
سریالهای خوب زیادی در مدیوم سرگرمی وجود دارند، اما برکینگ بد چیزی کمتر از یک شاهکار ساختارشکن نیست. این درام درخشان شبکه AMC توانست از همان قسمت اول تا سکانس پایانی، تمام حواس و توجه طرفداران سریال را به خود معطوف کند. هرچند که سه فصل ابتدایی با ریتمی آرام به سمت نقطه اوج خود حرکت میکنند، اما دو فصل پایانی، این ریتم را به هیجانانگیزترین شکل ممکن بالا میبرند.
کانسپت اصلی، فیلمبرداری، موسیقی متن و طراحی صحنه برکینگ بد به شکلی باورنکردنی تحسینبرانگیزند؛ با این حال، قلب تپنده و روح واقعی این سریال همیشه کاراکترهای آن خواهند بود. در واقع، برکینگ بد قصه انتخابهای آدمها نیست، بلکه روایتگر پیامدها و تاوانهایی است که این آدمها مجبورند با آنها زندگی کنند. این مفهوم عمیق، در هیچجای داستان به اندازه قوس شخصیتی و مسیر تحول این کاراکترها مشهود و ملموس نیست.
Saul Goodman

سریال «بهتره با سال تماس بگیری» (Better Call Saul) یکی از درخشانترین و بینظیرترین مسیرهای رستگاری در تاریخ را برای او به ارمغان آورد
والتر وایت اغلب اوقات به عنوان ضدقهرمان اصلی برکینگ بد شناخته میشود، اما شاید این لقب بیشتر برازنده شخص سال گودمن باشد. وینس گیلیگان، خالق سریال، او را به «یک سوسک» تشبیه کرده است: «حتی اگر آخرالزمان هم از راه برسد، او باز هم راهی برای زنده ماندن پیدا میکند.» و این دقیقا همان هویتی است که او برای مدتی طولانی پشت آن پنهان میشود؛ کاراکتری که تازه مدتها بعد از پایان داستان به کاتارسیس (تزکیه نفس) میرسد. هرچند سال گودمن گاهی اوقات برخلاف میل باطنیاش مجبور میشود خرابکاریهای موکلانش را جمعوجور کند، اما خدمات حقوقی او هم چندان بر پایه اصول اخلاقی بنا نشده است. در نهایت، پس از پی بردن به عمق جاهطلبیها و عطش سیریناپذیر والتر، این وکیل به فراتر از خطوط قرمز اخلاقیاش رانده میشود؛ اتفاقی که ثابت میکند او شاید آن آدم رذل و پستی که خودش تصور میکند نباشد.
Gus Fring

خط داستانی پیچیده و درگیرکننده گاس فرینگ در برکینگ بد، بعدها در سریال بتر کال سال گسترش پیدا کرد و پرده از ابعاد شگفتانگیز این شخصیت برداشت
گاس فرینگ همیشه از خودش شخصیتی موقر و متین به نمایش میگذارد. لحن صحبت، طرز لباس پوشیدن و زبان بدن او، همگی در امتداد همان نقشی هستند که او در دنیای سریال برای خودش تعریف کرده است. او به ندرت ماهیت واقعی و درونیاش را برای کسی رو میکند؛ در واقع، این رفتار نمایشی چنان در تار و پود وجودش ریشه دوانده که حتی وقتی نیمی از صورتش منفجر و متلاشی میشود هم دست از مرتب کردن کراواتش برنمیدارد. با اینکه والتر هیچوقت نظر واقعیاش را درباره گاس علنی نکرد، اما قطعا مهارتهای تجاری و هوش او در کسبوکار را تحسین میکرد و برایش احترام قائل بود. از سوی دیگر، گاس عطش سیریناپذیر والتر برای موفقیت را دستکم میگیرد و همین موضوع نشان میدهد که چرا او با پای خودش مستقیم به درون تلهای که برایش پهن شده قدم میگذارد.

Skyler White

برخلاف تصورات طرفداران، اسکایلر وایت یکی از بهترین شخصیتهای برکینگ بد از نظر نویسندگی است
اگر بپذیریم که والتر وایت شخصیت منفی سریال برکینگ بد است، طبیعتا به این نتیجه باید برسیم که اسکایلر قهرمان این داستان محسوب میشود. او بلافاصله پس از پی بردن به فریبکاریهای والتر، او را از خانه بیرون میاندازد؛ اما والتر دوباره با هزار ترفند راهش را به درون خانه باز میکند. اسکایلر که در نهایت در برابر شوهر سرسخت و توقفناپذیرش تسلیم میشود، یک پوشش امن برای پولشویی درآمدهای مواد مخدر والتر ایجاد میکند اما با این حال، همچنان با همان قدرت محدودش، هر کاری که از دستش برمیآید برای محافظت از فرزندانش انجام میدهد.
اسکایلر در طول داستان برکینگ بد دچار یک سری تحولات اساسی میشود که او را از یک زن خانهدار شاد به یک زن شاغل و سپس شریکجرم یک جنایتکار تبدیل میکند؛ اما تنها نقشی که هرگز از آن شانه خالی نمیکند و آن را پشت گوش نمیاندازد، نقش مادری است. همانطور که اسکایلر با کنایهای نیشدار به شوهرش میگوید: «بالاخره یک نفر باید از این خانواده در برابر مردی که محافظ این خانواده است، محافظت کند.» اینکه او در این مسیر به سختی توانست موفق شود، اصلا به بیکفایتی یا ناتوانیهای شخصیاش ربطی نداشت؛ مسئله فقط این بود که والتر وایت آنقدر در منجلاب جاهطلبیهای خودش غرق شده بود که دیگر کسی نمیتوانست جلویش را بگیرد.
Walter White

والتر وایت یکی از پیچیدهترین و حیرتانگیزترین شخصیتهای نقش اول مرد در تاریخ سریالهای تلویزیونی است
والتر وایت بدون شک از بیشتر آدمهای روی کره زمین باهوشتر است، اما همانطور که هنک اشاره میکند، گاهی اوقات او آنقدر احمق است که نمیتواند چیزی که دقیقا جلوی چشمش قرار دارد را ببیند. او شراکتش با شرکت «گری متر» (Gray Matter) را صرفا از روی یک هوس زودگذر و برخاسته از غرور به هم میزند و اگر پای سرطان ریه به میان نمیآمد، قطعا به همان مسیر معمولی و نهچندان درخشان زندگیاش ادامه میداد. والت در تلاشی شتابزده برای تضمین آینده خانوادهاش، کسبوکار تولید متآمفتامین (شیشه) را استارت میزند؛ تجارتی که در دل جهان بیرحم برکینگ بد، بیوقفه رشد میکند و در نهایت به یک امپراتوری عظیم و چند میلیون دلاری تبدیل میشود.
با وجود اینکه والت مدام سعی میکند بین نسخه «معمولی» خودش و پرسونای تاریک «هایزنبرگ» تمایز قائل شود، اما خیلی زود روشن میشود که این دو شخصیت در عمل هیچ فرقی با هم ندارند. در یک کنایه تلخ و دراماتیک، عطش سیریناپذیر والتر وایت برای رسیدن به قدرت، دقیقا بازتابی از همان اعتیاد فراگیر و ویرانگری است که او بهواسطه شیشههای آبیرنگش در جامعه به وجود آورد؛ یک مکاشفه و بیداری درونی که متاسفانه خیلی دیر به سراغش میآید.
Jesse Pinkman

فیلم «ال کامینو» (El Camino) هم موفقیت او در این مسیر را تایید کرد و یک شانس دوباره به این شخصیت داد
جسی پینکمن پیش از ورود معلم شیمی دوران دبیرستانش به زندگیاش، یک آدم کاملا بینامونشان بود، اما بخش عمدهای از داستان را با این حسرت سپری میکند که ای کاش هرگز با والت آشنا نمیشد. او در ابتدا از حضور در تجارت تولید شیشه (متآمفتامین) به عنوان یک شریک لذت میبرد؛ دستکم تا زمانی که به ماهیت سمی و سوءاستفادهگرانه رابطهشان پی میبرد. والتر تمام دلخوشیهای جسی به طریقی ویران کرده و همهچیز را بر سرش آوار میکند.
میتوان گفت جسی تا حد زیادی از کمتوجهی و بیمهری والدینش در دوران تربیت رنج میبرد و دقیقا به همین خاطر است که مدام فریب وعدهوعیدهای والتر را میخورد. در حالی که به نظر میرسد او در یک بنبست بدون راه فرار گیر افتاده، کمتر کاراکتری در تاریخ سریالهای تلویزیونی پیدا میشود که به اندازه او درد و رنج را تحمل کرده باشد. خوشبختانه، جسی در نهایت از تمام تجربیات کابوسوارش تا پایان برکینگ بد جان سالم به در میبرد و این فرصت را غنیمت میشمرد تا دوباره کنترل زندگیاش را به دست بگیرد.
منبع: CBR
خفنترین بازیهای امسال چی بودن؟ میزگیم با علیرکسا – قسمت دوم












نظرات