انتخاب سردبیر برترین‌ها برترین‌های سینما و انیمه سینما

خاطره‌انگیزترین سریال‌های نوروز؛ پنج اثر ماندگار

نوروز برای خیلی از ما فقط یک تعطیلات یا شروع سال جدید نیست؛ پر از عادت‌ها، رسم‌ها و البته سریال‌هایی است که هر سال بخشی از لحظه‌هایمان را پر می‌کنند. بعضی سریال‌ها آن‌قدر با حال‌وهوای نوروز گره خورده‌اند که هنوز هم با شنیدن اسمشان یاد سفره‌هفت‌سین و دورهمی‌های خانوادگی می‌افتیم. تلویزیون ایران در این سال‌ها ده‌ها سریال نوروزی تولید کرده؛ از طنزهای ماندگار گرفته تا درام‌هایی که اشک و لبخند را کنار هم می‌نشاند.

طبیعی است که انتخاب فقط پنج سریال از میان این همه گزینه کار ساده‌ای نباشد. خیلی از سریال‌های محبوب در این لیست نیستند؛ مثل چاردیواری، زیرخاکی، یا حتی شب دهم که با مصادف شدن ماه محرم و نوروز در تعطیلات پخش شد و فضایی خاص ساخت. با این حال، سعی کردیم سراغ سریال‌هایی برویم که فقط موفق نبودند، بلکه نامشان برای خیلی‌ها تبدیل به خاطره شده و شنیدنشان حس و حال نوروز را زنده می‌کند. این انتخاب‌ها قطعی نیستند، اما پنج نمونه از خاطره‌انگیزترین نوروزهایی‌اند که تلویزیون برایمان ساخت.

ترش و شیرین

داستان نصرت خانم و ماجراهای روزمره خانوادگی

داستان نصرت خانم و ماجراهای روزمره خانوادگی

سریال ترش و شیرین در نوروز ۱۳۸۶ یکی از همان برگ‌های برنده‌ای بود که رضا عطاران بعد از کارهای موفقش مثل «خانه‌به‌دوش» و «متهم گریخت» رو کرد و بار دیگر ثابت کرد چقدر در ساخت کمدی‌های خانوادگیِ گرم و صمیمی مهارت دارد. عطاران این‌بار هم با همان نگاه دقیق و واقع‌گرایانه‌اش به زندگی مردم، فضایی ساخت که برای خیلی‌ها آشنا و دوست‌داشتنی بود. فیلمنامه سروش صحت و محمدرضا آرین هم کمک کرد تا ماجراها ساده ولی پر از جزئیات دلنشین باشند؛ درست همان جنس قصه‌هایی که مخاطب را خیلی زود با خودش همراه می‌کند.

مروری بر ۵ سریال کمدی ماندگار تلویزیون ایران

داستان سریال با نصرت خانم شروع می‌شود؛ زنی محکم و مستقل با بازی ماندگار مریم امیرجلالی که سال‌ها بار خانواده را به دوش کشیده است. وقتی موعد تخلیه خانه می‌رسد و ناچار به اسباب‌کشی می‌شود، دردسرهایی پشت هم سراغ خانواده می‌آیند و زندگی‌شان وارد مسیر تازه‌ای می‌شود. کنار او حضور بازیگرانی مثل حمید لولایی، رضا عطاران، مجید صالحی و رضا شفیعی‌جم فضای سریال را حسابی پرانرژی و متفاوت کرده بود. شوخی‌ها، ریتم تند اتفاقات و رابطه‌های گرم و گاهی اعصاب‌خردکن بین اعضای خانواده، همان چیزهایی بود که مخاطب با آن‌ها احساس صمیمیت می‌کرد.

«ترش و شیرین» از همان روزهای اول پخش محبوب شد و بعدها در نظرسنجی‌ها هم جزو پرطرفدارترین سریال‌های نوروزی باقی ماند. تیتراژ سریال با صدای رضا عطاران و محسن نامجو هم به یکی از خاطره‌انگیزترین تیتراژهای نوروزی تبدیل شد؛ چیزی که هنوز هم خیلی‌ها با چند ثانیه شنیدنش یاد آن روزها می‌افتند.

مرد هزار چهره

سریالی با قصه‌ای پرهیجان و خنده‌دار از مهران مدیری

سریالی با قصه‌ای پرهیجان و خنده‌دار از مهران مدیری

نوروز سال ۱۳۸۷، نوروزی بود که با مجموعه «مرد هزار چهره» برای خیلی‌ها تبدیل شد به یک خاطره شیرین و تکرارنشدنی. مهران مدیری که پیش از آن با سریال‌هایی مثل «شب‌های برره» و «پاورچین» حسابی محبوب شده بود، این بار سراغ شخصیتی رفت که بعدها یکی از ماندگارترین کاراکترهای طنز تلویزیون شد: مسعود شصت‌چی؛ کارمند ساده و بی‌آزاری که ناگهان در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که هیچ ربطی به زندگی معمولی‌اش ندارد. جالب‌تر اینکه ایده این سریال با الهام از رمان «پخمه» نوشته عزیز نسین شکل گرفته بود و پیمان قاسم‌خانی به‌خوبی آن را برای فضای ایرانی بازنویسی کرد.

داستان سریال درباره مردی است که یک روز اشتباهی به‌جای پزشک شناخته می‌شود، روز دیگر فرمانده می‌شود و حتی پایش به ماجراهای مافیایی هم باز می‌شود! مدیری و گروه نویسندگان این موقعیت‌های عجیب را به‌شکلی طراحی کردند که هم خنده‌دار باشد و هم باورپذیر. حضور بازیگران محبوبی مثل علیرضا خمسه، سیامک انصاری، نصرالله رادش، پژمان بازغی، رضا فیض‌نوروزی، فلامک جنیدی و شقایق دهقان هم کمک کرد هر قسمت پر از لحظات جذاب و خاطره‌انگیز شود. سریال با استفاده از شوخی‌های اغراق‌شده، فلاش‌بک‌های دادگاهی و ارجاعات بامزه مثل بازسازی صحنه‌های «پدرخوانده»، حس و حال متفاوتی نسبت به کارهای قبلی مدیری پیدا کرده بود.

اگر سریال ایرانی پاورچین انیمه‌ای بود چه شکلی می‌شد؟

محبوبیت «مرد هزار چهره» باعث شد سال بعد دنباله‌اش با نام مرد دو هزار چهره ساخته شود. این بار مسعود شصت‌چی فقط قربانی اشتباهات دیگران نبود؛ خودش هم کم‌کم وارد بازی قدرت می‌شد و همین تغییر، داستان را بامزه‌تر و گسترده‌تر کرد. با اینکه هر فصل حال‌وهوای خودش را داشت، اما هر دو فصل یک ویژگی مشترک داشتند: قصه‌ای پرریتم، شخصیت‌های به‌یادماندنی و طنزی که حتی سال‌ها بعد هم جذابیتش را از دست نداده است.

کلاه قرمزی

دنیایی شاد و بامزه از عروسک‌ها و شخصیت‌های دوست‌داشتنی

دنیایی شاد و بامزه از عروسک‌ها و شخصیت‌های دوست‌داشتنی

نوروزهای زیادی هست که وقتی به آن‌ها فکر می‌کنیم، اولین تصویری که جلوی چشممان می‌آید کلاه‌قرمزی و آقای مجری است؛ همان پسر بازیگوش و دوست‌داشتنی که حضورش در تعطیلات عید برای خیلی‌ها حکم بخشی از آیین نوروز را داشت. از نوروز ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۷، ایرج طهماسب و حمید جبلی با دل‌گرم‌کن‌ترین و بامزه‌ترین مجموعه عروسکی تلویزیون، برایمان نوروزی ساختند که همیشه بوی شادی می‌داد. این مجموعه در طول هفت فصل پیاپی به پرمخاطب‌ترین و محبوب‌ترین برنامه نوروزی تلویزیون تبدیل شد؛ آن‌قدر که برای خیلی از ما «نوروز بدون کلاه قرمزی» قابل تصور نبود و وقتی ساخت آن از سال ۹۷ متوقف شد، انگار چیزی از خاطره جمعی‌مان کم شد.

نکته جذاب کلاه‌قرمزی فقط خود کلاه‌قرمزی نبود؛ دنیای این برنامه هر سال بزرگ‌تر شد. عروسک‌های تازه‌ای وارد قصه می‌شدند و هر کدام خیلی زود طرفداران خودشان را پیدا می‌کردند. از فامیل دور با تکه‌کلام‌های فراموش‌نشدنی‌اش تا دیبی با آن شیرین‌زبانی‌اش، از پسرعمه‌زا تا مهری‌خانوم و ببعی… هر شخصیت یک جهان کوچک بود که مردم دوستش داشتند و حتی مدل حرف زدنشان وارد زبان روزمره شده بود. این محبوبیت اتفاقی نبود؛ نتیجه سال‌ها تجربه، دقت و عشق تیم سازندگان بود. گروهی که شامل عروسک‌گردانان و صداپیشگان بی‌نظیری مثل حمید جبلی، محمدرضا هدایتی، محمد بحرانی، بهادر مالکی، محمد لقمانیان، دنیا فنی‌زاده، مرضیه محبوب و بسیاری دیگر بود.

اگر سریال ایرانی خانه به دوش انیمه‌ای بود چه شکلی می‌شد؟

یکی دیگر از جذابیت‌های کلاه‌قرمزی حضور مهمان‌های ویژه بود. هر سال یکی دو چهره محبوب سینما یا موسیقی هم به جمع عروسک‌ها اضافه می‌شدند و نتیجه‌اش گفتگوهایی می‌شد که معمولا ترکیبی از شوخی، صمیمیت و بداهه‌گویی بود. از رامبد جوان و شهاب حسینی گرفته تا نگار جواهریان و باران کوثری، بسیاری از چهره‌ها دوست داشتند حداقل یک‌بار مهمان این برنامه باشند.

پایتخت

سریالی درباره‌ی نقی و خانواده‌اش که نوروز را پررنگ‌تر کرد

سریالی درباره‌ی نقی و خانواده‌اش که نوروز را پررنگ‌تر کرد

«پایتخت» از آن دست سریال‌هایی است که خیلی زود تبدیل شد به یکی از قطعی‌ترین عناصر نوروز؛ طوری که از سال ۱۳۹۰ به بعد، بسیاری از خانواده‌ها عادت کرده بودند سفره هفت‌سین را بچینند و منتظر ماجراهای تازه نقی معمولی و خانواده‌اش در سال جدید بمانند. سیروس مقدم با ساخت این مجموعه در هفت فصل، توانست ترکیبی دلنشین از طنز خانوادگی، موقعیت‌های بامزه و واقعیت‌های اجتماعی بسازد؛ ترکیبی که هم صمیمی بود و هم دقیقا حال‌وهوای زندگی روزمره را نشان می‌داد. بازی درخشان محسن تنابنده، احمد مهران‌فر، ریما رامین‌فر و علیرضا خمسه، این سریال را به اثری ماندگار تبدیل کرد؛ اثری که از فصل اول در نوروز ۹۰ تا فصل هفتم در نوروز ۱۴۰۴، تقریبا هر بار توانست مخاطبان خودش را سرگرم و همراه کند.

خرسی که در پایتخت بود، واقعی است؟

داستان «پایتخت» همیشه حول خانواده‌ای ساده و دوست‌داشتنی از علی‌آباد مازندران می‌چرخید؛ خانواده‌ای که با وجود تفاوت سلیقه، دلخوری‌های ریز و درشت و ماجراهای عجیب، تهِ قصه‌شان محبت بود. نقی معمولی با شخصیت جدی و کمی لجوجش، هما با صبوری همیشگی، سارا و نیکا که بزرگ شدن‌شان را فصل‌به‌فصل دیدیم، و البته ارسطو که تقریبا در هر فصل رنگ جدیدی از دردسر به داستان می‌آورد. در طول سال‌ها، ترکیب شخصیت‌ها کم‌و‌زیاد شد؛ مثلا حذف باباپنجعلی در فصل‌های بعدی برای بعضی‌ها غم‌انگیز بود و اضافه شدن شخصیت‌هایی مثل رحمت انرژی تازه‌ای به سریال داد.

نون خ

سریالی که فرهنگ و زندگی مردم غرب ایران را به تصویر کشید

سریالی که فرهنگ و زندگی مردم غرب ایران را به تصویر کشید

«نون خ» از همان فصل اول در نوروز ۱۳۹۸ نشان داد که می‌تواند حال‌وهوای تازه‌ای به سریال‌های نوروزی بدهد؛ فضایی گرم و خودمانی با لهجه و فرهنگ شیرین غرب کشور، شخصیت‌هایی خاکی و ساده و داستان‌هایی که از دل زندگی واقعی مردم می‌آمد. سعید آقاخانی همزمان کارگردانی و بازی در نقش نورالدین خانزاده را بر عهده داشت؛ شخصیتی دل‌پاک، بامعرفت و البته همیشه گرفتار دردسرهای ریز و درشت. همین ترکیب باعث شد سریال خیلی زود بین مخاطبان جا باز کند و در پنج فصل، تقریبا هر بار یکی از انتخاب‌های مطمئن نوروز باشد.

برای تماشای انیمیشن در رویاهایت اینجا کلیک کنید.

هرچند فصل اول در نوروز پخش شد، اما از فصل دوم به بعد مسیر سریال کمی متفاوت پیش رفت. فصل دوم که قرار بود برای ماه رمضان ۳۰ قسمتی ساخته شود، به‌دلیل شیوع کرونا تنها در ۱۷ قسمت ضبط شد و پخش آن نیز حدود دو هفته قبل از شروع ماه رمضان آغاز شد تا زودتر به پایان برسد. پس از آن، فصل‌های سوم، چهارم و پنجم در سال‌های ۱۴۰۰، ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ روی آنتن رفتند و در مجموع تا امروز پنج فصل از این مجموعه ساخته شده است؛ مجموعه‌ای که هر فصلش، حتی با تغییرات ناگزیر در زمان‌بندی و شرایط تولید، باز هم مخاطبان فراوانی داشت.

محوریت داستان همیشه اطراف نورالدین و اهالی روستایش می‌چرخید؛ جمعی از آدم‌های صمیمی و بامزه که هر کدامشان حضورشان رنگی تازه به قصه می‌داد. از هدایت هاشمی با نقش‌آفرینی‌های دقیق گرفته تا بازیگرانی مانند علی صادقی، نسرین مرادی، سیروس میمنت و شقایق دهقان که در فصل‌های مختلف حضور داشتند، همگی کمک کردند «نون خ» شخصیت‌محور بماند و از دل همین روابط ساده، موقعیت‌های طنز شکل بگیرد. یکی از مهم‌ترین نقاط قوت سریال هم توجه به مسائل روز بود؛ از ماجراهای کرونا و مشکلات روستاهای محروم گرفته تا سوژه‌هایی مثل بورس و مسائل اقتصادی، که در دل داستان‌ها با لحن شیرین و طنزآمیز مطرح می‌شدند.

البته «نون خ» همیشه بی‌نقص نبود. در فصل‌های جدیدتر، مخصوصاً فصل سوم، گاهی نقدهایی درباره قصه‌پردازی یا فشارِ همزمانِ بازی و کارگردانی بر سعید آقاخانی مطرح شد. با این حال استقبال مخاطبان باعث شد هر بار ادامه ساخت سریال به یک خواسته عمومی تبدیل شود؛ آن‌قدر که حالا «نون خ» برای بسیاری از بیننده‌ها، یکی از نمادهای سال نو و یکی از معدود سریال‌هایی است که با تکیه بر فرهنگ، لهجه و زندگی مردم غرب کشور، توانست به بخشی از خاطره جمعی نوروز تبدیل شود.

نوروز و سریال‌هایی که خاطره ساختند

نوروز همیشه با لحظه‌های دورهمی خانواده‌ها و سریال‌هایی که در این ایام پخش می‌شوند، نقش مهمی در شکل‌گیری خاطرات ما دارد. سریال‌هایی مثل «ترش و شیرین»، «مرد هزار چهره» یا «کلاه‌قرمزی» نه‌تنها در لحظه پخش محبوب بودند، بلکه بسیاری از شخصیت‌ها و لحظه‌هایشان هنوز هم یادآور نوروزهای گذشته است.

انتخاب پنج سریال در میان این همه اثر نوروزی کار ساده‌ای نبود و مطمئناً سریال‌های محبوب دیگری هم هست که جایشان در این فهرست خالی است. نظر شما چیست؟ دوست داشتید نام چه سریالی را در کنار این نام‌ها ببینید؟

منبع: مجله بازار


بتلفیلد ۶ بهتره یا کالاف دیوتی؟ میزگیم با گلخان و شایان

بتلفیلد 6 بهتره یا کالاف دیوتی؟ میزگیم با گلخان و شایان

Loading

تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها