۱۰ سریال چندفصلی برتر تاریخ تلویزیون طبق رتبهبندی IMDb
چیزی که تلویزیون را به رسانهای متمایز تبدیل میکند و در بسیاری از موارد حتی آن را از سینما جلوتر قرار میدهد، فضای گستردهای است که در اختیار روایت قرار میدهد. برخلاف یک فیلم که باید تمام ایدهها و مفاهیمش را در حدود دو ساعت جمعبندی کند، یک سریال تلویزیونی زمان بسیار بیشتری دارد. این زمان اضافه به سازندگان اجازه میدهد عناصر داستانی را با جزئیات بیشتری گسترش دهند و به لایههای مختلف روایت بپردازند. بسیاری از تحسینشدهترین سریالهای تاریخ، چندین فصل ادامه داشتهاند و گاهی از سه فصل هم فراتر رفتهاند؛ این یعنی فرصتی ایدهآل برای شکلگیری مسیرهای پیچیده شخصیتی و داستانهای چندوجهی.
این قالب بلندمدت باعث میشود روایتها عمیقتر و پختهتر شوند و مخاطب طی قسمتها و حتی سالها، ارتباطی واقعی با شخصیتها برقرار کند. به همین دلیل است که تماشاگران میتوانند به شکل جدی درگیر دنیای یک سریال شوند. فهرست ۲۵۰ سریال برتر IMDB پر از آثاری است که حداقل سه فصل دارند و در بالاترین رتبهها قرار گرفتهاند. جالبتر اینکه رتبه اول این فهرست نیز به یکی از همین سریالهای طولانی اختصاص دارد.
۱۰. ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ Better Call Saul

وقتی یک شخصیت فرعی به قلب داستان تبدیل میشود
Better Call Saul اسپینآفی از سریال فوقالعاده محبوب Breaking Bad است و اینبار تمرکز را روی جیمی مکگیل یا همان سال گودمن با بازی باب ادنکیرک میگذارد. این سریال درواقع پیشدرآمدی بر داستان Breaking Bad است؛ جایی که سال یکی از شخصیتهای کلیدی بود، اما در اینجا کاملا در مرکز روایت قرار دارد. سریال در شش فصل و ۶۳ قسمت، مسیر سقوط اخلاقی جیمی را به تصویر میکشد؛ مردی که کارش را بهعنوان یک وکیل جاهطلب و کلاهبردار سابق آغاز میکند و بهتدریج به یک وکیل خودخواهِ مدافع مجرمان تبدیل میشود.
Better Call Saul یک درام حقوقی و جنایی شخصیتمحور است که با دقت و جزئیات، سفر تلخ و تدریجی این شخصیت را روایت میکند. سریال از همان ابتدا تا پایان، تحسین گسترده منتقدان را به همراه داشت و بسیاری آن را یکی از بهترین اسپینآفهای تاریخ تلویزیون میدانند؛ نمونهای کمنقص از اینکه چطور میتوان یک پیشدرآمد جذاب و مستقل ساخت. این مجموعه بهدست وینس گیلیگان و پیتر گولد خلق شد و در طول پخش خود ۵۳ نامزدی جایزه امی بهدست آورد، هرچند که در نهایت حتی یک بار هم موفق به دریافت این جایزه نشد.
۹. ۲۰۱۳ تا اکنون Rick and Morty

سفری دیوانهوار در بینهایت جهانها
دن هارمون پس از موفقیت چشمگیرش با سیتکام Community در شبکه NBC، بههمراه جاستین رویلند سریال انیمیشنی Rick and Morty را برای Adult Swim، بخش مخصوص بزرگسالان شبکه Cartoon Network، خلق کرد. این مجموعه که نخستین بار در سال ۲۰۱۳ پخش شد، خیلی زود به یک پدیده فرهنگی بزرگ تبدیل شد و راهش را بهعنوان یک فرنچایز چندمیلیوندلاری باز کرد؛ از محصولات جانبی و بازیهای ویدیویی گرفته تا کمیکبوکها و پروژههای دیگر. Rick and Morty اکنون به فصل هشتم رسیده که در سال ۲۰۲۵ پخش شده و حتی تمدید آن تا فصل دوازدهم هم قطعی شده است. این سریال تاکنون پنج نامزدی جایزه امی داشته و موفق شده دو بار این جایزه را از آن خود کند.
داستان سریال درباره ماجراجوییهای بینبعدی ریک سانچز، یک دانشمند دیوانه با نگاهی بدبینانه به بشریت، و نوه مهربان و اغلب مضطربش، مورتی اسمیت، است. Rick and Morty با مهارت خاصی این سفرهای عجیب و گاهی کاملا دیوانهوار را با زندگی روزمره خانواده مورتی، یعنی پدر، مادر و خواهرش، درهم میآمیزد. همین ترکیب طنز سیاه، ایدههای علمی جسورانه و روابط خانوادگی باعث شده Rick and Morty به یکی از محبوبترین و تاثیرگذارترین سریالهای انیمیشنی در حال پخش تبدیل شود.
۸. ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴ The Twilight Zone

داستانهایی فراتر از زمان خود
اگر قرار باشد فقط یک سریال را بهعنوان اثری کاملا منحصربهفرد و جلوتر از زمان خودش انتخاب کنیم، نسخه اصلی The Twilight Zone یکی از بهترین گزینههاست. این مجموعه آنتولوژی در پنج فصل و بیش از ۱۵۰ قسمت پخش شد و داستانهایی مستقل را در ژانرهای علمیتخیلی، ترسناک و فانتزی روایت میکرد. بیشتر قسمتها فقط برای سرگرمی ساخته نشده بودند و در دل خود یک پیام اخلاقی یا اجتماعی مهم داشتند که تماشاگر را به فکر فرو میبرد.
حالا بیش از ۶۵ سال از آغاز پخش این سریال میگذرد و عبارت «Twilight Zone» به بخشی از زبان روزمره انگلیسی تبدیل شده است؛ اصطلاحی که برای توصیف موقعیتهای عجیب و غیرعادی به کار میرود. نکته جالب این است که در قسمتهای مختلف این مجموعه، بازیگران مشهوری مثل رابرت ردفورد، ویلیام شتنر و کارول برنت حضور داشتند. با وجود گذشت دههها از پایان پخش آن، تاثیر فرهنگی The Twilight Zone نهتنها کم نشده، بلکه همچنان پررنگ است. قسمتهایش هنوز ارجاع داده میشوند و بسیاری از پیامهایش همچنان با دنیای امروز همخوانی دارند. این سریال نمونهای روشن از اثری است که آزمون زمان را با موفقیت پشت سر گذاشته و همچنان ارزش تماشا دارد.
۷. ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۳ Attack on Titan

جهانی تاریک با پرسشهای اخلاقی عمیق
در حالی که انیمههایی مثل Naruto، Bleach و One Piece طرفداران بیشماری در سراسر جهان دارند، کمتر مجموعهای توانسته به اندازه Attack on Titan اثری جهانی بگذارد. این سریال فقط به مخاطبان جدی انیمه محدود نماند و بینندههای معمولی را هم با خود همراه کرد. مجموعهای که در طول حدود ۱۰ سال و در کمتر از ۱۰۰ قسمت روایت شد و خیلی زود به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد. خالق آن، هاجیمه ایسایاما، جهانی خلق کرد که Attack on Titan را نهتنها در میان بهترین انیمههای دهه ۲۰۱۰، بلکه در فهرست بهترین آثار تاریخ این مدیوم قرار داد.
Attack on Titan بدون تردید یکی از تاریکترین انیمههاست. داستان در دنیایی میگذرد که بازماندگان بشریت پشت دیوارهای عظیم شهری زندگی میکنند. دلیلش هم ساده و در عین حال وحشتناک است؛ تایتانهای غولپیکری که انسانها را میخورند و بیرون از دیوارها پرسه میزنند. ترس از آنچه بیرون است، زندگی انسانها را شکل داده و گروهی از سربازان به نام Survey Corps وظیفه دارند با این موجودات مبارزه کنند. داستان از جایی شروع میشود که یکی از تایتانها دیوار را میشکند و زندگی سه کودک و دوست صمیمی، ارن ییگر، میکاسا آکرمن و آرمین آرلرت، برای همیشه تغییر میکند. آنها تصمیم میگیرند به Survey Corps بپیوندند و از همانجا سفری پیچیده، پر از پرسشهای اخلاقی، نبردهای حماسی و فضاسازی بصری منحصربهفرد آغاز میشود.
۶. ۲۰۱۸ تا کنون Bluey

سریالی برای کودکان، اما دوستداشتنی برای همه
شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما یکی از بالاترین امتیازها میان سریالهای طولانی به مجموعهای تعلق دارد که مخاطب اصلیاش کودکان پیشدبستانی هستند. Bluey یک سریال انیمیشنی است که توسط شبکه استرالیایی ABC Kids ساخته شده و از زمان پخش در سال ۲۰۱۸ به موفقیتی جهانی رسیده است. این مجموعه از طریق دیزنی پلاس در سراسر جهان در دسترس قرار گرفت و محبوبیتش به شکل چشمگیری روز به روز بیشتر شد. طبق گزارش Variety این مجموعه در سال ۲۰۲۴ با بیش از ۵۵.۶۲ میلیارد دقیقه تماشا، عنوان پربینندهترین سریال استریمشده تاریخ را به دست آورد.
داستان Bluey حول یک سگ آبیرنگ به نام بلوئی هیلر و خانواده و همسایههایش میچرخد. چیزی که این انیمیشن را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند، تصویر واقعگرایانه و صادقانهای است که از والدگری مدرن ارائه میدهد؛ برخلاف داستانهای اغراقآمیز و غیرواقعی که معمولا در برنامههای مخصوص خردسالان دیده میشود. با اینکه مخاطب اصلی سریال کودکان هستند، Bluey به شکل عجیبی دل بزرگسالان را هم به دست آورده است. بخشهای کوتاه آن در تیکتاک وایرال شده، بسیاری از والدین از تماشای آن در کنار فرزندانشان لذت میبرند و حتی نوجوانان و بزرگسالانی که فرزند ندارند، این سریال را بهعنوان اثری آرامشبخش دنبال میکنند.
۵. ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹ Game of Thrones

دنیایی پر از اژدها، خیانت و سرنوشت
Game of Thrones که بر اساس مجموعه رمانهای مشهور جرج آر. آر. مارتین ساخته شده، بدون تردید یکی از شناختهشدهترین سریالهای فانتزی تاریخ تلویزیون است. این مجموعه در هشت فصل و ۷۳ قسمت روایت شد و از همان ابتدا با گستردگی بازیگران، سطح بالای تولید، انتخابهای بازیگری چشمگیر و فیلمنامهای قدرتمند توجه مخاطبان را جلب کرد. سریال تقریبا در تمام طول پخش خود با تحسین گسترده منتقدان روبهرو شد، هرچند پایانبندی آن واکنشهای متفاوتی به همراه داشت. با این حال، آمار جوایز کاملا گویاست؛ Game of Thrones در مجموع ۱۵۹ نامزدی امی دریافت کرد و ۵۹ جایزه را از آن خود کرد. محبوبیت عظیم این دنیا باعث شد پروژههای پیشدرآمدی هم شکل بگیرند؛ House of the Dragon که تاکنون دو فصل از آن پخش شده و A Knight of the Seven Kingdoms که قرار است در ژانویه ۲۰۲۶ پخش شود.
داستان Game of Thrones در دو قاره خیالی وستروس و اسوس جریان دارد و تمرکز اصلی آن بر جانشینی تخت آهنین و خاندانها و افرادی است که هرکدام خود را وارث برحق آن میدانند. ارزش تولید بالا به نویسندگان اجازه داد دنیایی دقیق و پرجزئیات خلق کنند؛ جهانی مملو از جادو، اژدها و نبردهای عظیم. در کنار این عناصر فانتزی، سریال پر بود از چرخشهای غیرمنتظره داستانی و لحظات شخصی و احساسی که مخاطبان را در سراسر جهان درگیر نگه میداشت. Game of Thrones از آن دست سریالهایی است که تاثیر فرهنگی گستردهای داشت و هنوز هم مشخص نیست آیا مجموعهای توانسته به سطح نفوذ و تاثیرگذاری آن نزدیک شود یا نه.
۴. ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۷ The Sopranos

تونی سوپرانو، یکی از ماندگارترین شخصیتهای تلویزیون
اگر سریال The Sopranos وجود نداشت، احتمالا چیزی به نام «دوران طلایی تلویزیون» در دهه ۲۰۱۰ شکل نمیگرفت. این سریال از نخستین آثاری بود که نشان داد تلویزیون هم میتواند میزبان هنر جدی، عمیق و جایزهمحور باشد؛ نه فقط سینما. روایت داستانهای چندلایه و پرداخت دقیق شخصیتها در قالب یک فصل تلویزیونی پیش از آن هم دیده شده بود، اما نه در این سطح از کیفیت و جسارت. The Sopranos ثابت کرد شخصیتهای پیچیده و خاکستری جایگاه واقعی خود را روی صفحه تلویزیون دارند و همین مجموعه نقش بزرگی در تثبیت HBO بهعنوان خانه سریالهای باکیفیت ایفا کرد.
The Sopranos بین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۷ پخش شد و در شش فصل و ۸۶ قسمت، یکی از تاثیرگذارترین روایتهای تاریخ تلویزیون را ارائه داد. این سریال در طول پخش خود ۱۱۲ نامزدی امی دریافت کرد و موفق به کسب ۲۱ جایزه شد. در مرکز داستان، تونی سوپرانو با بازی جیمز گاندولفینی قرار دارد؛ شخصیتی پیچیده که همزمان باید نقش رئیس یک خانواده مافیایی را ایفا کند و با مسائل و تنشهای زندگی خانوادگیاش کنار بیاید. میراث این سریال در سال ۲۰۲۱ با فیلم پیشدرآمد The Many Saints of Newark گسترش پیدا کرد؛ فیلمی که نسخه جوانتر تونی سوپرانو را با بازی مایکل گاندولفینی، پسر جیمز گاندولفینی، به تصویر کشید و نگاهی تازه به گذشته این شخصیت و عواملی که او را شکل داد ارائه داد.
۳. ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ Avatar: The Last Airbender
داستانی عمیق در قالب یک ماجراجویی فانتزی
در زمانی که انیمه ژاپنی هنوز برای بسیاری از مخاطبان جریان اصلی محسوب نمیشد، Avatar: The Last Airbender توانست عناصر محبوب این سبک را با ویژگیهای آشنای انیمیشنهای آمریکایی ترکیب کند و به شکلی گسترده با مخاطبان ارتباط بگیرد. داستان در جهانی میگذرد که انسانها میتوانند یکی از چهار عنصر آب، آتش، خاک یا هوا را کنترل کنند. در میان آنها، شخصیتی به نام آواتار وجود دارد که توانایی کنترل هر چهار عنصر را دارد و وظیفهاش حفظ تعادل و صلح میان چهار ملت جهان است. اما این تعادل زمانی به هم میریزد که ملت آتش جنگی فراگیر به راه میاندازد و دست به نسلکشی کوچنشینان هوا میزند.
خوشبختانه یک نفر از این فاجعه جان سالم به در میبرد؛ آنگ، آواتار فعلی. او بهطور اتفاقی برای صد سال درون یخ گرفتار میشود و در نهایت توسط سوکا و کاتارا از قبیله آب جنوبی پیدا میشود. این سه نفر با هم سفری طولانی را آغاز میکنند تا آنگ سه عنصر دیگر را یاد بگیرد و بتواند دوباره تعادل و صلح را به جهان بازگرداند. در طول این مسیر، آنها با پیامدهای جنگ، مسئولیت، فقدان و بلوغ روبهرو میشوند. Avatar: The Last Airbender با الهام از هنرهای رزمی چینی، اسطورهشناسی شرقی و روایتهای کلاسیک قهرمانانه، به مجموعهای تبدیل شد که فراتر از یک انیمیشن کودکانه عمل میکند. این سریال بهخاطر داستانپردازی منسجم، شخصیتسازی عمیق و پرداخت جدی مفاهیمی مثل قدرت، خشونت و انتخابهای اخلاقی، جایگاه ویژهای در دل مخاطبان پیدا کرده است. محبوبیت ماندگار آن باعث شده امروز هم همچنان دیده شود و حتی در حال حاضر نسخه لایو اکشن آن برای نتفلیکس در دست ساخت و پخش است.
۲. ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸ The Wire

وقتی تلویزیون به آینهای برای جامعه تبدیل میشود
The Wire بالاترین امتیاز را در میان سریالهای بلندمدت شبکه HBO در فهرست ۲۵۰ سریال برتر IMDB دارد. این مجموعه بهخاطر تواناییاش در گسترش تدریجی دامنه داستانی، تحسین زیادی دریافت کرده است. داستان در شهر بالتیمور جریان دارد و هر فصل به یکی از بخشهای مهم این شهر میپردازد؛ از سیستم آموزشی گرفته تا کارگران بندر و فضای سیاسی. منتقدان همچنین از سریال بهدلیل ارائه تصویری دقیق و واقعی از بالتیمور، با تمام تفاوتها، لهجهها و لایههای اجتماعی آن، تمجید کردهاند.
با وجود پرداختن به جنبههای مختلف یک شهر بزرگ، The Wire روایتهایش را به شکلی روان و طبیعی به هم پیوند میزند. این سریال در پنج فصل ساخته شد و نکته قابل توجه این است که نویسندگان توانستند در هر فصل تغییرات مهمی را در صنایع و ساختارهای مختلف شهری به تصویر بکشند. The Wire همچنین از بازیگران بسیار قدرتمندی بهره میبرد که در میان آنها چهرههایی دیده میشوند که بعدها به شهرت جهانی رسیدند؛ از جمله ادریس البا و مایکل بی جردن.
۱. ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ Breaking Bad

سریالی که تعریف درام تلویزیونی را تغییر داد
در Breaking Bad، والتر وایت با بازی برایان کرنستون، یک معلم شیمی است که به سرطان مبتلا میشود و برای تأمین هزینههای درمان در یک سیستم درمانی پرهزینه، به فروش متآمفتامین روی میآورد. او در واکنش به شرایط جسمیاش تصمیم میگیرد وارد دنیای جرم شود و همین انتخاب، زنجیرهای از اتفاقات را رقم میزند که اثر آن در تمام طول سریال دیده میشود. Breaking Bad با تحسین گستردهای روبهرو شد و ۱۶ جایزه امی را از آن خود کرد. این سریال بهطور مداوم در فهرست «بهترین سریالهای تاریخ تلویزیون» حضور دارد و با امتیاز ۹٫۵ و بیش از ۲٫۴ میلیون رأی، در صدر فهرست ۲۵۰ سریال برتر IMDb قرار گرفته است.
Breaking Bad بر شخصیتی تمرکز دارد که از نظر اخلاقی بسیار پیچیده است. والتر وایت بههیچوجه یک قهرمان نیست و بسیاری از تصمیمهایش بر پایه توجیههایی شکل میگیرد که خودش برای اعمالش میسازد؛ توجیههایی که برای مخاطب قابل درک هستند. همین ظرافت در شخصیتپردازی، یکی از دلایل اصلی جذابیت سریال است. داستان بهخوبی پیچیدگیهای طبیعت انسان را نشان میدهد و مرز میان قهرمان و ضدقهرمان را محو میکند. این عمق روایی نقش مهمی در گسترش این جهان داستانی از طریق اسپینآفها داشته و لایههای پیچیدهتری از واقعیت زندگی را به تصویر کشیده است.
سریالهایی که با گذر زمان ماندگار شدند
در این فهرست، با سریالهایی روبهرو شدیم که در طول چند فصل توانستهاند از ظرفیت ویژه تلویزیون به بهترین شکل استفاده کنند. این آثار نشان میدهند که زمان بیشتر، اگر درست به کار گرفته شود، میتواند به شخصیتپردازی عمیقتر، روایتهای چندلایه و جهانهایی ماندگار منجر شود. هرکدام از این سریالها به شکلی متفاوت توانستهاند مخاطب را برای سالها درگیر خود نگه دارند و تجربهای بسازند که فراتر از سرگرمی صرف باشد.
وجه مشترک همه این مجموعهها، تأثیرگذاری آنهاست. بعضی از آنها نگاه مخاطبان به تلویزیون را تغییر دادند، بعضی دیگر مرز میان ژانرها را جابهجا کردند و برخی هم تبدیل به نقطه رجوع نسلهای مختلف شدند. نظر شما چیست؟ به نظر شما کدام سریال جای خالیاش در این لیست احساس میشود یا شایسته حضور در چنین فهرستی است؟
منبع: Collider

نظرات