۱۰ فیلم کمدی ترسناک که واقعاً وحشتناکاند
فیلمهای کمدی ترسناک باید تعادل درستی بین خنده و ترس برقرار کنند، و تنها بهترین نمونهها هستند که میتوانند واقعاً تماشاگران را بترسانند. برخی از موفقترین فیلمهای این ژانر، کلیشههای سینمای وحشت را بهشیوهای طنزآمیز به چالش میکشند، بدون آنکه واقعاً قصد ترساندن بیننده را داشته باشند، اما همیشه هم اینطور نیست.
در نگاه اول، بهنظر میرسد ترس و طنز ترکیب سازگاری با هم نداشته باشند؛ چون وحشت ذاتاً تاریک و دلهرهآور است، در حالیکه کمدی معمولاً سبک و شاد است. با این حال، این دو ژانر اشتراکات بیشتری نسبت به آنچه تصور میشود دارند، چراکه هر دو به نوعی بر پایه غافلگیری مخاطب بنا شدهاند. در ادامه نگاهی میاندازیم بر ۱۰ فیلم کمدی ترسناک که شما را به وحشت خواهند انداخت. با ما همراه باشید.
Shaun of the Dead (۲۰۰۴) .۱۰ – زومکمدی اِدگار رایت و ادای احترامش به ژانر وحشت
در Shaun of the Dead، وقتی زامبیها به خانهی شما میزنند، شاید تنها راه نجات شما شوخیهای بیوقفه و طنز هوشمندانه باشد!
Shaun of the Dead اولین فیلم از سهگانهی «کورنِتو» به کارگردانی اِدگار رایت است؛ سهگانهای که هر قسمت آن، ژانری خاص را به شکل طنزآمیز هدف قرار میدهد. این فیلم بهطور خاص سراغ کلیشههای رایج در فیلمهای زامبی میرود و با اشارههای متعدد به آثار کلاسیک این ژانر، آنها را به شکلی هوشمندانه بازخوانی میکند. گرچه تمرکز اصلی فیلم بر کمدی سریع و دیالوگمحور است، اما یکی دو صحنه واقعاً ترسناک هم در آن پیدا میشود.
طنز در Shaun of the Dead با سرعتی بالا ادامه پیدا میکند — حتی زمانیکه شان و اِد در یک میخانه گیر افتادهاند و زامبیها آن را محاصره کردهاند. یکی از وحشتناکترین لحظات فیلم، جایی است که رودههای دیوید بیرون کشیده میشود؛ صحنهای چندشآور و تأثیرگذار، که البته خیلی زود با شوخیهای بصری و دیالوگهای تند و تیز رایت، از تلخیاش کاسته میشود.
۹. (۱۹۸۱) An American Werewolf In London – فیلم ترسناک تاریک جان لندیس با جلوههای ویژه میدانی چشمگیرتر شده است
An American Werewolf in London ترکیب بینظیری از وحشت و کمدی است که در آن ترسهای وحشیانه و شوخیهای سیاه به راحتی در کنار هم میرقصند
گرگینهای آمریکایی در لندن ترکیب دقیقی از ترس و طنز است، و بسیاری از صحنههای آن بهطرزی ماهرانه همزمان هم وحشتناکاند و هم خندهدار. برای مثال، وقتی گرگینه در خیابانهای لندن ظاهر میشود، یک سکانس آشفته و پرهیجان شکل میگیرد که در آن ماشینها با هم تصادف میکنند، مردم جیغ میکشند و پلیسها سوت میزنند. این صحنه از نظر بصری بسیار شوکهکننده است، اما جان لندیس آن را با چنان ریتمی پیش میبرد که حال و هوایی شبیه فیلمهای کمدی صامت باستر کیتون پیدا میکند.
گرگینهای آمریکایی در لندن یکی از بهترین فیلمهای هیولامحور تاریخ سینماست — و این دستاورد بزرگی است برای فیلمی که لحظات طنز زیادی هم دارد. یکی از اصلیترین دلایل موفقیت آن، جلوههای ویژهی میدانی (پراکِتیکال) خیرهکنندهاش است. صحنههای تبدیل انسان به گرگینه هنوز هم توانایی این را دارند که بیننده را به وحشت بیندازند.
۸. (۲۰۲۲) Bodies Bodies Bodies – طنز اجتماعی که به قواعد اسلشر وفادار میماند
Bodies Bodies Bodies ساختاری مشابه بسیاری از فیلمهای اسلشر و معمایی دارد: گروهی از دوستان درمییابند که قاتلی در میان آنهاست و شروع میکنند به شک کردن به یکدیگر تا هویت او را کشف کنند. اما با وجود این شروع آشنا و کلیشهای، فیلم خیلی زود نشان میدهد که با یک طنز اجتماعی مدرن طرف هستیم.
طنز نسلی در Bodies Bodies Bodies به شکلی تند و تیز، سبک رفتار نسلهای جوانتر را به نقد میکشد — نسلی که قواعد اجتماعی سطحی و نمایشی طراحی کردهاند؛ قوانینی که بیش از آنکه واقعا برای کمک به کسی باشند، به ابزاری برای تشخیص خودیها از بیگانهها تبدیل شدهاند. اما وقتی پای یک تهدید واقعی به میان میآید، این ساختارهای نمایشی فرو میریزند و پوچیشان عیان میشود — و دقیقاً همینجاست که عناصر ترسناک فیلم باید بهخوبی عمل کنند.
۷. (۲۰۰۹) Jennifer’s Body – کالتکلاسیکی شیک با صحنههایی واقعاً ترسناک
در Jennifer’s Body، مگان فاکس به عنوان یک ساکوبوس قاتل، هم قلبها را میبرد و هم در لحظاتی وحشتانگیز به ترسهای درونی شما حمله میکند
شاید بتوان گفت Jennifer’s Body شهرتی دوگانه دارد — از یکسو نقدهای متوسط و نظرات ضد و نقیض، و از سوی دیگر، طرفداران دوآتشهای که با شور و اشتیاق از آن دفاع میکنند؛ طرفدارانی که هیچ امتیاز منتقدانهای نمیتواند میزان علاقهشان را نشان دهد. بازی مگان فاکس در نقش یک دختر دبیرستانی که به یک ساکوبوس قاتل زنجیرهای تبدیل میشود، در برخی لحظات واقعاً مو بر تن تماشاگر سیخ میکند.
بخش زیادی از شوخیهای خوب فیلم از رابطهی میان شخصیت آرام و سادیست فاکس با بهترین دوست عصبی و مضطربش (با بازی آماندا سیفرید) بیرون میآید. رابطهی آنها همچنین به شکلی برجسته تقابل میان روزمرگی بیروح حومهی شهر و وحشتی اهریمنی و خونین را به تصویر میکشد — تقابلی که فیلم گاهی بیش از بسیاری از کمدیها در پرداخت آن پیش میرود. محبوبیت ماندگار Jennifer’s Body باعث شده تا در سالهای اخیر، گزارشهایی دربارهی احتمال ساخت دنبالهای برای این فیلم مطرح شود.
۶. (۱۹۹۲) Dead Alive – کمدی زامبیِ پیتر جکسون، سرشار از خون و خشونت
در Dead Alive پیتر جکسون، با دوز بالای خشونت و کمدی، دنیایی دیوانهوار از زامبیها و کشتارها خلق میکند که هیچکس از آن فرار نمیکند
Dead Alive که با نام Braindead هم شناخته میشود، یکی از آثار ابتدایی پیتر جکسون است؛ زمانیکه او تازه داشت با ساخت مجموعهای از کمدیهای عجیب و غریب برای خود اسم و رسمی دستوپا میکرد. این فیلم درواقع نامهی عاشقانهی جکسون به ژانر ترسناک زامبیمحور است — ژانری که همواره خاستگاه فیلمسازان بلندپرواز با بودجهی اندک بوده است.
اگرچه Dead Alive یک طنز اجتماعی خندهدار دربارهی جوانی است که همهچیز از کنترلش خارج میشود، اما در عین حال بهعنوان یکی از خونینترین فیلمهای تاریخ سینما هم شناخته میشود. این خشونت اغراقشده، نوعی خلاقیت تاریک را در کارگردانی جکسون نشان میدهد، چون او مدام راههای تازهای برای شوکهکردن مخاطب پیدا میکند.
۵. (۱۹۸۷) Evil Dead II – دنبالهای که نسبت به نسخهی اصلی طنزآمیزتر است
Evil Dead II با شوخیهای فیزیکی و ترسهای بیوقفه، یک اثر کامل است که میداند چطور باید از هر لحظه وحشتناک بهترین کمدی بیرون بکشد
فرنچایز Evil Dead در طول تاریخ طولانیاش، دچار نوسانات زیادی در لحن و سبک شده است. در حالیکه فیلم اول بیشتر یک اثر ترسناک کلاسیک است و دنبالههای بعدی به سمت اکشن میروند، Evil Dead II تعادلی بینقص بین وحشت و طنز برقرار میکند.
با اینکه سلیقهی افراد دربارهی بهترین قسمت این مجموعه متفاوت است، Evil Dead II جایگاه ویژهای در دل طرفداران ژانر وحشت و کمدی دارد. فیلم پر است از شوخیهای فیزیکی اغراقآمیز (اسلپاستیک)، که در کنار خون و خشونت، گاهی یادآور صحنههایی از نمایشهای کمدی Three Stooges است. با اینحال، این جنبهی طنزآمیز باعث نمیشود لحظات ترسناک فیلم تأثیرگذاریشان را از دست بدهند.
۴. (۲۰۱۴) What We Do in the Shadows – مستندنمای خونآشامی که بیننده را در آرامش نگه میدارد — تا وقتی که…
در What We Do in the Shadows، زندگی روزمرهی خونآشامها تبدیل به یک مستند کمدی غیرقابل پیشبینی و وحشتناک میشود که به هیچ وجه نمیتوانید از آن بگذرید
پیش از آنکه What We Do in the Shadows به یکی از بامزهترین سریالهای تلویزیونی تبدیل شود، فیلمی فوقالعاده خندهدار به کارگردانی تایکا وایتیتی و جرمن کلمنت بود. این فیلم که بهجای نیویورک، در نیوزیلند میگذرد، با وجود تفاوت لوکیشن، از نظر سبک مستندنما (mockumentary) و شوخیهای خشک و مینیمالیستی، اشتراکات زیادی با سریال دارد.
فیلم از عناصر ماورایی برای روایت داستانی شگفتانگیزاً معمولی دربارهی دوستی استفاده میکند — و همین امر باعث میشود لحظات ناگهانی و دلهرهآوری که گاهی پیش میآیند، حتی تأثیرگذارتر باشند. قالب مستندنما نهتنها بستر مناسبی برای شوخیهای بصری و موقعیتی است، بلکه در ایجاد حس ترس هم بهخوبی عمل میکند — بهخصوص وقتی که دوربینبردارها واقعاً مجبور میشوند برای نجات جانشان فرار کنند.
۳. (۱۹۹۶) Scream – فرنچایزی که همیشه بین دو ژانر خود تعادل برقرار کرده است
در Scream، قاتلی نقابدار در قلب یک فیلم ترسناک متناقض، هم میخواهد بترساند و هم با بازی با کلیشههای ژانر، خنده به لبتان بیاورد
Scream ژانر اسلشر را به شکلی هوشمندانه تجزیه و تحلیل میکند — شخصیتهای داستان بهصراحت دربارهی کلیشههای رایج در فیلمهای ترسناک صحبت میکنند و آنها را با شرایط خودشان مقایسه میکنند. اما برای اینکه حق داشته باشد این کلیشهها را به شوخی بگیرد، Scream بارها و بارها ثابت میکند که خودش هم بهاندازهی هر فیلم ترسناک کلاسیکی میتواند وحشتآفرین باشد. این موضوع از همان سکانس ابتدایی معروف شروع میشود؛ جایی که شخصیت سادهدل با بازی درو بریمور، توسط قاتلی نقابدار تحت نظر گرفته میشود.
شوخیها و طنز فیلم اغلب برای کاستن از تنش نفسگیر صحنهها استفاده میشوند، اما این طنز تنها زمانی مؤثر است که فیلم توانایی کافی در خلق فضای ترس داشته باشد، که Scream بدون شک دارد. اگرچه این فیلم بیشتر به سمت ترس متمایل است تا کمدی، اما حضور بازیگرانی با استعداد کمدی باعث شده بتواند در لحظات مناسب خنده هم بگیرد. فرمول موفقی که جواب داده، و حالا هم نسخهی هفتم Scream در راه است.
۲. (۲۰۰۹) Zombieland – سرخوشی در دل خشونت و خونریزی
Zombieland یک آخرالزمان زامبیمحور است که در آن کشتارهای خونین و شوخیهای بیوقفه به طور عجیبوغریبی در کنار هم قرار میگیرند
مثل بسیاری دیگر از فیلمهای زامبیمحور، Zombieland هم بر پایهی خشونت اغراقشده و خونریزی زیاد بنا شده است. فیلم بارها با شوخیهای متنوع، کشتارهای عجیب و غریبی را که شخصیتها با افتخار از آنها یاد میکنند، دست میاندازد؛ راهی برای بیاهمیت جلوهدادن و در نتیجه، کنار آمدن با وحشت همیشگیِ دنیایی که در آن گیر افتادهاند.
از آنجا که بخش زیادی از طنز فیلم از تضاد با فضای آخرالزمانی و خشن آن میآید، لازم است که خود این آخرالزمان هم واقعاً ترسناک باشد. تضاد میان جهنمی که شخصیتها در آن زندگی میکنند و زندگی روزمرهی معمولیشان، بهطرز درخشانی عمل میکند؛ بهطوریکه اگر شخصیتها همهچیز را کاملاً جدی میگرفتند، Zombieland همچنان فیلمی تماشایی باقی میماند. نبرد نهایی در شهربازی شاید اوج ترسناکترین لحظات فیلم باشد.
۱. (۲۰۲۲) The Menu – رالف فاینس تعادل بین طنز خشک و اقتدار شدید را بهخوبی حفظ میکند
در The Menu، جایی که شامی ظاهراً مجلل تبدیل به یکی از وحشتناکترین و کمدیترین تجربیات ممکن میشود، رالف فاینس هنرمندانه ترکیب ترس و طنز را به نمایش میگذارد
رالف فاینس در The Menu عملکرد بینظیری ارائه میدهد، که نبوغ متغیر و روح خودخواهانهی سرآشپز اسلویک را بهخوبی به نمایش میگذارد. شخصیت او همیشه کنترل موقعیتها را در دست دارد، و این مسأله هر لحظه ترسناکتر میشود، چرا که بهطور فزایندهای آشکار میشود که ظاهر آرام او به سختی میتواند حس انتقامجویی دیوانهوار و اشتباه او را پنهان کند.
The Menu بهطور ماهرانهای ساختار خود را بر اساس سرویس شام دقیقاً طراحی شدهی سرآشپز اسلویک قرار میدهد. هر وعدهی غذایی با یک داستان جدید همراه است و اطلاعات بیشتری در مورد ذهن اسلویک و سرنوشت مهمانانش فاش میشود. این موضوع منجر به حس تدریجی دلهره میشود، چرا که به وضوح مشخص میشود که حوادث اجتنابناپذیر بهسرعت نزدیک میشوند. پایان فیلم، تصویر کمدی و غیرقابل پیشبینی مهمانانی را که در حال سوختن زنده هستند و لباسهای شِمورها پوشیدهاند، به نمایش میگذارد — تصاویری که ترکیب ترس و طنز غیرقابل پیشبینی فیلم را بهخوبی نشان میدهند.
فیلم کمدی ترسناکی که واقعاً شما را ترسانده کدام فیلم است؟
فیلمهای کمدی ترسناک که در این مقاله معرفی شدند، نمونههایی از آثار سینمایی هستند که با جلب توجه مخاطب از طریق ترکیب مهارتهای طنز و وحشت، مرزهای ژانرها را به چالش میکشند. این فیلمها بهطور خلاقانهای از طنز برای کاهش فشار و تنشهای ترسناک استفاده میکنند، در حالی که همچنان فضاهای ترسناک و دلهرهآور را به خوبی به نمایش میگذارند. نمونههایی چون Shaun of the Dead، Evil Dead II و Scream نشان میدهند که چطور میتوان با بازی با کلیشهها و ترفندهای ژانر، تجربهای متفاوت و فراموشنشدنی خلق کرد.
ترکیب وحشت و طنز نه تنها لذتبخش است، بلکه برای مخاطب این امکان را فراهم میکند که در دنیای وحشتناک و تهدیدآمیز فیلمها نفس بکشد و در عین حال از ته دل بخندد. بهویژه فیلمهایی مانند What We Do in the Shadows و Zombieland که با استفاده از شوخیهای شگفتانگیز و پیچیدگیهای دنیای آخرالزمانی، همزمان استرس و خنده را به تماشاگران منتقل میکنند. این فیلمها از آنجا که گاهی اوقات تماماً بر اساس فضای کمدی ساخته میشوند، ترس را با غافلگیریهایی به پیش میبرند که مخاطب را به اوج تنش و در عین حال سرگرمی میرسانند.
در نهایت، فیلمهایی مانند The Menu و Jennifer’s Body نشان میدهند که هرچه ژانر کمدی ترسناک به ظاهر سادهتر به نظر برسد، در حقیقت بهخوبی میتواند دنیای پیچیده و پر از تضاد انسانها را به تصویر بکشد. این فیلمها با انتقاد به مسائل اجتماعی، شخصیتها را در موقعیتهای بیپایان خطر و عذاب قرار میدهند، و از این طریق علاوه بر ترس، پرسشهای فلسفی عمیقی را نیز مطرح میکنند.
همهی این فیلمها نه تنها ترسناک و خندهدارند، بلکه با ترکیب این دو، تجربۀ منحصربهفردی را برای مخاطب خلق میکنند که نمیتوان آن را به راحتی در هیچ یک از ژانرهای دیگر یافت. به همین دلیل است که این ترکیب، همچنان در سینما جذابیت خاص خود را دارد و توانسته است دل مخاطبان زیادی را در سراسر جهان بهدست آورد. نظر شما چیست؟ در کامنت بنویسید.
منبع: Screen Rant
داستان زندگی بزرگترین یوتوبر ماینکرافت | میزگیم با عرفان تاکسیک
نظرات