
استودیوی دیزنی در طول سالها با آثار مختلف خود، همواره اوقات فراغت مخاطبان را پر کرده و به عنوان یکی از اصلیترین منابع فیلم و انیمیشن به شمار میرود. با این حال، این استودیو همیشه هم موفق عمل نکرده و تعدادی از عناوین آن ناامیدکننده بودند و حتی در گیشه با شکست مواجه شدند. ما در این سری مقاله، بزرگترین شکستهای گیشهای دیزنی را برای شما گردآوری کردیم. در قسمت اول، به عناوینی مثل فیلم سفید برفی، انیمیشن سیاره گنج و موارد دیگر اشاره شد و حالا در این مقاله نیز به سراغ پنج عنوان دیگر خواهیم رفت.
الیو (Elio)

الیو یکی از بزرگترین شکستهای پیکسار محسوب میشود و با وجود بودجهای بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار، تنها ۱۵۴ میلیون دلار در گیشه فروش داشت. با توجه به اینکه این شکست پس از ناکامیهای لایتیر (Lightyear) و دنیای عجیب رخ داد، نتیجه آن برای دیزنی بسیار نگرانکننده بود و به نظر میرسد که نقش مهمی در تغییر استراتژی این شرکت برای ساخت آثار انیمیشنی اورجینال داشته است.
الیو بهترین اثر پیکسار نبود؛ اما لحظات قدرتمندی داشت. با این حال، پس از یک دوره تولید پرتنش و تغییرات گسترده در روند ساخت، نسخه نهایی انیمیشن هنگام اکران در سال ۲۰۲۵ نتوانست توجه زیادی از سوی مخاطبان جلب کند. نکته قابلتوجه این است که پیکسار در سالهای اخیر بیش از گذشته به سمت ساخت دنبالهها حرکت کرده و عملکرد ضعیف آثاری مانند الیو، یکی از دلایل این تغییر رویکرد بوده است.
دنیای عجیب (Strange World)

انیمیشن دنیای عجیب در زمان اکران خود در سال ۲۰۲۴ یک شکست بزرگ برای دیزنی محسوب میشد و با وجود بودجهای تا سقف ۱۸۵ میلیون دلار، تنها ۷۳ میلیون دلار در گیشه فروش داشت. این انیمیشن یکی از سه شکست اخیر دیزنی در زمینه داستانهای ماجراجویانه علمی-تخیلی بود که تمرکز بیشتری بر مخاطبان مرد داشتند؛ دو عنوان دیگر نیز شامل الیو و لایتیر بودند.

از آن زمان، به نظر میرسد که این استودیو مسیر آینده خود را به سمت آثاری با تمرکز بیشتر بر شخصیتهای زن تغییر داده است. دشوار است که دقیقا مشخص کنیم چرا آثاری مانند دنیای عجیب نتوانستند با مخاطبان ارتباط برقرار کنند؛ اما جالب است که تأثیر این شکستها را بر فهرست پروژههای آینده دیزنی ببینیم و اینکه این استودیو برای جلوگیری از شکستهای بزرگ مشابه در آینده چه تغییرات دیگری را اعمال خواهد کرد.
رنجر تنها (The Lone Ranger)

فیلم رنجر تنها، تلاشی برای بازسازی مجموعه تلویزیونی محبوبی بود که در سال ۱۹۴۹ آغاز شده بود؛ اما در برقراری ارتباط با مخاطبان به شدت شکست خورد. این فیلم با حضور گور وربینسکی (Gore Verbinski) در مقام کارگردان و جانی دپ (Johnny Depp) در نقش اصلی ساخته شد؛ چراکه دیزنی امیدوار بود موفقیت فوقالعاده این دو در مجموعه دزدان دریایی کارائیب (Pirates of the Caribbean) را دوباره تکرار کند.
اما در نهایت، رنجر تنها با بودجهای ۲۱۵ میلیون دلاری تنها ۲۶۰ میلیون دلار در گیشه فروش داشت؛ رقمی که طبق گزارشها، پس از محاسبه هزینههای بازاریابی، نزدیک به ۲۰۰ میلیون دلار ضرر برای استودیو به همراه داشت. دیزنی امیدوار بود که این فیلم بتواند آغاز یک مجموعه سینمایی بزرگ و چندقسمتی باشد؛ اما این ماجراجویی وسترن پس از اکران در سال ۲۰۱۳ نتوانست توجه مخاطبان را جلب کند.
ایندیانا جونز و گردونه سرنوشت (Indiana Jones And The Dial Of Destiny)

یکی از غافلگیرکنندهترین شکستهای گیشهای سالهای اخیر، فیلم ایندیانا جونز و گردونه سرنوشت بود. با وجود اینکه این مجموعه تا آن زمان موفقیت تجاری قابلتوجهی داشت، به نظر میرسید که علاقه مخاطبان به قسمت پنجم آنطور که انتظار میرفت بالا نبوده است. گردونه سرنوشت با بودجه حیرتانگیز ۴۱۹ میلیون دلاری ساخته شد؛ اما تنها ۳۸۳.۹ میلیون دلار در گیشه فروش داشت.

دلایل مختلفی را میتوان برای این اتفاق مطرح کرد؛ از جمله کاهش اعتماد مخاطبان به شرکت Lucasfilm در دوران مدیریت دیزنی بر مجموعه جنگ ستارگان (Star Wars)، یا این واقعیت که هریسون فورد (Harrison Ford) در زمان ساخت فیلم بیش از هشتاد سال سن داشت. این مجموعه بدون شک دوباره راهاندازی خواهد شد؛ اما به لطف این ناامیدی بزرگ، احتمالا در آینده نزدیک شاهد بازگشت آن نخواهیم بود.
مارولها (The Marvels)

دشوار است که هرکدام از شکستهای گیشهای دیزنی را تأثیرگذارتر از شکست فیلم مارولها در سال ۲۰۲۳ بدانیم. اگرچه این فیلم اثر کاملا ضعیفی نبود، اما در مقایسه با دیگر آثار مارول، مخاطبان تقریبا هیچ علاقهای به آن نشان ندادند و همین موضوع باعث شد تا این فیلم با وجود بودجه گزارششده ۳۷۴ میلیون دلاری، تنها ۲۰۶ میلیون دلار فروش داشته باشد.
این فیلم بزرگترین تلاش مارول تا آن زمان برای پیوند دادن سریالهای تلویزیونی خود با دنیای سینمایی این شرکت بود؛ اما شکست مالی بسیار بزرگ آن باعث شد مارول در اولویتهای خود درباره انتشار آثار در سرویسهای استریم و سینما تجدیدنظر کند. نتیجه این تغییر رویکرد این بود که سریالهای مارول، از جمله دردویل: تولد دوباره (Daredevil: Born Again)، ارتباط بسیار مستقلتری نسبت به فیلمهای سینمایی پیدا کردند.
به نظر شما کدام اثر دیزنی مستحق شکست در گیشه نبود؟ دیدگاه خود را از طریق کامنت برای ما بنویسید.
منبع: Screenrant
فکتهای خفن از کانتر استرایک که حتما باید بدونی














نظرات