سریال سوپرانوز به تنهایی استارت عصر طلایی سریال‌های تلویزیونی را زد. این اثر مرزها را جابه‌جا کرد و پای واقع‌گرایی خشن، جلوه‌های بصری سینمایی، روایت‌های سورئال و سوژه‌های ساختارشکن را به قاب تلویزیون باز کرد. جیمز گاندولفینی با نقش‌آفرینی خیره‌کننده‌اش در قامت یک رئیس مافیای قاتل، مفهوم «ضدقهرمان» را در تلویزیون بر سر زبان‌ها انداخت و به اوج پختگی رساند.

دیوید چیس (خالق سریال) تنها در همان پنج قسمت اول، پا به قلمرویی کاملا ناشناخته گذاشته بود؛ او کاری کرد که کاراکتر مثلا قهرمان داستان، در همان حینی که با دختر نوجوانش برای بازدید از دانشگاه‌ها به سفر رفته بود، یک نفر را در کمال خونسردی به قتل برساند! وقتی سوپرانوز دست به ریسک‌های بزرگ می‌زد و ایده‌هایش جواب می‌داد، واقعا همه را متحیر می‌کرد. اما خب، این سریال همیشه هم در پیاده‌سازی ایده‌هایش موفق نبود. از رویاهای طولانی تونی در دوران کما گرفته تا آن پایان‌بندی جنجالی، سوپرانوز همیشه هم تصمیمات درستی نمی‌گرفت. در این مطلب سریال‌هایی را به شما معرفی می‌کنیم که می‌توانند حتی از سوپرانوز هم بهتر و کامل‌تر باشند.

Breaking Bad

همان‌طور که احتمالا شنیده‌اید، ایده و هدف معروف وینس گیلیگان این بود که کاراکتر مثبت و آرامی مثل «آقای چیپس» را به یک هیولا مثل «صورت‌زخمی» تبدیل کند

همان‌طور که احتمالا شنیده‌اید، ایده و هدف معروف وینس گیلیگان این بود که کاراکتر مثبت و آرامی مثل «آقای چیپس» را به یک هیولا مثل «صورت‌زخمی» تبدیل کند

شاید این حرف کمی بحث‌برانگیز باشد، چرا که این سوپرانوز بود که راه را برای ساخت «بریکینگ بد» (Breaking Bad) هموار کرد. در واقع بدون سوپرانوز، اصلا بریکینگ بدی در کار نبود؛ این سریال قدم‌های اول را برداشت تا بریکینگ بد بتواند به چنین شاهکاری تبدیل شود. اما در مجموع، بریکینگ بد از نظر روایی، بسیار منسجم‌تر است. سوپرانوز هیچ‌گاه یک خط داستانی واحد و مشخصی نداشت و بیشتر به روایت وقایع و روزمرگی‌های این خانواده جنایتکار می‌پرداخت؛ اما بریکینگ بد از نقطه شروع تا پایان، یک قصه مشخص را تعریف می‌کند و این کار را هم به بی‌نقص‌ترین شکل ممکن انجام می‌دهد.

سریال‌های شبیه برکینگ بد که حتی از آن هم بهترند

Mad Men

این سریال برای اینکه بتواند به اندازه سوپرانوز جذاب و نفس‌گیر ظاهر شود، مسیر بسیار سخت‌تری را پیش رو داشت؛ اما در نهایت موفق شد به اثر تاریک‌تری تبدیل شود

این سریال برای اینکه بتواند به اندازه سوپرانوز جذاب و نفس‌گیر ظاهر شود، مسیر بسیار سخت‌تری را پیش رو داشت؛ اما در نهایت موفق شد به اثر تاریک‌تری تبدیل شود

متیو واینر (Matthew Weiner) که قلمش حسابی در تیم نویسندگان سوپرانوز پخته شده بود، همان نگاه دقیق به شخصیت‌ها را با خودش به سریال بعدی‌ برد و حتی یک قدم هم فراتر رفت. در سریال Mad Men، کاراکترها هیچ‌وقت احساسات واقعی‌ خود را به زبان نمی‌آورند. آن‌ها مدام در حال دروغ گفتن به یکدیگر یا حتی به خودشان هستند؛ تا جایی که حرف‌هایی که می‌زنند و چیزی که در چهره‌شان می‌بینید، دو داستان کاملا متفاوت را روایت می‌کنند. اصلا باید مد من را چند بار تماشا کنید تا تازه متوجه تمام جزئیات ریز و درست فیلم‌نامه بشوید. داستان آن‌قدر لایه‌لایه و عمیق است که حتی بعد از یکی دو بار تماشای مجدد، تازه می‌فهمید که هنوز در سطح ماجرا گیر کرده‌اید.

بازیگران مشهوری که نقش‌های نمادین را رد کردند؛ دی‌کاپریو در نقش اسپایدرمن

Chernobyl

روایتی که کریگ مازین (Craig Mazin) از انفجار هسته‌ای چرنوبیل، پیامدهای ویرانگر پس از آن و تلاش‌های دولت برای لاپوشانی فاجعه به تصویر می‌کشد، یکی از نفس‌گیرترین شاهکارهای تلویزیونی است

روایتی که کریگ مازین (Craig Mazin) از انفجار هسته‌ای چرنوبیل، پیامدهای ویرانگر پس از آن و تلاش‌های دولت برای لاپوشانی فاجعه به تصویر می‌کشد، یکی از نفس‌گیرترین شاهکارهای تلویزیونی است

سریال «چرنوبیل» (Chernobyl) به عنوان یک مینی‌سریال پنج قسمتی، تعداد اپیزودهای بسیار کمتری نسبت به سوپرانوز داشت و دقیقا به همین خاطر، درآوردن یک خروجی بی‌نقص از آن کار به مراتب راحت‌تری بود. بی‌دلیل نیست که مینی‌سریال‌هایی مثل «نوجوانی» (Adolescence)، «بچه گوزن» (Baby Reindeer) و «جوخه برادران» (Band of Brothers) همیشه پای ثابت لیست بهترین سریال‌های تاریخ هستند؛ مسلما ساختن هفت قسمت شاهکار در یک قالب جمع‌وجور، خیلی ساده‌تر از این است که بخواهید در طول سال‌های طولانی، ۱۰۰ قسمت بی‌نقص بسازید. در واقع، خلق یک مینی‌سریال بی‌عیب‌ونقص مثل چرنوبیل، خیلی راحت‌تر از مدیریت یک سریال طولانی و چندفصلی مثل سوپرانوز است.

برای تماشای سریال چرنوبیل کلیک کنید

Twin Peaks

چیزی که در توئین پیکس می‌بینید دیگر صرفا یک برنامه تلویزیونی نیست؛ تجربه‌ای است کاملا متفاوت و فراموش‌نشدنی

چیزی که در توئین پیکس می‌بینید دیگر صرفا یک برنامه تلویزیونی نیست؛ تجربه‌ای است کاملا متفاوت و فراموش‌نشدنی

خیلی پیش‌تر از آنکه سوپرانوز پخش شود و دوز سنگینی از فضای سورئال را به رگ‌های یک درام روتین تلویزیونی تزریق کند، یک شاهکار انقلابی دیگر تمام این کارها را انجام داده بود. سریال «توئین پیکس» (Twin Peaks) همان اثری بود که جهان‌بینی منحصربه‌فرد و مورمورکننده‌ی دیوید لینچ را از پرده نقره‌ای سینما مستقیما به صفحه تلویزیون آورد.

دانلود بازی نبرد با زامبی: بازی تیراندازی ترسناک

توئین پیکس در ظاهر، لباس یک سریال عامه‌پسند با محوریت یک شهر کوچک را به تن کرده و ما را با مجموعه‌ای عجیب‌وغریب از کاراکترهای رنگارنگ آشنا می‌کند که در یک جامعه محلی خواب‌آلود، درست در قلب مه‌آلود آمریکا روزگار می‌گذرانند. اما خیلی زود متوجه می‌شویم که اینجا اصلا یک شهر معمولی نیست؛ پای یک نیروی شوم و ماوراءالطبیعه در میان است و مامور ویژه «دیل کوپر» قرار است ته و توی این ماجرا را دربیاورد.

The Wire

در این سریال گاهی سال‌ها زمان می‌برد تا دایره جرایم سنگین بتواند علیه غول‌های مواد مخدر پرونده‌ تشکیل دهد

در این سریال گاهی سال‌ها زمان می‌برد تا دایره جرایم سنگین بتواند علیه غول‌های مواد مخدر پرونده‌ تشکیل دهد

درست در اواسط دوران پخش سوپرانوز، یعنی دقیقا زمانی که به نظر می‌رسید شاهکارهای جنایی شبکه HBO دیگر از این بهتر نمی‌شوند، فصل اول «وایر» (The Wire) روی آنتن رفت. دیوید سایمون تمام سال‌های تجربه‌اش به عنوان خبرنگار حوادث در شهر بالتیمور را به کار گرفت تا واقع‌گرایانه‌ترین سریال پلیسی تاریخ را خلق کند. وایر تمام کلیشه‌ها و فرمول‌های تکراری سریال‌های پلیسی را دور انداخت؛ این اثر بیشتر از اینکه یک درام کارآگاهی روتین باشد، شبیه یک مستند بی‌واسطه است که در آن، مثل یک ناظر خاموش، به تماشای کار نیروهای پلیس واقعی و خلافکارانی می‌نشینید که در تعقیبشان هستند.

رتبه‌بندی | ۲۰ سریال گنگستری که هواداران پس از سریال The Sopranos باید ببینند

منبع: Gamerant


از اساسینز کرید تا فارکرای؛ میزگیم چند لبه با امید لنون و گلخان جونیور

تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی