۱۰ انیمه های هنرهای رزمی برتر برای تماشا
هر اوتاکویی که عاشق انیمه است حتماً یکی دو سری مختلف در قلبش حک شده که صحنههای مبارزه بینظیری داشتهاند. مهم نیست این مبارزات از نوع قابلیتهای تخیلی، تبدیلشدنهای ماورایی یا تکنیکهای پرزرقوبرق باشد، خیلی از انیمههای شونن، بهصورت کاملاً ساده، پر هستند از مبارزات فراموشنشدنی که بخشی از تاریخ این مدیوم را شکل دادهاند. هر چند تعداد خاصی از این انیمهها وقتی نوبت به سکانسهای مبارزاتشان میرسد کمی خاصتر عمل کرده و بیشتر به چشم میآیند؛ آن هم بهخاطر تمرکزشان روی هنرهای رزمی است.
برخلاف اکثر آثار انیمه شونن و اکشن، انیمههای هنرهای رزمی تمرکز ویژهای روی پویایی حرکات و اثربخشی آنها دارد. به همین دلیل در اکثر مواقع انیمههای هنرهای رزمی نمایش بسیار واقعگرایانهای از صحنههای مبارزات نسبت به دیگر آثار اکشن دارند که در اثر همین موضوع، مبارزات آنها علیرغم زرقوبرق کمتر، بسیار بهیادماندنی بوده و خود را در میان بهترینهای کل ژانر قرار میدهند.
از آن جا که مطمئنیم شما هم مثل ما از سبک هنرهای رزمی خوشتان میآید و علاقمند به دیدن انیمههای مبتنی بر آنها هستید؛ لیستی از ده انیمه برتر در این سبک تهیه کردیم تا از میان آنها انیمه موردعلاقه خود را پیدا کنید. در نظر داشته باشید که لیست زیر فاقد رتبهبندی بوده و هیچ انیمهای از نظر کیفیت یا نحوه بهتصویرکشیدن هنرهای رزمی نسبت به دیگری برتری نداشته و از این لحاظ ما به آنها ترتیب ندادهایم. با مجله بازار همراه باشید تا نگاهی بر بهترین انیمههای هنرهای رزمی بیندازیم.
Dragon Ball
باوجود این که اکثر طرفداران فعلی سری Dragon Ball بیشتر با ماجراجویی و مبارزات نفسگیر سون گوکو در Dragon Ball Z و Dragon Ball Super آشنا هستند؛ سری اصلی و قدیمیتر Dragon Ball که از سالهای ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۹ پخش شده بود، برخلاف برادران کوچکتر و جدیدتر خود به ریشههای هنرهای رزمی بسیار نزدیکتر بوده و کمتر به سراغ تکنیکهای ماورایی و تبدیل و افزایش قدرتهای افسانهای میرود. داستان انیمه ساده است. سون گوکو پسری است که ماجراهایش پس از رویارویی با یک شکارچی گویهای اژدها به نام «بولما» آغاز میشود. این دو با یکدیگر هم سفر شده تا هر هفت گوی اژدهای افسانهای را پیدا کرده و با احضار «شنرون» اژدهای آرزو برآوردهکننده وابسته به این گویها، آرزویی که میخواهند را به حقیقت تبدیل کنند. طی این سفر آنها با شخصیتهای مختلفی همراه میشوند. از استاد روشی معروف تا یامچای ازخودراضی و چی چی که یک دل نه صد دل عاشق گوکو است. در ادامه داستان نیز با باز شدن پای گوکو به تورنمنت جهانی هنرهای رزمی، او با هم رزم خود کریلین دوست و همراه شده تا استاد هنرهای رزمی افسانهای، «تیِن شین هان» را شکست داده و در ادامه با پدر پیکولو، «شاه پیکولو» رودررو میشوند.
با توجه به زمانه خود، Dragon Ball خیلی بیشتر به یک داستان سنتی و ماجراجویانه در ژانر شونن شباهت دارد تا یک انیمه هنرهای رزمی. بااینوجود، در مقایسه با دیگر انیمههای سری Dragon Ball که حسابی متمرکز بر لیزرهای سیاره نابود کن، تبدیلها و افزایش قدرتهای دیوانهکننده و هیجانانگیز و عناصر تخیلی فراوان هستند، سری اصلی Dragon Ball خارج از چندین بار استفاده از ابر پرنده نیمبوس و تبدیلشدن گوکو به شکل گوریل وحشی خود، بیشتر مبارزات خود را حول محور ردوبدلشدن مشتها و تکنیکهای رزمی کرده. به همین دلیل هم هست که باوجود عمر بهشدت زیاد این سری، در مقایسه با عناوین جدیدتر هنوز سری اصلی Dragon Ball تازگی و خاص بودن خودش را حفظ کرده و تجربهای است که میتوان به همه طرفداران این سری پیشنهاد کرد.
با یک نگاه کلی به سری قدیمی Dragon Ball میتوان فهمید که محبوبیت آثار مبتنی بر هنرهای رزمی چه اثری بر روی شکلگیری آن داشته. داستان در سکانسهای اکشن خود همواره به دنبال این است که گوکو را به نقطهای برساند تا با استفاده از محیط و ذکاوت خود از پس رقبای بسیار قویتر از خود بربیاید. شخصیت اصلی کوتاهقد داستان با استفاده از چابکی و زیرکی خودش است که میتواند در مقابل این موانع بایستد. واضح است که گوکو طی تمرینات و مبارزات خود در جریان داستان به سطح ویژهای از چابکی، زیردستی و مهارت لازم در هنرهای رزمی دستیافته. رشد و پیشرفتی که خود را بهخوبی در بخشهای جلوتر داستان و آرکهای تورنمنت جهانی هنرهای رزمی نشان میدهد.
Ranma ½
وقتی پدر و پسر، رانما و گِنما سائوتومه به داخل چشمه نفرین شده میافتند هیچکدام فکر نمیکردند نفرین وارده، اینچنین زندگیشان را دچار تحول کند. شرایط نفرین رانما اینگونه است که هر گاه کسی روی سرش آب سرد بریزد وی به یک دختر تبدیل شده و تنها راه برگشتش به پسر بودن خود، ریختن آب داغ روی خودش است. باوجود همچین نفرین عجیبوغریبی او مجبور است به دبیرستان فورینکان رفته و زندگی نسبتاً عادی خود را پشت سر گذارد. مسلماً داستان به همین سادگی پیش نرفته و برخوردها و اتفاقات عجیب یکی پس از دیگری رانما را وارد داستانهای عجیبی میکند. داستانهایی که با دخیل کردن میزان عجیبی از هنرهای رزمی در قالب کمدی خود انیمه Ranma ½ را به یکی از ماندگارترین انیمههای هنرهای رزمی قبل از دوران مدرن انیمه تبدیل کرده است.
جدا از درگیریهای مقطعی ای که رانما با معشوقه خود آکانه دارد، او باید هرازگاهی با رقیب دیرینه خود هیوگا هیبیکی نیز مشت ردوبدل کند. در کنار این دو شخصیت همیشه حاضر در داستان، اشخاص دیگری نیز مثل استاد بزرگ هاپوسای، نینجا کوناتسو و استاد هنرهای رزمی ریو کومون نیز هستند که در مقاطع مختلف داستان با رانما وارد مبارزه میشوند. از آن جا که Ranma ½ اساساً یک انیمه کمدی است، اکشن و سکانسهای هنرهای رزمی در آن به پرزرق و برقی و هیجانانگیزی آثار مدرنتر نیستند. بااینوجود Ranma ½ ثابت میکند که میتوان ژانرهای کمدی، اکشن و هنرهای رزمی را بهگونهای با هم ترکیب کرد که هیچکدام از ارزشی دیگر کم نکند و در نهایت داستان نسبتاً خوب و دنبالکردنیای داشته باشیم.
باوجود این که خالق این اثر، خانم رومیکو تاکاهاشی در نزد بیشتر مخاطبین انیمه بهخاطر اثر محبوبش InuYasha شناخته میشود ولی Ranma ½ آن اثری بود که با انتشارش قبل از InuYasha، خانم تاکاهاشی ثابت کرد که در زمینه ترکیب اکشن، کمدی، رومنس و هنرهای رزمی چه مهارتهایی دارد و بهنوعی راه را برای خود و مخاطبانش جهت پذیرفتن Inuyasha هموار کرد. بهغیراز این مورد، دیدن این که چگونه سکانسهای کمدی پشتبهپشت هم داستان را برای یک نقطه اوج پر از زد و خوردهایی از جنس هنرهای رزمی آماده میکند باعث میشود صبرکردن برای لحظات اکشن سری تمام ارزشش را داشته باشد.
Ashita no Joe
پیش از این که ایپو ماکونوچی و مانگای Hajime no Ippo رقم زننده عصر نوین و هیجان انگیزی از آثار ورزشی/هنرهای رزمی با تمرکز روی بوکس باشد، این Ashita no Joe بود که با داستان تاثیربرانگیز و شخصیت اصلی افسانهای خود نه تنها به عنوان یکی از بهترین انیمههای ورزشی تاریخ اثر خود را بر این ژانر جاودان کرد، بلکه به طور کلی به یکی از افسانهایترین و کلیدیترین آثار تاریخ انیمه تبدیل شد. داستان از جایی شروع میشود که ولگردی به نام «جو یابوکی» به صورت اتفاقی با یک مربی کارکشته بوکس به نام «دنپی تَنگ» روبرو شده. این مربی همراه با یکی از کارکشتههای قدیمی بوکس به نام «تورو ریکیشی» به جو انگیزه میدهند تا مسیر خود را در جهت ورزش بوکس ادامه دهد.
برخلاف مسیر پر طول و درازای ایپو، داستان سفر جو در دنیای بوکس آن چنان طولانی نیست و بیش از افت و خیزهای فراوان در مسابقات ورزشی، تمرکزش روی داستان شخصی جو و قصه انگیزه مردی است که قدمی پرخیز به سمت پیروزی برداشته است. جدا از داستان اثرگذار و پایان بحث برانگیز آن، مبارزات در Ashita no Joe به طرز ویژهای نفس گیر و پرتنش هستند. مبارزاتی که در آن با جو خواهان این نیست که تنها برنده میدان باشد، بلکه هر بار میخواهد چیزی را به خود ثابت کند.
در هسته خود، استایل انیمیشن دهه ۷۰ میلادی Ashita no Joe به این اثر همزمان یک حس رترو و یادآورنده لحظات خوب گذشته را داد و در عین حال جریان بسیار روان انیمیشنها در صحنههای اکشن باعث شده تا طرفداران بوکس و هنرهای رزمی حسابی مجذوب این صحنهها شوند. مشت و دفاع رقبا و واکنشهای سریعی که جو و حریفانش به حرکات هم نشان میدهند به خاطر زمان و نحوه ساخت خود خیلی بیشتر حس قاطع بودن میدهند. البته که قابل اشاره است در تمامی آرکهای داستانی Ashita no Joe، شخصیت جو شخصیتی نمادین برای قشر در حال تلاش کارگر است؛ حقیقتی که در کنار رشد شخصیتی استثنایی جو و مسیرش طی داستان، باعث شده این انیمه به یکی از آثار شکل دهنده در سبک ورزشی باشد.
Samurai Champloo
طرفدارانی که علاقه زیادی به انیمههای سامورایی دارند، قطعاً از Samurai Champloo به خوبی استقبال خواهند کرد. Samurai Champloo از آن دست انیمههایی است که حسابی از چهارچوب معمول آثار ادبی حول محور ساموراییها دور است و با ترکیب ورژن خودش از دوران اِدو در ژاپن با المانهای فرهنگی مدرنی نظیر موسیقیهای Hip Hop به معجونی دست یافته که واقعاً خاص و تکرارناشدنی است. داستان با مرد خلافکاری به نام موگن آغاز میشود. او با یک سامورایی رونین (بی ارباب) به نام جین سر یک مناقشه عادی به مبارزه با شمشیر پرداخته و مغازه محل دعوا را حین این مبارزه تخریب میکنند. اوضاع به هم ریخته و این خدمتکار مغازه، فو است که بین این دو یاغی ایستاده و مبارزه آنها را متوقف میکند. فو جلوتر هر دوی آنها را از اعدام شدن به خاطر جرمی که مرتکب شدند نجات میدهند و در عوض از آنها میخواهد با او به سفری طولانی برای پیدا کردن سامورایی که بوی گلهای آفتابگردان را میدهد بروند. همین آغاز ساده این سه نفر را در مسیر پر پیچ و خمی از ماجراجوییها و وقایع عجیب و پر از مبارزات شمشیرزنی با چاشنی هنرهای رزمی قرار میدهد.
رقابت و دعوای بین موگن و جین صرفاً به اخلاق آنها ختم نمیشود. سبک مبارزه هر دوی آنها تفاوتهای اساسی با یکدیگر دارد و هر کدام از زاویه خاص خودش به شمشیرزنی نگاه میکند. کسانی که علاقه دارند بدانند Samurai Champloo چگونه اثری است، باید بدانند خالق این انیمه شینیچیرو واتانابه است. مردی که پیش از این روی انیمههای Animatrix و Cowboy Bebop کار کرده و خالق آن هاست و بعد از Samurai Champloo نیز شاهکارهایی نظیر Space Dandy و Carol & Tuesday را ساخته است.
شینیچیرو واتانابه در این انیمه نیز مشابه Cowboy Bebop سعی کرده تا هنر و امضای مخصوص خودش را با تصویرپردازیهای پر حس و شور به اجرا بگذارد. این بار البته این استفاده از عناصر فرهنگی جهانی نظیر هیپ هاپ و گرافیتی است که این حس و حال را به Samurai Champloo داده. این نوع برخورد منعطف با فضای داستان پای خود را به اکشن و صحنههای مبتنی بر هنرهای رزمی نیز رسانده و در این جا مبارزات و صحنههای اکشنی را میبینیم که به نوعی در راستای روایت داستان و به صورت یک عنصر مکمل برای آن عمل میکنند و برخلاف بسیاری از آثار این ژانر، صحنههای اکشن در یک فضای جدای از تمامی عناصر دیگر داستان عمل نمیکند.
Ninja Scroll
شاید بتوان گفت Ninja Scroll یکی از جالبترین انیمههای هنرهای رزمی تاریخ است. این اثر محصول سال ۱۹۹۳ یک سریال انیمهای نبوده و در حقیقت در قالب فیلم پخش و منتشر شده. داستان در دوره فئودال ژاپن اتفاق میافتد. کیباگامی جوبی، یک سامورایی رونین و شمشیرزن مزدور است که شرایط او را وارد نبردی کرده که در آن باید روبروی گروهی از شینوبیها و نینجاهای ماهری بجنگد که هر کدام قدرتهای ماورایی و تکنیکهای فریب دهنده فوق العادهای دارند. مأموریت جوبی این است که با شکست دادن این شینوبی ها که به هشت شیاطین کیمون معروفاند از نقشه خبیثانهشان برای به قتل رساندن امپراتور ژاپن، شوگان توکوگاوا جلوگیری کند.
البته که جوبی در این مسیر تنها نیست و همراه او یک کونوئیچی به نام کاگرو نیز همراه است. زن خطرناکی که سرتاسر بدنش پر از مواد سمی است به غیر از او، جاسوس دولت، داکوآن نیز از همراهان جوبی است. با وجود گذشت بیش از سی سال از زمان پخش انیمه، Ninja Scroll کماکان یکی از بهترین نمونههای آثار انیمهای نقاشی شده به وسیله دست با روش کلاسیک و بدون کمک اساسی رایانه است و همزمان مثالی درخشنده از نمایش هنرهای رزمی در یک انیمه به شمار میرود که بخش عمدهای از آن را میتوان مدیون کیفیت و روانی فوق العاده بالای انیمیشنها در صحنههای مختلف دانست.
با وجود پراکنده بودن سکانسهای اکشن در میان بخشهای دیالوگ محور تر داستان، اکشن و بخشهای شمشیرزنی و مبتنی بر هنرهای رزمی در Ninja Scroll با اتکا به کورئوگرافی دقیق و فنی خود موفق میشود فضای داستان و شخصیت جوبی را بدون دیالوگهای اضافی به مخاطب معرفی کند. این فیلم سامورایی با برداشت ویژه خود از صحنههای مبارزه با شمشیر علیه جادو، موفق شده تا عمق مناسبی به مبارزه با شخصیتهای منفی دهد که تا حدود زیادی کلیشهای هستند. تا جایی که میتوان این اثر را به نوعی یکی از بنیانگذاران تکنیک «داستانگویی در حین مبارزات» دانست. تکنیکی که سالهای بعد برادران واچوفسکی در فیلم ماتریکس از آن به خوبی استفاده کردند.
Sword of the Stranger
یکی دیگر از انیمههای هنرهای رزمی که عاشقان مبارزات منعطف و دنبال کردنی باید نگاهشان به آن باشد، Sword of the Stranger است. هر چند این اثر یک انیمه سینمایی است تا یک سریال انیمهای، ولی هنوز بعد از گذشت سالها از اکرانش در سال ۲۰۰۷، هنوز نیز ارزش خود را حفظ کرده و یکی از دیدنیترین آثار این ژانر است. داستان Sword of the Stranger دنباله روی جوان یتیمی به نام کوتارو است. کوتارو متوجه میشود که توسط شمشیرزنان ماهری از خاندان مینگ تحت تعقیب است. اوضاع به سرعت خراب شده و کوتارو در یک قدمی مرگ قرار میگیرد تا این که با ظاهر شدن ناناشی، یک سامورایی رونین، جریان به نفع او بازمیگردد.
برخلاف دیگر انیمههای هنرهای رزمی و فیلمهای زمان خود، Sword of the Stranger با وجود انیمیشن بسیار روان و قابل ردیابی خود، روی دقت هر ضربه شمشیر شخصیتها و حرکات پا، کامل کار کرده و به جای تکیه کردن بر افکتهای پر زرق و برق برای پوشاندن ضعفهای حرکتی شخصیتها، موفق میشود با جلوههای سینماتیک و واقع گرایانه و در عین حال نفس گیر مبارزات خود، قلب مخاطبان فیلم را برباید.
سخت میتوان تصور کرد که یک بیننده عادی چه حسی را در هنگام دیدن Sword of the Stranger برای بار اول در سالن سینما داشته. صحنههای اکشن این فیلم با ریتم سریع اما منظم خود کماکان بعد از بیش از ۱۵ سال، ذرهای از استانداردهای حال حاضر انیمیشن و سینما عقب نمانده است. روایت داستان به صورت پیوسته و بی نقص خود را از بین صحنههای احساسی یا دیالوگ محور به بخشهای اکشن و مبارزات شمشیرزنی نفس گیر خود منتقل میکند. مبارزاتی که کورئوگرافی آن مانند رقصی بی ایراد تمام تکنیکهای هنرهای رزمی را در خود به کار میگیرد. Sword of the Stranger موفق میشود هویت، اهداف، آمال و تمام چیزهایی که هر شخصیت روی آن در این نبرد قمار کرده است را با هر ضربه شمشیر به نمایش بگذارد و این دستاوردی است که کمتر فیلم اکشنی به آن دست پیدا کرده است.
Fist of the North Star
وقتی به دنیای انیمه میرسد کمتر کاری میتواند حریف اثر کلاسیکی مثل Fist of the North Star شود. انیمهای که اقتباس مانگایی با همین نام در سال ۱۹۸۳ است. Fist of the North Star داستان زندگی مردی به نام کنشیرو است. او مسافر تنهایی است که در دنیای مخروبهای در دهه ۹۰ میلادی به مسیر خود ادامه میدهد. دنیایی که بعد از یک جنگ عظیم هستهای چیز آن چنان متمدنی از آن باقی نمانده و در میان مخروبههایش کنشیرو با هنرهای رزمی و تکنیکهای قاتلانه «هوکوتو شینکن» خود سعی دارد از زندگی صلح آمیز خود فاصله گرفته و در مسیر انتقام نامزد خود، یوریا قدم بردارد.
با وجود عمر و قدمت به شدت طولانی Fist of the North Star، این انیمه هنوز جذابیت و کشش خاص خودش را برای مخاطبان ژانر اکشن داشته و نقاط قوت خود را از همان دقایق اول داستان به نمایش می گدارد. ترکیب هنرهای رزمی با تکنیکهای به خصوصی که Fist of the North Star برای خود نگه داشته در کنار فضای پساآخرالزمانی و غربی خود باعث شده این انیمه اتمسفر خاصی داشته باشد که پس از سالیان طولانی هنوز بی رقیب بوده و امضایش مخصوص به خودش است. به همه اینها خود شخصیت کنشیرو را نیز اضافه کنید. مردی که دیدن به نتیجه رسیدن حرکات و تکنیکهای سبک هوکوتو شینکن همواره لذتبخش و هیجانانگیز است. مخصوصاً تکنیک معروف کشنده سه ثانیهای «گکیتسو شی» که از دل آن جوک و میمهای Omae wa mou Shindeiru (تو دیگه همین الآنش هم مردی) متولد شد.
نمایش وسیع خشونت در سرتاسر Fist of the North Star به همراه پس زمینه تیره و تار یک دنیای پساآخرالزمانی که همه در آن برای بقای روزمره خود میجنگند باعث شده پیام داستان سفرهای کنشیرو در باقی مانده این تمدن در راستای انتقال امید خیلی عمیقتر و بهتر در ذهن مخاطب حک شود. هر چند وقتی نوبت به کورئوگرافی و نرمی و روانی اکشن و حرکات هنرهای رزمی میشود، Fist of the North Star اقتضا به زمان ساخت خود رویکرد بسیار ساده و معمولی دارد، اما الهاماتی که این اثر از هنرهای رزمی چینی و انیمههای دیگری نظیر Akira داشته، باعث شده تا اعمال دیوانهوار شخصیتها در این دنیای عجیب و غریب حس خاص خودش را به مخاطب منتقل کند و مکمل خوبی برای حرکت ویژه «هوکوتوو هیاکورتسو کن» کنشیرو شود.
Kengan Asura
طرفداران آثار هنرهای رزمی اگر به دنبال انیمهای هستند که در مبارزات آن هیچ کسی جلوی خود را نگرفته و با تمام قدرت به جان هم میافتند، بهتر بوده آب دستشان است زمین گذاشته و به سراغ Kengan Asura و لحظات خارق العاده آن بروند. داستان Kengan Asura در زمان مدرن اتفاق میافتد. جایی که یاماشیتا کازوئو یک کارمند ساده گروه «نوگی» درگیر پرونده عجیبی شده و خود را در موقعیتی مییابد که باید در آن هماهنگ کننده فعالیتهای توکیتا آشورا اوما باشد. مبارز به شدت خشنی که توقفناپذیر است. بعد از گذشت اندکی زمان، این زوج عجیب و غریب به مسابقات لیگ حذفی «کِنگان» دعوت میشوند. جایی که در آن برنده صاحب منصب و قدرت در اتحادیه پررسم و نشان کِنگان شده و جایگاهی استثنایی به دست میآورد. حال کازوئو جدا از رام کردن و کنترل اوما، باید به بررسی نیت و اهداف اتحادیه کِنگان بپردازد تا بفهمد هدف آنها از دعوتشان چه بوده و چه نقشه شومی برای آنها تدارک دیدهاند.
Kengan Asura یکی از بهترین نمایش مبارزات خون آلود بین کاربران هنرهای رزمی است. نحوهای که انیمه بخشهای دو بعدی خود را با مدلها و افکتهای سه بعدی خود ترکیب میکند باعث شده مبارزات در هر قسمت حس کات سینهای با کیفیت بازیهای ویدیویی را بدهد. این رویکرد در نقاط جلوتر داستان که برخی شخصیتها تکنیکهای به شدت عجیب و جالبی را نشان میدهند سطح مبارزات را تا حد خارق العادهای بالا میبرد. از تکنیکهایی که به صورت خلاصه مشتهایی قدرتمند و استخوانشکن هستند تا بعضی تکنیکها که رسماً ساختار بدن مبارز را دچار تغییر و تحول میکند.
استفاده Kengan Asura از افکتهای سه بعدی و CGI باعث شده تا با دسترسی به گستره عظیمی از حرکاتی که مدلهای سه بعدی شخصیتهای توانایی نمایش آن را دارند؛ صحنههای اکشن و لحظاتی که هنرهای رزمی در آن به نمایش در بیاید بی هیچ حد و مرزی به تصویر کشیده شوند. با این وجود Kengan Asura هیچ گاه از CGI برای نمایش مبارزات خود در قالب عادی اکشنهای انیمیشنهای سه بعدی استفاده نمیکند و در عوض سعی میکند با تمرکز بیشتر روی کورئوگرافی و تاکید روی حرکات کلیدی هر مبارز، اکشنی مقطوعتر ولی جذابتر ارائه دهد تا این که به سراغ رویه امتحان پس داده مبارزات نرم سه بعدی بروند.
Hajime no Ippo
باوجود این که بوکس بهخودیخود همان قدر که یک رشته ورزشی رقابتی جذاب است، یک رشته هنرهای رزمی سخت و سنگین نیز به شمار میرود. طرفداران انیمه نیز نمیتوانند انکار کنند که Hajime no Ippo چقدر در این زمینه که ورزش بوکس میتواند زمینهساز روایت یک داستان گیرا و جذاب باشد، استثنایی است. انیمه Hajime no Ippo و سه فصلی که از آن پخش شده، اقتباسی از مانگایی به همین نام است که از زمان ۱۹۸۹ انتشارش آغاز شده و شاید باور نکنید؛ ولی هنوز نیز انتشار آن ادامه دارد و جلدهای جدید آن هر سال منتشر میشود.
ستاره این داستان، پسر جوانی به نام «ایپو ماکونوچی» است. Hajime no Ippo ما را به درون داستان زندگی ایپو برده و ماجراهای وی از وقتی که در ابتدای دوران دبیرستان تصمیم به ورود به حرفه بوکسوری را میگیرد به ما نشان میدهد. جدا از میزان انگیزه وصف ناپذیر ایپو که از هر مبارزه به مبارزه بعدی منتقل میشود، طرفداران آثار هنرهای رزمی نیز میتوانند با خیال راحت به سراغ این انیمه بروند؛ چرا که از حیث دقت، جزئیات و آنالیز فنی شخصیتها و مبارزات انیمه، کمتر اثری در این ژانر در سطح Hajime no Ippo ظاهر میشود.
بهجای این که ایپو و رقبایش برای هیجانانگیز کردن مبارزات دست به حرکات عجیب و باورنکردنی بزنند، این دانش، درک و قابلیت تشخیص آنها در مقابله با تکنیکهای مدرن بوکس است که آنها را به جلو هل میدهد. به طور مثال، ایپو شخصیتی است که بهخاطر قدرت درهم کوبنده خود و تلاش بیوقفه برای بهزانودرآوردن حریف و رسیدن به ناکاوت قبل از راند نهم معروف است. برای همین هم عدم دانش او نسبت به مسائل تکنیکی بوکس او را در مسابقات ابتداییاش حسابی به دردسر انداخته و در موضع ضعف قرار میدهد. مشکلی که او باید بادقت و ممارست از پس آن بربیاید.
Hajime no Ippo نمایشی بینظیر از پتانسیل نهفته عناوین سنتی شونن ورزشی است. مخصوصاً وقتی به نحوهای که داستان در آن رشد شخصیتهایش را با جریان مبارزاتش تلفیق کرده و معجونی باورنکردنی به ما ارائه میدهد. معجونی که در آن مخاطبین میتوانند همزمان با مشاهده رشد ایپو بهعنوان یک شخصیت، رشد او را بهعنوان یک مبارز نیز تجربه کنند. بهغیراز این موارد، جریان تمرینات و رقابتی که او با دیگر بازیکنان و مبارزین این ورزشی هنرهای رزمی دارد بهخوبی خود را در شکلگیری استراتژیهای ایپو در رینگ بوکس نشان میدهد و لحظات کمتر اکشن داستان، همه در شکلگیری بخشهای اوج هر مسابقه اثر قابلتوجهی دارند.
Grappler Baki
در دنیای انیمه به غیر از Grappler Baki واقعاً چه راه بهتری برای ورود به عالم هنرهای رزمی داریم؟ جایی که مبارزات سر همه یا هیچ است؛ هیچ قانون دستوپا گیری وجود ندارد و خیلی اوقات حتی کار تا مرز مرگ نیز پیش میرود؟ به لطف مانگایی به همین نام که از سال ۱۹۹۱ تا کنون هنوز در حال انتشار است، داستانی که کیسوکه ایتاگاکی در این ۳۰ و خوردهای سال خلق کرده چنان عمق و محتوا دارد که تا سالیان سال، انیمههای مختلفی میتوانند با اقتباس از آنها به موفقیت برسند. برای درک داستان Grappler Baki لازم نیست حتماً بدانید کدام انیمه و کدام بخش مانگا در ابتدای جریان روایی مانگا قرار دارد؛ داستان در همه بخشها ثابت است. باکی هانما مرد جوانی است که به مرور از دنیای هنرهای رزمی سنتی زده شده و قصد دارد با یادگیری تکنیکهای خشنتر، بزرگترین رقیب عمرش، پدر خود را شکست داده و به قتل برساند.
بعد از تحمل یک شکست تحقیرآمیز از طرف پدر خود، باکی تصمیم میگیرد تا بهدور دنیا سفر کرده و با شرکت در انواع تورنمنتهای غیرقانونی و زیرزمینی، مهارت خود را در زمینه هنرهای رزمی افزایش دهد. برخلاف دیگر انیمههای این ژانر، Grappler Baki خیلی علاقهای به تعریف داستان عمیق و چیدن پیشزمینههای پرتلاطم برای وقوع مبارزات ندارد و در عوض طرفداران ژانر اکشن را با برداشتی بهشدت خشن ولی پویا و خالص از هنر مبارزات و فنون رزمی مختلف به سمت خود میکشاند. وقتی نوبت به خفن بودن مبارزات هنرهای رزمی برسد میتوان با قاطعیت گفت هیچ انیمهای روی دست Grappler Baki بلند نمیشود.
شاید دنبالکردن آرکهای داستانی متعدد Grappler Baki کمی سخت باشد، ولی سفر باکی برای شکستدادن دیوار غیر قابل نفوذی که پدرش، یوجیرو باشد، تمام دلیلی است که مخاطبان باید بدانند تا بتوانند از جریان عجیب مبارزات آن لذت ببرند. باکی همواره بینندگان خود را با نمایش ترکیبی از خشونت بی حدوحصر و قدرتهای بدنی فرابشری مجذوب خود میکند. همین موضوع باعث شده Grappler Baki از انیمههای معمول در این ژانر که شخصیت اصلی به شدت خشک و خوشرویی دارند فاصله گرفته و هیولایی را شخصیت اصلی خود کند که از کوباندن مشتهای استخوان خورد کن به درون جمجه حریف خود ابایی نداشته باشد. دیدن این که باکی چگونه با تمرینات طاقت فرسای خود آماده چالشهای شکست ناپذیر پیش روی خود میشود میتواند یکی از انگیزه بخش ترین لحظات این ژانر برای تشویق افراد به بدنسازی باشد.
نظر شما چیست؟ آیا انیمههای دیگری سراغ دارید که در رابطه با هنرهای رزمی باشد و در این حضور نداشته باشند؟ آیا انیمههای بالا لایق تعریف و تمجید طرفداران این ژانر هستند یا خیر؟ چنانچه نظر یا پیشنهادی دارید، آن را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.
منبع: Screen Rant
پیشبینی برنده بهترین بازی سال ۲۰۲۴ با ویبهد و شایان
سلام، جالب بود، انیمه های رزمی خیلی زیادی وجود دارد، که چند موردشو می گم: ۱) یکی از قدیمی ترین انیمه های رزمی، که اگه اشتباه نکنم راجب کنگ فو هست، توی ایران به نام پسر رعد آبی بود. ۲) انیمه جوجوتسو کایزن. ۳) انیمه مرد تک مشتی. ۴) انیمه وان پیس. ۵) انیمه شیطان کش. ۶) انیمه هانتر ایکس هانتر. ۷) انیمه هنر شمشیر زن آنلاین. ۸) انیمه ناروتو. ۹) بلیچ. ۱۰) رورونی کنشین. ۱۱) آکادمی قهرمان من. انیمه شماره اولی سینمایی بود، بقیه سریالی، بغیر از انیمه شیطان کش که دارم کامل می بینم، بقیه رو نصفه نیمه دیدم.