
از همان روزهای نخست تابستان ۲۰۲۶، دنیای انیمه میزبان عناوین جدید و متنوعی بوده است، اما در این میان، یک نام بیش از بقیه سر و صدا به پا کرده و به عنوان جانشین معنوی سولو لولینگ (Solo Leveling) بر سر زبانها افتاده است. سولو لولینگ، این انیمه مدرن و اقتباسی از مانهوایی به همین نام، با یک ایده جذاب توانست جایگاه خود را در دل طرفداران باز کند: قهرمانی که پس از دریافت یک شانس دوباره، به لطف یک سیستم قدرت مرموز، قدم در مسیر تکامل میگذارد. در طول دو فصل اول این سریال، ما شاهد رشد تدریجی شخصیت اصلی یعنی سونگ جینوو بودیم؛ روندی که در پایان فصل دوم او را به قویترین فرد سرزمینش تبدیل کرد. در تمام این مدت، جینوو با چالشها و سختیهای طاقتفرسایی دستوپنج نرم میکرد و همین موضوع باعث میشد تا هر بار که سطح او ارتقا پیدا میکرد، مخاطب با تمام وجود این موفقیت را احساس کند و آن را ارزشمند بداند.

با این پیشزمینه، زمانی که انیمه پادشاه مقبره دزدها (Tomb Raider King) با یک سیستم قدرت اسرارآمیز مشابه روی کار آمد و با فرستادن سئو جوهون (شخصیت اصلی داستان) به گذشته، شانس دوبارهای به او داد، بسیاری انتظار داشتند که شاهد همان روند پیشرفت تدریجی باشیم. اما برخلاف انتظار، به محض اینکه سئو جوهون به گذشته برگشت، سریال روی دور تند افتاد و او یکی پس از دیگری به موفقیتهای بزرگ رسید، آن هم بدون اینکه با مانع یا شکست خاصی روبرو شود. در واقع، هر دستاوردی که در سولو لولینگ نیازمند زمان، تلاش و خوندل خوردن بود، در پادشاه مقبره دزدها در یک چشم به هم زدن و مثل یک هدیه به شخصیت اصلی تقدیم شد. این روند سریع میتوانست به پاشنه آشیل سریال تبدیل شود، اما خوشبختانه، قسمتهای اخیر بالاخره ترمز این قطار سریعالسیر را کشیدند. با معرفی یک شرور اصلی و بسیار قدرتمند برای سئو جوهون، داستان بالاخره آن جاذبه و جدیت لازم را برای یک ماجراجویی انتقامجویانه پیدا کرده است.
پادشاه مقبره دزدها سرعت داستان را کم میکند تا به آن عمق ببخشد
در قسمت هفتم انیمه پادشاه مقبره دزدها، داستان دقیقاً از نقطه اوج قسمت قبل ادامه پیدا میکند؛ جایی که جوهون موفق شده است کوون تهجون، مدیرعامل شرکت TKBM، را به زانو درآورد. کوون همان کسی است که در آینده، با انحصارطلبی در بازار آثار باستانی (Relics) و رفتار بردهوار با جوهون، زندگی او را به یک جهنم تمامعیار تبدیل کرده بود. با به زانو درآوردن او، اینطور به نظر میرسید که جوهون بالاخره انتقام شیرین خود را گرفته است. از آنجا که او حتی سابقه مبارزه با خدایان مصری (همان موجوداتی که ظاهراً عامل پیدایش مقبرهها و آثار باستانی هستند) را هم در کارنامه داشت، این حس به مخاطب القا میشد که جوهون خیلی زود به سقف قدرتی رسیده که قهرمانان داستان معمولاً در اواخر سریال به آن دست پیدا میکنند. حتی در اثری مثل سولو لولینگ که سرعت پیشرفت قهرمانش بسیار بالا بود، زمان قابل توجهی طول کشید تا جینوو بتواند بر قله قدرت کشورش بایستد.
اما ورق برمیگردد! جدیدترین قسمت انیمه فاش میکند که کوون تهجون به این سادگیها از میدان به در نمیشود. در حقیقت، او درست مثل آشیل، جنگجوی افسانهای یونان، عملاً رویینتن و جاودانه است و تنها یک نقطه ضعف مخفی دارد؛ نقطه ضعفی که جوهون هنوز نتوانسته آن را پیدا کند. با این چرخش داستانی هوشمندانه، کوون همچنان جایگاه خود را به عنوان بزرگترین سد راه جوهون حفظ میکند. حضور چنین مانع سرسختی برای پیشبرد پیرنگ داستان کاملاً حیاتی است، چرا که هسته اصلی ماجراجویی جوهون بر پایه انتقام بنا شده و یک انتقام بدون چالش، هیچ جذابیتی برای بیننده ندارد. علاوه بر این، در همین قسمت شاهد معرفی یک شخصیت کلیدی دیگر هستیم که قرار است در این مسیر پرفراز و نشیب، یار و یاور جوهون باشد. این شخصیت کسی نیست جز یو جهها، متخصصی که حتی در ترمیم پیچیدهترین آثار باستانی نیز تبحر دارد. جوهون با زیرکی تمام به یو جهها نشان میدهد که کوون، دشمن خونی هر دوی آنهاست و بدین ترتیب، یک اتحاد قدرتمند شکل میگیرد.
پادشاه مقبره دزدها از همان قسمت اول با ریتمی تند و نفسگیر آغاز شد و با در اختیار گذاشتن قابلیتهای شگفتانگیز به قهرمان خود در همان ابتدای کار، دانسته یا ندانسته خود را در معرض مقایسه با سولو لولینگ قرار داد. اما هرچه جلوتر میرویم، تفاوتهای بنیادین این دو اثر بیشتر نمایان میشود. پادشاه مقبره دزدها در تار و پود خود یک داستان تاریک و انتقامجویانه است، در حالی که سولو لولینگ بیشتر حول محور ایستادگی، غلبه بر موانع و کمک به انسانها میچرخد.

برای طرفدارانی که این اثر را انیمه جدید شبکه کرانچیرول و جایگزینی برای روزهای غیبت سولو لولینگ میدانستند، بسیار مسرتبخش است که میبینند این سریال در حال پیدا کردن مسیر اختصاصی خودش است. پادشاه مقبره دزدها دیگر نیازی ندارد که برای خلق صحنههای اکشن و به اصطلاح خفن، داستان را با سرعت غیرمنطقی پیش ببرد؛ بلکه حالا ترجیح میدهد با گسترش دنیای داستانی، عمیقتر کردن روابط و معرفی چالشهای واقعی، هویت مستقلی بسازد و به عنوان اثری متمایز در ذهن مخاطبان حک شود.
منبع: Comicbook
چرا بازیهای قدیمی جالبتر بودن؟ پرونده با امید لنون













نظرات