
۴ اتفاقی که در تمام فیلمهای کریستوفر نولان رخ میدهد، از جمله شوالیه تاریکی و ادیسه
انکار این موضوع سخت است که کریستوفر نولان (Christopher Nolan) یکی از بهترین فیلمسازان زمان ما است. او سومین کارگردان پرفروش تاریخ سینما محسوب میشود. نولان نامزد دریافت هشت جایزه اسکار شده و دو جایزه را در کنار نامزدیها و بردهای متعدد دیگر برای جوایزی مانند جوایز فیلم آکادمی بریتانیا یا همان بفتا (BAFTA)، گلدن گلوب (Golden Globe) و موارد دیگر از آن خود کرده است. فیلمهای او تقریباً هر ژانری را که بتوانید تصور کنید در بر میگیرند؛ او هم به سراغ داستانهای اورجینال رفته و هم اقتباسهای سینمایی، و همواره برای داستانسرایی پیچیده خود مورد تحسین قرار میگیرد. این موضوع زمانی تحسینبرانگیزتر میشود که میبینیم بسیاری از فیلمهای او بلاکباسترهایی هستند که در زمان اکران گیشه را تسخیر میکنند. او بدون شک یکی از بزرگان عرصه فیلمسازی است.

اما حتی با وجود اینکه نولان فیلمسازی با کارنامه کاری بسیار متنوع است و داستانهای گوناگونی را در حرفه بیش از ۳۰ ساله خود روایت میکند، عناصری در کار او وجود دارد که در تمام ساختههایش پیدا خواهید کرد. اگرچه میتوانیم درباره تدوین صدا در فیلمهای نولان با هم شوخی کنیم، اما حقیقت این است که ثبات و پیوستگیهای جالبتری وجود دارد که وقتی نولان پشت دوربین است متوجه آنها میشوید. در اینجا چهار عنصر که در هر فیلم نولان پیدا میکنید آورده شده است و این لیست شامل شوالیه تاریکی (The Dark Knight) و ادیسه (The Odyssey) نیز میشود.
۴. جلوههای ویژه میدانی
این مورد کاملاً بدیهی است، اما یک چیز که در تمام فیلمهای نولان پیدا خواهید کرد، استفاده بینظیر از جلوههای ویژه میدانی است. اگرچه این فیلمساز در صورت لزوم از جلوههای ویژه کامپیوتری یا همان سیجیآی (CGI) فرار نمیکند، اما حقیقت این است که بیشتر لحظات شگفتانگیز در فیلمهای او، بهویژه در صحنه اکشن، کاملاً به صورت واقعی و میدانی انجام شدهاند. واژگون شدن کامیون در شوالیه تاریکی را یادتان هست؟ این کار کاملاً واقعی انجام شد. صحنه مبارزه دیوانهوار راهرو در فیلم تلقین (Inception) چطور؟ آنها این کار را با یک دکور خاص انجام دادند که دقیقاً برای چرخش کامل و ۳۶۰ درجه ساخته شده بود. بعد از آن هم برخورد هواپیما به ساختمان در تنت (Tenet)، انفجار بمب در اوپنهایمر (Oppenheimer) و موارد دیگر که قطعاً منظورم را متوجه میشوید.
اما چیزی که فکر میکنم واقعاً جذاب است، نحوه استفاده نولان از جلوههای ویژه میدانی در فیلم ادیسه است. در بین تمام فیلمهای او، این اثری است که فکر میکنم بسیاری از طرفداران تصور میکردند بسیار بیشتر به جلوههای ویژه کامپیوتری متکی باشد. در عوض، این کارگردان راههایی پیدا کرد تا از تکنیک پرسپکتیو اجباری در کنار سایر روشها استفاده کند تا جلوههای بصری واقعاً حماسی، صحنه اکشن عالی و موارد بیشتری را تنها با پایبندی به کارهای میدانی تحسینبرانگیز خود ارائه دهد. تماشای آن چشمگیر است و فکر کردن به نحوه ساخت آن حتی شگفتانگیزتر به نظر میرسد.
۳. ارائه حجم عظیمی از اطلاعات
شما واقعاً نمیتوانید یک فیلم نولان را بدون یک لحظه بزرگ یا حتی چند لحظه که در آن اطلاعات زیادی به مخاطب ارائه میشود، تصور کنید. فرقی نمیکند کدام فیلم باشد، معمولاً یک صحنه اصلی وجود دارد که در آن یک شخصیت در داستان، توضیح مفصلی درباره یک موضوع کلیدی ارائه میدهد. در فیلمهای علمیتخیلیتر نولان، این موضوع کاملاً منطقی به نظر میرسد. در مورد فیلم تلقین، توضیح اتفاقات در واقع بخش عمده نیمه اول فیلم را پر میکند، اما شما به آن نیاز دارید؛ زیرا جزئیاتی در توضیح کاوش در رویا وجود دارد که به شما اجازه میدهد نه تنها بفهمید شخصیتها سعی در انجام چه کاری دارند، بلکه شما را برای زمانی که اوضاع به هم میریزد و قوانین وضع شده شروع به شکستن میکنند، آماده میسازد. این یک روش مؤثر برای دگرگون کردن شرایط است، زمانی که مخاطب را با اطلاعات کافی مجهز میکنید تا فکر کنند کاملاً آماده هستند.

البته همیشه مفاهیم بزرگ علمیتخیلی نیستند که نولان برای ارائه اطلاعات از آنها استفاده میکند. در فیلم ادیسه، داستان با نوعی ارائه اطلاعات آغاز میشود، جایی که شخصیت نقال با بازی تراویس اسکات (Travis Scott) داستان اودیسه را روایت میکند. این صحنه یک روش عالی برای گنجاندن نحوه روایت داستانها در دنیای باستان است، اما در عین حال یک راه فوقالعاده برای ترکیب سبک کلاسیک نولان در ارائه اطلاعات در فیلمی است که شاید در حالت عادی انتظار آن را نداشتید.

۲. زنانی که روح و روان قهرمان را تسخیر میکنند
اگر یک ویژگی وجود داشته باشد که بتوانید در فیلم نولان روی آن حساب کنید، نقش یک زن در زندگی قهرمان داستان است. برخی ممکن است این موضوع را به عنوان کلیشه همسر مرده یاد کنند یا درباره این صحبت کنند که چگونه به نظر میرسد یک شخصیت زن در ذهن شخصیت اصلی رسوخ کرده است، اما من فکر میکنم واقعیت بسیار سادهتر از این حرفها است. هر فیلم نولان دارای یک شخصیت زن است، که معمولاً معشوقه یا معشوقه سابق شخصیت اصلی است و تأثیر بهسزایی روی قهرمان مذکور دارد؛ این تأثیر میتواند در زندگی واقعی، در خاطرات یا در رویاها اتفاق بیفتد. در یکی از فیلمهای اولیه نولان، یعنی یادگاری (Memento)، این خاطرات همسر مرده لئونارد است که او را رها نمیکند. در تلقین، مال (Mal) روح و روان کاب را تسخیر کرده است، آن هم به معنای واقعی کلمه. در ادیسه، این اودیسه است که احساسی آزاردهنده دارد مبنی بر اینکه در خانه کسی را دارد که عاشق او است. تقریباً همیشه زنی وجود دارد که به نوعی تأثیر شگرفی بر احساسات و اعمال شخصیت اصلی میگذارد.
با این حال، جالبترین مثال این موضوع ممکن است مربوط به شوالیه تاریکی باشد. ما با ریچل داوز در بتمن آغاز میکند (Batman Begins) آشنا میشویم، اما اگرچه او و بروس در نهایت به هم نمیرسند، او همچنان یک عامل مهم در زندگی، تصمیمات و حتی لحظهای است که در شوالیه تاریکی مشخص میکند بتمن برای گاتهام چه کسی است. سایه او حتی در شوالیه تاریکی برمیخیزد (The Dark Knight Rises) نیز بر سر بروس سنگینی میکند، این بار به عنوان نتیجه غم و اندوه او.

۱. شخصیت اصلی وسواسی و هدفگرا
شخصیت اصلی هر فیلم باید چیزی داشته باشد که او را به جلو هدایت کند. اگر قهرمان داستان نیروی محرکهای نداشت، واقعاً فیلم چندان جذابی از آب درنمیآمد. با این وجود، در فیلمهای نولان، شخصیتهای اصلی معمولاً مسائل را به سطح کمی بالاتری میبرند و واقعاً نسبت به جنبهای از داستان خود دچار وسواس و شیفتگی هستند. در سهگانه شوالیه تاریکی نولان این موضوع کاملاً بدیهی است. اگر داستانهای بتمن را اصلاً بشناسید، میدانید که بروس وین به شدت درگیر مبارزه خود برای عدالت است. اما این ویژگی به تمام فیلمهای نولان گسترش پیدا میکند. در تلقین، کاب میخواهد خود را رستگار کند یا حداقل راهی برای اثبات بیگناهی خود بیابد تا بتواند دوباره در کنار فرزندانش باشد. اوپنهایمر شیفته و غرق در علم خود است. در ادیسه، سطوح مختلفی از وسواس و پیگیری را برای اودیسه میبینید. او قطعاً بیقرار رسیدن به خانه است، اما در عین حال درگیر خاطرات و حافظه نیز هست، حداقل تا زمانی که حافظه خود را دوباره به دست میآورد.
اگرچه یک شخصیت اصلی وسواسی با توجه به استفاده مکرر نولان از این ویژگی در فیلمهایش ممکن است کمی غیرمعمول یا حتی دافعهبرانگیز به نظر برسد، اما نکته جالب این است که چون هر یک از فیلمهای نولان با دیگری تفاوت دارد، شما نگاهی منحصربهفرد به این موضوع پیدا میکنید که چگونه وسواس فکری میتواند یک انسان را رستگار کند یا او را به نابودی بکشاند. مطمئناً این یک تکنیک تکراری است، اما در نهایت به یک شاهکار روایی ناب تبدیل میشود.
منبع: Comicbook
چجوری دختر گاس و انیمهای باشیم؟ میزگیم با فرزاد فانی














نظرات