۱۲ فیلم کلاسیک دیزنی که گذشتهی قدرتمند این استودیو را نشان میدهند
در این مطلب به ۱۲ فیلم کلاسیک دیزنی که گذشتهی قدرتمند این استودیو را نشان میدهند میپردازیم. در ادامه همراه مجله بازار باشید.
دیزنی به خاطر فیلمهای فراموشنشدنیاش شناخته میشود؛ آثاری که بسیاری از آنها از زمان آغاز به کارِ متواضعانهی این استودیو در سال ۱۹۲۳، دوران کودکی افراد بیشماری را شکل دادهاند. از تکنیکهای پویانمایی گرفته تا سبک کارگردانی، این شرکت استانداردهای جدیدی را تعریف کرد که کمتر استودیوی دیگری توانایی رقابت با آن را داشت؛ همین موضوع باعث شد تا این برند برای چندین نسل در میان رقبا متمایز باقی بماند. بسیاری از فیلمهایی که این استودیو خلق کرد، چیزی فراتر از سرگرمی صرف بودند و به مخاطبان خود قوسهای عاطفی خیرهکننده، موسیقیهای متن شورانگیز و شخصیتهای فراموشنشدنی ارائه دادند. «دوران طلایی» دیزنی سرشار از فیلمهای نوآورانه و جدیدی بود که تماشاگران را چنان به وجد میآورد که استانداردهایی را برای نسلهای آینده تعیین کرد که رسیدن به آن قلهها تقریباً غیرممکن (دستنیافتنی) به نظر میرسد.
۱۲. اولد یلر (Old Yeller) (۱۹۵۷)
فیلم اولد یلر داستان «تراویس کوتس»، پسر جوانی را روایت میکند که در تگزاسِ پس از جنگ داخلی بزرگ میشود، و سگ باوفایش، «اولد یلر». در حالی که پدر تراویس برای هدایت گلههای گاو در سفر است، اولد یلر به محافظت از خانواده در برابر حیوانات درنده و سایر جانوران وحشی کمک میکند. این سگ پیش از آنکه تراژدی از راه برسد، به همراهی عزیز برای تراویس و خانوادهاش تبدیل میشود. این اثر به عنوان یکی از خالصترین و پراحساسترین اقتباسهای سینمایی لایو-اکشن دیزنی متمایز است. اولد یلر زندگی را با واقعگرایی ملموسی به تصویر میکشد و اجازه میدهد هر لحظه، از شادی گرفته تا غم، با طنین عاطفی قدرتمندی بر دل مخاطب بنشیند؛ موضوعی که آن را به فیلمی فراموشنشدنی تبدیل کرده است.
۱۱. پری دریایی کوچولو (The Little Mermaid) (۱۹۸۹)
داستان پری دریایی کوچولو بر «آریل» تمرکز دارد؛ شاهزادهخانمِ پری دریایی جوانی که رؤیای زندگی در خشکی را در سر دارد. او شیفتگی عمیقی به دنیای انسانها دارد و اشیاء بهجامانده از کشتیهای غرقشده را جمعآوری کرده و هر زمان که فرصتی بیابد، آنها را از نزدیک بررسی میکند. آریل پس از ملاقات با یک جادوگر دریایی خطرناک، صدای خود را با دو پا معاوضه میکند، در حالی که برای انسان ماندن همیشگی، به «بوسهی عشق حقیقی» نیاز دارد. این اثر در میان فیلمهای پرنسسی دیزنی، به عنوان یک فیلم انقلابی به سبک برادوی شناخته میشود که به جای یک شخصیت منفعل یا خانهدار، قهرمانی سرکش را معرفی کرد. با ترانههای ماندگار، شخصیتهای جذاب و داستانی درگیرکننده، این فیلم در ردیف برترین کلاسیکهای دیزنی جای میگیرد.
۱۰. مری پاپینز (Mary Poppins) (۱۹۶۴)
فیلم مری پاپینز داستان شخصیتی به همین نام را دنبال میکند؛ پرستاری جادویی که در لندنِ عصر ادوارد (Edwardian London) به خانهی خانوادهی «بَنکس» میآید تا از «جین» و «مایکل» مراقبت کند. مری پاپینز در کنار آوردنِ نظم، شادی و شگفتی به زندگی این کودکان، از طریق ماجراجوییهای خیالانگیز، درسهای ارزشمندی از زندگی را به آنها میآموزد. این اثر یکی از نمادینترین فیلمهای لایو-اکشن دیزنی است که سرشار از ترانهها، شخصیتها و آموزههای ماندگار است. از ابتدا تا انتها، فیلم حسی خلاقانه، دلنشین و جادویی دارد و تجربهای را خلق میکند که کمتر فیلمی در تاریخ دیزنی توانِ برابری با آن را داشته است. مری پاپینز به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای این استودیو و یکی از برترین آثار کلاسیک غیرانیمیشنی آن شناخته میشود.
واقعاً هم همینطور است؛ ترکیب انیمیشن و لایو-اکشن در آن زمان یک جادوی خالص بود.
۹. تارزان (Tarzan) (۱۹۹۹)
داستان تارزان بر شخصیت اصلی فیلم تمرکز دارد؛ پسری که پس از سرگردانی والدینش در جنگلهای آفریقا و کشته شدن آنها توسط یک پلنگ، توسط گوریلها بزرگ میشود. او تحت مراقبت مادرخواندهاش، «کالا»، زنده میماند و رشد میکند تا اینکه با «جین پورتر» آشنا شده و با میراث انسانی خود روبرو میشود. این فیلم بیش از هر چیز به خاطر موسیقی متن فراموشنشدنی و تحسینشدهاش اثر فیل کالینز متمایز است. فراتر از موسیقی، فناوری نوآورانه سهبعدی بهکاررفته در این اثر به صحنههای جنگل اجازه داد تا پویا و خیرهکننده به نظر برسند، بهویژه در لحظاتی که تارزان گویی در میان درختان موجسواری میکند.
۸. بامبی (Bambi) (۱۹۴۲)
بامبی داستان زندگی گوزن جوانی را دنبال میکند که در جنگل بزرگ میشود؛ از یادگیریِ راه رفتن گرفته تا شکل دادن به دوستیهای جدید با «تامپر»، «فلاور» و گوزن مادهی جوانی به نام «فالین». او از مادرش و پدرش (شاهزاده بزرگ جنگل) میآموزد که خطراتی در جنگل وجود دارد، بهویژه در فضاهای باز مانند علفزارها. فیلم روند رشد بامبی تا بزرگسالی، از جمله تراژدیهایی که تجربه میکند و زیباییهای جنگل را به تصویر میکشد. بامبی یک داستان «بلوغ» (Coming-of-age) است که مفاهیمی مثل از دست دادن معصومیت، سوگ و گذار به بزرگسالی را بررسی میکند و همین موضوع باعث شده تا فیلم هم بیزمان و هم جهانی باشد. بامبی بدون شک یکی از برترین انیمیشنهای کلاسیک تاریخ دیزنی است.
یادآوری صحنهی مادر بامبی هنوز هم برای خیلیها ناراحتکننده است!
۷. دیو و دلبر (Beauty and the Beast) (۱۹۹۱)
دیو و دلبر داستان «بل» را دنبال میکند؛ زن جوانی از یک روستای کوچک که برای نجات پدرش، آزادی خود را فدا میکند تا در قلعهای با یک «دیو» مرموز زندگی کند. با این حال، او به مرور زمان متوجه میشود که دیو طلسم شده است و یاد میگیرد که فراتر از ظاهر ترسناک او را ببیند؛ موضوعی که منجر به شکلگیری پیوندی عمیق میان آنها میشود. دیو و دلبر نخستین انیمیشن تاریخ است که نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم شد و جایگاه نمادین خود را در کاتالوگ عظیم دیزنی تثبیت کرد. با هنری خیرهکننده، مضامین قدرتمند و قهرمانی کلیشهشکن، این اثر یکی از برترین فیلمهای پرنسسی دیزنی به شمار میرود.
۶. علاءالدین (Aladdin) (۱۹۹۲)
داستان علاءالدین بر شخصیت اصلی، یعنی یک پسر یتیم و باهوش خیابانی تمرکز دارد که چراغی جادویی پیدا میکند؛ چراغی که حاوی یک «غول» است که میتواند سه آرزو را برآورده کند. او با استفاده از این آرزوها به دنبال جلب توجه «شاهزاده یاسمین» میرود و باید جلوی «جعفر»، وزیر خبیث را که قصد تصاحب پادشاهی را دارد، بگیرد. این فیلم بیش از هر چیز به خاطر شخصیتهای فراموشنشدنی، دنیاسازی خلاقانه و ریشههایش در داستانهای هزار و یک شب شناخته میشود. علاءالدین به دلیل قهرمان جذاب و شوخطبع، نقشآفرینی نمادین رابین ویلیامز در نقش غول چراغ و پسزمینههای هنری زیبا، به عنوان یکی از بهترین آثار پویانمایی دیزنی متمایز است.
۵. سفیدبرفی و هفت کوتوله (Snow White and the Seven Dwarfs) (۱۹۳۷)
سفیدبرفی و هفت کوتوله داستان «سفیدبرفی» را روایت میکند؛ شاهزادهخانمی که زیبایی و مهربانیاش حسادت نامادری بدذاتش را برمیانگیزد. او پس از یک سوءقصد، مجبور به فرار به جنگل میشود و در آنجا با هفت کوتوله که هر کدام شخصیت متمایزی دارند، پناه میگیرد. این فیلم اولین انیمیشن بلند دیزنی است و از ابتدا تا انتها کاملاً با دست نقاشی شده است که یک دستاورد هنری فکانداز (بهویژه برای آن زمان) محسوب میشود. سفیدبرفی و هفت کوتوله با استفاده از تکنولوژی «تکنیکالر» و تلفیق موسیقی با روایت، برای همیشه سینما را متحول کرد.
۴. فانتازیا (Fantasia) (۱۹۴۰)
فانتازیا یک «جُنگ» (مجموعهی داستانی) تجربی است که پیرنگ یا خط داستانی واحدی ندارد؛ در عوض، این اثر از موسیقی کلاسیک در چندین بخش انیمیشنی مختلف استفاده میکند که هر کدام داستانی متمایز را روایت میکنند. این فیلم به عنوان یک شاهکار پیشگامانه شناخته میشود که نشاندهندهی تعهد دیزنی به نوآوری و تکامل است. با وجود اینکه این اثر در ابتدا نقدهای متفاوتی دریافت کرد، اما امروزه به عنوان یکی از بهترین فیلمهای کلاسیک دیزنی شناخته میشود و ثابت میکند که این استودیو در آن زمان از جاهطلبی و تجربهگرایی هراسی نداشته است. تا به امروز، فانتازیا به عنوان یک فیلم منحصربهفرد و یک دستاورد بصری خیرهکننده برای این استودیو باقی مانده است.
واقعاً هم همینطور است؛ بخش «شاگرد جادوگر» با حضور میکیموس در این فیلم هنوز هم یکی از نمادینترین لحظات تاریخ انیمیشن محسوب میشود.
۳. روباه و سگ شکاری (The Fox and the Hound) (۱۹۸۱)
روباه و سگ شکاری داستان دوستیِ غیرمنتظره و عجیب میان «تاد» (یک روباه جوان) و «کوپر» (یک تولهسگ شکاری) را روایت میکند؛ پیوندی که با بزرگتر شدن آنها مورد آزمایش قرار میگیرد. انتظاراتی که جامعه و محیط از آنها دارد، این دو را مجبور به جدایی میکند و در نهایت به درگیریای ختم میشود که ذات و نحوهی تربیت هر دوی آنها را به چالش میکشد. این فیلم به دلیل بلوغ عاطفی و پرداختن به مضامین سنگین و عمیقی همچون فشارهای اجتماعی، طبقات اجتماعی، تعصب و ماهیتِ دوستی، اثری متمایز است. روباه و سگ شکاری با انیمیشنِ پراحساس و داستان تأثیرگذارش شناخته میشود و همین ویژگیها آن را به یکی از فراموشنشدنیترین کلاسیکهای انیمیشنی دیزنی تبدیل کرده است.
واقعاً یکی از غمانگیزترین و در عین حال زیباترین داستانهای دیزنی در مورد رفاقت است.
۲. مولان (Mulan) (۱۹۹۸)
انیمیشن مولان بر شخصیت اصلی داستان تمرکز دارد؛ زن جوان چینی که با تغییر چهره و پوشیدن لباس مردانه، جای پدرش را در ارتش میگیرد تا او را از جنگ معاف کند. او در حالی که هویت واقعی خود را مخفی نگه میدارد، با آموزشهای طاقتفرسا، نبردهای سهمگین و چالشهای شخصیِ مسیرِ سربازی دست و پنجه نرم میکند. این فیلم نه تنها خط داستانی جسورانهای دارد، بلکه قهرمانی بسیار ساختارشکن (Unconventional) را معرفی میکند که بسیار جلوتر از زمان خود بود. مولان با ترانههای فراموشنشدنی، شخصیتهای قدرتمند و مضامین پرمعنایی همچون هنجارهای جنسیتی، شرف و خودشناسی، به یکی از بزرگترین شاهکارهای کلاسیک دیزنی تبدیل شده است.
۱. شیرشاه (The Lion King) (۱۹۹۴)
داستان شیرشاه پیرامون «سیمبا»، شاهزادهی جوان شیر است که توسط عمویش «اسکار» فریب میخورد؛ مکی که او را وادار میکند در کودکی از «سرزمین افتخار» (Pride Lands) فرار کند. او در مسیر رشدش، دوستیهای تازهای با «تیمون» و «پومبا» شکل میدهد، تا اینکه در نهایت با این واقعیت روبرو میشود که باید بازگردد و برای بازپسگیری جایگاه بر حق خود به عنوان پادشاه، با گذشتهاش روبرو شود. این فیلم به عنوان یکی از بزرگترین شاهکارهای پویانمایی دیزنی متمایز است؛ اثری سرشار از عمق عاطفی، موسیقی متن خیرهکننده، درام، طنز و صحنههای فراموشنشدنی. شیرشاه مظهر و نماد دیزنی در نقطه اوج خود بود. این اثر به پرفروشترین فیلم آن سال تبدیل شد و استانداردی را برای دیزنی تعریف کرد که رقابت با آن (حتی برای خودِ این استودیو) بسیار دشوار است.
حرف آخر
مرور این ۱۲ اثر کلاسیک، فراتر از یک سفر نوستالژیک در اعماق خاطرات، گواهی بر دورانی است که در آن دیزنی نه تنها یک استودیو، بلکه معمار بیرقیب رؤیاها بود. از سپیدهدم پویانمایی دستی در «سفیدبرفی» تا شکوه حماسی «شیرشاه»، این آثار نشان دادند که تلفیق جسارت در نوآوری با قصهگوییِ عمیق انسانی، میتواند جادویی خلق کند که زمان را در نوردد؛ میراثی گرانبها که ثابت میکند اوج هنر دیزنی در تواناییاش برای لمسِ همزمانِ نبضِ تکنولوژی و تاروپودِ احساسات نهفته بود و همین اصالت است که این فیلمها را به قلههایی دستنیافتنی در تاریخ سینما بدل کرده است.
منبع: screenrant
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات