اپیزود دوم کلوزفرند؛ کلکلهای بامزه ژوله و الیکا عبدالرزاقی
این روزها تاکشوهای اینترنتی بیش از هر زمان دیگری دیده میشوند؛ برنامههایی که با فاصله گرفتن از فضای رسمی تلویزیون، سعی میکنند گفتوگو را به شکل سادهتر و صمیمیتری پیش ببرند. بعد از توجهی که به برنامههایی مثل گفتوگوهای امیرحسین قیاسی شد، حالا «کلوزفرند» با اجرای امیرمهدی ژوله بهعنوان تازهترین برنامه در همین فضا وارد میدان شده است. برنامهای که با همان قسمت اولش سر و صدای زیادی به پا کرد و تا امروز دو قسمت از آن منتشر شده است.
در ادامه این مطلب، قرار است سراغ تازهترین قسمت کلوزفرند با حضور الیکا عبدالرزاقی برویم و نگاهی به این گفتوگو داشته باشیم. اگر هم کنجکاوید برنامه را ببینید، میتوانید «کلوزفرند» را همین حالا و بهراحتی در سایت بازار تماشا کنید.
الیکا عبدالرزاقی؛ از کلکلهای بامزه تا خاطرات شخصی

الیکا عبدالرزاقی: «مجری مجبورمان کرد ازدواج کنیم»
قسمت دوم «کلوزفرند» از همان ساعات اول انتشارش واکنشهای مختلفی گرفت؛ از تعریف و خنده گرفته تا نقد و حتی دلخوری. گفتوگوی ژوله و الیکا عبدالرزاقی پر از شوخیها و کلکلهای بامزه است و از همان ابتدا فضای راحت و سرحالی به برنامه میدهد. این هماهنگی باعث میشود بحثها خیلی روان جلو بروند و گفتوگو اصلاً حالت رسمی و خشک نگیرد. یکی از خاطرههایی که خیلی سریع در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد، داستان آشنایی و ازدواج الیکا عبدالرزاقی با امین زندگانی بود؛ خاطرهای که خودش با شیطنت تعریف میکند و پای یک اشتباه بامزه را وسط میکشد.
عبدالرزاقی تعریف میکند که در یک برنامه تلویزیونی در اصفهان به نام زایندهرود، مجری به اشتباه رو به آنها گفته بود: «ما اینجا یک تازه عروس و داماد داریم!» همین جمله ساده، به گفته خودش، مسیر زندگیاش را عوض کرد. او میگوید بعد از برگشتن امین زندگانی به تهران، همان شوخی باعث شد که امین «مجبور» شود به خواستگاریاش بیاید و ماجرا خیلی جدیتر از یک اشتباه ساده تلویزیونی شود. همین خاطرهها و روایتهای بیواسطه، یکی از نقاط قوت این اپیزود است و باعث میشود گفتوگو حالت ساختگی نداشته باشد.
البته همه واکنشها هم مثبت نبود. بخشی از گفتوگو که به خاطره فوت پدر الیکا عبدالرزاقی برمیگردد، برای بعضی از مخاطبان خیلی خوشایند نبود. او تعریف میکند که پدرش دقیقاً در شب زلزله رودبار، اما در شهر رشت و به دلیل مشکل قلبی فوت کرده و بعدها خیلیها به اشتباه فکر میکردند زیر آوار جان باخته است. عبدالرزاقی این سوءتفاهم تلخ را با خنده و لحنی شوخطبعانه تعریف میکند؛ به طوری که ژوله هم نمیتواند به آن نخندد! شوخیای که برای عدهای طبیعی و خندهدار و برای بعضی شاید آزاردهنده باشد.
در کنار شوخیها، الیکا عبدالرزاقی سراغ خاطرات کاریاش هم میرود؛ از همکاری هیجانانگیز با مهران مدیری در «باغ مظفر» گرفته تا سختیها و اذیتها سر پروژهی «قهوه تلخ». در مجموع، این قسمت «کلوزفرند» پر است از شوخیهای ریز، خاطرههای شخصی و کلکلهای دوستانه میان ژوله و عبدالرزاقی. اگر از طرفداران گفتوگوهای خودمانی و این جنس برنامهها هستید، احتمالاً این اپیزود هم میتواند برایتان سرگرمکننده باشد. اگر این قسمت را دیدهاید، نظرتان چیست؟ تجربهتان از این گفتوگو را با ما در میان بگذارید.
منبع: مجله بازار
پیشنهادیهای گیمینگ امید لنون که نباید از دست بدی
نظرات