سرنوشت تلخ شاهدخت و قورباغه؛ پایان یک دوران طلایی در دیزنی
شانزده سال پیش، یکی از آثار کلاسیک و ماندگار دیزنی پروندهی یک عصر مهم در تاریخ انیمیشنسازی را بست؛ اما شوربختانه بخت با این اثر یار نبود و ساخت دنباله احتمالی آن سالها پس از اکران نسخه اصلی، بهکلی منتفی شد. استودیوهای انیمیشنسازی والت دیزنی (Walt Disney Animation Studios) طی دهههای گذشته دورانهای گوناگونی را از سر گذرانده و طبیعی است که برخی از این دورهها درخشانتر از سایرین بوده باشند. اما در آستانه ورود به دهه ۲۰۱۰، دیزنی در حال گذار بود و تلاش میکرد فرمول جدیدی برای موفقیت آثار انیمیشنی خود در آینده پیدا کند.
۱۶ سال پیش در چنین هفتهای، ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹ (۲۰ آذر ۱۳۸۸)، فیلم شاهدخت و قورباغه (The Princess and the Frog) روی پرده سینماهای آمریکا رفت. این اثر نهتنها اولین (و همچنان تنها) پرنسس سیاهپوست را به جمع شخصیتهای رسمی دیزنی اضافه کرد، بلکه یکی از آخرین فیلمهایی بود که با تکنیک طراحی دستی و دوبعدی ساخته شد؛ پیش از آنکه عناوینی مثل گیسوکمند (Tangled) تنها یک سال بعد با انیمیشنهای کامپیوتری (CG) از راه برسند و مسیر را تغییر دهند. با این حال، علیرغم عشق و علاقهای که هواداران به این فیلم دارند، با لغو شدن پروژه دنباله آن در سالهای اخیر، عملاً شانس بازگشت این شخصیت دوستداشتنی از بین رفت.
پایان یک عصر دیزنی با شاهدخت و قورباغه
فیلم شاهدخت و قورباغه که سال ۲۰۰۹ منتشر شد، تغییری بنیادین نسبت به آثار آن زمان دیزنی به شمار میرفت. هرچند دیزنی پیشتر با آثاری مثل جوجه کوچولو (Chicken Little)، تیزپا (Bolt) و ملاقات با رابینسونها (Meet the Robinsons) آزمونوخطا در دنیای انیمیشن کامپیوتری را آغاز کرده بود، اما شکست سنگین خانهای در مزرعه (Home on the Range) باعث نشد که پرونده انیمیشنهای دوبعدی همانجا بسته شود. شاهدخت و قورباغه مانند بسیاری از کلاسیکهای قدیمی، برداشتی آزاد از افسانه شاهزاده قورباغه (The Frog Prince) بود و بدین ترتیب پرنسسی جذاب و متفاوت را به مخاطبان معرفی کرد.
شخصیت تیانا نیز با بسیاری دیگر از شخصیتهای این مجموعه تفاوت داشت. او به عنوان زنی جوان، سختکوش و بااراده معرفی شد که رویاهای بزرگ و مهمی در سر داشت و برای تحقق آنها تلاش میکرد. برخلاف دیگران که شاید امیدشان به یافتن عشق یا ازدواج بود، تیانا میخواست کسبوکار موفق خودش را راه بیندازد و درست مثل دورانی که کودکیاش را گذرانده بود، محلی برای دورهمی و شادی مردم بسازد. زندگی در نیواورلئان مسیری پرچالش برای تیانا بود، تا زمانی که او به شکلی جادویی به قورباغه تبدیل شد.
داستان او همراه با شاهزاده ناوین (Prince Naveen) نیز هیچ شباهتی به روابط عاشقانه پرنسسها و شاهزادههای گذشته نداشت. این دو در بخش زیادی از فیلم با هم اختلاف داشتند، زیرا ناوین نسبتاً خودمحور بود و در نهایت همین او بود که تیانا را در آن مخمصه انداخت. اما در پایان ماجرا، تیانا توانست رویای خود را زندگی کند و حتی رسماً به یک پرنسس تبدیل شود. بااینهمه، با خیز برداشتن دیزنی به سمت آیندهای با انیمیشنهای کامپیوتری و موفقیتهای خیرهکنندهای که کمی بعد با پرنسسهای جدید در فیلمهایی مثل یخزده (Frozen) به دست آورد، این فیلم خیلی زود به دست فراموشی سپرده شد.
چه بر سر پرنسس تیانا آمد؟
با وجود اینکه شاهد بازگشت برخی از پرنسسهای دیزنی در قالب پروژههای دنباله یا اسپینآف بودهایم، متأسفانه پرنسس تیانا از چنین شانسی بیبهره ماند. اگرچه این فیلم بخشی از بهروزرسانی اخیر جاذبه اسپلش مانتین (Splash Mountain) در دیزنیلند و دیزنیورلد بود و در این فرآیند صاحب آهنگی جدید شد، اما شاهدخت و قورباغه آن دنباله جدی و مشخصی را که بسیاری از طرفداران منتظرش بودند دریافت نکرد. تلختر اینکه واقعاً یک سریال تلویزیونی برای این اثر در دست ساخت بود که حتی پیش از آنکه فرصت پخش پیدا کند، لغو شد.
قرار بود سریالی رسمی با نام تیانا (Tiana) برای سرویس دیزنی پلاس ساخته شود و آنیکا نونی رز (Anika Noni Rose)، ستاره فیلم شاهدخت و قورباغه، بار دیگر برای صداپیشگی تیانا بازگردد، اما این پروژه در مرحله توسعه بایگانی شد. خبر تولید این اثر اولین بار سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۹) اعلام شد، ولی وقتی دیزنی پلاس تصمیم گرفت استراتژی خود را تغییر دهد و از تولید سریالهای تلویزیونی طولانی فاصله بگیرد، این پروژه هم قربانی شد. این سریال در طول ساخت خود دچار تغییراتی در کادر فنی شده بود، اما لغو آن حکم تیر خلاص را برای ادامه داستان تیانا تا به امروز داشت.
هنوز روزنهی امیدی هست که شاید تیانا روزی در پروژهای دیگر برگردد، اما واقعاً مایهی تأسف است که شاهدخت و قورباغه در چنین جایگاه عجیبی در تاریخ دیزنی گرفتار شده است. این اثر آخرین انیمیشن دوبعدی دیزنی نبود (چرا که این افتخار به وینی پو (Winnie the Pooh) میرسد که مدت کوتاهی پس از آن اکران شد)، اما همچنان حس فراموششدگی را القا میکند؛ زیرا فیلمهای دیزنی در دهههای ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰ (۱۳۹۰ و ۱۴۰۰ شمسی) انگار بلافاصله صاحب دنباله میشدند. عناوینی مثل رالف خرابکار (Wreck-It Ralph)، یخزده، موانا (Moana)، زوتوپیا (Zootopia) و موارد دیگر همگی به نوعی ادامه پیدا کردند و شاهدخت و قورباغه تنها ماند.
نظر شما چیست؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات بنویسید و همین حالا وارد بحث شوید.
منبع: comicbook

بهترین اثر دیزنی این اواخر با اختلاف زیاد زوتوپیا ۲ هست
چه بلایی سر دیزنی اومد؟ اون شرکتی که همه با پرنسساش خاطره دارن؟
در حال حاضر به جرئت میگم گلیچ از دیزنی کارش بهتره
اوج دیزنی تموم شد