بهترین بازیهای نقشآفرینی جهانباز اغلب فضاسازی و طراحی بصری شگفتانگیزی دارند که باعث میشود مخاطب بخواهد ساعتهای طولانی را به گشت و گذار در محیطها و لوکیشنهای مختلف آن بگذارند. حال عناوینی که در زیرژانر «فانتزی تاریک» قرار میگیرند به لطف ماهیت منحصر بهفردشان این قابلیت را دارند تا هرچه بیشتر گیمر را در خود غوطهور کنند.
جهانهای فانتزی تاریک در ویدیوگیم شما را به ماجراجوییهایی هولبرانگیز و مملو از خون، حزن، شرارت، جنگ و مرگ میبرند و به شدت خاطرهانگیز هستند. ما در نخستین قسمت از مقاله «۷ بازی نقشآفرینی جهانباز در سبک فانتزی تاریک» با سه اثر جذاب و خاص آشنا شدیم: Drova – Forsaken Kin، Tainted Grail: The Fall of Avalon و Diablo 4.

اکنون در قسمت بعدی سراغ بازیهایی شناختهشدهتر و بزرگتر از ژانر فانتزی تاریک میرویم که بهترین عناصر آن را به تکامل رساندهاند. با ما همراه باشید.
۴. Dragon’s Dogma 2

طرفداران سری Dragon’s Dogma معمولا زمان انتخاب بین بازی اول و دوم مجموعه دچار تردید هستند، چراکه هر نسخه نقاط قوت مخصوص به خود را دارد. Dragon’s Dogma 1 به طور کلی «اکشن نقشآفرینی» بهتری است، اما زمانی که صحبت از طراحی جهانباز و زیباییشناسی/تمهای فانتزی تاریک به میان میآید، Dragon’s Dogma 2 بسیار برجستهتر عمل میکند.
برخی از مخاطبان دراگونز داگما ۲ را با یک های فانتزی (High Fantasy) اشتباه میگیرند، در حالی که چنین چارچوببندی نمیتواند خشونت، پوچگرایی و وحشت کیهانی جهان آن را به خوبی منعکس کند. ورموند و Battahl دستورات Great Will را اجراه میکنند که واقعیت را به چرخهای بیپایان از درد و رنج تبدیل نموده و جدایی از آن هم خطراتی چون هرجومرج و نابودی را به همراه دارد. مشخصا شخصیت اصلی بازی جلوی این چرخه مایوب میایستاد، اما خب هر انتخاب نتایج ویرانکننده و کلی جسد به ارمغان میآورد.
حتی اگر ما داستان نهچندان شگفتانگیز Dragon’s Dogma 2 را نادیده بگیریم، مضامین فانتزی تاریک آن به بهترین شکل ممکن در جهانسازیاش به چشم میخورد. سفر از یک منطقه به منطقه دیگر تقریبا همیشه یک ماجراجویی با شرایط مرگ و زندگی است، مخصوصا زمانی که در طول شب دست به چنین کاری بزنید. فست تراول نوعی لاکچری کمیاب در این جهان به حساب میآید که نمیتوانید چندان رویش حساب کنید، بنابراین تنها راه ممکن پذیرفتن خطرات و زدن به دل جاده است.
۳. Gothic 2
بازی گوتیک ۲ درست مثل نسخه اول از شما میخواهد در دنیایی بیرحم و تاریک زنده بمانید و شخصیتهای غیرقابلبازی (NPCها) هم چنان در این شرایط وخیم غوطهور شدهاند که زمان، انرژی و یا انگیزهای برای کمک به شما ندارند.
شهر اصلی بازی یعنی Khorinis جایی است که در آن کلاسهای اجتماعی قدرتمند تنها به ثروت و شرایط خود اهمیت میدهند و مردم عادی در فقر و رنج بیپایان دست و پا میزنند. البته که خارج از دیوارهای شهر نیز اوضاع اصلا بهتر نیست و کشاورزان محلی از هر سو توسط بندیتها، سارقان، گروههای شبههنظامی و مالیاتبگیران احاطه شدهاند.

Gothic و دنباله آن به نوعی پدران بازیهای جهانباز نقشآفرینی در سبک فانتزی تاریک به حساب میآیند. اگر به گیم دیزاین و دیگر عناصر شاهکارهایی مثل الدن رینگ یا ویچر ۳ توجه کنید، به راحتی میتوانید تاثیرات سری Gothic را در عمق آنها ببینید.
۲. The Witcher 3: Wild Hunt Remastered
خوشبختانه به لطف نسخه ریمستر، ویچر ۳ پس از یازده سال همچنان در مرکز توجهات قرار دارد. سومین نسخه از سری ویچر به عقیده تعداد قابل توجهی از منتقدان و گیمرها یکی از بهترین بازیهای تاریخ به شمار میرود که تقریبا همه کار را به بهترین شکل ممکن انجام میدهد. اینکه بازیهای ویچر بر اساس یک سری رمان گسترده و فوقالعاده (به نویسندگی آندره ساپکوفسکی) ساخته شدهاند باعث میشود جهان آن بسیار غنی و غوطهورکننده به نظر برسد.
از سوی دیگر داستان درگیرکننده، شخصیتهای عمیق، ماموریتهای فرعی بینظیر، طراحی بصری چشمنواز و دهها المان دیگر کنار هم جمع شدهاند تا The Witcher 3 را به یک شاهکار تبدیل کنند. البته باید اعتراف کرد که مبارزات بازی در سطح ایدهآل نیست، هرچند نسخه ریسمتر به شکل چشمگیری آن بهبود بهبود داده است.
دنیای ویچر ۳ ذات بسیار تاریک و مایوسکنندهای دارد. تمام سرزمینها از یک سوی درگیر جنگهای بیپایان میان پادشاهان هستند و از سوی دیگر توسط انواع و اقسام هیولاها – گاهی در هیبت انسان و گاهی موجودات دیگر – به خاک و خون کشیده شدهاند. فقر و بیماری و کمبود غذا بیداد میکند و کمتر کسی به رعیتهای بیپناه در روستاهای کوچک اهمیت میدهد.
۱. Elden Ring

و حالا میرسیم به غول مرحله آخر این لیست. به جرات میتوان گفت هیچ اثری در دنیای ویدیوگیم نمیتواند مثل Elden Ring روح فانتزی تاریک را متجسم شود. جهان مسحورکننده فرامسافتور به جای خاک و گل و کثافت فیزیکی که در بیشتر دنیاهای فانتزی تاریک یافت میشود، سراغ قلمرویی میرود که روحش به معنای واقعی کلمه در حال فساد و تباهی است.

The Lands Between شاید از یک فاصله امن بهشدت زیبا و فریبنده بهنظر برسد، اما وقتی در آن قدم میزنید مدام با وحشت وجودی و باقیماندههای یک پادشاهی مواجه میشوید که به خاطر خودکامگی و شرارت عدهای معدود فاصله چندانی با نابودی ابدی ندارد.
بازی الدن رینگ شاید در معنای سنتی روایت و شخصیتپردازی خاصی نداشته باشد، اما به لطف همکاری فرامسافتور با جرج آر. آر. مارتین (نویسنده Game of Thrones) از تاریخچه و پیشزمینه داستانی بهشدت قدرتمند برخودار است. مشخصا ذات سولزلایک بازی هم باعث میشود هر نقطه از The Lands Between و هر تقابل با دشمنان یک خطر وجودی برای کاراکتر اصلی باشد و بهتر آن تهدید درونی یک جهان فانتزی تاریک را به تصویر بکشد.
منبع: Game Rant
خفنترین بازیهای امسال چی بودن؟ میزگیم با علیرکسا – قسمت اول













نظرات