معرفی شخصیتهای سريال شوالیه هفت پادشاهی | مکار تارگرین
شخصیت Maekar Targaryen از سریال A Knight of the Seven Kingdoms که اسپینآف جدیدی از سریال Game of Therons محسوب میشود، در کنار بسیاری دیگر از شخصیتهای این داستان، مجموعهای از روایات فوقالعادای را رقم زدهاند که هر جایی نمیتوان مانندش را یافت پس در جدیدترین معرفی شخصیتهای سريال شوالیه هفت پادشاهی به سراغ کاراکتر مکار تارگرین میرویم.
در تاریخ پرفراز و نشیب وستروس (Westeros)، کمتر پادشاهی را میتوان یافت که به اندازه مکار اول (Maekar I)، چهارمین پسر پادشاه دیرون دوم (Daeron II)، با سوءتفاهم و تلخی قضاوت شده باشد. مکار تارگرین برخلاف برادرش بیلور شکستناپذیر (Baylor) محبوب عامه نبود و برخلاف برادر دیگرش رِینِل (Rainel)، هم توانایی جادوگری و مرموز بودن نداشت. مکار تجسم صلابت صخرههای استورمزاند (Stormsand) و تندی آتش اژدها بود، مردی که تمام عمر در سایهی برادران بزرگترش جنگید و در نهایت، تاجی را بر سر نهاد که با خون برادر و سنگینی مسئولیت آغشته بود.
آشنایی با Maekar Targaryen
مکار فرزند چهارم دیرون دوم (Dairon II) و ملکه میریا مارتل (Miria Martel) بود. تبار او ترکیبی از خون خالص والریایی و سرکشی دورنیش (Dornish) بود. مکار در دوران طلایی پس از اولین شورش بلکفایر (Blackfire) رشد کرد یعنی دقیقاً دورانی که خاندان تارگرین بیش از هر زمان دیگری به اتحاد با دورن میبالید. در شجرهنامهی او، نامهای بزرگی به چشم میخورد اما مکار همیشه خود را در ردههای پایینتر از بیلور (که ولیعهد بود) میدید. این احساس نادیده گرفته شدن باعث شد تا او قلعه سامرهال (Summerhall) را به عنوان اقامتگاه شخصی خود برگزیند و به جای سیاستبازی در دربار، به پرورش فرزندان و تمرکز بر امور نظامی بپردازد.
مکار تارگرین شباهتی به شاهزادگان ظریف و شکننده ندارد زیرا او مردی درشتهیکل، تنومند و با چهرهای استخوانی و جدی است. آنچه که برای وصف او نوشتهاند شامل موهای نقرهای-طلایی کلاسیک تارگرینها که معمولاً آنها را کوتاه نگه میداشت، ریشی پرپشت و مرتب که به صورتش زاویهای خشنتر میبخشید، چشمان او به رنگ بنفش تیره (یاسی) بود که در هنگام خشم گویا کخ برقی از کینه در آنها میدرخشید. مکار برای تمایز از برادرانش، نشان خانوادگی تارگرین (اژدهای سهسر) را با چهار اژدها (به نشانه فرزند چهارم بودن) در سپرش حک کرده بود و بر خلاف بسیاری که شمشیر را ترجیح میدادند، مکار عاشق گرز یا همان پُتک جنگی بود؛ سلاحی ویرانگر که در نبرد سرخبید (Redgrass Field) سرنوشت جنگ را رقم زد.
سرنوشت Maekar Targaryen
در اولین شورش بلکفایر، مکار در کنار برادرش بیلور، استراتژی چکش و سندان (Hammer and anvil) را اجرا کرد یعنی مکار و سپاهیانش مانند سندان در برابر حملات سهمگین «دیمون بلکفایر» ایستادگی کردند تا بیلور از پشت سر مانند چکش بر دشمن فرود آید اما این پیروزی شیرین، با واقعه تورنمنت اشفورد (Ashford) به تلخی گرایید. در یک محاکمه از طریق مبارزه، مکار به طور اتفاقی ضربهای به کلاهخود برادرش بیلور وارد کرد که منجر به مرگ محبوبترین شاهزاده تاریخ وستروس شد. این حادثه، مکار را برای همیشه به انزوا و تلخکامی کشاند زیرا او هرگز نتوانست خود را از اتهام برادرکشی در افکار عمومی تبرئه کند.
پس از مرگ برادرش رینل و فرزندان او در اپیدمی بهار بزرگ، تاج و تخت به شکلی غیرمنتظره به مکار رسید. دوران سلطنت او (از ۲۲۱ تا ۲۳۳ پس از فتح) دورانی سختگیرانه بود زیرا Maekar پادشاهی نبود که با لبخند حکومت کند، در نتیجه او با قانون و انضباط فرمان میراند. مکار تارگرین دست پادشاه خود را از میان مردان لایق برگزید و با شورشهای پراکنده بلکفایرها با قاطعیت برخورد کرد. همین نوع حکومت نشان میداد که مکار هرگز به دنبال تملق نبود و همین موضوع باعث شد تاریخنگاران کمتر از عدل و انصاف او بنویسند.
بیوگرافی Maekar Targaryen
مسلماً شخصیت تاریخی که از او در کتابهای جوج مارتین (George R. R. Martin) میبینیم با توصیفاتی که بالاتر داشتیم در داستان حضور پیدا میکند اما کارگردان سریال جدید شوالیه هفت پادشاهی، نقش این شخصیت را به سم اسپرول (Sam Spruell) سپرده است. بگذریم، مکار پدرِ چهرههای مهمی در تاریخ هفت پادشاهی میشود زیرا او پدر دیرون (Diron) و ایریون (Irion) هست که یکی دائمالخمر بوده و دیگری به دیوانه بودن شهرت یافت.
همچنین ایمون (Eamon) که بعدها به استاد ایمون دیوار تبدیل شد هم پسر او محسوب میشود که از پذیرش تاج و تخت سر باز میزند و درنهایت، ایگون پنجم (Aegon V) که کوچکترین پسر اوست و با نام ایگون نامحتمل به پادشاهی میرسد، آن هم همراه با سر دانکن (Sir Duncan) بلندقامت که ماجراجوییهای بسیاری با او داشت. مرگ Maekar نیز مانند زندگیاش با بوی خون و فولاد همراه بود زیرا مکار تارگرین در سال ۲۳۳، در جریان سرکوب شورش خاندان پیک (Peake)، در قلعهی استارپیک (Starpike) و بر اثر اصابت سنگی بزرگ که از بالای دیوار قلعه پرتاب شد، جان خود را از دست داد. او تا آخرین لحظه، به جای نشستن بر تخت نرم در کینگزلندینگ، ترجیح داد در خط مقدم نبرد باشد.
Maekar Targaryen، نماد مردی است که زیر بار سنگین وظیفه، کمر خم نکرد حتی وقتی همه او را مقصر مرگ برادر دوستداشتنیاش میدانستند. مکار تارگرین ثابت کرد که برای پادشاهی، داشتن قلبی مهربان کافی نیست زیرا گاهی وستروس هم به یک آنویل نیاز دارد تا در برابر طوفانها دوام بیاورد. بنظر شما آیا او یک برادرکش بدشانس بود یا پادشاهی مقتدر که تاریخ در حقش کملطفی کرده؟ اگر او به جای بیلور زنده نمیماند، آیا وستروس سرنوشت بهتری پیدا میکرد؟ دیدگاهتان را با سایر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول


نظرات