معرفی بهترین انیمیشنهای سریالی تاریخ: لیگ عدالت
هنگامی که قدرتمندترین ابرقهرمانهای دی سی دور هم جمع میشوند و تصمیم میگیرند به رهبری شوالیه تاریکی و مرد پولادین، در مقابل خطرهای بزرگی که زمین را تهدید میکنند، بایستند. انیمیشن سریالی لیگ عدالت (Justice League) که در سال ۲۰۰۱ آغاز به کار کرد، ایده مذکور را به قاب تلویزیون آورد تا طرفداران بتوانند همکاری چندی از محبوبترین ابرقهرمانهای دی سی را در کنار هم تماشا کنند.
اگر مجله بازار را دنبال کرده باشید، میدانید که ما بارها و بارها در مورد انیمیشنهای سریالی دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ شرکت دی سی صحبت کردهایم. شرکت دی سی در دوره مشخص شده تسلط خاصی روی انیمیشنهای سریالی داشت و قلههای موفقیت را یکبهیک پشت سر میگذاشت. شرکت دی سی با همکاری برادران وارنر چندین انیمیشن سریالی با محوریت ابرقهرمانهای محبوب خود مثل بتمن و سوپرمن ساخت و طرفداران زیادی را جلوی قاب تلویزیون به دست آورد. اما در اوایل سده جدید میلادی زمان یک تحول رسیده بود؛ تحولی که بتواند قهرمانهای دی سی را دور هم بیاورد و در یک مقیاس بزرگتر شروع به داستانسرایی کند.
نتیجه این سیاست به ساخت انیمیشن سریالی لیگ عدالت یا به عبارت انگلیسی Justice League شد. این سریال که دو فصل و ۵۲ اپیزود داشت، در بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ روی آنتن رفت و اگر از حق نگذریم، به شدت جذاب بود. دیدن قهرمانهایی مثل فلش، واندر وومن، بتمن و سوپرمن در کنار یکدیگر مثل یک رویا بود که به واقعیت پیوسته است. البته خب پیش از آن دوره کمیک بوکهای زیادی با محوریت Justice League منتشر شده بود، اما از آنجایی که ما ایرانیها به دلیل عدم همهگیری اینترنت از کمیکها درک درستی نداشتیم، دیدن انیمیشن سریالی مورد بحث روح و جسم ما را به دنیای دیگری میبرد.

اما دقیقا چه شخصیتهایی در انیمیشن سریالی Justice League حضور دارند؟ درست مانند کمیک بوکی که منبع اقتباس به شمار میرود، در داستان سریال هم ما شاهد شخصیتهایی مثل بتمن، سوپرمن، واندر وومن، گرین لنترن، فلش، هاوکگرل و جان جونز (مارشن منهانتر) هستیم. منتها همانطور که همه میدانیم، گرد هم آمدن این همه شخصیت بزرگ اصلا کار درستی نیست. هر یک از اسمهای مذکور در نوع خود یک ابرقهرمان بزرگ هستند که به دیدن افراد قدرتمندتر از خود عادت ندارند. از سمتی دیگر، هر یک از آنها طرز تفکر و راههای منحصر به فرد خود را دارند که در حین تلاقی با طرز فکر سایر اعضای گروه، مشکلساز میشود.
اما در طی خط داستانی انیمیشن سریالی لیگ عدالت، کره زمین مورد تهدید خطرهای بیشماری است. بیگانگان، موجودات باستانی و خدایان که هر کدام قدرتهای غیرقابل مهاری دارند زمین را مورد هدف قرار میگیرند و میخواهند آن را به نام خود بزنند. بدیهی است که در این شرایط حتی سوپرمن با آن همه قدرت هم نمیتواند به تنهایی از پس این همه دشمن برآید. بدین ترتیب و برای حفاظت از زمین هم که شده، شخصیتهایی که در موردشان صحبت کردیم تصمیم میگیرد اختلافات را کنار بگذارند و برای حفاظت از مردم بیگناه تیم Justice League را تشکیل دهند.
نکته جالبی که در مورد انیمیشن سریالی Justice League وجود دارد این است که تمام داستان حول محور نبردها و مبارزات حماسی نیست. هر یک از اعضای لیگ عدالت در نوع خود چالشهای شخصیتی دارند. آنها صرفا یک سری ابرقهرمان بدون ایراد و منزه نیستند که برای رضایت خدا دور هم جمع شده باشند. هر یک از اعضای تیم ترسها، تردیدها، گذشته شخصی و مسئولیتهای سنگینی دارند که باید با آنها کنار بیایند. در همین حین، کنترل قدرت اعضای تیم هم به یک مشکل تبدیل میشود و همه را با یک سوال مهم روبرو میکند: اینکه قدرت لیگ عدالت تا کجا باید کنترل شود؟

تعادل قدرت و کنترل کردن اعضای آن یکی از چالشهای لیگ عدالت است
اگر به متن دقت کرده باشید میفهمید که خبری از یک خلاصه داستانی با جزئیات مشخص وجود ندارد. خب دلیل عدم وجود چنین موضوعی به سبک داستانسرایی لیگ عدالت برمیگردد. در این سریال یک خط داستانی کلی و واحد وجود ندارد. قدرتمندترین قهرمانهای زمین در هر اپیزود با یک مشکل مشخص دستوپنجه نرم میکنند و هر دفعه باید با یک دشمن جدید و ارتش وی وارد مبارزه شوند. البته برخی از این دشمنها آنقدری قدرتمند هستند که شکست دادنشان در حد یک اپیزود به پایان نمیرسد و حل کردن پرونده ایشان، به یک داستان چند قسمتی می انجامد.
یکی از ویژگیهای شاخص انیمیشن سریالی لیگ عدالت، رویکرد جدیتر آن نسبت به استانداردهای رایج آثار کودکانه است؛ رویکردی که از همان قسمتهای ابتدایی خود را نشان میدهد. این سریال، با وجود پخش در قالب یک انیمیشن تلویزیونی، مخاطب را سادهانگارانه فرض نمیکند و به سراغ مفاهیمی میرود که معمولاً در تولیدات کودکمحور کمتر دیده میشوند. موضوعاتی مانند مرگ، فداکاری، مسئولیت سنگین قدرت و پیامدهای تصمیمهای نادرست، نقش پررنگی در روایت دارند و قهرمانان همیشه در موقعیتهای امن و بدون هزینه قرار نمیگیرند. شکست، تردید و احساس ناتوانی بخشی از مسیر آنها است و همین مسئله باعث میشود داستانها عمق احساسی بیشتری پیدا کنند و صرفاً به مبارزههای نمایشی محدود نشوند.
در ادامه، سریال با پرهیز از تقسیمبندی سادهی خیر و شر، تصویری پیچیدهتر و واقعگرایانهتر از جهان ابرقهرمانی ارائه میدهد. دشمنان اغلب دارای انگیزهها و پیشزمینههایی هستند که قابل درک به نظر میرسند و در مقابل، قهرمانان نیز گاهی در مورد درستی اقدامات خود دچار تردید میشوند. این نگاه خاکستری به مفاهیم عدالت و قدرت، باعث میشود Justice League فراتر از یک سرگرمی کودکانه عمل کند و مخاطب را به فکر بیندازد. نتیجه، اثری است که هم برای مخاطبان کمسن جذاب است و هم برای نوجوانان و بزرگسالان، لایههای معنایی و تحلیلی قابل توجهی دارد.
دشمنان در انیمیشن سریالی لیگ عدالت نقش فراتر از یک مانع ساده برای قهرمانان دارند و در واقع موتور محرک اصلی بسیاری از داستانها محسوب میشوند. هر آنتاگونیست، با تهدیدهای جهانی یا حتی کیهانی، باعث میشود اعضای تیم ناچار شوند تواناییها و تاکتیکهای خود را بازنگری کنند و با همافزایی و همکاری واقعی، راهحلهایی خلاقانه برای بحرانها پیدا کنند. این ساختار، دلیل منطقی شکلگیری لیگ عدالت را تقویت میکند و هر بحران جدید به فرصتی برای رشد و تعامل شخصیتها تبدیل میشود. این رویکرد داستان را به نوعی بازی شطرنج تبدیل میکند که برای هر موقعیت، قهرمانهای داستان باید راه جدیدی انتخاب کنند.

در انیمیشن سریالی Justice League، سوپرمن و به خصوص بتمن رهبرهای گروه به شمار میروند
در لایهای عمیقتر، بسیاری از دشمنان سریال بار نمادین و اخلاقی دارند و دیدگاههای قهرمانان را به چالش میکشند. شخصیتهایی مثل دارکساید یا لکس لوثر نه تنها قدرت فیزیکی، بلکه ایدئولوژیها و ارزشهای خود را به میدان میآورند و قهرمانان را با سؤالاتی درباره عدالت، مسئولیت و محدودیتهای قدرت روبهرو میکنند. این تقابل اخلاقی و فکری باعث میشود مبارزهها صرفاً نمایشی نباشند و هر پیروزی یا شکست، بار معنایی و پیام داستانی خودش را داشته باشد. هنگامی که به تماشای این اثر بنشینید، احتمالا بارها تصمیم قهرمانها را زیر سوال میبرید. خیلیها هنگامی تماشای سریال ممکن است پیش خود حق را به ویلنها بدهند و آنها را صرفا یک سری مریض روانی تشنه به خون نبینند.
موفقیت و استقبال گستردهی سریال لیگ عدالت زمینهای محکم برای خلق دنبالهی آن، یعنی Justice League Unlimited، فراهم کرد. این مجموعهی جدید نه تنها تعداد قهرمانان حاضر در داستان را بهشدت افزایش داد، بلکه دامنهی تهدیدها و جهان روایت را گستردهتر کرد. در Unlimited دیگر محدودیت به چند شخصیت اصلی وجود نداشت و قهرمانان کمتر شناختهشده نیز فرصت درخشش پیدا کردند؛ این امر، هم تنوع داستانها را بیشتر کرد و هم امکان پرداختن به داستانهای جانبی و شخصیتمحور را فراهم آورد.

نظر شما در این باره چیست؟ دیدگاههای خود را با تیم بازار و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
منبع: Dcau.fandom
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول

نظرات