۱۰ بازی برتر جهانآزادی که در شهرهای متروکه روایت میشوند
در این مطلب به ۱۰ بازی برتر جهانآزادی که در شهرهای متروکه روایت میشوند میپردازیم و آنها را در کنار یکدیگر بررسی میکنیم. در ادامه همراه مجله بازار باشید.
بازیهای جهانباز (Open-World) زیادی وجود دارند که بازیکن را در دل طبیعت وحشی و بیکرانشان رها میکنند؛ دشتهای وسیعی که تا کیلومترها در آن خبری از هیچ موجود زندهای نیست. در طرف مقابل، آثاری هم هستند که در شهرهای شلوغ و پرهیاهو جریان دارند؛ دنیاهایی که تراکم جمعیت در آنها بیداد میکند و حتی نمیتوانید قدم از قدم بردارید، بدون اینکه کسی جلوی شما را بگیرد و مأموریتی پیشنهاد دهد اما در این میان، تعداد کمی از بازیها دست به انتخابی جسورانه میزنند و این دو دنیا را با هم ترکیب میکنند. آنها شما را به قلب شهرهای متروکه میبرند؛ مکانهایی که زمانی با جریان زندگی با صدای خنده و حضور انسانها معنا پیدا میکردند اما حالا فقط سکوتی وجود دارد که در آنها فریاد میزند.
این ایده فوقالعاده است و قطعاً پتانسیل بیشتری برای کاوش دارد البته بازیهای خطی (Linear) زیادی وجود دارند که بازیکن را از میان شهرها و شهرکهای ویران عبور میدهند اما پیادهسازی درست این حسوحال در یک ساختار جهانباز، چالشی کاملاً متفاوت و دشوار است. بنابراین سوال اصلی اینجاست: کدام بازیها توانستهاند این تجربه را چه به صورت کامل و چه در بخشی از دنیای خود، به بهترین شکل ممکن ارائه دهند؟ بیایید نگاهی به بهترین آثار این سبک بیندازیم.
۱۰. Ghostwire: Tokyo
A Beautiful Shrine To Tokyo
شاید وقتی صحبت از ژانر جهانباز میشود، نام Ghostwire: Tokyo اولین گزینهای نباشد که به ذهن میآید اما این بازی بیشک یکی از تحسینبرانگیزترین شهرهای متروکهی تاریخ را به تصویر کشیده است؛ البته شاید واژه «متروکه» توصیف چندان دقیقی برای فضای بازی نباشد، چرا که توکیو در این داستان، طی یک اتفاق ناگهانی و مرموز، همین چند لحظه پیش از ساکنان فانیاش خالی شده است. به همین دلیل، چهره شهر همچنان آشناست و با وجود اینکه هیچ انسانی در آن دیده نمیشود، انگار هنوز نبض زندگی در رگهایش میتپد (چراغهای نئونی روشناند و ماشینها هنوز در خیابان رها شدهاند). بازسازی توکیو با جزئیاتی باورنکردنی و خیرهکننده انجام شده و گشتوجو در خیابانهای آن لذتی وصفناپذیر دارد؛ هرچند عدم امکان ورود به بسیاری از ساختمانها، گاهی حس قدم زدن در یک موزه بزرگ و تماشایی را به بازیکن منتقل میکند تا یک شهرِ کاملاً تعاملی.
۹. Dying Light 2
Parkour Your Way Through Villedor
داستان Dying Light 2 بیست و دو سال پس از وقایع نسخهی اول رخ میدهد و این بار بازیکنان را با قهرمانی جدید آشنا میکند. تمام ماجرا در شهر خیالی و متروکه «ویلدور» (Villedor) جریان دارد؛ جایی که باید در حین پارکور کردن در این جهانِباز عظیم، به دنبال جمعآوری منابع و ساخت ابزار (Crafting) باشید. زامبیها در این دنیا موجوداتی هولناکاند، بهویژه وقتی شب فرا میرسد و میزان خشونت آنها به اوج میرسد؛ موضوعی که زنده ماندن را به چالشی نفسگیر تبدیل میکند. اگرچه Dying Light 2 ادامهای بر نسخهی محبوب قبلی است اما تمرکز آن بیشتر روی اکشن است تا المانهای ترسناک. با این حال، این دنباله، جهانی بهمراتب بزرگتر و شهری فرسودهتر را برای کاوش در اختیار بازیکن میگذارد.
۸. The Evil Within 2
An Abandoned Simulated City
شاید The Evil Within 2 محصولی کاملاً جهانباز نباشد و ساختاری «نیمهباز» (Semi-Open World) داشته باشد اما استفاده آن از این محیطها بسیار هوشمندانهتر و تأثیرگذارتر از تعدادی از آثار تماماً جهانباز است. وقایع بازی در شهری رویایی (و البته کابوسوار) به نام «یونیون» (Union) جریان دارد؛ جایی که بازیکن کنترل کارآگاهی را در دست میگیرد که ناامیدانه در جستجوی دختر گمشدهاش است. در بخشهای آزاد نقشه، مسیرهای متعددی برای پیشروی در این شهر جهنمی وجود دارد و همین آزادی عمل، حس تعلیق و دلهره را دوچندان میکند. ترکیب این اتمسفر وحشتآور با کمبود همیشگی مهمات و منابع، دقیقاً همان فرمولی است که The Evil Within 2 را به تجربهای درخشان تبدیل کرده است. اگرچه جهان بازی به وسعت دیگر محصولات این لیست نیست اما شهری که در آن قدم میزنید، معنای واقعی کلمه «متروکه» را به تصویر میکشد. در خیابانهای یونیون هیچ خبری از حیات نیست؛ تنها چیزی که آنجا پرسه میزند، هیولاهایی هستند که یک هدف دارند: کشتن شما و تا رسیدن به این هدف هرگز متوقف نمیشوند.
۷. The Sinking City
A Haunting City That Is Slowly Being Consumed
بازی The Sinking City با الهام از آثار وحشت کیهانی «اچ. پی. لاوکرفت» ساخته شده و تجربهای مورمورکننده ارائه میدهد. ماجرا در شهر خیالی و سیلزده «اوکمونت» (Oakmont) در ماساچوست جریان دارد و بازیکن کنترل کارآگاه خصوصی، «چارلز دبلیو. رید» را بر عهده میگیرد. هدف اصلی، کشف راز غرق شدن سریع و مرموز این شهر است. جهان بازی شامل هفت منطقهی مختلف برای کاوش است که هر کدام تا حدی زیر آب رفتهاند؛ بنابراین بازیکن برای موفقیت در مأموریتها باید چشمانی تیزبین داشته باشد. در این شهر حتی آب هم آلوده و خطرناک است و اگر برای جابجایی از قایق استفاده نکنید، سلامت جسم و عقل چارلز به خطر میافتد. The Sinking City یک بازی کارآگاهی تاریک و عجیب است که فضاسازی خاص آن قطعاً ارزش تجربه کردن را دارد.
۶. ۷ Days To Die
A Vast Zombie Hellscape
در بازی ۷ Days to Die هدف اصلی یک چیز است: تا جایی که میتوانید زنده بمانید. جهانِباز بازی شامل یک منطقهی خیالی در ایالت آریزونا به نام «ناوزگان» (Navezgane) است. نقشهای که چندین شهر مختلف را در خود جای داده و این شهرها مملو از منابع و آذوقه برای غارت کردن هستند اما این گنجینه بیهزینه نیست؛ تنها ایراد (و البته خطر بزرگ) شهرها، حضور صدها زامبی است که در خیابانها پرسه میزنند. ۷ Days to Die دنیایی وسیع را پیش روی شما میگذارد که در آن باید برای دیدن طلوع روز بعد، تصمیمات دشواری بگیرید. رفتن به شهرها برای بقا امری حیاتی است اما اگر با آمادگی کامل وارد نشوید، همین شهرها بهسادگی به گورستان شما تبدیل خواهند شد.
۵. Nier: Automata
Explore An Earth That Has Long Left Humanity Behind
شاید جهان Nier: Automata به گستردگی یا زرقوبرق بصری برخی آثار دیگر این لیست نباشد اما مرکز (Hub) بازی در جوار شهری قرار گرفته که طبیعتاش تقریبا آن را بلعیده است. با اینکه وقایع بازی روی کره زمین جریان دارد، دشوار میتوان این مناطق را به مکانی واقعی در دنیای ما نسبت داد؛ در عوض، این خرابهها حکم پژواکی از کلیت بشریت را دارند. با وجود تمام اکشنهای دیوانهوار و لحظات ابزورد و عجیب، Nier: Automata اتمسفری از اندوه را در تمام طول کمپین خود ساطع میکند که فراتر از صرفاً داستان 2B و 9S میرود. به نوعی، ویرانههای شهر آینهای تمامنما از هستهی داستان و پیچشهای آن هستند. درست همانطور که اندرویدها سایهای از دستاوردهای تکنولوژیک بشر محسوب میشوند، ساختمانهای در حال پوسیدگی و خیابانهای ارواحزده نیز یادآور دوران پیشین هستند؛ یادآور همان چیزی که شخصیتهای اصلی ظاهراً برای محافظت از آن میجنگند.
۴. Fallout 4
Humanity’s Remnants Building Life On Society’s Corpse
سری Fallout همواره به خلق نقشآفرینیهای درخشانی شهرت داشته که با چاشنی دیوانگیهای خاص استودیوی «بتسدا»، بازیکنان را پای خود میخکوب میکند. Fallout 4 که در منطقه «بوستون بزرگ» جریان دارد، اثری عظیم و تحسینبرانگیز است. اگرچه هنوز جرقههایی از حیات در گوشهوکنار نقشه سوسو میزند اما خود شهر و مناطق اطراف آن به تلی از خاکستر تبدیل شدهاند و به جز چند بنای مشهور، چهره منطقه تقریباً غیرقابل شناسایی است. نکته کنایهآمیز و جالب ماجرا اینجاست که شهر اصلی و مرکزی بازی (Diamond City) در دل یک استادیوم بیسبال بنا شده اما ساکنان فعلی آن حتی درک درستی از قوانین بیسبال یا ماهیت اصلی این مکان ندارند. Fallout 4 یک نقشآفرینی جهانباز معرکه است؛ با دنیایی پر رمزوراز برای کاوش و همراهانی بهیادماندنی که در این کلانشهر متروکه با آنها هممسیر میشوید.
۳. Tom Clancy’s The Division
New York Has Never Looked So Unsettling
وقایع بازی Tom Clancy’s The Division در نیویورکی جریان دارد که پس از شیوع یک ویروس همهگیر و مرگبار، کاملاً از هم پاشیده است. بازیکنان باید در حین سفر در دل این شهر ویران، علت اصلی بحران را بررسی کنند و برای پیشبرد هدف خود، به مجموعهای محدود از سلاحها دسترسی دارند. به لطف چرخهی شب و روز که مستقیماً بر رفتار برخی دشمنان تأثیر میگذارد و همچنین وسعت خیرهکننده نقشه، جهانِ بازی حسی کاملاً زنده و واقعی را منتقل میکند. علاوهبر این، شرایط آبوهوایی صرفاً جنبهی تزئینی ندارد و عملاً گیمپلی را تغییر میدهد؛ برای مثال، طوفانهای برف میتوانند میدان دید و دقت نشانهگیری بازیکن را به شدت کاهش دهند. The Division اثری عالی است که از پتانسیل جهانباز خود به بهترین شکل استفاده کرده و برای کسانی که به دنبال واقعگرایی هستند (و نه لزوماً یک اثر ترسناک)، تجربهای ناب ارائه میدهد.
۲. Metro Exodus
A True Post-Apocalyptic Climate
وقایع Metro Exodus طی یک سال و در چندین لوکیشن متنوع رخ میدهد؛ با این حال، مهمترین بخش ماجرا همان شهرهایی است که بازیکن به آنها سفر میکند. نقطهآغاز سفر، شهر مسکو در دلِ زمستان بیرحم هستهای است. جایی که بازیکن باید بخش عظیمی از سرزمینهای بایر روسیه را زیر پا بگذارد اما عظیمترین شهر بازی «نووسیبیرسک» نام دارد؛ کلانشهری وسیع که تشعشعات رادیواکتیو در آن بیداد میکند و تقریباً هیچ جنبندهای در آن باقی نمانده است. اتمسفر بازی بینقص است و دقیقاً همین فضاسازی شاهکار، آن را به بهترین تجربه در میان بازیهای جهانباز با محوریت شهرهای متروکه تبدیل کرده است. اگرچه Metro Exodus ساختار جهانبازِ سنتی (مثل دیگر بازیهای این لیست) ندارد اما شیوه استفاده آن از محیطهای باز (Sandbox) حقیقتاً هوشمندانه و درخشان است. بازیکن از همان لحظه نخست غرقِ در جهان بازی میشود و بدون شک شیفتهی این ماجراجویی حماسی در سراسر قاره خواهد شد.
۱. S.T.A.L.K.E.R. 2: Heart of Chornobyl
A Huge Zone Peppered With Abandoned Cities And Towns
دنیای S.T.A.L.K.E.R. که در بستر یک فاجعهی هستهای شکل گرفته، یکی از وهمآورترین جهانهای تاریخ گیم شمرده میشود. تمام نسخههای این سری تا حدی دارای شهرهای متروکه و محیطهای مرکزی بودند اما S.T.A.L.K.E.R. 2: Heart of Chornobyl با اختلاف بزرگترین نسخهی این فرنچایز است و سنتیترین ساختار جهانباز را ارائه میدهد. اگرچه بازی در دل «منطقه» (The Zone) جریان دارد اما بخش داستانی، شما را به قلمروهای متعددی میکشاند؛ از جمله شهرهای متروکهای مانند «پریپیات» و «روستوک» که عظیم، اتمسفریک و مملو از محتوا هستند. درخشش واقعی S.T.A.L.K.E.R. 2 زمانی رخ میدهد که به بازیکن اجازه میدهد صرفاً در ماهیت «یخزده در زمان» جهان بازی غرق شود. وقتی در خیابانهای سوتوکور و میان ساختمانهای در حال فروپاشی قدم میزنید (ساختمانهایی که روزی پر از شور زندگی بودند)، حس عجیبی خواهید داشت. این محیط بیش از هر بازی جهانباز دیگری، فضایی از تراژدی و غم را بازتاب میدهد و به راحتی میتوانید ساعتها در آن گم شوید.
مواظب آخرالزمان جذابمان باشیم

نظر شما چیست؟ بهنظر شما بازی جذاب، پویا و با کیفیت دیگری وجود دارد که بتوانیم بهعنوان اثر یازدهم، در این لیست قرارش دهیم یا خیر؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار بهاشتراک بگذارید.
منبع: Gamerant
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات