اخبار سینما و انیمیشن خبر

خیانتی در بازی تاج‌وتخت که از عروسی خونین هم تلخ‌تر بود

جهان داستانی بازی تاج‌وتخت (Game of Thrones) از تاروپود توطئه، ریاکاری و بی‌اعتمادی شکل گرفته است. شخصیت‌های کارکشته‌ای مانند واریس (Varys)، پتیر بیلیش ملقب به انگشت‌کوچک (Petyr “Littlefinger” Baelish) و تیریون لنیستر (Tyrion Lannister) مدام در سایه‌ها به بازی‌های پنهانی قدرت دست می‌زنند، اطرافیان را مثل مهره شطرنج جلو می‌برند و رویدادها را در مسیر منافع خود جهت می‌دهند. در این میان، خون‌بارترین ضربه‌ای که در جریان این تقابل‌ها زده شد بی‌تردید فاجعه عروسی خونین (The Red Wedding) است؛ نقطه‌عطفی خیره‌کننده و سهمگین در خط داستانی که تمام چارچوب‌های معمول روایت را بر هم زد.

در آن ضیافت شوم، خاندان حیله‌گر فری (House Frey) با همراهی حساب‌شده و خونسردانه روس بولتون (Roose Bolton)، راب استارک (Robb Stark)، مادرش کتلین (Catelyn)، همسر باردارش تالیسا (Talisa) و بخش بزرگی از پرچم‌داران و سربازان شمال را سلاخی کردند. کشته شدن راب و مادرش، قیام شمالی‌ها را به شکستی مطلق و جبران‌ناپذیر رساند. در نگاه اول بسیار دشوار به نظر می‌رسد که خیانت دیگری در تمام قصه پیدا شود که تا این اندازه تاثیری فوری، هولناک و نابودکننده بر مسیر ماجرا داشته باشد.

سریال‌های شبیه سریال خاندان اژدها که حتی از آن هم بهترند

با این حال، یک دورویی و خیانت دیگر در قصه وجود دارد که برای خط اصلی روایت اهمیتی به‌سزایی پیدا می‌کند؛ جرقه‌ای سرنوشت‌ساز که زمینه اصلی شکل‌گیری واقعه عروسی خونین را چید. صمیمی‌ترین دوست دوران کودکی راب، تئون گریجوی (Theon Greyjoy) بود؛ جوانی که زیر دست پدر او، ند استارک (Ned Stark)، قد کشید و پس از سرکوب شورش گریجوی (Greyjoy Rebellion)، رسماً حکم گروگان خاندان استارک را پیدا کرد، گرچه هم‌زمان وارث قانونی جزایر آهن (Iron Islands) نیز به شمار می‌رفت.

 

ند استارک تئون را درست در کنار پسرهای خود بزرگ کرد، اما مناسبات میان آن‌ها همواره تنش‌های پنهانی داشت. استارک‌ها به تئون مهر می‌ورزیدند، اما واقعیت این بود که او همچنان یک اسیر سیاسی محسوب می‌شد و چنانچه پدرش بیلون گریجوی (Balon Greyjoy) دست به عصیان تازه‌ای می‌زد، ند موظف بود سر از تن تئون جدا کند. این دوگانگی تئون را میان پیوند با دو خانواده بلاتکلیف گذاشت؛ کشمکشی درونی که درست در شبی که راب به یک تکیه‌گاه مطمئن نیاز داشت، خود را به شکلی مرگبار نشان داد.

نام‌گذاری گونه جدید مارمولک بر اساس سریال خاندان اژدها

خیانت تئون چه بود؟

به دنبال کشته شدن ند استارک، راب پرچم‌داران شمال را به خط می‌کند و به سوی جنوب به راه می‌افتد؛ لشکریانی که در میانه راه او را پادشاه شمال اعلام می‌کنند. در بحبوحه این تحولات، تئون به یکی از محرم‌ترین مشاوران راب بدل می‌شود؛ پیوندی بر پایه باوری کورکورانه که راب را بر آن می‌دارد بدون ذره‌ای تردید، او را به عنوان نماینده خود برای جلب هم‌پیمانی با بیلون به جزایر آهن بفرستد. راب مطمئن بود تئون توان راضی کردن پدرش را دارد تا نیروی دریایی گریجوی‌ها را پای کار ارتش شمال بیاورد. اما تئون، این ماموریت را فرصتی بادآورده دید تا ارزش خود را به خانواده خونی‌اش اثبات کند؛ کسانی که تمام عمر در اشتیاق جلب تایید و نگاه محبت‌آمیز آن‌ها سوخته بود.

بازیگران مشهوری که نقش‌های نمادین را رد کردند؛ دی‌کاپریو در نقش اسپایدرمن

 

تئون به جای وفای به عهد و بازگشت نزد راب، به ارتش متجاوز گریجوی برای تاخت‌وتاز به خاک شمال ملحق شد و با تسخیر قلعه وینترفیل (Winterfell) و به اسارت گرفتن برن استارک (Bran Stark) و برادر کوچکش ریکون (Rickon)، درست به کسانی ضربه زد که او را پرورش داده بودند. اقدام جنون‌آمیز تئون در ترتیب دادن اعدام نمایشی پسران استارک، راب را فرسنگ‌ها دورتر از خط مقدم جنگ با بحرانی کمرشکن روبرو ساخت.

۳ اشتباه بزرگ رینیرا در فصل سوم خاندان اژدها که بعدا گریبانش را می‌گیرند

این پیمان‌شکنی دو ضربه خردکننده به عملیات جنگی راب وارد آورد: در قدم اول، او یکی از ارزشمندترین فرماندهان میدانی، ردیاب‌ها و کمانداران زبده خود را از دست داد. از آن فاجعه‌بارتر، افتادن وینترفیل معادله نظامی تازه‌ای ایجاد کرد که راب نمی‌توانست از کنار آن بگذرد. سپاه راب در گستره وسیعی از مرزهای شمال تا ریورلندز (Riverlands) پخش شده بود و تمرکز بر بازپس‌گیری وینترفیل، توان باقی‌مانده ارتش را تحلیل برد. با فرارسیدن رمزی بولتون (Ramsay Bolton) به وینترفیل، جوی خونی به راه افتاد که وضعیت شمال را بی‌ثبات‌تر از قبل کرد و راه را صاف ساخت تا پدرش خنجر خیانت را در قلب راب بنشاند.

تاوان سنگینی که استارک‌ها و خود تئون پرداختند

این لکه ننگ تا پایان عمر جراحتی ترمیم‌نشدنی بر روان تئون به جا گذاشت. به محض اسیر شدن به دست رمزی، تئون بخش بزرگی از ماجرا را در تب‌وتاب شرمساری عمیق ناشی از عمل خود و زیر وحشیانه‌ترین شکنجه‌های رمزی سپری کرد. تئون از راب صرفاً به عنوان پادشاهی که از دست رفت یاد نمی‌کرد؛ او راب را برادری می‌دید که خالصانه به او بال‌وپر داده بود. او زمانی چشم باز کرد که دید استارک‌ها بسیار بیشتر از بستگان واقعی‌اش حق خانواده بودن را در حق او ادا کرده بودند. سنگینی این عذاب وجدان از آنجا توان‌فرسا بود که تئون سال‌ها کوشیده بود مرزی پررنگ میان خود و استارک‌ها بکشد، بی‌خبر از آنکه همان خاندانی که به آن‌ها پشت پا زد، تنها کسانی بودند که به سرنوشت او اهمیت می‌دادند.

نایت کینگ می‌توانست با این روش، بسیار راحت و سریع در بازی تاج و تخت پیروز شود!

در نثر کتاب‌های جرج آر. آر. مارتین این موضوع به زیبایی بازتاب دارد؛ با آنکه تئون زیر دست رمزی شکنجه‌هایی غیرقابل‌تصور را تحمل می‌کند، افکار ویران‌شده‌اش مدام در مدار پشیمانی از رها ساختن برادری دور می‌زند که او را از میان همه انتخاب کرده بود؛ آن هم به بهای خاندانی که سال‌ها پیش فاتحه او را خوانده بودند:

«راب… رابی که برای تئون بیشتر برادر بود تا هر پسری که از نطفه بیلون گریجوی زاده شده باشد. در عروسی خونین کشته شد، توسط فری‌ها سلاخی شد. من باید در کنارش می‌بودم. کجا بودم؟ من باید در کنار او می‌مردم.»

 

خیانت تئون؛ آغاز دومینوی فجایع پیاپی

شعاع تخریب پیمان‌شکنی تئون از مرزهای وینترفیل بسیار فراتر رفت. خطای مرگبار او جرقه‌ای شد برای شکل‌گیری یک واکنش زنجیره‌ای هولناک که سرنوشت راب را به پرتگاه نابودی برد. اگر تئون به راب خنجر نمی‌زد، دلیلی برای اشغال وینترفیل باقی نمی‌ماند. اگر وینترفیل دست‌نخورده می‌ماند، راب ضربه سهمگین خبر کذب اعدام برادران خردسالش را نمی‌چشید؛ ضربه‌ای روحی که پای او را به ازدواج نابهنگام با تالیسا (یا جین وسترلینگ / Jeyne Westerling در متن کتاب) باز کرد و نقض عهد با خاندان فری را رقم زد. این پیمان‌شکنی متقابل بود که کینه والدر فری (Walder Frey) را به آتش کشید و این فرصت را به تایوین لنیستر (Tywin Lannister) و روس بولتون داد تا شاهرگ ارتش شمال را بزنند. به بیان ساده، اگر وفاداری تئون به راب خدشه‌دار نمی‌شد، فاجعه‌ای در مقیاس عروسی خونین در تاریخ ثبت نمی‌شد.

بازگشت جان اسنو به دنیای بازی تاج و تخت در رویداد جدید

همین پیش‌زمینه است که خنجر زدن تئون به راب را تا این پایه تلخ و سوزناک می‌کند. عروسی خونین بی‌تردید مرگبارترین، بی‌رحمانه‌ترین و شوکه‌کننده‌ترین خیانت در تاروپود بازی تاج‌وتخت و نغمه یخ و آتش است، اما آن کشتار در حقیقت نتیجه مستقیم سقوط تدریجی قدرت راب بود که ریشه‌هایش کیلومترها دورتر از گذرگاه دوقلوها (The Twins) آب می‌خورد. خیانت تئون از همان ابتدا انزجار شدیدی در دل تماشاگر کاشت، چندان‌که همه چشم‌انتظار کیفر دیدن او بودند؛ با این حال، قساوت رمزی در مجازات او مرزها را چنان جابه‌جا کرد که در نهایت هم‌دردی نکردن با تئون به کاری نشدنی بدل گشت. روند تغییر شخصیت و مسیر رستگاری تئون از اندک بخش‌هایی به حساب می‌آید که سازندگان اقتباس تلویزیونی به بهترین شکل از پس روایت آن برآمدند؛ روایتی درخشان که عظمتش را وام‌دار هولناکی گناه اولیه‌ای است که هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود.

منبع: gamerant


میزگیم سه لبه؛ چرا بازی ولورین رو کسی دوست نداره + ۲ بازی مخفی

بازی ولورین
تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی