بهترین مراحل کالاف دیوتی که فراموشنشدنی هستند
در حالی که سوگوار از دست رفتن بخشهای داستانی (کمپین) شگفتانگیز هستم، روزهایی را به یاد میآورم که هر نسخه از فرنچایز کالاف دیوتی، اکشنی نفسگیر و سرشار از آدرنالین را به ما هدیه میداد. اما اوضاع رو به وخامت گذاشت؛ ماموریتهای جهانبازی (Open-World) که در نسخههای اخیر کالاف دیوتی تحمل کردهایم، فرسنگها با آن چیزی که کمپینهای این سری را خاص و بهیادماندنی میکرد، فاصله دارند. به نظر میرسد دوران ماموریتهای فراموشنشدنی به پایان رسیده و سازندگان به جای خلق سناریوهای جذاب و چالشبرانگیز، حواسشان معطوف به ارائه میانپردهها شده است.
من هر سال بازیهای کالاف دیوتی را میخریدم، نه برای بخش چندنفره، بلکه برای بخش داستانی آنها. به عنوان شیفته بازیهای تکنفره قوی که داستان را در اولویت قرار میدهند، کمپینهای این سری همیشه مرا مجذوب و شگفتزده نگه میداشت؛ شاید بیشتر از منظر حماسی نشان دادن جنگ. اما دوران طلایی این مجموعه، با سری اصلی مدرن وارفر و روزهای اولیه بلک اپس، شاهد محیطهایی واقعگرایانه بود که چندان نگران سرنوشت شخصیتهای نمادین خود نبودند.
اگرچه ماموریت «Loose Ends» از بازی کالاف دیوتی: مدرن وارفر ۲ به خاطر داشتن یکی از بزرگترین پیچشهای داستانی تاریخ بازیهای ویدیویی افسانهای است، اما ماموریتهای داستانی دیگری نیز وجود دارند که با روایت، طراحی مرحله و گیمپلی بینقص خود، حتی بالاتر از «Loose Ends» قرار میگیرند.
All Ghillied Up

جالب است بدانید این مرحله کاملا توسط یک بازیساز ایرانی به نام محمد علوی طراحی شده بود
- بازی: Call of Duty 4: Modern Warfare
ماموریت «All Ghillied Up» به دلیل ریتم آرامتر و درگیریهای استراتژیکش، شاید واقعگرایانهترین ماموریتی باشد که سری کالاف دیوتی تا کنون ارائه کرده است. این مرحله با به تصویر کشیدن صبر و حوصله یک تکتیرانداز، یک ماموریت نظامی تمامعیار محسوب میشود که گیمپلی مخفیکاری متوازنی دارد؛ گیمپلیای که با تنوع در اجرا، حس تازگی خود را حفظ کرده و از ضربآهنگ (Pacing) فوقالعادهای برخوردار است. طراحی محیط نیز کاملا واقعگرایانه است؛ به طوری که حاشیههای نقشه با تشعشعات رادیواکتیو پوشیده شده و شما را در چارچوب مشخصی نگه میدارد، اما این موضوع هرگز حس محدود شدن یا تنگی فضا را القا نمیکند.
بهترین ویژگی «All Ghillied Up» این است که اصلا شبیه به یک مرحله معمولی در بازیهای ویدیویی به نظر نمیرسد. شیوه طراحی این ماموریت داستانی در کالاف دیوتی به گونهای است که شما را کاملا در میان علفهای بلندی که برای لو نرفتن باید سینهخیز از میانشان عبور کنید، غرق میکند. هوش مصنوعی سربازان در حال گشتزنی نیز طوری رفتار نمیکند که انگار به یک مسیر از پیش تعیینشده محدود شدهاند. «All Ghillied Up» باید به عنوان استانداردی برای مراحل داستانی این سری در نظر گرفته شود، چرا که از ضربآهنگی بینقص و مخفیکاری متعادلی برخوردار است که هرگز تکراری نمیشود و در نهایت به اوجی هیجانانگیز و رضایتبخش ختم میشود که ارزش آن همه صبر و حوصله را اثبات میکند.
Cliffhanger

ماموریتهای برفی و مخفیکاری، همواره خاصترین مراحل سری کالاف دیوتی بودند
- بازی: Call of Duty: Modern Warfare 2 (2009)
شاید مخفیکاری باب طبع همه نباشد، اما گنجاندن گاهبهگاه آن در میان اکشن بیپایان، وقفهای در هرجومرج ایجاد کرده و فرمولی متوازن پدید میآورد که تنها به تقویت حس واقعگرایی در سری مدرن وارفر منجر شد. ماموریت «Cliffhanger» شاید پر زرقوبرق نباشد، اما به واسطه طراحی مرحله عالی و آزادی عملی که برای تجربه روشهای جدید میدهد، متمایز است. در این ماموریت از بازی کالاف دیوتی، شما مجبور نیستید هدف را به روشی خاص و تحمیلی پیش ببرید. این مرحله نسبت به سایر مراحل وسیعتر و غیرخطی است؛ جایی که باید در عین پنهان ماندن از دید دشمن، خود را به ماهواره برسانید. البته اگر فکر میکنید به عنوان یک ارتش تکنفره شانس پیروزی دارید، به راه انداختن یک جنگ تمامعیار نیز یکی از گزینههای روی میز است. آنچه این مرحله را تا این حد جذاب میکند، محیط طوفانی و پر از کولاک آن است که دیدن فاصله فراتر از دو متر را تقریبا غیرممکن میکند. این ویژگی در کنار استفاده از «حسگر ضربان قلب»، موقعیت پرتنشی را خلق کرد که پاداش صبر و شکیبایی بازیکن را به خوبی میداد.
ماموریت «Cliffhanger» نشان داد که برای ارائه یک مرحله عالی، نیازی نیست لزوما به ساختارهای خطی پایبند بود. شما میتوانید این ماموریت را به هر شیوهای که میخواهید به پایان برسانید و همین موضوع، آن را به یک مرحله داستانی بینقص در کالاف دیوتی تبدیل کرده است؛ زیرا سربازان واقعی نیز باید بسته به تعداد دشمنانی که یک موقعیت را حفظ کردهاند، استراتژیهای جدیدی طرحریزی کنند. سکانس تعقیب و گریز با اسنومبیل در پایان کار، حکم گل سرسبد این مرحله را داشت و با متوقف کردن روند معمول تیراندازی و دویدن، به شما اجازه میداد تا تمام تمرکز خود را صرفا بر لذت و هیجان فرار و جان سالم به در بردن معطوف کنید.
No Russian

هنوز که هنوزه هیچ مرحله و سکانسی در تاریخ ویدیو گیم نتوانسته به اندازه مرحله No Russian تاریکی جنگها و تروریسم را به تصویر بکشد
- بازی: Call of Duty: Modern Warfare 2 (2009)
وقتی سراغ مدرن وارفر ۲ رفتم، حس یک یاغی تمامعیار را داشتم. اما نمیدانستم مرحله «No Russian» تا این حد تاثیرگذار خواهد بود، مرحلهای که شوکهکنندهترین ماموریت داستانی در تاریخ کالاف دیوتی محسوب میشود. در این مرحله که از زاویه دید تروریستها روایت میشود، زندگی یک مامور مخفی به طرز وحشتناکی به بیراهه میرود؛ جایی که نه تنها هویت شما به خطر افتاده، بلکه مجبور میشوید در اعمالی حقیقتا شیطانی مشارکت کنید. اگرچه ماموریتهای دیگری نیز سعی در بازسازی فاکتور شوک این مرحله داشتهاند (مانند مرحله Passenger در مدرن وارفر ۳)، اما اگر بدون اطلاع قبلی نسخه اصلی را تجربه کرده باشید، هیچچیز حتی نزدیک به آن هم نمیشود.
این عملیات پرچم دروغین که برای نشان دادن آمریکا به عنوان مقصر اصلی طراحی شده بود، حملهای تروریستی است که در زادگاه ولادیمیر ماکاروف، یعنی روسیه رخ میدهد. عنوان مرحله و زمانی که ماکاروف به همقطارانش میگوید «روسی صحبت نکنید» (No Russian)، با توجه به زمینه داستانی ماموریت بسیار تاثیرگذار است. این اقدام تروریستی کوتاه، به خاطر محتوای تهوعآوری که برای پیشروی در بازی مجبور به انجامش هستید، فراموشنشدنیترین ماموریت باقی مانده است؛ اقدامی که در آن صدها جان بیگناه فدای یک عمل جنگی میشود. در فرنچایزی مانند کالاف دیوتی که همیشه یاد گرفتهایم برای بقا باید بر دشمنانمان چیره شویم، زمانی که به غیرنظامیان وحشتزده شلیک میکنید، حسی جز نفرت، شرم و ترس وجود ندارد.
Suffer With Me

این ماموریت در Call of Duty: Black Ops II غمانگیز است به شدت بازیکنان را تحت تاثیر قرار داد
- Call of Duty Black Ops II
آنچه ماموریت «Suffer With Me» را منحصربهفرد میکند، ساختار آن است. روایت داستان بسیار متفاوت از چیزی است که به دیدن آن در کمپینهای کالاف دیوتی عادت کردهایم؛ چرا که در خطوط زمانی مختلف جابجا میشویم و تمام اینها در مدتزمان ۳۰ دقیقه ارائه میشود. این مرحله وقایع دهه ۸۰ میلادی را که منجر به جنگ سرد دوم میشود، جمعبندی میکند. این ماموریت داستانی به خودی خود یک بازی کوتاه است که سطحی پرهیجان با انتخابهای جدی در پایان را ارائه میدهد. اگرچه کوتاه است، اما نگاهی گذرا به زندگی خانوادگی سربازان میاندازیم که جنبه انسانی آنها را به نمایش میگذارد. در تلاشی ناامیدانه برای دستگیری نوریگا، ماموریت وودز و میسون نسبت به پیشبینیهایشان بسیار متفاوت پیش میرود.
مرحله «Suffer With Me» داستانی تاریک را روایت میکند؛ داستانی درباره سربازانی که برای منافع شخص دیگری مورد استفاده قرار میگیرند، جایی که زندگیها دستکاری شده و از دست میروند تا تنها به نفع یک طرف تمام شود. برادری میان وودز و میسون، و ماموریتی که جان یکی را گرفت و دیگری را از نظر روحی و جسمی در هم شکست، «Suffer With Me» را به یک شاهکار سینمایی واقعی در تاریخ کالاف دیوتی تبدیل کرده است. در حالی که در بیخبری مطلق و با ارتباطات رادیویی پراکنده و نامفهوم رها شدهاید و توانایی عقبنشینی از ماموریت را ندارید، این مرحله وحشیگری جنگ را به تصویر میکشد و یکی از ویرانکنندهترین و شوکهکنندهترین پایانبندیهای داستانی در تاریخ این سری را رقم میزند.
Vendetta

جهنمی که آلمان نازی برای شوروی به وجود آورده بود، به خوبی در مرحله Vendetta قابل لمس است
- بازی: Call of Duty: World at War
شروع این ماموریت در کالاف دیوتی بسیار هولناک است، جایی که پیامدهای جنگ از دید یک سرباز به تصویر کشیده میشود و اجساد همرزمان در هر سو به چشم میخورند. کلاغها در کمین نشستهاند تا اجساد برادرانتان را تکهتکه کنند، در حالی که نیروهای دشمن برای پاکسازی بازماندگان نفوذ کردهاند. شما چارهای جز تماشا ندارید و در برابر قتلعامی که روی صفحه نمایش میبینید، ناتوان هستید. این مرحله، ماموریتی مخفیکارانهتر است که در تاریکی ملموسی غرق شده؛ جایی که باید سینهخیز از میان اجساد عبور کنید، در حالی که زانوهایتان در حوضچههای خون فرو میرود.
اما ماموریت هرگز متوقف نمیشود. نباید هدف خود را گم کنید و مرحله «Vendetta» مدام به شما یادآوری میکند که برای چه هدفی به میدان آمدهاید. در این بخش از کالاف دیوتی، هیچ چیز لذتبخشی وجود ندارد، چرا که در عوض ویرانی و بیرحمی واقعی جنگ را به رخ میکشد. در حالی که با موقعیتهای پرتنشی دست و پنجه نرم میکنید، شما و «رزنوف» باید به حرکت ادامه دهید و در دل لانه گرگ، در فضایی که تنها میتوان آن را با واژه ناامیدی توصیف کرد، مسیر خود را بیابید. «Vendetta» به خوبی نشان میدهد که نبرد تا لحظه مرگ متوقف نخواهد شد.
Vorkuta

مبارزه برای آزادی، همیشه از تسلیم ظلم شدن با ارزش تر است و مرحله Vorkuta در کالاف دیوتی به خوبی این را به شما یاد میدهد
- بازی: Call of Duty: Black Ops 1
مرحله Vorkuta آغازی طوفانی برای بازی کالاف دیوتی بلک اپس بود. برخلاف سایر ماموریتهای کالاف دیوتی، وورکوتا بیشتر حس دفاع از خود در برابر شکنجهگرانی را داشت که شما را اسیر کرده بودند. شما با شرکت در یک شورش و تنها با در دست داشتن یک چاقو، به دنبال «رزنوف» به سوی آزادی میروید. این مرحله با به تصویر کشیدن رفاقت میان سربازانی از رژیمهای مختلف، زندانیان را با شعار «دشمنِ دشمن من، دوست من است» متحد میکند. فضای بصری تیره و خشن بلک آپس، عناصر روانشناختی روایت بازی را به شکلی عالی تسخیر کرده و تاثیر مخرب جنگ بر ذهن انسان را به نمایش میگذارد.
این یک نبرد بیرحمانه برای بقاست که در آن همبندان به دستور رهبرشان به عنوان طعمه به جلو فرستاده میشوند. وورکوتا نبردی فراتر از آنچه معمولا در کالاف دیوتی دیدهایم را نشان میدهد؛ یعنی چیزی فراتر از اطاعت از دستورات و تکمیل اهداف نظامی. این مرحله مبارزه غریزی و حیوانی ما برای زنده ماندن، توانایی همکاری فارغ از شانس موفقیت و استفاده از هر منبعی برای سرنگونی یک شر بزرگتر را نشان میدهد. وورکوتا ضربآهنگی بینقص دارد؛ چرا که گیمپلی و سلاحهایی که استفاده میکنید در طول مرحله پیشرفت میکنند و گویی تکامل انسان را به تصویر میکشند. در نهایت، این ماموریت با یک فرار جنونآمیز با موتورسیکلت به سمت آزادی پایان مییابد.
کلام آخر
ماموریتهایی که مرورشان کردیم، یادآور دورانی هستند که کالاف دیوتی تنها یک شوتر پرزرقوبرق نبود، بلکه تجربهای داستانمحور با هویت، جسارت و پیامی مشخص بود. این مراحل نه با وسعت نقشه یا تعداد میانپردهها، بلکه با طراحی هوشمندانه، ضربآهنگ دقیق و شجاعت در روایت، در ذهن بازیکنان حک شدند؛ گاهی با القای وحشت، گاهی با ایجاد همدلی و گاهی با نشان دادن چهره عریان و بیرحم جنگ. امروز، بیش از هر زمان دیگری جای خالی چنین ماموریتهایی احساس میشود، مراحلی که به جای دست گرفتن بازیکن، او را وادار به فکر کردن، صبر کردن و حتی تحمل رنج میکردند. شاید کالاف دیوتی هرگز به طور کامل به آن دوران طلایی بازنگردد، اما این مراحل فراموشنشدنی ثابت کردند که یک کمپین داستانی قدرتمند، میتواند حتی در میان انفجارها و گلولهها، معنا، تاثیر و خاطرهای ماندگار خلق کند.
- چرا مراحل قدیمی کالاف دیوتی نسبت به نسخههای جدید ماندگارتر به نظر میرسند؟
زیرا مراحل قدیمی بیشتر بر طراحی مرحله خطی اما هوشمندانه، ضربآهنگ دقیق، روایت جسورانه و گیمپلی معنادار تمرکز داشتند. ماموریتهایی مانند All Ghillied Up یا Vendetta بازیکن را در موقعیتهایی قرار میدادند که حس ترس، صبر، ناامیدی یا بقا را به خوبی منتقل میکرد، در حالی که بسیاری از مراحل جدید با تکیه بیش از حد بر ساختار جهانباز و میانپردهها، تمرکز خود را از تجربه عمیق داستانی از دست دادهاند.
- تاثیرگذارترین ماموریت داستانی کالاف دیوتی کدام است؟
اگرچه این موضوع سلیقهای است، اما مرحله No Russian از Modern Warfare 2 به طور گسترده به عنوان شوکهکنندهترین و تاریکترین ماموریت تاریخ این سری شناخته میشود. این مرحله با قرار دادن بازیکن در موقعیتی اخلاقا غیرقابل دفاع، تصویری بیپرده از تروریسم و پیامدهای جنگ ارائه میدهد که حتی سالها بعد نیز تاثیر خود را حفظ کرده است.
- آیا مخفیکاری نقش مهمی در موفقیت مراحل داستانی کالاف دیوتی داشته است؟
بله، مخفیکاری یکی از عناصر کلیدی در بهیادماندنی شدن بسیاری از مراحل داستانی بوده است. ماموریتهایی مانند All Ghillied Up، Cliffhanger و Vendetta با ترکیب مخفیکاری، آزادی عمل و طراحی محیط واقعگرایانه، تنوعی ارزشمند در کنار اکشن مستقیم ایجاد کردند و نشان دادند که کالاف دیوتی میتواند فراتر از تیراندازی بیوقفه، تجربهای عمیق و تنشآلود ارائه دهد.
منبع: Comicbook
بتلفیلد ۶ بهتره یا کالاف دیوتی؟ میزگیم با گلخان و شایان
نظرات