
جهانسازی بزرگ در فیلمهای فانتزی، فقط به مناظر خیرهکننده یا اسطورهشناسی مفصل محدود نمیشود.
بهترین دنیاهای فانتزی، قوانین، تاریخ، فرهنگ و محیطی دارند که مستقیماً بر زندگی شخصیتها اثر میگذارد. این جهانها تعیین میکنند که مردم چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، از چه چیزهایی بترسند، چگونه زنده بمانند و به چه چیزهایی باور داشته باشند. تماشاگر باید احساس کند که این دنیا پیش از آغاز داستان وجود داشته و پس از پایان فیلم نیز به زندگی خود ادامه خواهد داد. در ادامه به معرفی آثاری میپردازیم که تعریف گستردهتری از فانتزی را در نظر میگیرند و بهترین جهانسازی را دارند.
کریستال تاریک (۱۹۸۲)

بیشتر فیلمهای فانتزی دستکم یک شخصیت انسانی دارند تا مخاطب از طریق او وارد دنیایی ناآشنا شود؛ اما کریستال تاریک (The Dark Crystal) هیچ تکیهگاهی از این جنس ندارد. تمام داستان این فیلم، در سیاره ترا (Thra) روایت میشود؛ جهانی که ساکنانش شامل گلفلینگها (Gelflings)، پادلینگها (Podlings)، اسککسیسهای (Skeksis) پرندهمانند و موجودات آرامی به نام میستیکها (Mystics) هستند. تمام این شخصیتها با عروسکگردانی و دکورهای فیزیکی عظیم جان گرفتهاند.
همین تعهد به ساختن یک دنیای کاملاً ملموس باعث میشود ترا بیش از آنکه صرفاً پسزمینه داستان باشد، شبیه تمدنی کهن به نظر برسد که به پایان چرخه طبیعی خود نزدیک شده است. موجودات، آیینها، معماری و تاریخ این سرزمین همگی به کریستال آسیبدیدهای گره خوردهاند که در قلب سیاره قرار دارد. چشمانداز رو به زوال ترا به خوبی نشان میدهد که این جهان، از هم گسسته و تنها با یکی شدن دوباره میتواند به تعادل برسد.
نائوشیکا از دره باد (۱۹۸۴)

انیمه نائوشیکا از دره باد (Nausicaä Of The Valley Of The Wind) ساخته هایائو میازاکی (Hayao Miyazaki)، اندکی پیش از تأسیس رسمی استودیو جیبلی اکران شد. داستان انیمه هزار سال پس از یک جنگ آخرالزمانی جریان دارد؛ زمانی که بازماندگان بشر در سکونتگاههای پراکنده زندگی میکنند و پیرامون آنها را جنگلی سمی و مرگبار فرا گرفته که زیستگاه حشرههای غولپیکر است.

در آغاز، این جنگل تهدیدی به نظر میرسد که بشر باید آن را نابود کند؛ اما نائوشیکا به تدریج درمییابد که اکوسیستم آن بسیار پیچیدهتر از چیزیست که همه تصور میکنند. گیاهان این جنگل در حقیقت مشغول پاکسازی جهانی هستند که تمدن انسان آن را آلوده کرده و موجودات عظیمالجثهای به نام اُهم (Ohm) نیز برخلاف ظاهر هولناکشان، تنها در پاسخ به خشونت دست به خشونت میزنند.
شهر کودکان گمشده (۱۹۹۵)

کارگردانان در فیلم فانتزی شهر کودکان گمشده (The City Of Lost Children)، یک افسانه تاریک را از دل اسکلههای مهآلود، ماشینآلات زنگزده، خیابانهای پر پیچ و خم و آزمایشگاهی دورافتاده خلق میکنند. در مرکز داستان، موجودی ساختهشده به نام کرنک (Krank) قرار دارد که قادر به رویا دیدن نیست و کودکان را میرباید تا با دزدیدن رویاهایشان بتواند جلوی پیر شدن خود را بگیرد.
این ایده در نگاه اول عجیب و نامتعارف به نظر میرسد؛ اما فیلم آنقدر به منطق قصهگونه خود وفادار میماند که خیلی زود همهچیز در این جهان باورپذیر جلوه میکند. هرچند رنگبندی سبز و طلایی فیلم فوراً آن را متمایز میکند، اما جهانسازی آن بسیار فراتر از طراحی صحنه و زیباییشناسی بصری است؛ انگار که تمام این دنیا از بقایای فناوریهای متروک و خاطرات آسیبدیده دوران کودکی سرهمبندی شده است.
شهر تاریک (۱۹۹۸)

کارگردان در فیلم شهر تاریک (Dark City)، تلفیقی منحصربهفرد از فیلم نوآر، علمی-تخیلی و فانتزی تاریک را خلق میکند؛ شهری که در آن انگار شب هیچگاه به پایان نمیرسد. شخصیت جان مرداک (John Murdoch) بدون هیچ خاطرهای از هویت خود بیدار میشود و کمکم درمییابد که ساکنان شهر تحت کنترل موجوداتی مرموز به نام بیگانگان هستند؛ موجوداتی که هنگام خواب مردم، ساختمانها را جابهجا میکنند و خاطرات تازهای در ذهنشان میکارند.

در این فیلم، خودِ شهر مهمترین شخصیت داستان است. خیابانها تغییر شکل میدهند، آپارتمانها دگرگون میشوند و گذشته کامل انسانها ممکن است در یک شب از بین برود؛ تا جایی که هیچکس دیگر به خاطرات و تجربههای خودش هم اعتماد ندارد. قدرت جهانسازی فیلم از اینجا میآید که محیط و معمای داستان کاملاً به هم گره خوردهاند.
شهر اشباح (۲۰۰۱)

دنیای ارواح در انیمه شهر اشباح (Spirited Away)، گیجکننده و عظیم به نظر میرسد؛ اما هایائو میازاکی به آرامی نشان میدهد که این جهان بر اساس نظمی اجتماعی و قوانینی مشخص اداره میشود. گرمابه بزرگ انیمه، یک محل کار واقعیست؛ با مشتریان سختگیر، کارمندانی خسته، قراردادهای سفت و سخت، اتاقهای کوچک برای زندگی و صاحب قدرتمندی که با گرفتن نام کارکنان، آنها را تحت سلطه خود نگه میدارد.
شخصیت اصلی باید بفهمد که کدام ارواح شایسته احترامند، کدام غذاها خطرناک هستند، چگونه لطف و کمک متقابل تعهد ایجاد میکند و چرا حفظ هویت و به یاد داشتن نام واقعیاش حیاتی است. از قطار اسرارآمیزی که روی دشتهای غرق در آب حرکت میکند تا رستورانهایی که پذیرای موجودات فراطبیعی هستند، هر مکان تازه این حس را القا میکند که جهانی بسیار بزرگتر در جریان است.
شما چه فیلم فانتزی دیگری را پیشنهاد میدهید؟ نظرات خود را در قسمت کامنت برای ما بنویسید.
منبع: Screenrant
بازیهای خفنی که یادتون رفته؛ میزگیم با امید لنون













عالی 😁