۱۰ دلیلی که باید سه گانه بتمن نولان را باز هم ببینیم
سهگانه شوالیه تاریکی یکی از بزرگترین سهگانههای تاریخ سینما به شمار میرود که بخش زیادی از این موفقیت را مدیون فیلم «شوالیه تاریکی» است. کریستوفر نولان با مهارت تمام داستانی از بتمن خلق کرد که به شدت با مخاطبان ارتباط برقرار کرد. در نقش اصلی، کریستین بیل به شکلی غیرمنتظره سهگانه را هدایت میکند. اگر مخاطبان به دنبال تماشای بیشتر از دنیای بتمن هستند، دلایل زیادی وجود دارد که این سهگانه حماسی را دوباره مرور کنند. با شرح این دلایل همراه مجله بازار باشید.
داستانی حماسی برابر با انتظارات مخاطبان
فیلم Batman Begins شخصیت بتمن را به مسیری برد که طرفداران قبلاً حتی تصورش را هم نمیکردند، اما در نهایت عاشق آن شدند. در این فیلم، بروس وین برای آغاز حرفهاش در مبارزه با جرم و جنایت، به لیگ قاتلان میپیوندد؛ گروهی از بهترین نینجاهای قاتل جهان که تحت رهبری شرور داستان، رأسالغول، فعالیت میکنند. اگرچه این تحول به نظر سریع میآید، اما داستان پیدایش بتمن به شکلی درخشان و با دقت بسیار روایت شده است. کریستوفر نولان اطمینان حاصل میکند که این شخصیت به شایستگی شهرت برجستهاش به تصویر کشیده شود.
پس از بازگشت به گاتهام، بروس وین مسیری جذاب را برای تبدیل شدن به شوالیه تاریکی آغاز میکند. او ابتدا خود را به عنوان یک میلیاردر خوشگذران گاتهام معرفی میکند و با دنیای زیرزمینی تاریک شهر که تحت کنترل افرادی مانند کارماین فالکونی است، آشنا میشود. سپس او یک پایگاه مخفی زیر عمارت خود ایجاد میکند و لباسی با استانداردهای نظامی میسازد که از ترسهای کودکیاش الهام گرفته شده است. یکی از دلایل بازبینی این سهگانه، تجربه دیدن لحظات هیجانانگیز بروس وین در پذیرش نقاب و هویت بتمن است.
حضور قابل ستایش جیم گوردون
گری اولدمن یکی از باتجربهترین بازیگران هالیوود است که با بازیهای درخشانی در فیلمهایی مانند دراکولای برام استوکر، تاریکترین لحظه و عنصر پنجم شهرت یافته است. اما نقشآفرینی او به عنوان کمیسر جیمز گوردون در سهگانه شوالیه تاریکی یکی از احساسیترین و واقعگرایانهترین اجراهای این مجموعه به شمار میرود. در اسطورهشناسی بتمن، جیم گوردون همیشه یکی از قابلاعتمادترین و قهرمانانهترین شخصیتها بوده است و این ویژگیها در Batman Begins به خوبی به نمایش گذاشته شده و در ادامه سهگانه نیز حفظ میشود.
جیم گوردون همان کسی بود که پس از قتل والدین بروس وین، او را به امنیت رساند. در فیلمهای شوالیه تاریکی، جیم گوردون به اندازه خود بروس وین نقشی کلیدی در داستان بتمن ایفا میکند. به نوعی، گوردون بهصورت غیرعمد بتمن را به وجود آورد تا کاری را انجام دهد که خودش قادر به انجامش نبود. در طول این سهگانه، بهویژه در Batman Begins، میبینیم که او در مقابله با بیعدالتی در یک سیستم فاسد چقدر ناتوان است. اما به لطف بتمن، جیم گوردون میتواند در کنار شوالیه تاریکی، در جبهه قانونی با جرم و جنایت مبارزه کند.
بازگشت حماسی و به یادماندنی بتمن در The Dark Knight Rises
اگرچه The Dark Knight Rises به عنوان نقطه ضعف این سهگانه در نظر گرفته میشود، اما همچنان در مقایسه با بسیاری از فیلمهای دیگر یک اثر فوقالعاده است. این فیلم داستان بازگشت حماسی بتمن به گاتهام را روایت میکند، جایی که او با شرور جدیدی به نام بین، با بازی تام هاردی، به مبارزه میپردازد. در میانه فیلم، بین طبق داستانهای کمیک، بتمن را میشکند. مانند شهر گاتهام، بروس وین نیز شکسته و شکستخورده به یک زندان غیرقابل فرار تبعید میشود و در آستانه مرگ قرار میگیرد.
در این بخش از فیلم، مخاطب بتمن را در پایینترین نقطه زندگیاش میبیند. او احساس میکند بازگشت به گاتهام و نجات خیابانها از سلطه ترسناک بین غیرممکن است. اما بروس وین به لطف زندانیان مهربان، توانایی خود را بازیابی میکند. او به تدریج دوباره به اوج میرسد و در صحنهای هیجانانگیز که تماشاگران را مجذوب خود کرده، از زندان فرار میکند. بازگشت او به گاتهام حتی تأثیرگذارتر است؛ جایی که بروس وین جان تازهای به بتمن میبخشد و با هشداری آتشین به بین اعلام میکند که شوالیه تاریکی در راه است.
بروز شدن لیست اشرار و دشمنان بتمن
شخصیتهای شرور در سهگانه شوالیه تاریکی از جذابترین و بهیادماندنیترین شخصیتهای سینمای مدرن هستند. کریستوفر نولان هر یک از این شرورها را با فلسفهای منحصربهفرد طراحی کرده است، بهطوری که آنها نه تنها تهدیدهای فیزیکی بلکه چالشهای روانی بزرگی برای بتمن به شمار میروند. بازی هیث لجر در نقش جوکر در فیلم شوالیه تاریکی یک شاهکار در نمایش هرجومرج است. تمایلات آنارشیستی جوکر، گاتهام و قهرمانش را تا مرز نابودی پیش میبرد. غیرقابل پیشبینی بودن و تمایل او به ایجاد ویرانی بدون هیچ انگیزه مشخصی، او را به یکی از ترسناکترین و فراموشنشدنیترین دشمنان تبدیل کرده است.
در Batman Begins، رأسالغول بهعنوان یک آنتاگونیست ایدئولوژیک معرفی میشود که باور دارد گاتهام باید از طریق نابودی پاکسازی شود. او از دیدگاه ارزشها و اصول، بتمن را چالش میکشد. تام هاردی در نقش بین در The Dark Knight Rises این روند را ادامه میدهد و با استفاده از نیروی بدنی و استراتژی، بتمن را از نظر جسمی و روانی تحت فشار قرار میدهد و بروس وین را به چالش میکشد. هر یک از این شرورها بتمن را مجبور میکنند تا با محدودیتهای خود روبهرو شود و در نتیجه تضادهای غنی و چندبعدی ایجاد میکنند که سهگانه را به یک دستاورد سینمایی بیزمان تبدیل میکند.
آهنگسازی بینظیر هانس زیمر
برخی از مهمترین بخشهای ساخت فیلم گاهی اوقات بیش از حد نادیده گرفته میشوند. یکی از جنبههایی که تماشاگران معمولاً از آن غافل میشوند، قدرتی است که یک موسیقی فیلم عالی بر روی مخاطب دارد. موسیقی میتواند یک فیلم بزرگ را به اوج ببرد یا آن را خراب کند، چه با استفاده از قطعات معروف یا آثار کاملاً جدید و اصیل. هانس زیمر یکی از چهرههای برجسته موسیقی فیلمهای معاصر است که آثارش برای دههها با مخاطبان ارتباط برقرار کرده است. کار او در سهگانه شوالیه تاریکی به عنوان یکی از بهترین آثارش شناخته میشود.
هانس زیمر و کریستوفر نولان در گذشته همکاریهای گستردهای در فیلمهایی همچون Interstellar ،Inception و Dunkirk داشتهاند. موسیقی زیمر را میتوان در فیلمهایی مانند دزدان دریایی کارائیب، رنگو، Dune و Megamind شنید. تعداد بیشمار آثار محبوب زیمر احساسات قوی را در مخاطبان سراسر جهان برانگیخته است. در فیلمهای شوالیه تاریکی، زیمر برخی از بهترین آثار خود را خلق کرده و با هر قطعه، احساس حماسه و بزرگی را به هر صحنه میبخشد.
روایت خارقالعاده نولان
داستانپردازی کریستوفر نولان در سهگانه شوالیه تاریکی سینمای ابرقهرمانی را با قرار دادن دنیای بزرگتر از زندگی بتمن در یک فضای خاکی و واقعگرایانه، بازتعریف کرد. او با مهارت تمام، مضامین پیچیدهای چون ترس، هرجومرج و ابهام اخلاقی را در داستان میبافد و فیلمها را فراتر از بلاکباسترهای معمولی که بر اکشن تمرکز دارند، ارتقا میدهد. استفاده نولان از داستانگویی غیرخطی، بهویژه در Batman Begins، امکان بررسی عمیقتری از تحول بروس وین به بتمن را فراهم میآورد. این امر باعث میشود که سفر او شخصیتر و قابل لمستر به نظر برسد. شرورهای نولان تنها آنتاگونیست نیستند، بلکه تضادهای ایدئولوژیک هستند که بروس را مجبور میکنند با چالشهای اخلاقی بودن یک قهرمان در دنیای فاسد روبهرو شود.
نولان همچنین توازن بینظیری میان صحنههای بزرگ و اپرایی با لحظات شخصی و صمیمی شخصیتها برقرار میکند، بهطوری که هر درگیری هم حماسی و هم عمیقاً شخصی احساس میشود. در شوالیه تاریکی، تمرکز او بر نبرد روانی رو به رشد بین بتمن و جوکر، تنشهایی ایجاد میکند که روایت فیلم را به پیش میبرد، در حالی که The Dark Knight Rises سهگانه را با داستانی از رستگاری و میراث به پایان میرساند. داستانگویی نولان تأثیر ماندگاری بر جای میگذارد و این سهگانه را به یک دستاورد تعریفکننده در سینمای مدرن تبدیل میکند.
درخشش کلین مورفی در نقشش
از زمان این سهگانه، شهرت کیلین مورفی در هالیوود رشد زیادی داشته است. بخشی از این شهرت به خاطر ایفای نقش برنده جایزه اسکار او در Oppenheimer است که آن هم توسط کریستوفر نولان کارگردانی شده. مورفی به یک بازیگر پرتقاضا در سطح فرهنگی تبدیل شد. یکی از نخستین نقشهای مهم او که او را به مخاطبان معرفی کرد، نقش دکتر جاناتان کرین، معروف به «اسکر کرو» بود. برای تمام شرورهایی که نولان میتوانست به داستان اضافه کند، اسکر کرو قطعاً یکی از ایدههای عجیبتر و متفاوتتر بود. با این حال، با داستانگویی درخشان نولان و بازی بینظیر مورفی، این انتخاب بهخوبی جواب داد.
در راستای شروع کردن موج جرم و جنایتش در Batman Begins، اسکر کرو با سم ترس خود گاتهام را به وحشت میاندازد، تنها برای اینکه در نهایت با یک شوک الکتریکی ساده شکست بخورد. با اینکه از نظر فیزیکی با شوالیه تاریکی همتراز نیست، اسکر کرو توانست در گاتهام شهرتی برای خود دست و پا کند. پس از آن، او در هر دو دنباله فیلمهای بعدی حضور کوتاهی داشت. در ابتدای شوالیه تاریکی، بتمن دوباره او را متوقف میکند. در The Dark Knight Rises پس از آنکه بین زندانیان آرکهام را آزاد میکند، او از زندان فرار میکند. اگرچه او لزوماً در کانون توجه قرار نمیگیرد، اما اسکر کرو مورفی بهراحتی میتواند به عنوان یکی از بهترین دشمنان بتمن شناخته شود.
نمایش سقوط شخصیت هاروی دنت
از نظر داستانگویی، دوچهره بزرگترین و غمانگیزترین دشمن بتمن است. او اغلب به عنوان فردی که ابتدا در مسیر درست قانون قرار دارد، به تصویر کشیده میشود، اما متاسفانه به دلیل شرایط بیرحمانه و بیوقفه جرم و جنایت در گاتهام، به دنیای شرارت کشیده میشود و این در شوالیه تاریکی هم تفاوتی ندارد. هاروی دنت، یکی از بهترین دادستانهای گاتهام که توسط آرون اکهارت، بازیگر نادیدهگرفتهشده و شگفتانگیز، ایفا میشود، همانطور که بتمن، بزهکاران را از پا میاندازد، آنها را به سرعت به زندان میفرستد. دنت در حال قرار ملاقات با عشق قدیمی بروس وین، ریچل داوز است. تنها کسی که قادر بود دنت را شکست دهد، همین طور که انتظار میرفت، جوکر بود.
پس از به دام انداختن دنت و داوز، جوکر بتمن را وادار میکند که یکی از آنها را نجات دهد. متاسفانه، بتمن فریب میخورد و به جای نجات داوز، دنت را نجات میدهد که در نهایت باعث مرگ داوز و زخمی شدن دنت میشود. به دلیل تروما و زخمهای سنگینی که بر بدنش وارد میشود، هاروی دنت به دوچهره تبدیل میشود که با جلوههای ویژه شگفتانگیز و بازی فوقالعاده اکهارت به زندگی میآید. نزول هاروی دنت به دنیای شرارت، حقیقتاً قلب آن چیزی است که شوالیه تاریکی را به یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما تبدیل میکند.
تعریف دوران جدیدی برای بتمن توسط کریستین بیل
بتمن شخصیتی است که اجرای آن دشوار است. به دلیل شهرت سرد و محاسبهگر او، آوردن ایدههای جدید و هیجانانگیز به این شخصیت کار سختی است. بازیگرانی مانند وال کیلمر و جورج کلونی در گذشته در این زمینه با چالشهایی روبرو بودهاند. از زمان انتشار شوالیه تاریکی، بازیگرانی مانند بن افلک نیز در تلاش بودهاند که بتمن را منحصر به فرد و هیجانانگیز نشان دهند. با این حال، کریستین بیل از نقش تعیینکننده مایکل کیتون بهطور فوقالعادهای استفاده کرده است و به شیوههایی که تأثیرات دائمی بر شهرت بتمن گذاشته، این شخصیت را به شکلی جدید و پرقدرت به تصویر کشیده است.
مانند کیتون، بیل شخصیتی ساکت، تاریک و ترسناک میآفریند که خیابانهای گاتهام را تسخیر میکند. با این حال، بیل همچنین توانسته است شخصیت خاصی به نسخه خود از بروس وین ببخشد. به غیر از سریالهای انیمیشنی و نسخه متفاوت بتمن دهه ۱۹۶۰، از زمان کمیکها اینقدر داستان به بروس وین افزوده نشده بود. یکی از بزرگترین افزودنیهای بیل به اسطوره بتمن احتمالاً صدای خشدار اوست. این اجرا تأثیر زیادی بر رسانههای ابرقهرمانی گذاشته و رویکرد خالقان به شخصیت بتمن را برای همیشه تغییر داده است.
حضور به یاد ماندنی هیث لجر در نقش جوکر
بدون شک یکی از بزرگترین جنبههای سهگانه نولان، بازی بینظیر هیث لجر در نقش شاهزاده دلقک جرم بود. لجر نه تنها کمدی و بیرحمی مورد نیاز جوکر را به تصویر کشید، بلکه شخصیتی خلق کرده که برای همیشه شهرت او را تعریف میکند. لجر و نولان با هم همکاری کردند تا یک مغز متفکر جنایی بسازند که درست به اندازه کافی استعداد دراماتیک داشته باشد. در دومین فیلم از سهگانه شوالیه تاریکی، جوکر بهترین آنتاگونیست ممکن بود.
جوکر پیش از بازی هیث لجر تنها دو بار دیگر در رسانههای لایو-اکشن ظاهر شده بود. سزار رومرو در فیلم بتمن ۱۹۶۶ بهطور عملی تعریفی از شاهزاده دلقک جرم و کمدی ارائه کرد و در کنار شخصیتهایی مانند ریدلر، پنگوئن و کتوومن قرار گرفت. سپس در ۱۹۸۹، جک نیکلسون این نقش را پذیرفت و لبهای تاریکتر مشابه یک گنگستر به شخصیت جوکر داد. در ۲۰۰۸، هیث لجر هر صحنه را به گونهای خلق کرد که قابل بازبینی باشد. جوکر پس از انتشار شوالیه تاریکی دوباره و دوباره امتحان شده است، اما هیچکس نتوانسته است از اجرای برنده اسکار هیث لجر پیشی بگیرد.
نظر شما درمورد این ساگانه بتمن چیست؟ به نظر شما چه دلایل دیگری وجود دارند که میتوان این سه گانه را تماشا کرد؟ مهمترین دلیل از نظر شما چیست؟ نظراتتان را با ما به اشتراک بگذارید.
منبع: CBR
چرا اساسینز کرید و یوبیسافت رو دیگه دوست نداریم؟ میزگیم با ویبهد و شایان
نظرات