سریال هری پاتر (Harry Potter) که توسط HBO در دست ساخت قرار است، مسیری دشوار و ترسناک پیش رو دارد. اما سریالهای فانتزی متعددی وجود دارند که این پروژه میتواند با درس گرفتن از آنها، بر بزرگترین چالشهایش غلبه کند. ریبوت کردن یک فرنچایز موفق هرگز کار آسانی نیست و میراث عظیم فیلمهای هری پاتر، رسیدن به آن سطح (و حتی فراتر رفتن از آن) را برای نسخه بازسازی شده بهشدت سخت میکند.
سریال جدید باید در عین حال که جادوی اقتباسهای قبلی را حفظ میکند، هویت مستقل و متمایزی برای خود بسازد. این اثر همچنین باید توانایی جذب نسلهای مختلف را داشته باشد؛ یعنی هم کسانی که با این داستان بزرگ شدهاند را پای تلویزیون بنشاند و هم راههایی برای جذب مخاطبان جدید پیدا کند.
این خواسته بسیار بزرگی است و حتی اگر پروژه از این موانع عبور کند، مشکلات دیگری هم وجود دارد که باید پشت سر بگذارد. بسیاری از سریالهای فانتزی دچار کنسلی زودهنگام میشوند، چرا که اغلب در توجیه بودجههای سنگینی که برای ساختشان لازم است، ناتوان میمانند. از طرف دیگر، همه سازندگان هم نمیتوانند این ژانر را به درستی مدیریت کنند یا تعهدی به ارائه یک اقتباس وفادارانه ندارند.
البته اگر این ریبوت موفق شود، میتواند به یکی از بزرگترین پروژههای فانتزی پس از بازی تاج و تخت تبدیل شود؛ و همین موضوع فشار زیادی را روی HBO میگذارد تا کار را بیعیب و نقص انجام دهد. خوشبختانه، این شبکه میتواند برای موفقیت در این تلاش، نگاهی به پروژههای موجود در گروه خود و دیگر سرویسهای استریم بیندازد و از آنها کمک بگیرد. در ادامه به ۵ مورد از این سریالهای فانتزی نگاهی خواهیم داشت.
۵. Percy Jackson & the Olympians
سریال پرسی جکسون و المپنشینان (از دیزنی) بدیهیترین گزینه فانتزی است که ریبوت هری پاتر میتواند از آن درس بگیرد. هر دو اثر به سراغ مجموعه کتابهای محبوبی رفتهاند که در دهه ۲۰۰۰ منتشر میشدند و هر جفت آنها پا جای پای اقتباسهای سینمایی قبلی میگذارند که از بازیگرانی نمادین و غیرقابلجایگزین بهره میبردند.
با این حال، این سریال همچنان نمونه موفقی از چگونگی گذر به یک نسخه جدید از داستان با بازیگرانی تازه است. سریال دیزنی پلاس نه به نوستالژی تکیه میکند و نه با آوردن بازیگران قدیمی برای نقشهای کوتاه (Cameo)، بازیگران جدیدش را به حاشیه میبرد. با وجود درخواستهای فراوان برای حضور بازیگرانی مثل تام فلتون در نقشهای جدید، سریال هری پاتر باید از الگوی پرسی جکسون درس بگیرد و از این کار پرهیز کند. این سریال باید اطمینان حاصل کند که حسوحالِ فیلمها و سریال کاملا متمایز از یکدیگر باشد. البته، هری پاتر میتواند از رویکرد وفادارانهتر به کتابها که زمان طولانیتر یک سریال تلویزیونی امکانش را فراهم میکند، بهرهمند شود.
۴. His Dark Materials
سریال نیروی اهریمنیاش (His Dark Materials) که پس از شکست انتقادی فیلم قطبنمای طلایی (The Golden Compass) در سال ۲۰۰۷، دومین شانس برای اقتباس از این داستان محسوب میشد، یکی از سریالهایی است در سالهای اخیر که به اندازه کافی به آن توجه نشده. این سریال در جان بخشیدن به کتابهای فیلیپ پولمن عملکردی قابل تحسین داشته و شاید بزرگترین نقطه قوتش این باشد که میتواند هم مخاطبان کمسنوسال و هم بزرگسالان را جذب کند. درست مانند هری پاتر، کتابهای پولمن نیز برای گروه سنی نوجوان نوشته شدهاند. این آثار مضامین تاریکی دارند، اما همزمان بر قدرت نیکی، عشق و امید برای غلبه بر آن تاریکی تاکید میکنند.
His Dark Materials این موضوع را به خوبی روی صفحه تلویزیون به مخاطب منتقل میکند، اما هرگز حس نصیحت یا بچگانهای ندارد. در واقع، با در نظر گرفتن سن شخصیتهای اصلی و مخاطبان هدف کتاب، این اثر بسیار پخته و بالغ عمل میکند. از آنجایی که هری پاتر باید طیف وسیعی از بینندگان را جذب کند، باید رویکرد مشابهی را در پیش بگیرد. لحظات تاریک داستان باید سنگینی مناسب خود را داشته باشند، اما نباید به گونهای باشند که مانع تماشای سریال توسط نوجوانان و گروههای سنی پایینتر شوند. وقتی صحبت از رسیدن به لحن درست باشد، هوشمندانهترین کار برای هری پاتر، تقلید از این سریال خواهد بود.
۳. Wednesday
هاگوارتز احتمالا نمادینترین مدرسه جادویی در دنیای فانتزی است و سریال Harry Potter برای الهام گرفتن تنها به توصیفات کتابها و تصویرسازی فیلمها نیاز دارد. با این حال، نسخه HBO از هاگوارتز باید حداقل کمی متفاوت از آنچه قبلا دیدهایم باشد. اگر سازندگان به سریال دیگری برای الگوبرداری نیاز داشته باشند، ونزدی (Wednesday) نتفلیکس انتخابی عالی است. مدرسه «نورمور» (Nevermore) تنها در دو فصل توانسته به یک مکان خیالی شناختهشده و نمادین تبدیل شود. دلیلش این است که این مکان بهشدت اتمسفریک و گیراست و میتواند ایدههایی به سازندگان هری پاتر بدهد که چطور پسزمینه داستان را به جای یک لوکیشن صرف، مانند یک شخصیت زنده و مستقل خلق کنند.
علاوه بر جنبههای فیزیکی مدرسه نورمور، سریال هری پاتر میتواند نگاهی به نحوه تعامل دانشآموزان در ونزدی نیز داشته باشد. اگرچه تمرکز اصلی ونزدی بر درامهای نوجوانانه یا عاشقانهها نیست، اما در دو فصل خود مقدار قابل قبولی از هر دو را جای داده است. به نظر میرسد این همان اندازه مناسبی است که هری پاتر باید آن را در پیش بگیرد؛ چرا که در کتابها نیز شاهد درگیر شدنِ «مثلث طلایی» و سایر دانشآموزان در خردهداستانهای عاشقانه و قهر و آشتی با یکدیگر هستیم. چنین بخشهایی از کتاب نباید نقطه کانونی سریال باشند، اما درست مثل ونزدی، سریال باید آنها را به درستی در تار و پود داستان بگنجاند.
۲. The Rings of Power
سریال ارباب حلقهها: حلقههای قدرت در همان موقعیت دشوار و نامطلوبی قرار دارد که سریال هری پاتر با آن روبروست. تلاش برای اقتباس از منبعی که انتظارات بسیار بالایی را به همراه دارد، آن هم در شرایطی که سهگانه آن سطح توقعات را به اوج رسانده است. اینکه آیا حلقههای قدرت در به تصویر کشیدن دنیای جی.آر.آر. تالکین موفق بوده یا نه، بستگی به این دارد که از چه کسی بپرسید، چرا که سریال پرایم ویدیو منتقدان زیادی دارد. با این حال، یک نکته را به درستی انجام داده و آن تصویرسازی از شخصیت منفی است. چه به خاطر بازی چارلی ویکرز باشد یا نویسندگی ظریف و دقیق، برداشت «Rings of Power» از شخصیت سائورون، تازه و جذاب است.
حلقههای قدرت باعث شده تا انگیزهها و شخصیت سائورون، نسبت به فیلمهای پیتر جکسون و حتی منبع اصلیِ تالکین، بسیار ملموستر و پرداختهشدهتر به نظر برسد. سریال بر پایه کتاب بنا شده، اما به بینندگان اجازه میدهد تا نسخه جدیدی از این شخصیت را با عمق بیشتری کاوش کنند. ولدمورت هم ویلن دیگری است که در طول هری پاتر اغلب شخصیتی تکبعدی دارد. بازسازی جدید باید دنبالهروی حلقههای قدرت باشد و به لایههای عمیقتری نفوذ کند؛ بهویژه حالا که بستر و زمان کافی برای انجام این کار را در اختیار دارد.
۱. Shadow and Bone
سریال سایه و استخوان تنها دو فصل ادامه داشت، تا اینکه نتفلیکس آن را کنسل کرد و فصل دومش نیز بازخوردهای ضدونقیضی نسبت به فصل اول دریافت نمود. هری پاتر میتواند از انتقادات اصلی وارد شده به این سریال درس بگیرد؛ انتقاداتی که عمدتا ناشی از انحراف سریال از منبع اصلی بود. با اینکه سریال از همان ابتدا تغییراتی مانند گروه «کلاغها» (Crows) که در کتابها بخشی از داستان آلینا استارکوف (جسی می لی) نیستند، این موضوع در فصل دوم بسیار محسوس و آزاردهنده شد. انگار نویسندگان تلاش میکردند تا حد ممکن بخشهای بیشتری از کتابهای بعدی را به زور در داستان بگنجانند؛ کاری که نه تنها برای طرفدارانی که خواهان یک اقتباس درست بودند ناامیدکننده بود، بلکه باعث شد سریال بهم ریخته و نامتوازن به نظر برسد.
سریال هری پاتر میتواند با اختصاص دادن هر کتاب به یک فصل واحد، از این تجربه درس بگیرد؛ موضوعی که برنامه ۱۰ ساله بازسازی HBO نیز نشان میدهد قصد انجامش را دارند. با این حال، ممکن است وسوسه جابجا کردن خطوط داستانی یا گنجاندن زودهنگامِ نشانهها و زمینهچینیها (Foreshadowing) در طرح داستان پیش بیاید. نویسندگان هری پاتر باید در برابر وسوسه جابجایی وقایع مقاومت کنند و در عوض، از هر فصل برای بهرهبرداری حداکثری از کتابها استفاده نمایند؛ کتابهایی که اکثرشان داستانهای مستقل و کاملِ خود را روایت میکنند.
سریال هری پاتر میتواند با اختصاص دادن هر کتاب به یک فصل واحد، از این تجربه درس بگیرد؛ موضوعی که برنامه ۱۰ ساله HBO برای آن نشان میدهد همین قصد را هم دارند. با این حال، ممکن است وسوسه جابجا کردن خطوط داستانی یا گنجاندن زودهنگامِ نشانهها و زمینهچینیها در طرح داستان پیش بیاید. نویسندگان هری پاتر باید در برابر وسوسه جابجایی وقایع مقاومت کنند و در عوض، از هر فصل برای بهرهبرداری حداکثری از کتابها استفاده نمایند؛ کتابهایی که اکثرشان داستانهای مستقل و کاملِ خود را روایت میکنند.
منبع: Comicbook
بتلفیلد ۶ بهتره یا کالاف دیوتی؟ میزگیم با گلخان و شایان













هری پاتر عشق
پس دکتر استرنج چی