
موفقیت عظیم و جهانی انیمه شیطانکش بیش از هر عاملی مدیون اقتباس تماشایی استودیو یوفوتیبل (Ufotable) است. گرچه نسخه مانگا نیز در جایگاه خود اثر موفقی به حساب میآمد، اما جادوی انیمه بود که آن را به قله شهرتی رساند که پیش از آن کمتر اثری توانسته بود تجربه کند. با وجود تردیدها و بحثهای فراوانی که در ابتدا پیرامون ساخت یک سهگانه سینمایی برای اقتباس آرک قلعه ابدی (Infinity Castle Arc) شکل گرفت، قسمت نخست به رکوردی تاریخی دست پیدا کرد و به احتمال زیاد دو قسمت بعدی نیز همین مسیر درخشان را طی خواهند کرد. آرک قلعه ابدی طولانیترین و نفسگیرترین فصل مانگا به شمار میرود؛ جایی که اعضای سپاه شیطانکش (Demon Slayer Corps) وارد نبردی تمامعیار در برابر شیاطین رده بالا (Upper Moons) میشوند.

اکنون بیش از یک سال از اکران نخستین فیلم گذشته است، اما یوفوتیبل درباره زمان دقیق انتشار دنباله آن مهر سکوت بر لب زده است. با این حال، تقریباً تردیدی وجود ندارد که انیمه باز هم با همان پویانماییهای خیرهکننده و نبردهای تماشایی پیشین بازخواهد گشت. اما حقیقت این است که حتی بینقصترین اقتباس سینمایی نیز قادر نخواهد بود بزرگترین گره و ایراد بخش پایانی داستان را باز کند.
شیطانکش: قلعه ابدی در میان نبردهای بیپایان به فضایی برای تنفس نیاز دارد
ماجراهای این آرک در دل هزارتویی بیپایان روایت میشود؛ جایی که همه مبارزان سپاه ناچار شدهاند به طور همزمان با باقیمانده شیاطین سراسر ژاپن و نیز ردههای بالا دستوپنجه نرم کنند. در نتیجه، این بخش سرشار از مبارزات پیاپی و نفسگیری است که شاید در قاب یک اثر سینمایی بهترین بازدهی را نداشته باشد. قسمت اول، با تمام رکوردهای چشمگیری که ثبت کرد، اثبات نمود که تماشای مبارزات متوالی در کنار مرور گذشته تاریک شخصیتها، نیازمند وقفههایی آرامشبخش است؛ فرصتی که تنها در ساختار سریالهای هفتگی تلویزیونی فرصت خودنمایی پیدا میکند.
انتقادهای پرشمار تماشاگران پیش از آغاز این مسیر نیز دقیقاً از همین دغدغه ریشه میگرفت. برخی رویدادهای داستانی صرفاً در قالب قسمتهای منظم بیستدقیقهای معنا و ریتم درست خود را پیدا میکنند، و این چالش اجتنابناپذیر بیشک در دو فیلم آینده نیز خود را نمایان خواهد ساخت. با این وجود، نمیتوان نادیده گرفت که اگر چنین قالب سینمایی انتخاب نمیشد، اثر هرگز به چنین فروش نجومی و تاریخسازی در گیشههای سینما دست پیدا نمیکرد. بنابراین، هرچند این شیوه سود کلانی نصیب استودیو کرد، اما مانع از آن شد که ظرفیت روایی اثر به اوج شکوفایی برسد.
شیطانکش برای نجات فینال نیازمند صحنههای اختصاصی در نسخه انیمه است
پرونده مانگا در سال ۲۰۲۰ بسته شد و درست مانند بسیاری دیگر از آثار جریان شونن (Shonen)، موج شدیدی از نارضایتی و انتقادها را رقم زد. گرچه گرد و غبار این بحثها در گذر زمان فرونشسته است، اما هنوز نمیتوان این واقعیت تلخ را کتمان کرد که پایان ماجرا به شدت سرهمبندیشده بود و بیش از نیمی از شخصیتهای محبوب را به کام مرگ کشاند. از طرف دیگر، بخش موخره داستان به زحمت به یک چپتر میرسید و با یک پرش زمانی ناگهانی، تناسخ یا نوادگان امروزی آن شخصیتها را به نمایش گذاشت.
مانگا هرگز به لایههای این جهش زمانی نپرداخت و همین کمکاری، سردرگمی مخاطبان را دوچندان کرد. افزون بر این، در مجلدهای چاپی بعدی نیز هرگز بخش اضافه یا چپترهای تکمیلی برای پوشش این ضعف منتشر نشد. اکنون فرصت چندانی برای دگرگونی بنیادین در هسته این پایان وجود ندارد، اما افزودن چند سکانس اختصاصی جدید با نظارت مستقیم کویوهارو گوتوگه (Koyoharu Gotouge) میتواند تاثیر بهسزایی در پذیرش و ارتقای کیفیت این بخش داشته باشد؛ درست مشابه اتفاقی که برای آثاری چون حمله به تایتان (Attack on Titan) و بلیچ (Bleach) رقم خورد، چرا که پایان نسخه مانگا آنها نیز جنجالهای فراوانی به همراه داشت.
در آن مجموعهها، خالقان اثر شانه به شانه استودیوهای انیمیشنسازی ایستادند تا بدون دستکاری در سرنوشت کلی، عالیترین نسخه تصویری ممکن را خلق کنند. با این حال، با وجود اینکه انیمه شیطانکش به فاز نهایی خود رسیده، سازندگان هیچ برنامهای برای برداشتن گامی مشابه اعلام نکردهاند؛ موضوعی که احتمال وقوع چنین رویدادی را نزدیک به صفر نشان میدهد. همچنین نباید فراموش کرد که گوتوگه سالها است با هیچ پروژه تازهای به صحنه بازنگشته و این دوری طولانی حاکی از آن است که او احتمالاً هیچ تمایلی به همکاری دوباره با استودیو ندارد.
منبع: Comicbook
چجوری دختر گاس و انیمهای باشیم؟ میزگیم با فرزاد فانی














دیمن اسلیر روایت یه جنگ بی تعارف سر مرگ و زندگیه
کاملاً محتمله که آخر کار خیلیا بمیرن