بهترین شخصیتهای کارتون باب اسفنجی
بیکینی باتم یکی از رنگارنگترین فضاهای تاریخ انیمیشنها است و این موضوع به این دلیل ساکنان سرزنده آن است. سه فصل اول «باباسفنجی شلوارمکعبی» ب هشدت ارزش تماشای مجدد دارند و بخش بزرگی از طنز آن شخصیتمحور است.
ساکنان این محله دریایی، چنان فوقالعاده طراحی شدهاند که تصور این سریال افسانهای بدون هر یک از آنها، حتی شخصیتهای فرعی، دشوار است. تلاش برای رتبهبندی آنها حرکتی احمقانه به نظر میرسد؛ چرا که آنها برای مردم در تمام سنین و به دلایل بسیار زیادی دوستداشتنی هستند، طوری که مقایسهشان مثل مقایسه سیب با پرتقال، موز، توتفرنگی و بقیه میوههاست.
با این حال، این مخلوق شاهکار و درخشان «استیون هیلنبرگ»، چنان شخصیتهای نمادینی تولید کرده که بررسی آنها ضروری به نظر میرسد. رتبهبندی این کاراکترها صرفا مسئله «تنوع» نیست، چرا که حتی شخصیتهای پسزمینه مثل «فرد ماهی» (Fred the Fish) هم به شکلهای مختلفی به کار گرفته میشوند. همچنین بحث فقط سر «خندهدار بودن» نیست، چون خندهدارتر دانستن خود شخصیت باب اسفنجی نسبت به همسایههای دیواربهدیوارش، کاملا به سلیقه شما بستگی دارد. شاید بهترین راه برای بیانش این باشد که ۱۰ شخصیت برتر این سیتکام معرکه، هوشمندانه و سوررئال آن را به مهمترین (و یا منحصربهفردترین) انیمیشن کمدی تاریخ تبدیل کردهاند.
خانم پاف

خانم پاف به خوبی نشان میدهد که معلم بودن چقدر سخت است و به عنوان یکی از خندهدارترین و ملموسترین شخصیتهای برنامه ایفای نقش میکند
خانم پاف (با صداپیشگی مری جو کتلت) که یکی از نادیدهگرفتهشدهترین شخصیتهای سریال است، احتمالا ناخوشایندترین رابطه را با باب اسفنجی دارد. او نه تنها مجبور است سال به سال در مدرسه قایقرانی به او درس بدهد (چون باب اسفنجی هیچوقت قبول نمیشود)، بلکه باید مدام آزمونهای رانندگی خطرناکی را برگزار کند که جان خودش را به خطر میاندازد. این وضعیت معمولا به باد کردن او و بستری شدن در بیمارستان به خاطر جراحات ناشی از تصادفهای اجتنابناپذیر ختم میشود. این شرایط باعث شده تا این بادکنکماهی صبور، تا حدی عقلش را از دست بدهد؛ مثل زمانی که فقط برای خلاص شدن از دست باب اسفنجی به او نمرهی اضافه (ارفاقی) مضحکی میدهد، یا وقتی که کل یک اپیزود را دچار توهم میشود. وقتی او به خاطر ناتوانی در آموزش دادن به این اسفنج احمق از وظایف مربیگریاش برکنار میشود، بلافاصله آن روی دیگر خود را نشان میدهد: «بالاخره آزاد شدم!».
کارن

کارن شاید از فلز ساخته شده باشد، اما این شخصیت فرعی واقعا طلاست
اگر قرار باشد هوش مصنوعی بالاخره دنیا را تسخیر کند، امیدواریم شبیه به کارن (با صداپیشگی جیل تالی)، همسر کامپیوتری پلانکتون باشد. لهجه غلیظ و خاص او به طرز عجیبی با فضای سرد و تکنولوژیزده «چام باکت» هماهنگ است و تمام تصورات بیننده را از اینکه یک شخصیت شرور باید چه صدایی داشته باشد، به هم میریزد. چه وقتی که یک چهره عادی به خود میگیرد و چه زمانی که فقط یک خط زیگزاگ روی صفحه نمایشش نشان میدهد، روش کاملا منطقی او برای توضیح دادن یک نقشه پلید، باعث شده تا بهترین اپیزودهای پلانکتون خاصتر و اورجینالتر شوند.
پلانکتون او را ساخته است، اما با این حال به نظر میرسد کارن در شرور بودن خیلی از او بهتر است! بدون حضور او، بسیاری از قسمتهای سریال اصلا اتفاق نمیافتادند. برای مثال، در اپیزود «F.U.N»، این کارن است که به پلانکتون میگوید برای به دست آوردن فرمول همبرگر خرچنگی باید «با باب اسفنجی رفیق شود». او همچنین با دادن یک درس الفبای ساده به شوهرش، جرقه داستان «فیلم سینمایی باب اسفنجی» را میزند. با این حال، تماشای جنبه نرمتر و مهربانتر او هم یک نعمت است؛ مثل وقتی که به پلانکتون میگوید حرف زدن درباره احساساتش باعث میشود حالش بهتر شود.
مرد دریا

فریادهای «شررررارت» مرد دریا واقعا تکرارنشدنی است
ظاهرا زیر دریا فقط ماهی زندگی نمیکند! بهترین مثالش «مرد دریا» (با صداپیشگی ارنست بورگناین) است که مشخصا یک انسان است و معلوم نیست چطور زیر آب نفس میکشد. او و دستیارش «پسر صدفی» تاریخچه طولانیای در مبارزه با جنایت دارند، اما با این حال، اولین باری که باب اسفنجی آنها را ملاقات میکند در خانهی سالمندان «شیدی شولز» (Shady Shoals) است. ذهن مرد دریا قطعا به تیزی قبل نیست و همین باعث شده تا تقریبا هر کلمهای که از دهانش خارج میشود، یک شاهکار کمدی باشد. مرد دریا با آن برنامه تلویزیونیاش که قاعدتا نباید دیگر قسمت جدیدی پخش کند، میتواند هر لحظه در تلویزیون باب اسفنجی ظاهر شود و بیننده را از خنده رودهبر کند.
قدرتهای او هم دیگر مثل قدیم نیستند، اما او هنوز هم با اشتیاق یک ابرقهرمان در حال گشتزنی، در صف سلفسرویس راه میرود. این هم خیلی جالب است که او هنوز فکر میکند پسر صدفی شاگرد جوان اوست، در حالی که هر دو همسنوسال به نظر میرسند. با این حال، بهترین ویژگی این شخصیت این است که هر بار کلمهی «شرارت» (EVIL) به گوشش میخورد، فریاد میزند: «شررررارت!». روح ارنست بورگناین شاد که چنین شخصیت دوستداشتنیای را به دنیا هدیه داد (که البته تنها یکی از بیشمار دستاوردهای او بود).
سندی چیکس

سندی قطعا ارزش خودش را برای سریال باب اسفنجی ثابت کرده است
با ترکیب نبوغ پلانکتون و بازیگوشی باب اسفنجی، شخصیت برونگرای سندی باعث شده تا او از همان اولین اپیزود، به بخش جداییناپذیر و محبوبی از تیم شخصیتها تبدیل شود. او آنقدر سرسخت است که میتواند با یک صدف غولپیکر کشتی بگیرد، وارد کلوب «شورهزار خشن» (Salty Spitoon) شود و در مسابقات وزنهبرداری پیروز شود. پس جای تعجب نیست که یکی از سرگرمیهای موردعلاقهاش، تمرین کاراته با باب اسفنجی است. این سنجاب بااستعداد یک «گنبد درختی» زیر آب، یک لباس مخصوص برای زنده ماندن در شرایط اقیانوسی و حتی یک سفینه فضایی ساخته است. یعنی قدم بعدیاش حل مشکل گرسنگی جهانی است؟
با این حال، سندی زمانی که کسی روی اعصابش راه میرود، از همیشه خندهدارتر میشود! وقتی در یکی از بهترین اپیزودهای «دوران طلایی» باب اسفنجی، پاتریک به پای او لگد میزند، سندی کاملا از کوره در میرود و وحشی میشود. یا آن دفعهای را یاد بیاورید که باب اسفنجی و پاتریک ایالت تگزاس را مسخره کردند و در نهایت مجبور شدند برای نجات جانشان فرار کنند! سندی به ریشههایش افتخار میکند و حاضر است در مجموعهای از آزمونهای خطرناک زیر آب شرکت کند تا ارزش موجودات خشکی را ثابت کند.
پلانکتون

پلانکتون قطعا لیاقت این را ندارد که دستهای کوتاهش به فرمول خرچنگی برسد، اما قطعا لایق تشویق است
پلانکتون از آن شخصیتهایی است که روی یک چیز وسواس فکری دارد، اما شخصیتش به شکلی خلاقانه به سمت هدفش میرود که هیچوقت تکراری نمیشود. در عین حال، او آنقدر ریزه میزه است که حتی باب اسفنجی هم ممکن است تصادفی او را زیر پا له کند و همین موضوع، باعث میشود جدی گرفتنش سخت باشد. با وجود تمام ابزارهای پیشرفتهای که با هوش مثلا برترش ساخته (از جمله یک کامپیوتر هوشمند)، پلانکتون اگر جانش هم در خطر باشد نمیتواند یک غذای درستوحسابی بپزد. بنابراین، تنها هدف او در زندگی دزدیدن فرمول مخفی همبرگر خرچنگی است تا بتواند مثل رقیبش در دنیای فستفود موفق شود.
او همچنین در صحبت کردن با مردم عادی اصلا مهارت ندارد. نمونه بارزش زمانی است که او وارد یک بار میشود تا چند نفر را برای گرفتن فرمول اجیر کند، اما اولین کلماتی که از دهانش خارج میشود این است: «شادباش ای تبهکاران!». تماشای اینکه آقای خرچنگ مدام با یک ضربه انگشت او را از رستوران به بیرون پرتاب میکند همیشه لذتبخش است و تماشای پلانکتون وقتی خیلی عصبانی میشود (مثل زمانی که باب اسفنجی را مجبور میکند برایش کار کند) واقعا سرگرمکننده است.
آقای خرچنگ

آقای خرچنگ ثابت کرده که برای پول، حتی از جانش هم میگذرد
آقای خرچنگ (با صداپیشگی کلنسی براون)، رئیس خسیس باب اسفنجی در رستوران خرچنگ است. او آنقدر پول را دوست دارد که حاضر است کل چنگالش را برای یک سکه دهسنتی داخل چاهک سینک فرو کند و موقع بیرون کشیدنش، دستش را از جا دربیاورد! او حتی یک همبرگر خرچنگی که مشخصا فاسد شده را میخورد تا هدر نرود. آقای خرچنگ اولین دلاری را که به دست آورده قاب کرده و به دیوار زده و تازه باب اسفنجی را مجبور میکند که قابش را رایگان رنگ بزند. او حتی ترجیح میدهد توسط یک صدف غولپیکر بلعیده شود، اما یک دلارش را هم از دست ندهد.
به عنوان یک سرمایهدار بیملاحظه و آشپز سابق کشتی، صدای خشن و تکیهکلامهای آقای خرچنگ باعث شده تا نیمی شبیه ملوانها و نیمی شبیه دزدان دریایی به نظر برسد. البته وقتی اموال دیگران را بالا میکشد، قطعا بیشتر شبیه دزدان دریایی میشود! چه با اختاپوس همدست باشد و چه نباشد، حضور او بخش جداییناپذیر این رستوران نمادین است. رقابت او با پلانکتون و عادتش به خجالتزده کردن دخترش، لایههای خندهداری به این خرچنگ اضافه کرده که کلهی شق و یکدندهاش، درست مثل لاکش سفت و سخت است.
گری

گری ثابت کرد که برای باهوشتر از باب اسفنجی بودن، حتما نباید حرف زد
او شبیه حلزون است، مثل حلزون حرکت میکند، اما صدایش شبیه گربه است! نامش گری (با صداپیشگی تام کنی) است؛ حلزون دریایی و حیوان خانگی محبوب باب اسفنجی. گری علاوه بر اینکه به دوستداران گربه این آرامش خاطر را میدهد که باب اسفنجی هم یکی از آنهاست، نقشهای مهم دیگری را هم ایفا میکند. او معمولا مثل نسخه کمتر بیحوصله اختاپوس به نظر میرسد؛ یعنی نسبت به موقعیتهای باب اسفنجی تا حد زیادی بیتفاوت است و وقتی از او سوال شود، نصیحتهای درستی ارائه میدهد. تغییرات لحن او در گفتن کلمه «میو»، نشاندهنده طیف وسیعی از احساسات مختلف این حلزون تحسینبرانگیز است.
در واقع، به نظر میرسد که گری خیلی باهوشتر از صاحبش باشد. این ویژگی به خصوص در اپیزودهایی مثل «مسابقه بزرگ حلزونها» و «ولش کرده» (Dumped) که او به عنوان یک شخصیت کلیدی میدرخشد، کاملا مشهود است. گری با آن چشمهای بزرگ و خیرهاش، از آن شخصیتهایی است که نشان میدهد ناتوانی در صحبت کردن، فقط به جذابیت شخصیت آنها اضافه میکند. در حقیقت، گری احتمالا بهتر از هر شخصیت دیگری بلد است بیننده را فقط با یک نگاه صامت و ماتومبهوت، به خنده بیندازد.
پاتریک

پاتریک ثابت کرده که احمق بودن هم میتواند یک نوع هنر در کارتون باب اسفنجی باشد
باب اسفنجی بهقدری سادهلوح است که فقط یک شخصیت احمق میتواند در مقایسه با او، باهوش و کاربلد به نظر برسد. این عنوان، قطعا متعلق به پاتریک استار (با صداپیشگی بیل فجرباک) است. پاتریک یک ستاره دریایی همیشه بیکار است که زیر یک سنگ زندگی میکند (هم در واقعیت و هم از نظر کنایهای که از دنیا بیخبر است) و افکار غیرقابلتوضیحی درباره واژگون شدن یک پاکت شیر روی میز دارد. سهم پاتریک در فضای پوچ و مضحک این سریال را میتوان در صحنه «گوی گیجکننده» خلاصه کرد؛ جایی که او حتی بعد از خاموش شدن گوی هم به حالت عادی برنمیگردد!
در کنار کلی کارهای دیگر، پاتریک سعی میکند یک در یخزده را با جادو باز کند، تفاوت بین آلات موسیقی و مواد غذایی را نمیفهمد و برای باز کردن در یک مربا، ساعتها دیگران را معطل میکند. احتمالا هیچ جیغی رضایتبخشتر از جیغهای پاتریک نیست؛ مثل وقتی که در قسمت پایلوت و شاهکار سریال، آشپزی بیش از حد باب اسفنجی باعث میشود او از در به بیرون پرتاب شود. حتی لازم نیست بهترین اپیزودهای پاتریک را تماشا کنید تا بفهمید در میان تمام شخصیتهای نمادینی که در قالب «احمق تمامعیار» میگنجند، او یکی از خندهدارترینهاست.
اختاپوس

اختاپوس نماد همه ماست وقتی که فقط میخواهیم کمی آرامش داشته باشیم و دنیا اجازه نمیدهد
بعضیها میگویند یک سریال فقط به اندازه شخصیت «عاقل و منطقیاش» خوب است. حالا نوبت اختاپوس است، تنها شخصیت عاقل و متضاد این سریال. او آنقدر از باب اسفنجی متنفر است که در موقعیتهای مختلف این را صریحا اعلام کرده است. در یک اپیزود، او حتی علامتهای «نه» و «بله» را روی در خانهاش میگذارد، چون درست پیشبینی کرده که همسایهاش ابتدا از او میخواهد با هم بازی کنند و بعد میپرسد که آیا مطمئن است یا نه. این نشان میدهد که اختاپوس حتی برای دادن جوابهای سطح بالا، نیازی به حضور فیزیکی هم ندارد! به همین ترتیب، همین ویژگی باعث میشود که مهربانیهای گاهوبیگاه او بسیار دلگرمکنندهتر به نظر برسد.
بیحوصلگی قابلدرک اختاپوس در برابر هر چیزی یا هر کسی که به آن واکنش نشان میدهد، بینقص است؛ اما او فراتر از یک کاراکتر بدعنق است. او یک هنرمند پرشور است و عقده خودبرتربینیاش با مهارتهای ناچیزش در تضاد است. او نه نقاش بزرگی است، نه کلارینتزن خوبی و نه در چیز دیگری نبوغ دارد، اما با این حال، آرزوهایش برای مشهور شدن، او را به شخصیتی جذاب و بهطور غافلگیرکنندهای دلسوز تبدیل کرده است. بدون شک، او بهترین صندوقدار روی زمین و زیر دریاست.
باب اسفنجی

طرفداران پروباقرص سریال به خوبی میدانند که باب اسفنجی شلوارمکعبی، برخلاف ظاهر زاویهدارش، شخصیتی کامل و چندبعدی است
او میتواند یک تختهسنگ، یک ساندویچ، یک قایقماشینی نامرئی و حتی یک قایق معمولی را با چشمبند براند؛ اما کافی است یک وسیله نقلیه عادی و قدرت بینایی به او بدهید تا قطعا تصادف کند! نام او باب اسفنجی شلوارمکعبی است؛ یک آشپز فوقالعاده. خندههای واگیردار، خوشبینی دلنشین و سادهلوحی خندهدار او در کنار هم، شخصیتی را میسازند که میتواند به روشهای مختلف شما را از خنده روده بر کند، طوری که فقط به خاطر تواناییهای کمدیاش، دستکم یکی از بزرگترین شخصیتهای کارتونی تمام دوران است.
با این حال، او اسفنج حساسی هم هست. مخاطب همیشه وقتی احساسات او جریحهدار میشود طرفش را میگیرد، اما او حتی موقع گریه کردن هم میتواند خندهدار باشد؛ مثل وقتی که به اختاپوس میگوید با اشکهایش برای او پلیور بافته است! بیننده نمیتواند جلوی خودش را بگیرد و حساسیت بیش از حد و مهربانی فراوان او را سرگرمکننده نبیند. همچنین سرگرمیهای او (از جمله کاراته و شکار عروس دریایی) به جذابیت این اسفنج اضافه میکند. البته شادی و غم تنها دو مورد از احساسات او هستند. واقعا هر جنبه از این اسفنج زرد مایه لذت است، اما برای توصیف همه آنها به یک لیست دیگر نیاز داریم.
کلام آخر
در نهایت، باید بگوییم که کارتون باب اسفنجی شلوارمکعبی نه فقط یک انیمیشن خندهدار برای بچههاست، بلکه دنیایی پر از شخصیتهای منحصربهفرد و فراموشنشدنی است که هر کدام به نوعی داستان و طنز خودشان را دارند. از سادگی و خوشبینی باب اسفنجی گرفته تا خونسردی و غرور اختاپوس، از شور و مهارت سندی تا شرارت بامزه پلانکتون و کمکهای هوشمندانه کارن، همه با هم باعث شدند این سریال بیش از دو دهه مخاطب را سرگرم کند و دوستداشتنی باقی بماند. وقتی پای شخصیتها و تعاملات پیچیده آنها به میان میآید، میتوان فهمید که موفقیت این سریال فقط به خنده خلاصه نمیشود؛ بلکه هر شخصیت، با ویژگیها و رفتارهای خاصش، یک دنیای کوچک و زنده زیر دریا ساخته که تماشاگر هر سن و سالی را مجذوب خودش میکند. در یک کلام، این مجموعه ثابت میکند که شخصیتپردازی هوشمند و طنز ناب، ترکیبی جاودانه برای خلق انیمیشنهای کلاسیک است.
- چه ویژگیهایی باعث محبوبیت شخصیتهای سریال باب اسفنجی شده است؟
محبوبیت شخصیتها ناشی از ترکیب طنز، ویژگیهای منحصربهفرد و تعاملات جذاب آنهاست. برای مثال، باب اسفنجی با خوشبینی و سادهلوحی خندهدارش، اختاپوس با غرور و بیحوصلگی قابلدرکش، سندی با شجاعت و مهارتش و پلانکتون با شیطنت و وسواسش، هر یک دنیای متفاوتی به سریال اضافه میکنند.
- آیا شخصیتهای سریال صرفا برای خنده طراحی شدهاند؟
خیر. اگرچه طنز بخش مهمی از جذابیت سریال است، اما شخصیتها چندبعدی و پیچیدهاند. هر شخصیت ویژگیها و احساسات خاص خود را دارد که گاهی درسهای اخلاقی، گاهی تعاملات اجتماعی و گاهی لحظات احساسی را به نمایش میگذارد. این عمق شخصیتی است که سریال را برای مخاطبان در تمام سنین جذاب و ماندگار میکند.
- نقش شخصیتهای فرعی مانند سندی، کارن و مرد دریا در سریال چیست؟
شخصیتهای فرعی، با وجود حضور کمتر نسبت به شخصیتهای اصلی، نقشی کلیدی در روایت داستان و خلق طنز دارند. برای مثال، سندی با مهارتها و شجاعتش به چالشهای داستانی هیجان میدهد، کارن هوشمندی و منطق پلانکتون را تکمیل میکند و مرد دریا با حضور کوتاه اما به موقع، طنز و تعجب را به سریال اضافه میکند. این شخصیتها باعث میشوند دنیای بیکینی باتم زنده و پویا به نظر برسد.
منبع: Collider
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول








نظرات