رتبهبندی ۱۰ فیلم بینقص دیزنی با روایتهای پیچیده
دیزنی در طول سالهای طولانی و پرکارِ فعالیتش، برخی از بهیادماندنیترین و موفقترین آثار تاریخ سینما را تولید کرده است. بسیاری از ساختههای این کمپانی با داستانهایی ساده، خط روایی سرراست و ساختاری کلاسیک پیش میروند؛ آثاری که بهراحتی با مخاطب کودک ارتباط برقرار میکنند و پیامشان را بیواسطه منتقل میکنند.
با این حال، در میان تولیدات دیزنی، فیلمهایی هم وجود دارند که روایتهایی چندلایه، شخصیتپردازیهای پیچیده و ساختارهایی ظریف و درهمتنیده دارند. این آثار نهتنها برای کودکان، بلکه برای نوجوانان و بزرگسالان نیز جذاباند و تماشاگر را به کشف لایههای پنهان داستان دعوت میکنند. در ادامه، سراغ ۱۰ فیلم بینقص دیزنی میرویم که با روایتهای پیچیدهشان، استانداردهای تازهای در قصهگویی انیمیشن و سینمای خانوادگی تعریف کردهاند.
۱۰. شگفتانگیزان (۲۰۰۴)

داستان خانوادهای ابرقهرمان که با همکاری و شجاعت خود، هم شرورها را متوقف میکنند و هم روابط خانوادگی پیچیدهشان را مدیریت میکنند
فیلمی که سالها جلوتر از زمانهاش حرکت میکرد، شگفتانگیزان (The Incredibles) محصول دیزنی و پیکسار بود. چهار سال پیش از آنکه دنیای سینمایی مارول شکل بگیرد، این انیمیشن تصویری هوشمندانه، خودآگاه و واقعاً هیجانانگیز از ژانر ابرقهرمانی ارائه داد. داستان درباره خانواده پار است؛ خانوادهای که در ظاهر زندگیای عادی دارند، اما در خفا ابرقهرمانانی هستند که با جرم و جنایت مبارزه میکنند. شگفتانگیزان فقط یک ماجرای سرگرمکننده درباره شکست دادن یک شرور نیست؛ فیلم با نگاهی ظریف به مفاهیمی چون قدرت، فساد، انگیزه و حسادت میپردازد. این اثر نشان میدهد داشتن تواناییهای خارقالعاده همیشه به معنای خوشبختی یا برتری نیست و حتی میتواند به سرکوب، سوءاستفاده یا حسادت اجتماعی منجر شود.
نکته جذاب دیگر این است که قهرمانان داستان یک خانوادهاند. برخلاف بسیاری از ابرقهرمانها که زندگیای منزوی دارند و هویت دومشان را از دیگران پنهان میکنند، اعضای خانواده پار از راز یکدیگر باخبرند و دوشادوش هم میجنگند. همین پیوند خانوادگی، لایهای انسانی و احساسی به روایت میدهد که فیلم را از بسیاری آثار مشابه متمایز میکند. در کنار شخصیتپردازی دقیق و خط داستانی منسجم، صحنههای اکشن پرانرژی و شوخیهای فراژانری هوشمندانه، تماشای «شگفتانگیزان» را به تجربهای لذتبخش تبدیل کرده است. این انیمیشن نهتنها یکی از بهترین آثار پیکسار محسوب میشود، بلکه فیلمی است که همزمان میتوان از تماشایش هیجانزده شد و پس از پایانش درباره مفاهیمش تأمل کرد.
۹. روگ وان: داستانی از جنگ ستارگان (۲۰۱۶)

روایت شجاعانه و مستقل از افرادی که جان خود را فدا میکنند تا اطلاعات حیاتی ستاره مرگ را به دست آورند
وقتی دیزنی در سال ۲۰۱۲ لوکاسفیلم را خریداری کرد، بدون اتلاف وقت سراغ تولید فیلمهای تازه از مجموعه «جنگ ستارگان» رفت. در سال ۲۰۱۶، یک داستان مستقل و درخشان با عنوان روگ وان: داستانی از جنگ ستارگان (Rogue One: A Star Wars Story) اکران شد. این فیلم از آن جهت تازه و جذاب است که به حماسه اسکایواکر و رویدادهای خط اصلی داستان متصل میشود، اما در عین حال روی پای خودش میایستد و بر شخصیتهای جدید و مهم تمرکز میکند. داستان درباره افراد شجاعی است که جان خود را فدا کردند تا اطلاعات حیاتی مربوط به ستاره مرگ را به دست آورند، تا اتحاد شورشیان بتواند برتری تاکتیکی پیدا کند.
بر غنای این روایت پرکشش، حضور بازیگران توانمندی چون فلیسیتی جونز، آلن تودیک، ون جیانگ، فارست ویتاکر، مدس میکلسن، بن مندلسون و دانی ین افزوده است. «روگ وان: داستانی از جنگ ستارگان» همچنین با بازی دیهگو لونا در نقش کاسیان آندور همراه است؛ نقشی که برای لونا یک مجموعه فرعی مستقل با عنوان «آندور» به ارمغان آورد که بهطور اختصاصی از دیزنی پلاس پخش شد. «روگ وان: داستانی از جنگ ستارگان» یکی از بهترین فیلمهای جنگ ستارگانِ دیزنی است و یکی از خفنترین لحظات حضور دارث ویدر را در خود دارد. از شخصیتهای ناقص اما شجاع گرفته تا نبردی تمامعیار برای آزادی، «روگ وان» نمونهای درخشان از داستانگویی پیچیده در بهترین شکل خود است.
۸. شیر شاه (۱۹۹۴)

اقتباسی الهامبخش از هملت که شاهزادهای جوان را در مسیر تبعید، انتقام و رشد شخصی دنبال میکند
وقتی صحبت از روایتهای پیچیده و ظریف به میان میآید، یکی از تحسینشدهترین نویسندگان تاریخ، خود «برد» یعنی ویلیام شکسپیر است. هرچند بسیاری از نمایشنامههای شکسپیر به سینما راه یافتهاند، اما در نگاه اول بعید به نظر میرسد یک انیمیشن خانوادگی دیزنی بتواند بستری مناسب برای چنین مضمونی باشد. با این حال، همین اتفاق در حماسه اسکارگرفته شیر شاه (The Lion King) رخ داد. این فیلم که بر اساس «هملت» ساخته شده، داستان شاهزادهای جوان را دنبال میکند که پس از قتل پدرش به دست عموی حسود و خودخواهش، به تبعید میرود.
اگر کسی در یک جلسه ارائه ایده میگفت «بیایید هملت را با حیوانات بسازیم»، احتمالاً خیلیها چشم میچرخاندند یا حتی میخندیدند. اما اوایل دهه ۹۰ میلادی زمان ایدهآلی برای تولد «شیر شاه» بود. در دوران رنسانس دیزنی، این استودیو از ریسک کردن و روایت داستانهای مهم و ماندگار هراسی نداشت. کارگردانی استادانه و توانایی روایی راجر آلرز و راب مینکاف، «شیر شاه» را به یکی از الهامبخشترین آثار تاریخ دیزنی تبدیل کرد. قابلیت تماشای دوباره این فیلم شگفتانگیز است و امروز نیز، بیش از سه دهه پس از اکرانش، همچنان همانقدر تأثیرگذار و سرگرمکننده باقی مانده است.
۷. انکانتو (۲۰۲۱)

داستان خانواده مادریگال که هر عضو آن تواناییهای خارقالعاده دارد، به جز میرابل
روابط خانوادگی پیچیده، درام سیاسی، قدرتهای فراطبیعی و خانهای زنده و آگاه، تنها بخشی از عناصری هستند که انکانتو (Encanto) را به انتخابی پربار برای هر علاقهمند جدی دیزنی تبدیل میکنند. این فیلم درباره خانواده مادریگال است؛ خانوادهای که با دیگران تفاوت دارد، زیرا هرکس در این نسل به دنیا میآید، از تواناییای فراانسانی برخوردار میشود. مادریگالها از قدرتهایشان برای کمک به جامعه اطراف استفاده میکنند، اما یکی از اعضای این خاندان، میرابل (با صداپیشگی استفانی بیاتریز)، استثناست و هیچ توانایی خارقالعادهای ندارد.
تنشهای خانوادگی در «انکانتو» به اوج میرسد و این اثر چشمنواز، در طول مسیر بیش از یک چرخش داستانی غافلگیرکننده ارائه میدهد. با موسیقیای ساخته لین-منوئل میراندا، برنده جایزه تونی، «انکانتو» در سال ۲۰۲۲ اسکار بهترین انیمیشن بلند را از آن خود کرد. این فیلم از همین حالا یک اثر کلاسیک به شمار میآید و لحظات دراماتیک عمیق و تأثیرگذاری در خود دارد. اگر میخواهید در پایان یک فیلم خانوادگی هم هیجانزده باشید و هم اشکهایتان را پاک کنید، «انکانتو» همان انتخاب درست است.
۶. نجات آقای بنکس (۲۰۱۳)

روایت همکاری پرتنش میان نویسنده مری پاپینز و والت دیزنی که منجر به خلق یک کلاسیک سینمایی شد
زندگینامهای که تقریباً از هر نظر «بینقص» است، نجات آقای بنکس (Saving Mr. Banks) نام دارد. این فیلم داستان واقعی همکاری پرتنش میان نویسنده پی. ال. تراورز (با بازی اما تامپسون) و والت دیزنی (با بازی تام هنکس) را روایت میکند. کتابهای تراورز از آثار محبوب دختران دیزنی بود و درباره پرستاری با چتری سخنگو به نام مری پاپینز شکل گرفته بود. تراورز بهشدت وسواسی بود و نسبت به کوچکترین جزئیات فیلمنامه، طراحی و موسیقی فیلم ایراد میگرفت. او اصرار داشت تمام جلسات ایدهپردازی ضبط شود و تا زمانی که کاملاً رضایت پیدا نکرد، حاضر نشد امتیاز ساخت فیلم را واگذار کند.
تام هنکس و اما تامپسون در اجرای نقشهایشان فوقالعادهاند. آنها بهخوبی در قالب شخصیتهای واقعی خود فرو میروند و با بالاترین استاندارد ممکن آنها را به تصویر میکشند. «نجات آقای بنکس» دو خط داستانی موازی دارد؛ همزمان با همکاری تراورز و دیزنی، تماشاگر از خلال فلشبکهای دراماتیک و تأثیرگذار به کودکی تراورز و انگیزه او برای خلق مری پاپینز پی میبرد. کالین فارل در نقش پدر نویسنده، تراورز گاف، اجرایی بهشدت تکاندهنده ارائه میدهد. بدون آنکه بیش از حد داستان را لو بدهیم، «نجات آقای بنکس» فیلمی است که در پایانش هم اشک از چشمانتان پاک میکنید و هم دلتان میخواهد به پدرتان زنگ بزنید.
۵. سرگذشت نارنیا: شیر، جادوگر و کمد لباس (۲۰۰۵)

ماجراجویی چهار خواهر و برادر که در قلمروی جادویی نارنیا با جنگ، خیانت و سرنوشتهای پیشگوییشده روبهرو میشوند
خلق جهانی شگفتانگیز در دل جهانی دیگر، جایی که جادوگران، پادشاهان و ملکهها زندگی میکنند، به نویسنده سی. اس. لوئیس بازمیگردد. و این دیزنی بود که داستان غنی و تأثیرگذار او را به پرده سینما آورد. دیزنی به همراه کارگردان اندرو آدامسون، در انتقال این اثر محبوب به مخاطبان سینما، یکی از بهترین فیلمهای لایو-اکشن خانوادگی قرن بیستویکم را خلق کردند.
سرگذشت نارنیا: شیر، جادوگر و کمد لباس (The Chronicles of Narnia: The Lion, the Witch and the Wardrobe) ماجراهای خواهر و برادرهای پونسی را دنبال میکند. زمانی که در جریان بمباران لندن در جنگ جهانی دوم از شهر دور میشوند، پیتر (ویلیام موزلی)، ادموند (اسکندر کینز)، سوزان (آنا پاپلوِل) و لوسی (جورجی هنلی) خود را درگیر جنگی دیگر میبینند؛ اما اینبار در قلمرو جادویی نارنیا. «شیر، جادوگر و کمد لباس» مفاهیم عمیق و الهیاتی بسیاری را در تار و پود داستان خود جای داده است. پونسیهای جوان باید شجاعتشان را پیدا کنند، بیاموزند به چه کسی اعتماد کنند و با خیانت روبهرو شوند، در حالی که درمییابند آیا همان فرمانروایان موعودی هستند که پیشگوییهای سرزمین دربارهشان سخن گفته است یا نه. این فیلم اثری واقعاً شگفتانگیز با بازیهای درخشان، صحنههای اکشن مهیج و عناصر خیالانگیز است. اثری که نهتنها پیچیده، بلکه بهشدت تماشایی و ماندگار است و آن را به یک کلاسیک واقعی تبدیل میکند.
۴. پلنگ سیاه (۲۰۱۸)

داستان تیچالا، شاه و ابرقهرمان واکاندا، که با مسئولیتهای نسلها و تعارضات شخصی و سیاسی دست و پنجه نرم میکند
یکی از فیلمهای مشترک دنیای سینمایی مارول و دیزنی که از روایت بینقصی برخوردار است، پلنگ سیاه (Black Panther) است. این فیلم بر ابرقهرمانی با همین نام تمرکز دارد که نام معمولیاش تیچالا است. چادویک بوزمن در نقش اصلی میدرخشد و فیلم از ابتدا تا انتها اثری خیرهکننده و قدرتمند است.
«پلنگ سیاه» آنقدر لایههای متعدد دارد که سخت است بدانیم از کجا باید شروع کرد. از سنگینی مسئولیت نسلها که تیچالا هنگام پذیرفتن عنوان پلنگ سیاه بر دوش خود احساس میکند گرفته، تا روابط پیچیده و چندوجهی میان قهرمان و ضدقهرمان داستان، کیلمانگر (مایکل بی. جردن). در کنار آن، اندوه فقدان و شکاف دردناک میان اعضای خانواده و دوستانی که ناچارند میان فرمانروایانی با دیدگاههای متضاد یکی را انتخاب کنند، بخش مهمی از درام را شکل میدهد.
و اگر تمام این تنشهای شخصی کافی نباشد، فیلم در دل خود بیانیههایی سیاسی و فرهنگیِ مهم نیز مطرح میکند. «پلنگ سیاه» یک کلاسیک مدرن است؛ اثری که آنقدر جزئیات و ظرافت در خود دارد که با هر بار تماشا میتوان نکتهای تازه در آن کشف کرد.
۳. کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان (۲۰۱۴)

استیو راجرز با تهدیدی مرموز و خیانتهای درونی مواجه میشود و ترکیبی از اکشن، جاسوسی سیاسی و ابرقهرمانی را تجربه میکند
کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان (Captain America: The Winter Soldier) با کسب امتیاز ۹۰٪ از منتقدان و ۹۲٪ از مخاطبان در راتن تومیتوز، بدون شک یکی از بهترین فیلمهای دیزنی و مارول است. این فیلم داستان استیو راجرز، معروف به کاپیتان آمریکا (با بازی کریس ایوانز)، دنبال میکند که در تلاش است خود را با زندگی در دورانی ۷۰ سال جلوتر از زمان خود وفق دهد. وقتی شخصیتی مرموز با نام «سرباز زمستان» شروع به حمله به افرادی نزدیک به استیو میکند، او وارد سفری میشود که پاسخهایی غیرمنتظره و نگرانکننده را آشکار میکند؛ پاسخهایی که بیش از آنچه تصور میکرد به زندگی شخصی او نزدیک هستند.
«کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان» یک قسمت عالی در سهگانه کاپیتان آمریکا است. در اغلب سهگانهها معمولاً یک فیلم وجود دارد که کمی ضعیفتر به نظر میرسد و از استانداردهای دیگر قسمتها پایینتر است و اغلب این فیلم، قسمت دوم است. اما «سرباز زمستان» نه تنها با استاندارد بالای فیلم اول همتراز است، بلکه حتی از آن فراتر میرود. دنیای سینمایی مارول به خاطر تواناییهای خارقالعادهاش در روایت داستان شناخته شده است و «سرباز زمستان» این موضوع را به شکلی خیرهکننده ثابت میکند. بخشی از فیلم اکشن است، بخشی ابرقهرمانی و بخشی جاسوسی سیاسی؛ فیلمی است که همه این عناصر را در خود دارد و تجربهای کامل ارائه میدهد.
۲. فروزن (۲۰۱۳)

داستان دو پرنسس با شخصیتهای متضاد که در کنار تنشهای خانوادگی، ترس، شک و خیانت، با قدرت و شجاعت خود روبهرو میشوند
فیلمی که در چندین جنبه قالب فیلمهای دیزنی را شکست، فروزن (Frozen) محصول سال ۲۰۱۳ بود. با بهرهگیری از سبک انیمیشن جدیدی که سه سال پیش در «گیسو کمند» آغاز شده بود، «فروزن» داستان دو پرنسس را روایت میکند. خواهران آنا (کریستن بل) و السا (ایدینا منزل) شخصیتهای متمایزی دارند؛ آنا برونگرا و تقریباً خوشبین و رؤیایی است، در حالی که السا گوشهگیر و محتاط است.
در «فروزن» چندین تعارض بهطور همزمان رخ میدهد. آنا و السا تنشهای انباشتهای دارند که ناشی از رابطه دورافتادهشان است. السا هنگام آماده شدن برای تاجگذاری به عنوان ملکه، با شک به خود و ترس از شکست دست و پنجه نرم میکند. آنا و نامزد احتمالیاش نیز در طول ۱۰۲ دقیقه فیلم تعارضات خود را دارند که باید حل شوند. «فروزن» لحظاتی بسیار خودآگاهانه دارد که پیش از این در هیچ فیلم دیزنی دیده نشده بود و همچنین یک پیچش داستانی فوقالعاده درباره شخصیت شرور فیلم ارائه میدهد. فراتر از گرافیک جذاب و آهنگهای ماندگار، «فروزن» داستانی پیچیده برای روایت دارد و همین امر باعث شده است که تا امروز یک کلاسیک پایدار و محبوب باقی بماند.
۱. گوژپشت نوتردام (۱۹۹۶)

روایت تراژیک کوزیمودو، مردی با نقص جسمانی، که تحت سلطه قاضی فرلوست و داستانی عمیق درباره اخلاق، تعصب و عدالت انسانی را ارائه میدهد
وقتی صحبت از موضوعات ایدئولوژیک سنگین و روایتهای پیچیده به میان میآید، هیچ فیلمی از دیزنی به پای گوژپشت نوتردام (The Hunchback of Notre Dame) نمیرسد. این فیلم بر اساس رمان ویکتور هوگو ساخته شده و داستان مردی با نواقص جسمانی را روایت میکند که توسط شخصیتی خودرأی به نام قاضی فرلو (با صداپیشگی تونی جی) تحت سلطه قرار گرفته و منزوی شده است. همانطور که در آهنگ «زنگهای نوتردام» آمده، فرلو «[…] مشتاق بود تا دنیا را از شرارت و گناه پاک کند، و فساد را همهجا میدید جز در درون خود». فرلو نام قهرمان داستان را کوزیمودو میگذارد، به معنای «نیمهساخته»، و او را مجبور میکند تا در برج ناقوس نوتردام زندگی کند، دور از چشم جهان و در انزوا.
«گوژپشت نوتردام» فیلمی فوقالعاده و دقیقاً مناسب هدفی است که دنبال آن بوده است. دلیل وجودی آن یادآور اولین انیمیشن «سفیدبرفی و هفت کوتوله» است، زمانی که والت دیزنی همه چیزش را به خطر انداخت تا ثابت کند انیمیشن میتواند یک هنر جدی باشد و داستانهای جذاب روایت کند. والت هرگز از استفاده از این رسانه برای بررسی موضوعات سنگین هراسی نداشت و آثاری مانند «سفیدبرفی و هفت کوتوله» و «گوژپشت نوتردام» از بهترین انیمیشنهای تاریخ هستند.
این فیلم با بررسی موضوعاتی مانند طمع، گناه، شهوت، خشم و تعصب، عمق برخی از بحثهای فلسفی بنیادین انسانیت را کاویده و اثری منحصر به فرد است که هم برای کودکان و هم بزرگسالان ساخته شده و با هر بار تماشا میتوان برداشت جدیدی از آن داشت. «گوژپشت نوتردام» طی نسلها با مخاطبان ارتباط برقرار کرده و شاهکاری است که اثر جذاب هوگو را در دسترس عموم قرار میدهد.
جمعبندی: دیزنی و روایتهای پیچیدهای که فراتر از انیمیشن هستند
فیلمهای دیزنی تنها سرگرمی ساده برای کودکان نیستند؛ بسیاری از آنها داستانهایی پیچیده، چندلایه و تأملبرانگیز ارائه میدهند که هم کودکان و هم بزرگسالان را جذب میکنند. از «شگفتانگیزان» با بررسی مفاهیم قدرت و خانواده، تا «گوژپشت نوتردام» که به عمق اخلاق و فلسفه انسانی میپردازد، هر اثر نمونهای از هنرِ روایتگری است. دیزنی با جسارت و خلاقیت، جهانهای خیالی و شخصیتهایی متنوع خلق کرده که مخاطب را درگیر کشمکشهای درونی، روابط خانوادگی و موضوعات اجتماعی و فلسفی میکند. چه در دنیای جادویی نارنیا و وانکانا، چه در قلب داستانهای خانوادگی مادریگال یا پرنسسهای آرنا و السا، این فیلمها نشان میدهند که انیمیشن و فیلمهای خانوادگی میتوانند هم سرگرمکننده باشند و هم الهامبخش، و به همین دلیل بسیاری از آنها امروز به آثار کلاسیک و فراموشنشدنی تبدیل شدهاند.
منبع: Collider
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات