رتبهبندی بهترین زوجهای سریال Stranger Things
در این مقاله قصد داریم به بررسی روابط شخصیتها پرداخته و بهترین زوجهای سریال Stranger Things را معرفی کنیم. با مجله بازار همراه باشید.
سریال Stranger Things ویژگیهای قابلتوجه متعددی داشته و یکی از آنها، تمایل به تشکیل گروههای دونفره بوده که باعث ایجاد تعاملهای درخشانی شده است. این همکاریها بصورت دوستانه، عاشقانه یا از روی تنفر و ناچاری رخ داده و برخی از بهیادماندنیترین و مهمترین لحظات سریال برادران دافر (Duffer Brothers) را شکل دادهاند. تعداد همکاریهایی که در سریال چیزهای عجیب رخ میدهد زیاد است و نمیتوان همه را لیست کرد اما برخی از آنها بهخاطر خندهدار بودن، دلگرمکننده بودن، شدت احساسات و تاثیر عاطفیشان برجسته شدهاند. با نزدیک شدن به پایان، تصمیم گرفتیم بهترین زوجهای سریال Stranger Things را رتبهبندی کنیم.
۱۳- داستین و سوزی
سوزی بینگهام که در فصل سوم Stranger Things معرفی شد، خیلی زود دل طرفداران را بهدست آورد. دو عامل در رخ دادن این اتفاق دخیل بود: هم هوش و با نمکی شخصیتش و هم آن اجرای بهیادماندنی دونفره با داستین. او و داستین در اردوگاه Camp Know Where با هم آشنا شدند؛ جایی که عشق مشترکشان به علم باعث شد فوراً به هم نزدیک شوند. با اینکه بین هاوکینز و سالِتلیکسیتی فاصله زیادی وجود دارد، این دو با استفاده از رادیو ارتباطشان را حفظ کردند و گفتگوهای مخفیانه خود را ادامه دادند.
شاید داستین و سوزی هیچ قاب دونفره و مشترکی نداشته باشند اما بهخاطر اینکه بهترین ویژگیهای همدیگر را شکوفا میکنند، لایق قرار گیری در لیست بهترین زوجها هستند؛ در صورتی که حافظهتان یاری نمیکند، سوزی باعث شد جنبه لطیفتر و عاشقانه داستین را ببینیم و برعکس؛ چیزی که دیدنش کاملاً غیرمنتظره بود. علاقه واقعیشان به یکدیگر، حمایتشان از هم و انرژی مثبت رابطهشان دیگر ویژگیهای مثبتی هستند که در تعاملشان دیده میشود.
۱۲- موری و الکسی
یکی از غافلگیرکنندهترین و در عین حال بهترین زوجهای فصل سوم Stranger Things بدون شک موری باومن و الکسی است؛ دو شخصیتی که در نگاه اول هیچ نقطه مشترکی ندارند اما دقیقاً همین تضاد است که رابطهشان را به یکی از بهیادماندنیترین تعاملهای سریال تبدیل میکند. داستان از جایی شروع میشود که جویس و هاپر، الکسی را برای بازجویی به خانه موری میبرند تا از اطلاعات او درباره عملیات مخفی روسها استفاده کنند. چیزی که این ارتباط را جذاب میکند، رشد طبیعی و کمنظیرش از همان ابتداست؛ رابطهای که هم طنز سریال را تقویت میکند و هم روند طبیعی داستان را به جلو پیش میبرد.
با اینکه موری بومن در ابتدا نسبت به برقراری ارتباط با الکسی تردید داشت، به مرور دیدگاهش کاملاً تغییر میکند. او کم کم الکسی را نه فقط یک منبع اطلاعات، بلکه یک انسان خونگرم، مهربان و حتی یک دوست واقعی میبیند. با اینکه سرنوشت الکسی دردناک بود، لحظات بامزه و صمیمانه این دو، به خصوص سکانسهای جشن بدون شک جزو خاطرهانگیزترین لحظات کل سریال باقی میمانند.
۱۱- جاناتان و نانسی
در فصلهای ابتدایی Stranger Things، رابطه جاناتان و نانسی در کنار رابطه مایک و الون یکی از دو خط داستانی اصلی عاشقانه بود. رابطه آنها بهصورت آهسته و پرتنش شکل گرفت و از همان ابتدا مخاطب را وادار میکرد که آرزو کند بالاخره احساساتشان را به یکدیگر اعتراف کنند. نانسی و جاناتان بهواسطه روحیه جستجوگر و کنجکاوشان، مکمل یکدیگر بودند و همین همکاری باعث شد بخش بزرگی از پیشبرد داستان بر دوش آنها باشد؛ زیرا همیشه در تلاش بودند تا رازهای هاکینز را کشف کنند.
تعاملات جاناتان و نانسی با شخصیت پردازیهایشان همخوانی داشت و همین موضوع باعث شد یکی از دوستداشتنیترین زوجهایی باشند که تماشاگران بهراحتی میتوانند طرفدارشان شوند.
۱۰- الون و مایک
اصلیترین رابطهای که در داستان سریال Stranger Things شکل میگیرد، بدون شک الون و مایک است؛ رابطهای که بخشهای اولیه سریال را تعریف کرد. عشق آنها نه تنها باعث شد شخصیتهای متعدد با یکدیگر تعامل برقرار کنند، بلکه باعث رشد الون و مایک شد. الون و مایک همچنین برای مدتی طولانی قلب تپنده سریال بودند و با اینکه خط داستانی اصلی در فصلهای جدید چندان روی رابطهشان تمرکز ندارد، این دو شخصیت همچنان در مرکز روایت باقی ماندهاند. در ضمن، تصمیمات مهمی که هر دو شخصیت میگیرند، اغلب ناشی از تلاششان برای نجات و محافظت از یکدیگر است.
شاید الون و مایک دیگر مانند گذشته محبوبترین زوج بین طرفداران نباشند اما هنوز زوجی هستند که در کنار هم عملکرد بسیار خوبی دارند و حاضرند برای هم هر کاری بکنند. البته تنشی میانشان شکل گرفت که بیشتر از سمت مایک بود؛ تنشی که میتوان گفت برطرف شده است. با وجود فراز و نشیبها، مرور گذشته نشان میدهد این دو چقدر باعث رشد یکدیگر شدهاند.
۹- داستین و ادی
رابطه داستین و ادی در فصل چهارم سریال Stranger Things نقشی حیاتی در پیشبرد داستان داشت و این دو را به یکی از خاصترین و هیجانانگیزترین زوجهای سریال تبدیل کرده بود. آشنایی آنها در باشگاه هلفایر و علاقه مشترکشان به بازی رومیزی Dungeons & Dragons آغاز این رابطه بود اما وقتی ادی درگیر ماجرای اصلی فصل شد و چارهای جز همکاری با شخصیتهای اصلی ندشات، رابطهشان عمق بیشتری پیدا کرد.
ادی مثل استیو یک راهنما برای داستین بود و در نهایت در دنیای وارونه جانش را برای نجات داستین فدا کرد؛ فداکاریای که سرانجامِ یکی از بهترین قوسهای شخصیتی در تلویزیون محسوب میشود: از فردی ترسو به شجاع و فداکار. با اینکه رابطه داستین و ادی عمر کوتاهی داشت، پیوند برادرانهشان تاثیری عمیق روی مخاطبان گذاشت و حتی داستین را به فردی متفاوت تبدیل کرد. تاثیر ادی روی رفتارهای داستین در بخشهای آغازین فصل پنجم چیزهای عجیب به وضوح قابلمشاهده است.
۸- داستین و اریکا
داستین و اریکا فقط در یک فصل Stranger Things کنار هم قرار گرفتند اما همین مقدار کم کافی بود تا امکان فراموش کردنشان وجود نداشته باشد. آنها مجبور بودند نقش مراقب را برای استیو و رابین بازی کنند و در عین حال با گروهی از روسها مواجه شوند که میخواستند دروازه دنیای وارونه را باز کنند.
همکاری داستین و اریکا در ابتدای سریال چیزهای عجیب اصلاً قابلحدس نبود. چون اریکا فقط بهعنوان خواهر لوکاس معرفی شده بود و نقش موثری در اتفاقات نداشت. اما خیلی زود و بهلطف نقشآفرینی پرایا فرگوسن (Priah Ferguson) به یکی از محبوبترین شخصیتهای سریال تبدیل شد. برای همین، در فصل سوم لازم بود نویسندگان او را در کنار شخصیتهای دیگری قرار دهند و قرعه نهایتاً به اسم داستین افتاد. قرار دادن داستین و اریکا کنار هم ایدهای منطقی بود؛ هر دو جملات طعنهآمیزی را به زبان آورده و فوقالعاده باهوش بودند. وجود تضاد و اشتراک بطور همزمان باعث شد تماشایشان لذتبخش باشد.
۷- جویس موری
بعد از اولین ملاقات در فصل دوم، رابطه جویس و موری در فصلهای سوم و چهارم Stranger Things عمیقتر شده و ثابت کرد وقتی کنار هم قرار میگیرند، ترکیبی عالی میشوند. احترام متقابل و اعتماد، نقش اساسیای در رابطه جویس و موری داشتند اما اصلیترین چیزی که به جذابیت این رابطه منجر شد، مهارتهای تحقیقاتی و عملکرد منطقی موری در مشکلات و رویکرد احساسی جویس و غریزه مادرانهاش بود.
منطق و عقل به تنهایی نمیتوانند راه حلی برای یک مشکل باشند و در کنار احساسات مفید هستند. این موضوع به خوبی در سریال چیزهای عجیب و در قالب همکاری دونفره جویس و موری به تصویر کشیده است. علاوه بر این، جروبحثهای دائمیشان این همکاری دونفره را واقعی و قابلدرک کرد. همچنین جروبحثهایشان معمولاً بار کمدی داشت و صحنههای ترسناک یا استرسزای سریال را تا حدودی لطیفتر میکرد.
۶- ویل و جاناتان
وقتی صحبت از بهترین خواهر و برادرها در تلویزیون است، امکان ندارد بحث را بدون اشاره به جاناتان و ویل بایرز به پایان رساند. پیوندهای خونی دو شخصیت لزوماً به تعاملهای درخشانی تبدیل نمیشود. چیزی که ویل و جاناتان را اینقدر بهم نزدیک کرد، صمیمیت خانوادگی و حمایت متقابل بود؛ زیرا هر دو تجربههای سخت زیادی را پشت سر گذاشته بودند.
بخاطر علایق و سرگرمیهای مشابه، ویل و جاناتان در کنار هم احساس آرامش کرده و درک درستی از احساسات یکدیگر دارند. در این رابطه، جاناتان اکثر اوقات نقش محافظ را ایفا کرده و بدنبال ایجاد احساس آرامش در ویل است. همزمان، وقتی جاناتان مشغول مشکلات خودش است، ویل سعی میکند جای خالیاش را پر کند. بدون شک، این دو یکی از تاثیرگذارترین و باورپذیرترین زوجهای سریال هستند و از مهمترین آنها هم محسوب میشوند. این رابطه همچنین اهمیتِ همراهی و حمایت از طرف اعضای خانواده را نشان میدهد.
۵- لوکاس و مکس
وقتی مکس به هاوکینز قدم گذاشت، تقریباً توجه همه پسرها به او جلب شد اما داستین و لوکاس بیشتر از بقیه بدنبال بدست آوردنش بودند. با این حال، از همان موقع مشخص بود که مکس و لوکاس همان زوجی هستند که در نهایت با هم خواهند بود. رابطه لوکاس و مکس پر از فراز و نشیب بوده و شامل جداییها و آشتیهای مکرر میشود. با اینحال، همچنان یکی از ستونهای اصلی سریال باقی ماندهاند. هر اتفاقی که بیفتد، آنها همیشه راهی برای بازگشت به یکدیگر پیدا کرده و حتی در سختترین شرایط از هم حمایت میکنند؛ موضوعی که در فصل چهارم و حتی پنجم دیده میشود.
لوکاس و مکس شاید پرزرقوبرقترین زوج سریال چیزهای عجیب نباشند و اختلافاتی هم در تصمیمگیریها داشته باشند اما وقتی به یکدیگر نیاز دارند، همیشه کنار هم هستند. رابطه آنها کامل نیست و همین باعث میشود تماشای آن جذاب و واقعی باشد؛ درست مانند واقعیت که هیچ رابطهای بدون کم و کاستی نیست.
۴- مکس و الون
الون و مکس در ابتدا خیلی با هم تعامل نداشتند اما در فصل سوم Stranger Things دوستی آنها شکل گرفت و برخی از بهترین صحنههای سریال را برای مخاطبان به ارمغان آورد. مکس و الون تنها اعضای دختر گروه بودند و همین موضوع باعث شد شدیداً بهم نزدیک شوند. اگر حافظهتان یاری نمیکند، یک گفتگوی کوتاه درباره اذیت شدن از سمت پسرها سریعاً به یک دوستی واقعی تبدیل شد. نکته جالب اینجاست که این دوستی علیرغم وجود تضادهای زیاد شکل گرفت.
شخصیتهای پسر، بار اصلی داستان سریال چیزهای عجیب را به دوش میکشیدند و تماشای دو دختر جوان که اینقدر سریع به هم نزدیک میشوند، تنوعی لازم را در روند داستان به وجود آورد. مدت زمان این دوستی تنها یک فصل بود و تا فصل چهارم تعامل زیادی بین آنها شکل نگرفت اما با بیشتر زوجهای دیگر سریال متفاوت بود. در حالی که بسیاری از همکاریها در سریال حول حل معماها میچرخد، رابطه الون و مکس فقط درباره دوستی است. هیچ ربطی به معماها یا دنیای وارونه نداشته و تنها دو دختر از تعامل با پسرها خسته شدهاند. با جدی شدن تهدیدها در فصل پنجم، احتمال زیاد چنین تعاملی را در قسمتهای باقی مانده شاهد نخواهیم بود.
۳- هاپر و جویس
از میان تمام بزرگسالانی که در هاوکینز سکونت داشتند، تنها هاپر و جویس متوجه شدند چه خطر بزرگی این شهر را تهدید میکند. همین موضوع، آنها را به هم نزدیک کرد و بتدریج میانشان جرقهای بوجود آمد که البته هنوز سر و شکل یک رابطه عاشقانه رسمی را نگرفته است. آنها با هم جر و بحث میکردند و گاهی از دست یکدیگر عصبانی میشوند اما با گذشت زمان میتوانند به درک متقابل برسند. به خصوص وقتی پای محافظت از فرزندانشان وسط باشد.
رابطه هاپر و جویس در طول چهار فصل چیزهای عجیب تکامل یافت؛ از دوستان قدیمی دبیرستانی در زمان نوجوانی تا بزرگ کردن فرزندانشان و در نهایت جویس که همراه موری به روسیه رفت. فصل سوم نقطه عطفی در رابطه آنها بود و جنبه عاشقانه ماجرا پررنگ شد. به هر حال، جویس تمامی خطرات را به جون خرید و برای نجات هاپر تا خاک کمونیستها رفت.
۲- الون و هاپر
وقتی هاپر در پایان فصل اول الون را نجات داد، بهسرعت یک زوج شکل گرفت که تبدیل به قلب تپنده سریال شد. رابطه آنها روی رفتارها و اقدامات الون تاثیر مستقیم گذاشت و همزمان باعث شد زخمهای قدیمی هاپر پیرامون مرگ دخترش تا حدودی التیام پیدا کند. از آن زمان، رابطهشان تکامل یافته و خانوادهای را تشکیل دادهاند که الون هیچ وقت نداشت و به هاپر دختری داد تا بتواند جای خالی عزیزترین فرد زندگیاش را پر کند.
چیزی که تعامل الون و هاپر را خاص میکرد، رابطه پدر و دختری آنها بوده است؛ هاپر، نگاهی قدیمی و سختگیرانه داشته و همزمان، الون بدنبال بدست آوردن آزادی است؛ چالشی که بسیاری از والدین و فرزندان درگیرش هستند. همچنین تعامل الون و هاپر همچنان ادامه داشته و در فصل پنجم یکی از مهمترین جنبههای داستان است.
۱-داستین و استیو
اگر بعد از تماشای فصل اول Stranger Things به یکی از مخاطبان میگفتید در آینده شاهد همکاری داستین و استیو خواهد بود، بدون شک میخندید و سپس راهش را کج میکرد. اما چهار فصل بعد، داستین و استیو همان تیمی هستند که سریال را به سلطه خود درآوردهاند. آنها در فصل دوم با هم جفت شدند و در کمال تعجب نه تنها با هم کار میکنند، بلکه سعی دارند فرد بهتری از طرف مقابل بسازند.
شخصیت استیو در فصل دوم تغییر زیادی داشت و بخش عمده آن به این دلیل بود که ماجراجوییهای عاشقانه را کنار گذاشت و به جای آن روی روابط دوستانه تمرکز کرد. بدین ترتیب، به جای اینکه همان پسرک جذاب و زورگوی فصل اول باشد، با یک پرستار مسئولیت پذیر تبدیل شد! از آن زمان، او آماده است تا برای دوستانش به خطر بیفتد و این تغییر در شخصیت او از وقتی شروع شد که داستین و استیو با هم متحد شدند تا دموگورگن را رام کنند.
نظر شما در رابطه با بهترین زوجهای سریال Stranger Things چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
بهترین بازیهای هک اند اسلش و شمشیربازی؛ میزگیم با امید لنون و شایان
بیشتر دوست داشتم مایک و الون رتبه اول رو داشته باشند چون عشق این دو نفر از نظر من خیلی راسخ بود.
یا حداقل رتبه بهتری میداشت
پس ویل و مایک چی؟🤣
ویل و مایک باید رتبه اول میبودن😂
فکر میکردم فقط منم این دوتا بنده خدارو با هم شیپ میکنم🤣
واقعا جزو بهترین رتبه بندیا بود ! رو دست داستین و استیو نمیاد ولی به نظرم مایک و الون باید مثلا رتبه چهارم میشدن .
ویل و مایک🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐