وقتی صحبت از یک فیلم ابرقهرمانی به میان میآید طبیعتا همگی انتظار داریم قهرمانها در نهایت پیروز شوند و بخش مهمی از جذابیت این آثار هم به همین موضوع برمیگردد. ما میخواهیم شخصیتهای محبوبمان را ببینیم که از دل سختترین چالشها عبور میکنند و در پایان شرارت و هرجومرج را شکست میدهند. با این حال همیشه هم قرار نیست همهچیز طبق انتظار پیش برود و گاهی این ویلنها هستند که به خواسته خود میرسند.
شاید تماشای چنین پایانی چندان خوشایند نباشد، اما این داستانها نشان میدهند که همیشه خیر و خوبی پیروز میدان نیست. جالب اینکه بعضی از محبوبترین فیلمهای ابرقهرمانی تاریخ هم با شکست قهرمانان به پایان رسیدهاند – از جمله یکی از بهترین فیلمهای تاریخ دیسی.
۵. Unbreakable
فیلم Unbreakable برای ام. نایت شیامالان پروژه سادهای نبود. او پس از موفقیت چشمگیر The Sixth Sense باید انتظارات زیادی را برآورده میکرد و نتیجه کار فیلمی شد که به شکلی متفاوت به سراغ ژانر ابرقهرمانی میرود. داستان درباره دیوید دان است که متوجه میشود قابلیت فرا انسانی «شکستناپذیری» را بهدست آورده. همین اتفاق او را با مستر گلس آشنا میکند، مردی مبتلا به بیماری شکنندگی استخوان که در پشت پرده فعالیتهای تروریستی قرار دارد.

در پایان فیلم مشخص میشود که مستر گلس عامل اصلی فاجعه قطار بوده است؛ همان حادثهای که باعث شد دیوید از قدرتهایش باخبر شود. او با این کار وجود انسانهایی با تواناییهای فراتر از حد معمول را ثابت کرد و به هدفی که تمام عمر دنبالش بود رسید: اثبات هویت خودش بهعنوان یک شرور. درست است که در نهایت راهی بیمارستان روانی میشود، اما نقشهاش کاملا موفقیتآمیز بوده است.
۴. Captain America: Civil War
Captain America: Civil War را میتوان نخستین فیلم دنیای سینمایی مارول دانست که در آن شرور داستان واقعا به خواستهاش میرسد. بسیاری از مخاطبان این فیلم را نسخهای کوچک از Avengers میدانند، چون تعداد زیادی از قهرمانان مارول در آن حضور دارند و شخصیتهایی مثل بلک پنتر و مرد عنکبوتی هم معرفی میشوند. با این حال، در میان تمام درگیریها شاید نقش بارون زیمو کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد. او برخلاف بسیاری از دشمنان انتقامجویان قدرت ابرانسانی ندارد، اما نقشهای حسابشده برای انتقام از عاملان مرگ خانوادهاش طراحی میکند.
زیمو با افشای این موضوع که باکی بارنز، دوست قدیمی استیو راجرز، عامل قتل والدین تونی استارک بوده موفق میشود دو قهرمان اصلی داستان را مقابل یکدیگر قرار دهد. نتیجه درگیری آنها فروپاشی انتقامجویان است و زیمو در پایان با وجود زندانی شدن بهخوبی میداند که شکست نخورده. نقشه او پیامدهای گستردهتری هم داشت و باعث شد قهرمانان هنگام تهاجم بزرگترین تهدیدشان یعنی تانوس دیگر متحد نباشند.
۳. Watchmen
Watchmen از اساس داستان ابرقهرمانی تاریکتری نسبت به آثار رایج این ژانر دارد و قهرمانانش شخصیتهایی خاکستری و پر از نقص هستند و خبری از پایانبندیهای امیدبخش معمول نیست. اقتباس سینمایی زک اسنایدر هم به همین مسیر و رویکرد وفادار ماند. ماجرا زمانی جالب میشود که گروهی از قهرمانان سابق برای بررسی مرگ یکی از اعضای خود سراغ آدریان وایت معروف به آزیمندیاس میروند.
آدریان به قتل اعتراف میکند و نقشه اصلیاش را توضیح میدهد. او قصد دارد دکتر منهتن را بهعنوان دشمن مشترک بشریت معرفی کند تا کشورهای مختلف در برابر تهدیدی واحد متحد شده و از جنگی ویرانگر جلوگیری شود. ایده او آنقدر قانعکننده است که حتی خود دکتر منهتن هم با آن کنار میآید. تنها رورشاخ حاضر نیست با چنین دروغی همراه شود، اما سایر قهرمانان سکوت را ترجیح میدهند. به این ترتیب آزیمندیاس به هدفش میرسد و دنیا را طبق دیدگاه خاص خودش نجات میدهد.
۲. Avengers: Infinity War
مشهورترین نمونه پیروزی یک شرور در فیلمهای ابرقهرمانی بدون شک Avengers: Infinity War است. این فیلم بیش از ۲ میلیارد دلار در گیشه فروش داشت و پایان تکاندهندهاش به یکی از ماندگارترین لحظات فرهنگ عامه تبدیل شد. تانوس سرانجام به زمین میرسد و موفق میشود هر شش سنگ ابدیت را جمعآوری کند. درست زمانی که ثور در آستانه کشتن او قرار دارد، تانوس با یک بشکن نقشهاش را عملی میکند.
با این حرکت نیمی از موجودات زنده جهان از بین میروند و تماشاگران شاهد ناپدید شدن شخصیتهایی مثل بلک پنتر، واندا ماکسیموف و مرد عنکبوتی هستند. تصمیم سازندگان برای پایان دادن به فیلم با نمایی آرام از تانوس که پس از این جنایت روی صندلی مینشیند جسورانه و تاثیرگذار بود. البته همه میدانستیم که دنبالهای در راه است، اما Infinity War ما را با جهانی تنها گذاشت که بخش بزرگی از قهرمانانش را از دست داده بود. تانوس دقیقا همان کاری را انجام داد که دههها برایش برنامهریزی کرده بود.
۱. The Dark Knight

از هر زاویهای که به ماجرا نگاه کنیم، The Dark Knight یکی از بهترین فیلمهای دیسی و حتی تاریخ سینما است. این اثر با فروش بیش از یک میلیارد دلار در گیشه تاریخساز شد، جایزه اسکار گرفت و امتیاز فوقالعاده ۹۴ درصد را در راتن تومیتوز به دست آورد. داستان فیلم رویارویی بتمن و جوکر را دنبال میکند، اما در کنار آن شاهد سقوط هاروی دنت و تبدیل شدن او به شخصیت شرور دوچهره هم هستیم.
در پایان بتمن ظاهرا موفق میشود جوکر را شکست دهد و نقشه او برای به جان هم انداختن سرنشینان دو کشتی را خنثی میکند. اما جوکر هنوز برگ برنده دیگری دارد: هاروی دنت. او با فاسد کردن چهرهای که نماد امید و عدالت گاتهام بود ثابت میکند حتی بهترین انسانها هم میتوانند به ورطه تباهی کشیده شوند. بتمن برای حفظ اعتبار دنت تصمیم میگیرد حقیقت را پنهان کند و تمام تقصیرها را به گردن بگیرد.
در نتیجه خودش بهعنوان تهدیدی برای شهر معرفی میشود و سالها از چشم مردم پنهان میماند. نقشه جوکر در نهایت به موفقیت رسیده است. او توانسته قهرمانان را شکست دهد و نشان دهد که همیشه یک قدم از آنها جلوتر است. با تمام این اوصاف The Dark Knight پایانی رضایتبخش و ماندگار دارد که نشان میدهد پیروزی شرور لزوما به معنای پایان بد یک داستان نیست.
منبع: Comicbook
بازیهای معروفی که نمیشناسی! میزگیم با امید لنون و کسری کریمی طار














نظرات