
بهترین بازیهای جهان-باز با دنیاسازی در حد الدن رینگ
از زمینهای فاسد و سمی Caelid گرفته تا چمنهای سبز Limgrave و مدرسه جادویی Raya Lucaria؛ دنیاسازی الدن رینگ مانند یک افسانه باستانی میماند که از طریق دنیای ویدیو گیم راه خود را به واقعیت پیدا کرده است. اما Elden Ring اولین و آخرین اثری نیست که چنین دنیای غنی و پرجزئیاتی را به تصویر میکشد. تا این نقطه از تاریخ که روی آن ایستادهایم، ویدیو گیمهای متعددی ساخته شدهاند که بتوانند تا این حد زیبا، پرجزئیات و به یاد ماندنی باشند.
بازی الدن رینگ بزرگترین دستاورد استودیو فرامسافتور از منظر ساخت یک دنیای بزرگ است. حتی اگر این بازی را با سایر آثار شاخص این استودیو ژاپنی مقایسه کنید، متوجه میشوید که Elden Ring حداقل از بُعد دنیاسازی از آنها بهتر است. حال مهم نیست که دنیای فانتزی و گسترده دارک سولز را متصور شوید یا جهان تاریک، شوم و فراموش نشدنی بلادبورن را. ما در مورد اثری صحبت میکنیم که دنیاسازی در بازیهای جهانباز را یک قدم رو به جلو برد و کاری کرد که استانداردهای جدیدی در این مسیر مشخص شوند. با وجود اینکه سالیان زیادی از عرضه این بازی نگذشته است، همین حالا هم استودیوهای متعددی در صدد تکرار عظمت Elden Ring هستند. اما چه بازیهای جهانبازی وجود دارند که بتوانند از منظر دنیاسازی، با بزرگترین ساخته استودیو فرامسافتور تا به امروز مقابله کنند؟

بازی Dragon Age: Inquisition

بازی Dragon Age: Inquisition آنقدری خوب بود که استودیو Bioware در تکرار آن عاجز است
استودیو BioWare که یکی از بهترین توسعهدهندههای دنیا در امر ساخت بازیهای نقشآفرینی محسوب میشود، تا به حال تلاشهای متعددی برای ساخت دنیاهای غنی انجام داده است. آنها به غیر از چند ساخته اخیر خود، اغلب در این تلاشها موفق بودهاند و موفق به خلق دنیاهایی شدند که بتوان در آنها زندگی کرد، در کنار شخصیتها بود و دغدغههای آنها را مثل دغدغههای خود دانست. بازی Dragon Age: Inquisition که در سار 2014 عرضه شد، اوج موفقیت استودیو BioWare در طی کردن این مسیر است.
بازی Dragon Age: Inquisition که در سال 2014 منتشر شد و توانست مثل الدن رینگ جایزه بهترین بازی سال را به دست آورد، توانست کاری کند که Thedas (اسم جهان بازی) مانند یک دنیای واقعی زنده به نظر برسد. هر منطقه و سرزمینی که گیمر به آنها قدم میگذارد، سرمقصد هزاران سال تنش و تکامل است که سازندگان با عرق جبین آنها را به وجود آوردهاند. دنیای این بازی به گونهای است که انگار تاریخنویسها هزاران سال مشغول به ثبت وقایع تاریخی بودهاند تا بتوانند چنین نمونهای از یک دنیای ویدیو گیمی فوقالعاده را به وجود آورند.
بازی Kenshi

در دنیای بازی Kenshi گیمر شخصیت برگزیده یا خاصی نیست و همواره در معرض خطر قرار دارد
بازی Kenshi اثری است که تنها یک توسعهدهنده، بیش از یک دهه روی آن کار کرد تا بتواند یک دنیای غنی، غرقکننده و جذاب را خلق کند. این بازی درست مانند آنچه که در الدن رینگ میبینیم، بیش از آنکه حرف بزند عمل میکند و این موضوع را میتوان در گوشهگوشه جهان آن دید. دنیای Kenshi به گونهای طراحی شده که همه وقایع آن حول محور گیمر نمیچرخد. سازوکار آن به گونهای است که انگار حتی اگر گیمر وجود نداشته باشد، به کار خود ادامه میدهد. همه این موارد در کنار هم باعث میشود که در حین قدم زدن در جهان آن، بارها و بارها به یاد آن چیزهایی بیفتید که در Elden Ring وجود دارد.
گیمر در واقع نقش فردی را بر عهده میگیرد که در دنیای بازی فرد خاص و ویژهای نیست. این موضوع به گونهای است که در 10 دقیقه ابتدایی، شخصیت اصلی ممکن است توسط یک کاروان به سلاخی برسد یا یک موجود خطرناک، به تنهایی نفس او را ببرد. علاوه بر این، بازی Kenshi مانند آنچه که در Elden Ring تجربه میکنیم، داستان دنیای بازی را به صورت یک لقمه حاضر و آمده به بازیکن نمیدهد. بلکه برعکس، او باید اتفاقات مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهد و برای درک اتفاقاتی که در این جهان در حال رخ دادن است، نظریهپردازی و تفکر عمیقی کند.
بازی Outer Wilds

نحوه کارکرد دنیای Outer Wilds، آن را به عضوی جداییناپذیر از گیمپلی تبدیل کرده است
اگر فکر میکنید که الدن رینگ نسبت به امر دنیاسازی متفاوت است و در این مسیر کاری انقلابی و تازه انجام میدهد، پس احتمالا نه به تجربه بازی Outer Wilds پرداختهاید و نه چیز زیادی در مورد آن شنیدهاید. در این بازی، ساختار دنیا و نقشه آن عضوی از گیمپلی است و رویدادهایی که در دل آن رخ میدهد، زمینهساز نبردها و درگیریها هستند. در واقع فهمیدن داستان دنیای بازی تنها وسیلهای است که گیمر میتواند با اتکا بر آن پیشرفت کند و وقایع را رو به جلو ببرد. شما در این بازی کنترل یک فضانورد را به دست میگیرید که در یک منظومه شمسی کوچک مشغول به گشتوگذار است. منتها این فضانورد در یک حلقه زمانی گیر کرده و تنها راه نجات یافتن از آن در دل فهم تاریخچه دنیای بازی خوابیده است. اگر شخصیت اصلی بخواهد خود را نجات دهد باید اطلاعات بیشتر در مورد نومایها به دست آورد؛ یک نژاد باستانی از دانشمندان که هزاران سال قبل در این منظومه شمسی زندگی میکردند و کارهای عجیبی انجام دادهاند.
بازی The Witcher 3: Wild Hunt

بازی The Witcher 3: Wild Hunt هر آنچه از یک دنیای فانتزی بخواهید را به شما میدهد
آیا در سال 2026 و هنگامی که حدود 11 سال از عرضه ویچر 3 میگذرد، هنوز هم چیزی باقی مانده که این بازی بخواهد آن را ثابت کند؟ بیش از یک دهه افتخار آفرینی، جریانسازی و جاودانه شدن در ذهن گیمرها، پاسخ این سوال منفی است. منتها همانطور که میدانید، محور اصلی این مطلب در مورد دنیاسازی بازیها است. بازی The Witcher 3: Wild Hunt در این زمینه هم حرفی برای گفتن نمیگذارد. یک دنیای پرجزئیات، بیرحم و صد البته زیبا که در گوشهگوشه آن شگفتی وجود دارد و گیمر با کشف کردن آنها، میتواند دهها و شاید صدها ساعت ماجراجویی کند. گفتنی است که استودیو سی پراجکت رد با عرضه دو بسته الحاقی بزرگ با نامهای Heart of Stone و Blood and Wine، این ماجراجویی را گستردهتر کرد. حالا که نسخه چهارم مجموعه در دست ساخت است و احتمالا در سالهای آینده از راه میرسد، بهتر است به سراغ نسخه سوم این بازی بروید که تا چندین و چند سال لقب «پرافتخارترین بازی تاریخ» را به دوش میکشید.
بازی Cyberpunk 2077

نور چراغهای نئونی و منظره آسمانخراشها هم نمیتوانند جامعه روبهنابودی بازی سایبرپانک 2077 را کمرنگ کنند
حدود پنج سال پس از تاریخسازی ویچر 3، استودیو لهستانی سی دی پراجکت با عرضه بازی Cyberpunk 2077 ثابت کرد که در ساخت دنیاهای غنی و پرجزئیات، رقبای بسیار کمی دارد. سایبرپانک 2077 که برخلاف ویچر در یک دنیای آیندهنگرانه و سایبرپانکی جریان دارد، دنیایی به شدت پیچیده و دیستوپیایی را به تصویر میکشد. وقایع این بازی در شهری به اسم نایت سیتی جریان پیدا میکند که تمام محلهها و ساختمانهای آن خبر از فساد جامعههای انسانی میدهد و حتی تابلوهای نئونی متراکم آن نیز نمیتواند چنین حقیقتی را در دل خود پنهان کند. علاوه بر این، سایبرپانک 2077 یک مزیت بزرگ نسبت به الدن رینگ دارد. تمام NPCهایی که در سطح شهر مشاهده میکنید، زندگی خاص خود را دارند و بر اساس طبقه اجتماعی و محلهای که در آن زندگی میکنند متمایز هستند. همه این موارد در کنار هم باعث شده شاهد یک دنیای زنده و پویا باشیم که تصویری دیستوپیایی از یک آینده نه چندان دور را به ما نشان میدهد.
بازی Death Stranding

بازی دث استرندینگ و دنباله آن گیمر را مجبور میکند بخش بزرگی از نقشه را با پای پیاده پشت سر بگذارد
دو بازی Death Stranding و Death Stranding 2: On the Beach، دو تا از عجیبوغریبترین دنیاهایی را که دنیای ویدیو گیم به خود دیده است را در معرض نمایش میگذارد. وقایع این بازی در دنیای جریان پیدا میکند که بلایای ماروایی آن را تغییر دادهاند و کاری کردهاند که مرز بین دنیای مردگان و زندگان کمی مبهم باشد؛ به گونهای که پس از ساعتها قصه شنیدن و گوش دادن به صحبت شخصیتهای داستان ممکن است هویت واقعی آن را متوجه نشوید. نکته جالبی که در مورد دنیای این مجموعه وجود دارد، این است که شما مجبور هستید بخش بزرگی از آن را با پای پیاده طی کنید. سم بریجز به عنوان شخصیت قابل کنترل و چهره اصلی داستان، یک مامور است که باید مرسولههای مختلف را در سطح این ویرانشهر جابهجا کند. تمامی این موارد در کنار هم تجربهای خاص و جذاب را شکل دادهاند که همه گیمرها از تجربه آن لذت نمیبرند، اما وقتی آن را درک کنند با چندی از لذتبخشترین ساعتهای عمر خود روبهرو میشوند.
بازی Fallout: New Vegas

بیابان موهاوی احتمالا بهترین لوکیشنی به شمار میرود که مجموعه فالاوت به گیمرها ارائه داده است
بیابان موهاوی (The Mojave Wasteland) یحتمل بهترین نقشهای است که مجموعه فالاوت تا به حال موفق به خلق آن شده است؛ جایی که رابطه بین لذت ویدیو گیمی و یک دنیای پسا آخرالزمانی به نقطه اوج میرسد. درست مانند آنچه که در الدن رینگ مشاهده میکنیم، کنترل بخشهای مختلف نقشه بر عهده گروهها و اشخاص متمایزی است. در رأس این گروهها جمهوری جدید کالیفرنیا و سپاه سزار قرار دارند که از لحاظ ایدئولوژی بسیار از یکدیگر متفاوت هستند. در حالی که جمهوری جدید کالیفرنیا میخواهد تمدن را به دنیای انسانها بازگرداند، سپاه سزار نگاهی سنتی و خشن دارد که یادآور حکومتداری رومیان باستان است. اختلاف بین این دو گروه و مصائبی که یک دنیای پسا آخرالزمانی هستهای به وجود میآورد، بازی Fallout: New Vegas را به یک تجربه خاص و فراموشنشدنی تبدیل میکند.
نظر شما در این باره چیست؟ دیدگاههای خود را با تیم بازار و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.











نظرات