بهترین سریالهایی که در ماه رمضون پخش شدن
ماه رمضان در ایران سالهاست که به فصل دیگری برای تلویزیون تبدیل شده: شبکهها معمولاً مجموعههای ویژهای برای افطار و سحر تولید یا پخش میکنند و این مجموعهها همواره مخاطبان زیادی را جذب کردهاند. از یک سو ساختار خانوادگیِ افطار (نشستن دور سفره و سپس نگاه به تلویزیون) و از سوی دیگر تعطیلی نسبی برنامههای روزانه و شکلگیری ساعات مشخص تماشای جمعی، باعث شده سریالهای رمضانی به فرصتِ ویژهای برای جذب مخاطب و گفتوگوی فرهنگی بدل شوند.
نظرسنجیها و گزارشهای مرکز تحقیقات رسانه ملی و خبرگزاریها نشان میدهد که در بسیاری از رمضانها درصد قابلتوجهی از جمعیت کشور دستکم چند شب را پای سریالها یا ویژهبرنامههای افطار بودهاند؛ همزمان اما در سالهای اخیر نوعِ سلیقهها و میزانِ پایبندی به تماشای ثابت سریالها تغییراتی داشته که رسانهها نیز دربارهاش گزارش دادهاند. منابع مختلف نظرسنجی و تحلیل رسانهای، هم نقشِ مخاطبِ گسترده ماه رمضان را تأیید میکنند و هم نشان میدهند که کیفیتِ تولید و رقابت شبکهها تعیینکننده محبوبیت بوده است.
این مطلب ۵ سریال برتر را معرفی میکند که در ماه رمضان پخش شدهاند. این سریالها هر کدام از طریق داستانها و موضوعات جذاب خانوادگی مخاطبهای گستردهای پیدا کردهاند. در ادامه با ما همراه باشید تا مروری کنیم بر خاطرات گذشته و لحظاتی که از آنها در ذهن ما نقش بسته است.
۵. «خانه به دوش» (۱۳۸۳) | رضا عطاران

کمدی اجتماعیِ محبوبی که با زبان طنز، مشکلات اقتصادی و تلاش یک مرد ساده برای حفظ خانوادهاش را به تصویر میکشد
«خانه به دوش» مجموعهای کمدی-اجتماعی به کارگردانی و نویسندگی رضا عطاران است که در ماه رمضان سال ۱۳۸۳ از شبکه سه پخش شد. سریال حول زندگی مردی (ماشاالله با بازی حمید لولایی در نقشِ مرکزی) میگردد که با مشکلات مالی، خانواده و موقعیتهای کمدی روزمره روبهروست؛ فضایی ساده و تماشاگرپسند که از عناصر طنز موقعیتی و زبان محاورهای بهره میبرد.
بازی حمید لولایی در نقش «ماشاالله» با زبان طنز و ساده، مخاطب عام را جذب کرد و سادگی و صداقتِ شخصیت او به همذاتپنداری خانوادهها انجامید، بهویژه در زمانی که دغدغه معاش و مشکل مالی برای بسیاری ملموس بود. حضور مریم امیرجلالی و علی صادقی نیز فضای خانوادگی و اجتماعی را واقعیتر و ملموستر کرد. ترکیب کارگردانی با بازیگران توانمند و معرفی موقعیتهایی نزدیک به زندگی روزمره، از بدهی و تلاش برای کسب روزی تا وسوسه راهی آسان، باعث شد «خانه به دوش» هنوز هم بهعنوان نمونهای موفق از کمدی اجتماعی در مناسبت رمضان شناخته شود.
«خانه به دوش» از آن دسته سریالهایی بود که با زبانِ ساده و موقعیتهای نزدیک به زندگی عامه، در خاطر مخاطبان ماند؛ همین ویژگی آن را برای پخشِ رمضانی مناسب میکرد. مشکلات قابللمس، دیالوگهای خندهدار و اپیزودهای مستقل که تماشاگر را هر شب سرِ تلویزیون نگه میداشت. در نهایت، وقتی صحبت از سریالهای رمضانی میشود، «خانه به دوش» از اولین اسمهایی است که به یاد میآوریم.
۲. «او یک فرشته بود» (۱۳۸۴) | علیرضا افخمی

درامی ماورایی و اخلاقی که با فضایی رازآلود، مخاطب را درگیر وسوسه، توبه و تقابل خیر و شر میکند
«او یک فرشته بود» مجموعهای است در ژانرِ اجتماعی-ماورایی که به کارگردانی علیرضا افخمی و نویسندگی علیرضا کاظمیپور تولید شد و در رمضان ۱۳۸۴ از شبکه دو پخش شد. داستان حول محورِ رخدادی در زندگیِ شخصیتهاست که بارِ ماورایی و رازآلود دارد و بهنوعی ژانر «ماورایی-اجتماعی» را وارد کنداکتور رمضانی آن سال کرد.
این سریال نشانگر گرایشِ بخشی از تلویزیون به استفاده از عناصر ماورایی و اخلاقی برای پرداختن به مسائل فردی و اجتماعیِ مخاطب بود. رمضانی بودنِ پخش باعث شد که مضمونهای اخلاقی و بازخوانی ارزشی از زندگی و بازاندیشی به رفتارها به شکل برجستهتری موردتوجه قرار گیرد؛ مخاطبِ این دست مجموعهها غالباً خانوادههایی بودند که به دنبال محتوایی با لحنِ عبرتآمیز و نمادین میگشتند.
از طرف دیگر، ورودِ ژانرِ ماورایی به جدولِ سریالهای افطار نشان داد که تلویزیون میتواند از فرمولهای متنوعتری برای جلبِ مخاطبِ رمضانی استفاده کند، به شرطِ آن که لحنِ اثر با انتظارِ مخاطبِ این فصل همخوانی داشته باشد. این سریال، هم در میان شنوندگانِ جوان که از فضای متفاوت لذت میبردند و هم در میان بینندگانِ سنتیتر، بازخوردهای مناسبی دریافت کرد.
در کل، «او یک فرشته بود» هم خیلیها را ترساند و هم بسیاری را عبرت آموخت. چیزی که از این سریال به یاد داریم، حقیقتا خاص و منحصربهفرد است.
۳. «میوهٔ ممنوعه» (۱۳۸۶) | حسن فتحی

ملودرامی پرکشش درباره بحران اخلاقی یک پیرمرد متدین که میان ایمان، وسوسه و فروپاشی خانواده گرفتار میشود
«میوهٔ ممنوعه» به کارگردانی حسن فتحی محصول سال ۱۳۸۶ است و برای پخش در ماه رمضان از شبکه دو ساخته شد. این مجموعه ملودرامی است با تأکید بر روابط خانوادگی، بحرانهای اخلاقی و کنشهای اجتماعی که حول یک خانواده و کسبوکار شکل میگیرد. موسیقی متن اثر (آهنگسازی و صدای احسان خواجهامیری) هم مورد توجه قرار گرفت و یادآورِ نقشِ موسیقی در تقویتِ هویتِ سریالهای رمضانی شد.
علی نصیریان با تجربه بالایش، شخصیت حاج یونس را به گونهای باورپذیر ساخت که مخاطب در کشمکش ذهنی و اخلاقی او شریک شد. هانیه توسلی به عنوان هستی، نقش دختر جوانی را ایفا کرد که با حضورش، معادلات زندگی و ایمان را بر هم میزند؛ این تضادِ اخلاقی و انسانی بین نسلها، حس همذاتپنداری با مخاطبان جوانتر و مسنتر ایجاد کرد.
اهمیت موسیقیِ متنِ محبوبِ سریال نیز به دیدهشدنِ آن کمک کرد، چیزی که در بسیاری از سریالهای پرمخاطب نقش کلیدی داشته است. از منظر تأثیر، این سریال بخشی از موجی بود که نشان میداد رمضانی بودنِ پخش الزاماً به تولیدِ محتوای سبک ختم نمیشود؛ بلکه میتوان آثاری با غنای دراماتیک و اجتماعی نیز برای این فصل ساخت.
«میوهٔ ممنوعه» برای زمانه خود تا حدی آوانگارد محسوب میشد و تابوها را تا حدی شکسته بود. طوری که با به یاد آوردن آن خیلی سریع یاد بیت حافظ میافتیم: «واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند / چون به خلوت میروند آن کارِ دیگر میکنند».
۲. «اغما» (۱۳۸۶) | سیروس مقدم

درامی پزشکی ـ اجتماعی که فروپاشی اخلاقی یک پزشک موفق را در برابر مسئولیت، غرور و انسانیت قرار میدهد
«اغما» مجموعهای ۳۱ قسمتی به کارگردانی سیروس مقدم و نویسندگی علیرضا افخمی و داریوش مختاری است که در ماه رمضان ۱۳۸۶ از شبکه اول پخش شد. داستان حول دکتر طاها (قهرمان مجموعه) و ماجراهای پزشکی-اجتماعی او میچرخد و تلفیقی از درامِ پزشکی و مسائل اجتماعی را در خود دارد. این مجموعه در نظرسنجیها و بازخوردها یکی از پرسروصداترین آثارِ آن رمضان شناخته شد.
در رأس بازیگران این مجموعه، امین تارخ در نقش «دکتر طاها پژوهان» قرار دارد؛ پزشکی که به گفته خود سریال، با عنوان «پنجه طلایی» مطرح است. او باید بین تعهد حرفهای، ارزشهای اخلاقی و فشارهای اجتماعی تصمیم بگیرد. تارخ با اجرای جدی و سنگین این نقش، به بیننده امکان داد تا در موقعیت دشوار پزشکی و مسئولیت اجتماعی غرق شود.
۵. «بزنگاه» (۱۳۸۷) | رضا عطاران

طنزی تلخ درباره خانوادهای آشفته که پس از مرگ پدر، میان اعتیاد، فقر و دعوای ارث درگیر میشوند
«بزنگاه» مجموعهای کمدی به کارگردانی رضا عطاران و بر پایه فیلمنامهای از سروش صحت و ایمان صفایی است که در رمضان ۱۳۸۷ از شبکهٔ سه پخش شد. این سریال آخرین کارِ عطاران در تلویزیون آن دوره بود و با ترکیبِ موقعیتهای طنزِ اجتماعی و بازیگرانِ برجسته کمدی، لحظاتِ شاد و متنوعی را برای مخاطبان رقم میزد. تعداد قسمتها و ترکیبِ تیم بازیگری (حمید لولایی و دیگران) نیز در جلبِ مخاطب اثرگذار بود.
شخصیت «نادر» با بازیِ خود رضا عطاران شخصیتی است که پس از مرگ پدر، با بحرانِ مالی و اعتیاد روبهروست و میان جدال بر سر میراث خانوادگی گرفتار میشود. در این میان، حمید لولایی در نقش برادرش «صابر» و مرجانه گلچین در نقش خواهر خانواده، با هم و با دیگر اعضای خانواده در کشمکش قرار دارند.
چرا سریالهای رمضانی پُرمخاطباند؟
گزارشها و نظرسنجیهای متعدد طی دهههای اخیر نشان دادهاند که درصدِ بالایی از مردم در رمضان دستکم بخشی از شبها را پای برنامههای تلویزیون مینشینند و ویژهبرنامهها و سریالها در ساعاتِ افطار و سحر مخاطبانِ زیادی دارند؛ برای مثال نظرسنجیهای مرکز تحقیقات رسانه ملی و گزارشهای خبری بعضی رمضانها درصدهای چشمگیری از مخاطب را برای سریالهای رمضانی گزارش کردهاند.
البته روششناسیهای مختلف نظرسنجی و تغییرِ الگوهای مصرف رسانهای (افزایشِ دسترسی به اینترنت و سرویسهای پخشِ آنلاین) باعث شده در سالهای اخیر میزان تماشای تلویزیون سنتی درباره همه مخاطبان یکسان نباشد؛ با این حال «ماه رمضان» همچنان زمانِ اوجِ تقاضا برای محتواست.
سریال محبوب شما در ماه رمضان کدام است؟
منبع: مجله بازار
بتلفیلد ۶ بهتره یا کالاف دیوتی؟ میزگیم با گلخان و شایان
نظرات