
با اینکه انیمهها در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی کمکم در سراسر جهان بر سر زبانها افتادند، اما نقطه اوج و انفجار واقعی آنها در دهه ۲۰۰۰ اتفاق افتاد. بسیاری از بهترین سریالهای انیمهای تاریخ، مثل «دفترچه مرگ» (Death Note)، در همین برهه روی آنتن رفتند. حالا و با گذشت سالها از زمان پخش این آثار، طرفداران نه تنها هنوز پای تماشای دوباره آنها مینشینند و با شور و حرارت دربارهشان بحث میکنند، بلکه این انیمهها همچنان موفق میشوند نسل کاملا جدیدی از مخاطبان را هم مجذوب دنیای خود کنند.
بهترین انیمههای دهه ۲۰۰۰ میلادی فقط به خاطر حس نوستالژی در خاطرهها ماندگار نشدند. این آثار «کلاسیک مدرن»، در واقع هویت این دهه را تعریف کردند و منبع الهام تمام آثاری شدند که بعد از آنها پا به میدان گذاشتند. بنابراین، اگرچه نگاهی دوباره به این سریالهای انیمهای به خاطر میراث و تاثیرگذاری ماندگارشان ارزشمند است، اما نباید فراموش کنیم که آنها بهخودیخود جزو قدرتمندترین، خوشساختترین و بینقصترین سریالهایی هستند که تاریخ این مدیوم تا به حال به خود دیده است.
Gurren Lagann

چیزی که این اثر را در میان سریالهای انیمهای به شدت متمایز میکند، مهارت بینظیرش در پیوند زدن اوجگیری حوادث با احساسات شخصیتها است
انیمه Gurren Lagann با تمام وجود به منطق احساسی خاص خودش وفادار میماند. داستان از اعماق تاریک زمین و با پسربچهای شروع میشود که حتی ذرهای به خودش باور ندارد، اما ماجرا آرامآرام اوج میگیرد و وسعت پیدا میکند. سایمون (Simon) همواره خودش را پشت سر شخصیتهای جسورتر پنهان میکند؛ بهویژه کامینا (Kamina)، کسی که به نظر میرسد اعتمادبهنفسش برای از نو ساختن دنیا کافی است. با این حال، نویسندگان داستان گورن لاگان به خوبی فهمیدند که با شجاعت عاریهای، نمیتوان تا ابد این مسیر موفقیت را ادامه داد. سایمون ناگزیر است زمین بخورد، دوباره روی پای خودش بایستد و آن نسخهای از قدرت و اراده را کشف کند که منحصرا متعلق به خود اوست.
Death Note

چیزی که شخصیت لایت را اینقدر درگیرکننده و جذاب میکند، این است که روند فاسد شدن و سقوط اخلاقی او به طرز مورمورکنندهای حسابشده است
انیمه Death Note (دفترچه مرگ) بدون شک یکی از شاهکارهای زمان و برترین تریلرهایی است که تا به حال در میان سریالهای انیمهای دیدهایم. داستان از جایی شروع میشود که پسری به نام لایت یاگامی (Light Yagami)، بر حسب اتفاق دفترچهای را پیدا میکند که میتواند با نوشتن اسم افراد روی آن، دیگران را به کام مرگ بکشاند. این قصه خیلی زود ما را با یک پرسش تکاندهنده روبهرو میکند: چه میشود اگر یک پسر جوان و نابغه، مرز میان قدرت و عدالت را گم کند؟
Monster

تنما حالا مجبور است با عواقب انجام کار درست در دنیایی روبهرو شود که در آن، خوب بودن به هیچوجه تضمینی برای در امان ماندن نیست
انیمه Monster (هیولا) بدون شک یکی از پختهترین و بزرگسالانهترین آثار در میان سریالهای انیمهای دهه ۲۰۰۰ به شمار میرود. این سریال حس ترس و دلهره را آرامآرام به جان مخاطب میاندازد و اجازه میدهد تا وحشت نهفته در داستان، لابهلای انتخابها، خاطرات و گفتوگوها ریشه بدواند. دکتر کنزو تنما (Kenzo Tenma)، جراح نابغهای است که تصمیم میگیرد به جای تن دادن به اولویتها و بازیهای سیاسی بیمارستان، جان یک پسربچه را نجات دهد. این تصمیم شجاعانه و عمیقا انسانی، نهتنها به قیمت نابودی موقعیت شغلیاش تمام میشود، بلکه نقطهی آغاز کابوسِ بیپایان اوست. آن پسربچه کسی نیست جز یوهان لیبرت (Johan Liebert)؛ شخصیتی که بعدها به یکی از مخوفترین شرورهای تاریخ انیمه تبدیل میشود.
Code Geass

درست است که شورش علیه امپراتوری بریتانیا به Code Geass ابعادی حماسی و عظیم میبخشد، اما تنشها و صحنههای عاطفی داستان، از دل روابط شخصی للوش بیرون میآید
انیمه Code Geass معجونی است از درامهای مدرسهای، نبردهای رباتیک، شورشهای سیاسی، قدرتهای ماورایی و البته انتقامجوییهای شخصی؛ داستانی که روی کاغذ باید زیر بار این همه سوژهی متنوع از هم میپاشید، اما در عمل، به یکی از فراموشنشدنیترین سریالهای انیمهای دهه خود تبدیل شد.

شخصیت «للوش وی بریتانیا» (Lelouch vi Britannia) دلیل اصلی این موفقیت خیرهکننده است؛ پسری به شدت باهوش و در عین حال خطرناک. قدرت ویژهاش به او اجازه میدهد که اراده دیگران را تسخیر کرده و به آنها فرمان دهد، اما سریال هرگز اجازه نمیدهد این توانایی جذاب، به یک فانتزی ساده و سطحی تنزل پیدا کند. در این دنیا، سلطه و کنترل کردن دیگران بهای سنگینی دارد و للوش با هر پیروزی، مجبور میشود بیشتر از قبل اصول اخلاقیاش را زیر پا بگذارد. با هر لغزش اخلاقی، تشخیص مرز میان قهرمان و ظالم، سخت و سختتر میشود.
Fullmetal Alchemist: Brotherhood

شخصیتهای داستان بارها و بارها با این حقیقت تلخ روبهرو میشوند که هر قدرتی، بهایی دارد؛ اما سریال هرگز این موضوع را به صورت کلیشهای روایت نمیکند
انیمه Fullmetal Alchemist: Brotherhood کلکسیونی بینظیر از اکشن، طنز، تراژدی و یک جهانسازی استخواندار است و بیاغراق یکی از رضایتبخشترین پایانبندیها را در میان سریالهای انیمهای ژانر شونن به نام خود ثبت کرده است. شاید بسیاری از آثار بزرگ در یک جنبه خاص به قلههای بالاتری رسیده باشند، اما کمتر سریالی پیدا میشود که بتواند این همه عنصر متفاوت را با چنین تعادل هنرمندانهای در کنار هم نگه دارد. ادوارد (Edward) و آلفونس الریک (Alphonse Elric) بدون شک دو مورد از بهترین پروتاگونیستها در دنیای انیمه هستند. تلاش و جستوجوی آنها برای پس گرفتن بدنهایشان میتوانست در حد یک ماجراجویی ساده باقی بماند، اما این سریال از همین ماموریت کاملا شخصی پلی میسازد تا دروازههای جهانی بسیار بزرگتر و پیچیدهتر را به روی مخاطب باز کند.
منبع: Cbr
فکتهای خفن از کانتر استرایک که باید بدونی – قسمت دوم














نظرات