کارگردانی کریستوفر نولان) هم بود.

در سالی که بسیاری از انیمیشن‌ها چندان درخشان ظاهر نشدند، «پاپریکا» ثابت کرد که انیمیشن هنوز هم می‌تواند مرزهای خلاقیت را جابه‌جا کند – آن هم با ترکیبی از تصاویر رویایی، روایت پیچیده و ایده‌هایی که تا مدت‌ها در ذهن مخاطب باقی می‌مانند.

۲۰۰۷: Ratatouille یک انیمیشن کلاسیک و خاطره‌انگیز

«راتاتویی» داستان موشی به نام رمی را روایت می‌کند که رویای آشپز شدن در سر دارد و برای رسیدن به آن، راهی پاریس می‌شود. او با جوانی دست‌وپاچلفتی به نام لینگوئینی همکاری کرده و مخفیانه آشپزی را هدایت می‌کند.

در ظاهر، ایده انیمیشن عجیب و حتی خنده‌دار به نظر می‌رسد، اما «راتاتویی» در واقع داستانی عمیق درباره جاه‌طلبی، استعداد و دنبال کردن رویاهاست. هرچه بیشتر با رمی همراه می‌شویم، بیشتر برای موفقیتش لحظه‌شماری می‌کنیم و انیمیشن به شکلی کاملا احساسی مخاطب را درگیر اتفاقات پرفراز و نشیب روایت می‌کند.

بهترین انیمیشن‌های کمدی تاریخ

موسیقی متن فوق‌العاده، فضای دلنشین پاریس و انیمیشن خیره‌کننده هم باعث شده‌اند Ratatouille یکی از بهترین آثار پیکسار باشد، انیمیشنی که شاید هنوز هم آن‌طور که شایسته است درباره‌اش صحبت نمی‌شود.

۲۰۰۸: WALL-E با شخصیت‌های دوست‌داشتنی‌اش جهان را تسخیر کرد

«وال-ئی» یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های پیکسار بود. انیمیشن در آینده‌ای آخرالزمانی جریان دارد، زمانی که انسان‌ها زمین را به خاطر آلودگی و نابودی محیط زیست ترک کرده‌اند و تنها موجود باقی‌مانده، رباتی کوچک به نام وال-ئی است که زباله‌ها را جمع‌آوری می‌کند.

وقتی رباتی پیشرفته به نام ایو (Eve) وارد زمین می‌شود، زندگی وال-ئی کاملا تغییر می‌کند و آن‌ها وارد ماجراجویی می‌شوند که حتی به ذهنشان خطور هم نمی‌کرد. پیکسار در این اثر ریسک بزرگی انجام داد، چون شخصیت اصلی تقریبا هیچ دیالوگی ندارد. با این حال، WALL-E موفق می‌شود تنها با زبان بدن، صداگذاری و انیمیشن فوق‌العاده، مخاطب را عاشق شخصیت‌هایش کند.

«وال-ئی» علاوه بر داستان عاشقانه و احساسی‌اش، پیام‌های مهمی درباره مصرف‌گرایی، محیط زیست و وابستگی انسان به فناوری هم دارد؛ موضوعاتی که امروز حتی از زمان اکران انیمیشن هم مهم‌تر به نظر می‌رسند.

۲۰۰۹: Coraline چهره تاریک‌تری از انیمیشن را نشان داد

«کورالاین» بر اساس رمان مشهور نیل گیمن ساخته شده و داستان دختربچه‌ای را روایت می‌کند که طی ماجرایی به یک دنیای موازی می‌رود. این جهان که در ابتدا بی‌نقص و رویایی به نظر می‌رسد، خیلی زود چهره ترسناک و واقعی‌اش را نشان می‌دهد.

این انیمیشن برخلاف بسیاری از انیمیشن‌های خانوادگی، فضای تاریک و حتی ترسناکی دارد و تصاویر کابوس‌وارش برای بسیاری از کودکان آن زمان کاملا فراموش‌نشدنی بود. با این حال، همین ویژگی‌ها باعث شدند «کورالاین» به اثری متفاوت و خاص تبدیل شود.

۵ مورد از بهترین سکانس‌های آغازین انیمیشن‌ها (قسمت اول)

استاپ‌موشن فوق‌العاده، طراحی هنری منحصر‌به‌فرد و شخصیت‌پردازی قوی باعث شده‌اند این اثر امروز به عنوان یکی از بهترین انیمیشن‌های دهه ۲۰۰۰ شناخته شود، حتی با وجود اینکه برای همه مخاطبان مناسب نیست.

تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها