مقایسه سهگانهی رضا عطاران با سهگانهی مهران مدیری
به نظر شما کمدی رضا عطاران موفقتر است یا مهران مدیری؟ جواب این سوال را نمیخواهد در همین ابتدا بدهید، پیشنهاد من به شما عزیزان این است که فعلاً کمی صبر کنید تا مقایسهای میان این دو کارگردان بزرگ در مجله بازار برگزار شود و بعد بهسراغ پاسخ دادن بروید.
مهران مدیری و رضا عطاران، دو تن از بهترین کارگردانهای سینمای ایران در ژانر کمدی هستند، عطاران و مدیری در طول این چند سال که در سینما فعالیت دارند، آثار موفق و پرطرفدار کم نساختهاند البته این موضوع برای رضا عطاران خیلی صدق نمیکند چون تعداد ساختههای او، خیلی کمتر است نسبت به سریالهای مهران مدیری. منباب این موضوع، ما برای اینکه مقایسهی کاملاً برابری داشته باشیم تا کمترین مشکلی پیش بیاید، از ساختههای رضا عطاران، سه سریال و از ساختههای مهران مدیری نیز سه سریال انتخاب کردیم تا همهچیز بهطور عادلانه در این مقاله پیش برود.
شبهای برره
سریال شبهای برره، یکی از بهترین ساختههای مهران مدیری است که یک جهان خیالی را بهتصویر کشیده، داستان در این مجموعهی کمدی، از جایی شروع خواهد شد که یک خبرنگار بهاسم کیانوش، مقالهای را چاپ میکند که از نظر حکومت دارای مشکل است. کیانوش بعد از چاپ این مقاله توسط نیروهای حکومتی دستگیر میشود، او زمانی که بهعمق این فاجعه پی میبرد و متوجهی این میشود که چه سرنوشت شومی در انتظارش است. از یک فرصت بدست آماده تمام استفادهاش را میکند و از چنگ سربازها میگریزد. بعد از این فرار، کیانوش مسیرش را گم میکند و بهطور اتفاقی وارد روستایی میشود که همهچیز در آنجا با دیگر نقاط کشور تفاوت دارد. کیانوش زمانی که با برره و مردمانش آشنا میشود، در ابتدا سعی دارد از آنجا فرار کند اما او نهتنها موفق نمیشود بلکه در آنجا میماند و برای خودش یک زندگی جدید تشکیل میدهد.
مرد هزارچهره
مرد هزار چهره، یکی دیگر از بهترین سریالهای مهران مدیری است که در سینمای ایران نظیر ندارد. داستان مرد هزار چهره همانطور که از نامش مشخص است، مربوط به زندگی فردی میشود که چندین چهرهی متفاوت دارد. ماجرا در این سریال از جایی شروع خواهد شد که مسعود شصتچی در موقعیتهای مختلفی قرار میگیرد که اصلاً دوست ندارد در آن مکانها باشد. جناب شصتچی، هیچگاه نمیخواست چنین چیزی را تجربه کند اما شباهتهای بسیارش با شخصیتهای مدنظر، باعث میشد تا او هر بار نقش انسانهای مختلف را بازی کند. سریال مرد هزار چهره یکی از معدود ساختههای مهران مدیری است که برای او دنبالهای به اسم مرد دوهزار چهره نیز ساخته شده. تا فراموش نکردم، این نکته را اضافه کنم که مرد سههزار چهره هم قرار است ساخته شود تا در شبهای عید، از تلویزیون پخش شود.
پاورچین
سریال پاورچین، سومین ساخته از مهران مدیری است که ما در این لیست نام او را قرار دادیم. این مجموعهی ۹۰ قسمتی یکی دیگر از ساختههای کمدی مهران مدیری برای تلویزیون است که مخاطبان زیادی را در زمان پخش، مجذوب خودش کرده. سریال پاورچین با ارائهی داستانی اقتباس گرفته از مجموعهی فرندز، قصههایی را روایت خواهد کرد که در یکسر آن فرهاد و در سرهای دیگرش، شخصیتهای مختلف قرار دارند. فرهاد یک فرد کارمند است که بدون هیچ دردسری با همسرش مهتاب زندگی میکند، همه چیز برای این زوج جوان، در ابتدای داستان معمولی پیش میرود اما بهیکباره، این قضیه با اضافه شدن دیگر شخصیتها تغییر پیدا میکند. زمانی که کاراکترهای جدید وارد زندگی فرهاد و مهتاب میشوند، آنها دیگر نمیتوانند مثل گذشته زندگی کنند، چون این افراد مشکلاتی را بههمراه خود میآوردند که روند زندگی این خانواده را دچار اختلال میکند.
خانه به دوش
باتوجه به اینکه سهگانهی مهران مدیری به پایان رسید، حال نوبت به سهگانهی رضا عطاران میرسد تا اولین اثر او یعنی خانه به دوش را معرفی کنیم. داستان سریال خانه به دوش، از جایی شروع خواهد شد که آقا ماشالا، به این فکر میفتد که برای کار به خارج از کشور برود. ماشالا برای اینکه از کشور خارج شود، در ابتدا با مخالفتهای همسرش روبهرو میشود اما درنهایت او را راضی میکند تا برای کار به مالزی برود. زمانی که ناهید رضایت میدهد، همسرش از ایران خارج شود، آقا ماشالا خیلی سریع تمام سرمایهاش را به آقای بیات میدهد تا او مقدمات سفرش را فراهم کند. بعد از اینکه همهی کارها انجام میشود، آقا ماشالا به فرودگاه میرود تا کشور را ترک کند اما متاسفانه این اتفاق نمیفتد و او دست از پا درازتر بازمیگردد. ماشالا خان، زمانی که متوجه میشود، هیچ پروازی در کار نبوده و آقای بیات چه کلاه بزرگی سرش گذاشته، روی بازگشت به خانه را ندارد، بههمین خاطر بهطور مخفیانه در تهران میماند تا بههمراه دوستش احمد، بیات را پیدا کنند.
متهم گریخت
متهم گریخت، دومین سریال از سهگانهی رضا عطاران است که همچنان پخش آن در ماه رمضانها ادامه دارد. داستان در این ساختهی بسیار جذاب از جایی شروع میشود که هاشم آقا، طبق معمول در محل کارش سکته میکند. سرور خانم، زمانی که متوجهی این قضیه میشود، سعی دارد با پیدا کردن یک کار سبک برای همسرش در تهران، این مشکل را حل کند اما هاشم آقا با او مخالفت میکند. با گذشت مدتی از این قضیه، هاشم آقا درنهایت میپذیرد که زندگیاش را از شهرستان به تهران منتقل کند. هاشم خان، وقتی به تهران میرسد، با خودش فکر میکند که مشکلاتش تمام شده و دیگر خبری از آنها نیست اما همهی اینها فقط یک خیال است، چون او با ورودش به تهران، درگیر مشکلاتی خواهد شد که هیچگاه در زندگیاش آنها را تجربه نکرده است.
بزنگاه
بزنگاه، آخرین سریال از سهگانهی معروف عطاران و آخرین ساختهی او برای تلویزیون است. رضا عطاران پس از ساخت سریال بزنگاه، بهدلایل مشکلاتی که برایش بهوجود میآید، از تلویزیون خداحافظی میکند و دیگر هیچ سریالی نمیسازد. شاید اگر این وداع زودهنگام صورت نمیگرفت، الان میبایست ساختههای بیشتری از رضا عطاران را بررسی میکردیم. از این قضیه بگذریم و بهسراغ داستان سریال بزنگاه برویم، قصه در این مجموعهی کمدی از جایی شروع خواهد شد که حاج احمد، پدر خانوادهی پرور فوت میکند. بعد از این قضیه، فرزندان او برای اینکه حق پدر را بهجا بیاورند، خیلی زود به سراغ تقسیم ارث و میراث میروند اما دست خالی بازمیگردند، چون حاج احمد، پیش از مرگش تمامی اموالش را فروخته تا فرزندانش هنگام تقسیم ارث و میراث بهمشکل برنخورند.
مقایسهی کمدی رضا عطاران با مهران مدیری
من در ابتدا، بهترین سریالهای این دو کارگردان را به شما عزیزان معرفی کردم تا در بخش مقایسه، کار آسانتری داشته باشیم. اگر بخواهم یکراست بهسراغ اصل ماجرا بروم، باید بگویم: کسانی که عمدتاً سریالهای عطاران و مدیری را تماشا میکنند، بهخوبی به این قضیه واقف هستند که ساختههای رضا عطاران، زندگی افراد سطح پایین جامعه را پوشش میدهد. در طرف مقابل، آثار مهران مدیری اصلاً به این سطح کاری ندارد و بیشتر حول محور زندگی افرادی میچرخد که در درجات بالای جامه قرار دارند. این قضیه یکی از موضوعاتی است که باعث خواهد شد، آثار این دو کارگردان در مقابل هم متفاوت بهنظر برسند.
در تکمیل صحبتهای بالا، بد نیست به موضوعات دیگری نظیر ریتم سریالها و نوع طنز آنها نیز اشاراتی داشته باشیم. به نظر من اکثر ساختههای مهران مدیری، دیالوگ محور هستند و با شوخیهای کلامی پیش میروند. این موضوع در سریالهای رضا عطاران، آنچنان بهچشم نمیآید، چون او ساختههایش را با ریتمی آرام و قصهمحور طراحی میکند. اگر بخواهم این مقایسهی کوتاه را خیلی طولش ندهم و زودتر کار را جمع کنم، باید به این نکته هم اشاره داشه باشم که طنز رضا عطاران، کاملاً صمیمانه و انسانی است اما طنز مدیری اینطور نیست. مهران مدیری، تمام تمرکزش روی ساخت سریالهای کمدی است که با آنها بتواند، انتقادها و اعتراضات مردم را نشان دهد.
باتوجه به اینکه به انتهای معرفی آثار و مقایسه سهگانهی رضا عطاران با سهگانهی مهران مدیری رسیدیم، حالا دوست دارم پاسخ سوالی که در ابتدای مقاله پرسیدم را بدهید. من جوابم نسبت به این پرسش، قطعاً رضا عطاران است، علت اینکه من سریالهای رضا عطاران را انتخاب کردم، بیشتر به این خاطر است که ساختههای او تاریخ انقضا ندارند و هر بار که پخش میشوند، تکراری بهنظر نمیرسند. از نظر من سریالهای مهران مدیری از چنین قابلیتی برخوردار نیستند، بههمین خاطر، من ساختههای او را انتخاب نمیکنم. نمیدانم شما هم چنین نظری دارید یا نه اما خوشحال میشوم، دیدگاه خودتان را نسبت به این قضیه و سوال ابتدایی مقاله با ما به اشتراک بگذارید تا در پایان بفهمیم، طرفداران کدام کارگردان بیشتر هستند.
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات