
سندی چیکس (با صداپیشگی کارولین لارنس) در میان شهروندان بیکینی باتم از جمله باب اسفنجی، شخصیتی است که کاملا از محیط طبیعی خود دور افتاده است. او که سنجابی اهل تگزاس است، برای مطالعه روی حیات زیر آب در یک محفظه شیشهای درختی زندگی میکند.
بیشتر وقت او یا به خلق اختراعات عجیبوغریب میگذرد و یا به تمرین و مبارزه کاراته با باب اسفنجی (با صداپیشگی تام کنی). ویژگیها و مهارتهای منحصربهفرد سندی، منبع الهام فوقالعادهای بوده که نویسندگان در طول سالها به خوبی از آن بهره بردهاند. او معمولا با باب اسفنجی و پاتریک (با صداپیشگی بیل فاگرباکه) وقت میگذراند، اما در فصلهای اخیر، روابط او با دیگر شخصیتهای داستان نیز گسترش و توسعه یافته است.
«سندی، باب اسفنجی و کرم»

این قسمت در عین هیجانی و استرسی بودن، به شدت حس همکاری و دوستی را در جهان باب اسفنجی به نمایش میگذارد
یک شب، یک کرم گاوصفت آلاسکایی در بیکینی باتم جولان میدهد و هر چیزی را که در مسیرش قرار دارد، ویران میکند. این خرابیها دم سندی را هم بینصیب نمیگذارد، بنابراین او مصمم میشود تا این کرم را شکست دهد. باب اسفنجی به دنبال او میرود و تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا نسبت به این خطر به او هشدار داده و او را برای برگشتن متقاعد کند. این اپیزود تماما درباره خطرات غرور و اهمیت کار تیمی است. اعتماد به نفس بیش از حد سندی باعث میشود که او و باب اسفنجی تا مرز خورده شدن توسط کرم پیش بروند، اما در نهایت با همکاری یکدیگر موفق به شکست دادن آن میشوند. پاتریک نیز زمانی که به شکلی خندهدار تمام ساکنین بیکینی باتم را راضی میکند تا شهر را هل داده و از قلمرو کرم دور کنند، قدرت کار گروهی را به بهترین شکل به نمایش میگذارد.
«بقای احمقها»

دیدن سندی در چنان قامت و شخصیتی، واقعا ترسناک و عجیب بود
وقتی باب اسفنجی و پاتریک برای بازی پیش سندی میروند، میبینند که محفظه درختی او قفل شده و ویدیویی وجود دارد که توضیح میدهد او به خواب زمستانی رفته است. آنها با نادیده گرفتن هشدارهای او، وارد محفظه درختی میشوند و میبینند که همه جا پوشیده از برف است. فعالیتها و سروصداهای آنها در نهایت باعث بیدار شدن سندی میشود؛ کسی که در حالت خواب و بیداری فکر میکند این دو نفر، راهزنهای درون رویاهایش هستند.

قسمت «بقای احمقها» که به نوعی دنباله معنوی قسمت «هفته پیش از خواب زمستانی» محسوب میشود، تبدیل شدن سندی از یک دوست وفادار به یک هیولای خشمگین و غیرقابل کنترل را به تصویر میکشد. با وجود خطر جدی و ترسناکی که باب اسفنجی و پاتریک را تهدید میکند، آنها باز هم در این موقعیت موفق میشوند شوخیهای بینظیری را خلق کنند. دیالوگ پاتریک که میگوید: «به کی میگی کلهسوزنی؟» موفقترین آنهاست، تا جایی که به یک میم اینترنتی بسیار معروف تبدیل شده است.
«کاراتهبازها» (Karate Choppers)

کاراته با سندی زندگی باب اسفنجی را تحت تاثیر قرار میدهد و حالا باید فکری به حال این مشکل کند
باب اسفنجی و سندی عاشق تمرین کاراته با یکدیگر هستند. هرچه بیشتر تمرین میکنند، حس رقابت در آنها بیشتر میشود و این موضوع باعث میشود باب اسفنجی دائما برای مبارزه بعدی در حالت آمادهباش و دلهره باشد. وقتی این موضوع شروع به تاثیر گذاشتن روی کار او میکند، آقای خرچنگ به او میگوید که این کار را متوقف کند، در غیر این صورت اخراج خواهد شد.
«کاراتهبازها» اولین اپیزودی است که رگههای رقابتجویی باب اسفنجی و سندی را نشان میدهد و از آن برای روایت داستانی جذاب درباره خطرات وسواس بیش از حد نسبت به سرگرمیها استفاده میکند. این قسمت همچنین نشان میدهد که آقای خرچنگ در تهدید کردن موقعیت شغلی باب اسفنجی محق است، که این یک تغییر تازه و متفاوت برای شخصیت او محسوب میشود. علاوه بر این، اپیزود مذکور دارای یکی از نمادینترین استفادههای این انیمیشن از صحنههای لایو-اکشن است؛ زمانی که چهره تام کنی (صداپیشه باب اسفنجی) روی یک قطره سس تند ظاهر میشود.
«تگزاس»

صحنه قبل از مهمانی یکی از نمادینترین لحظات شخصیت سندی در کارتون باب اسفنجی است
سندی برای زادگاهش تگزاس احساس دلتنگی میکند و حتی آهنگی میخواند که تمام اهالی بیکینی باتم را تحت تاثیر قرار میدهد. باب اسفنجی و پاتریک تصمیم میگیرند با برگزاری یک مهمانی با تم تگزاس، او را خوشحال کنند. با این حال، وقتی میروند تا او را به مهمانی بیاورند، متوجه میشوند که سندی قصد دارد بیکینی باتم را برای همیشه ترک کند. اپیزود «تگزاس» پیام همدلانهای درباره احساس غربت و دلتنگی برای وطن دارد و در عین حال به ما یادآوری میکند که خانه واقعی جایی است که در محاصره کسانی باشید که به شما اهمیت میدهند. مهمانی پایان این قسمت یکی از دلگرمکنندهترین لحظات سریال است؛ به خصوص از این جهت که با وجود اینکه باب اسفنجی خیلی چیزها را درباره تگزاس اشتباه متوجه شده است، اما باز هم نهایت تلاش خود را میکند.

«هفته پیش از خواب زمستانی»

در این قسمت برای ورزشهای هیجانی و خطرناک سندی، از یک موسیقی متن با سبک هوی متال استفاده شده که توسط گروه موسیقی پنترا اجرا شده است
سندی استرس دارد زیرا تنها یک هفته تا رفتن به خواب زمستانی فرصت دارد و فهرستی از کارها و تفریحاتی دارد که میخواهد پیش از آن انجام دهد. باب اسفنجی قبول میکند که به او کمک کند، اما خیلی زود در برابر شدت افراطی و خطرناک بودن بازیهای او کم میآورد. وقتی او سعی میکند از دست سندی پنهان شود، سندی تمام اهالی بیکینی باتم را برای پیدا کردن او بسیج میکند. گفته میشود که این اپیزود، قسمت مورد علاقه آرون اسپرینگر و سی. اچ. گرینبلت، نویسندگان سریال است و درک دلیل آن هم اصلا سخت نیست. این قسمت پیام آموزندهای درباره تمایل به کمک کردن به یک دوست، بدون به کشتن دادن خود در این مسیر دارد.
منبع: Collider
بررسی بازی اساسینز کرید بلک فلگ ریمیک؛ میزگیم با امید لنون














سلام من کارتونم کلا باب اسفنجی شلوار مکعبی هست
چون باب اسفنجی شلوار مکعبی بهترین هست