فصل پایانی سریال ویچر (The Witcher) از زمان پخش فصل چهارم در دست ساخت قرار دارد، اما بیایید واقعبین باشیم، تا زمان پخش فصل پنجم و پایانی زمان زیادی باقی مانده است. در این میان، طرفداران فانتزی تاریک و آثار نقشآفرینی، جای خالی یک اثر حماسی و درگیرکننده را به شدت حس کرده و بیصبرانه تشنه بازگشت به دنیای جادو، شمشیرزنی و هیولاکشی هستیم.
در دنیای تلویزیون، سریالهای زیادی وجود دارند که عمیقا در افسانهها، جهانهای جادویی، نبردهای تنبهتن و هیولاهای وحشتناک غوطهور شدهاند. هر کدام از این آثار، خط داستانی درگیرکنندهای دارند که هر طرفدار ژانر «شمشیر و جادو» (Sword and Sorcery) را به راحتی سیراب میکنند. در این مقاله از مجله بازار، به سراغ ۷ سریال جذاب رفتهایم که میتوانند جای خالی ویچر را برایتان پر کنند تا تحمل انتظار برای قسمتهای جدید کمی آسانتر شود.
۷. Merlin (مرلین)
این سریال لحن سبکتری دارد و اصلا به اندازه ویچر تاریک و خشن نیست. اما اگر عاشق مفاهیمی مثل جادوی ممنوعه و سرنوشتی هستید که میتواند پادشاهیها را دگرگون کند، نادیده گرفتن این سریال یک اشتباه بزرگ است. این اثر بازآفرینی جذابی از افسانههای آرتوری است و داستان مرلین جوان (با بازی کالین مورگان) را روایت میکند که در دورانی که جادوگری غیرقانونی است، وارد کملات (Camelot) میشود. او باید قدرتهایش را مخفی نگه دارد و همزمان از آرتور (بردلی جیمز) در برابر تهدیدات جادویی محافظت کند تا او به آن جنگجو و رهبر ماهری که در تقدیرش نوشته شده، تبدیل شود. هیولاها، جادوگران و آرتیفکتهای (دستسازههای) باستانی همه اینجا حضور دارند.
اما چه چیزی مرلین را برای طرفداران ویچر جذاب میکند؟ پاسخ در تضاد مرکزی داستان نهفته است: جادویی که مایه ترس است، از نظر سیاسی خطرناک شمرده میشود و میتواند سیستمهای حکومتی را بیثبات کند. تفاوت اینجاست که مرلین بیشتر به سمت امیدواری گرایش دارد، در حالی که ویچر در ابهام اخلاقی غوطهور است. با این حال برای هر کسی که به تنش بین قدرتهای جادویی و کنترل دولتی علاقه دارد، این سریال قطعا سرگرمکننده خواهد بود.
۶. Xena: Warrior Princess (زینا: شاهدخت جنگجو)
اگر ویچر در دهه ۹۰ میلادی ساخته میشد، بدون شک طرفداران آن را سریال با زینا: ملکه جنگجو مقایسه میکردند. این سریال کلاسیک داستان جنگجوی نامآشنایی (با بازی لوسی لاولس) را دنبال میکند که در تلاش است تا گذشته خشونتبار خود را جبران کند و هر هفته به مصاف خدایان، هیولاها و ظالمان میرود. این سریال ساختاری اپیزودیک و اغراقآمیز دارد و کاملا به سرگرمیهای سبک شمشیر و جادو پایبند است. به معنای واقعی کلمه، زینا تعریف کلاسیک و پایه این سابژانر محسوب میشود.
برای آن دسته از طرفدارانی که به خاطر شخصیت گرالت شیفته ویچر شدهاند، یک موازیسازی جالب درباره آن وجود دارد: زینا هم با اشتباهات گذشتهاش تعریف میشود و در دنیایی پر از موجودات عجیب و غریب و انتخابهای سخت پرسه میزند. این سریال شاید کمی اغراقشده و نمایشی به نظر برسد، اما اگر با این موضوع مشکلی ندارید و فقط میخواهید برخورد شمشیرها و جادوها را روی صفحه نمایش ببینید، زینا یک رفرنس ضروری در دنیای فانتزی است.
۵. The Outpost (پاسگاه)
احتمالا تاکنون اسم این سریال را نشنیده باشید و دلیل آن هم واضح است. این سریال هرگز بودجه کلان یا جاهطلبی یک حماسه بزرگ را نداشت تا به مخاطبان گستردهتری برسد. همین موضوع آن را به یک اثر فانتزی تبدیل کرده که آنچنان مورد توجه قرار نگرفت، اما در عین حال یکی از خالصترین آثار شمشیر و جادو در این لیست است. داستان حول محور تالون (با بازی جسیکا گرین)، آخرین بازمانده از یک نژاد تقریبا نابود شده جریان دارد که برای انتقام راهی سفر میشود و در این مسیر میفهمد تواناییهای فراطبیعی دارد. قلعهها، موجودات جادویی و حتی توطئههای سیاسی ساده اما موثر، پای ثابت این سریال هستند.
برای طرفداران ویچر، ارتباط این سریال بیشتر شبیه به آرک داستانی سیری است. تالون یک پروتاگونیست آواره است که تلاش میکند در دنیایی خصمانه که او را نمیپذیرد، زنده بماند. اینجا خبری از دسیسههای سیاسی عمیق یا پروداکشنهای عظیم نیست، اما پایههای ژانر به درستی پیاده شدهاند: جادو، دشمنان سرسخت و قهرمانی که برای زنده ماندن با تمام قوا میجنگد.
۴. سریال Camelot (کملات)
کملات برداشت دیگری از افسانه آرتور است و ارزش تماشا را دارد، زیرا سعی میکند با این افسانهها همان کاری را بکند که ویچر با فولکلور اسلاو انجام داد: تاریکتر، بزرگسالانهتر و آکنده از تنشهای سیاسی. این سریال که معمولا نادیده گرفته میشود، به قدرت رسیدن آرتور (با بازی جیمی کمپل باور، همان وکنای معروف استرنجر تینگز!) را به تصویر میکشد، در حالی که مورگانا (اوا گرین) و مرلین (جوزف فاینز) از طریق جادو و بازیهای قدرت، رویدادها را دستکاری میکنند. خلاصه بگوییم، اینجا خبری از یک فانتزی لایت نیست، پس منتظر خیانت، جاهطلبی و تصمیمات به شدت بحثبرانگیز باشید.
همانطور که میدانید، ویچر هم به شدت روی سیاست مانور میدهد، مخصوصا وقتی پای جادوگران آرتوزا (Aretuza) و انجمن برادری به میان میآید. از این منظر، کملات کاملا هممسیر ویچر است. در اینجا جادو فقط برای زرق و برق نیست، بلکه ابزاری برای کنترل بوده و عناصر فراطبیعی مستقیما توازن قدرت را در داستان تغییر میدهند. این سریال یک انتخاب عالی برای کسانی است که دوست دارند درگیریها را با پیامدها و خطرات واقعی تماشا کنند.
۳. Shadow and Bone (سایه و استخوان)
سریال سایه و استخوان شاید به خاطر اقتباس از یک سری کتابهای فانتزی نوجوانان (YA) ریشههایی در این فضا داشته باشد، اما دنیایی که خلق میکند به هیچ وجه معصومانه نیست. داستان درباره آلینا استارکوف (با بازی جسی میلی) است که متوجه میشود قدرت نادری دارد و میتواند از یک سد تاریک پر از هیولا عبور کند. در همین حال، جناحهای مختلف برای کنترل سیاسی و نظامی روی این قدرت با هم میجنگند و گروهی از خلافکاران جذاب هم در حاشیه این درگیریها خودنمایی میکنند. درست مثل ویچر، در این سریال نیز با چند هسته روایی روبرو هستیم و اتفاقات زیادی همزمان در جریان است.
نقطه قوت سایه و استخوان در جهانسازی بینظیر آن و نحوه گره خوردن جادو با بیثباتی سیاسی نهفته است. این جهان با شخصیتهایش بیرحم و تاریک تا میکند و قدرت جادویی هرگز یک عنصر خنثی نیست، بلکه همیشه ترس، دستکاری ذهنها یا جنگ به همراه دارد. با اینکه به اندازه ویچر خشن نیست، اما سکانسهای اکشن هیجانانگیزی دارد و نشان میدهد چگونه جادو میتواند توازن دنیا را به هم بریزد.
۲. Britannia (بریتانیا)
بریتانیا یکی دیگر از آن آثاری است که کمتر دربارهاش صحبت میشود. اگر در ویچر عاشق آن روی عجیب، آیینی و دلهرهآور جادو هستید، حتما باید سراغ این اثر بروید. داستان سریال در زمان حمله رومیها به بریتانیا روایت میشود و درویدها (Druids)، پیشگوییها و نیروهای عرفانی را درست در مرکز درگیریها قرار میدهد. البته جادو تنها نقش فضاسازی را ندارد، بلکه روی تصمیمات سیاسی، استراتژیهای جنگی و حتی اتحادها تاثیر میگذارد و المانهای فراطبیعی را به عاملی تبدیل میکند که همه باید با آن دست و پنجه نرم کنند. در این جهان غیرقابل پیشبینی بودن پادشاهی میکند و حتی یک اشتباه کوچک میتواند به قیمت جان یک ارتش یا سرنوشت یک قبیله تمام شود.
لحن بریتانیا نسبت به فانتزیهای مرسوم، بسیار پرآشوبتر بوده و همین موضوع آن را متمایز میکند. این غیرقابل پیشبینی بودن دقیقا همان چیزی است که آن را به ویچر پیوند میدهد. جادو در اینجا پر زرق و برق و شیک نیست، بلکه خام، کثیف و قبیلهای است. این یک انتخاب عالی برای طرفداران شمشیر و جادو است که به دنبال اثری ساختارشکن میگردند.
۱. Game of Thrones (بازی تاج و تخت)
قرار ندادن سریال گیم آف ترونز در این لیست اجتنابناپذیر بود؛ چراکه همچنان استانداردهای طلایی فانتزی در تلویزیون مدرن را یدک میکشد. این سریال نبرد خاندانهای اشرافی برای رسیدن به تخت آهنین را به تصویر میکشد، در حالی که تهدیدات فراطبیعی مثل اژدهایان و ارتش مردگان در پسزمینه در حال قدرت گرفتن هستند تا اینکه همهچیز به یک جنگ تمامعیار ختم میشود. سیاست و جادو در اینجا از هم جدا نیستند و یکدیگر را تغذیه میکنند. بنابراین طبیعی است که برای طرفداران ویچر، این ایدهآلترین گزینه باشد.
بازی تاج و تخت همه چیز تمام است: ابهام اخلاقی، خشونت بیپرده و خونین در نبردها، شخصیتهایی که به ندرت قهرمان مطلق یا ویلن مطلق هستند و جهانی که در آن عناصر ماوراءالطبیعه صرفا برای تزئین داستان استفاده نشدهاند. تقریبا تمام عواملی که ویچر را به اثری گیرا تبدیل کردهاند، در اینجا هم دیده میشوند. تفاوت اصلی در ساختار است: ویچر روی چند کاراکتر معدود تمرکز دارد، در حالی که دنیای نغمه یخ و آتش دهها کاراکتر کلیدی را دنبال میکند. با این حال، از نظر مقیاس، لحن و پختگی داستانی، هیچ سریال دیگری در این لیست به گرد پای شاهکار شبکه HBO هم نمیرسد.
جهان فانتزی پر از دنیاهای ناشناخته و قهرمانانی است که منتظرند تا داستانشان را بشنویم. از جادوی خام و قبیلهای در بریتانیا گرفته تا بازیهای پیچیده قدرت در بازی تاج و تخت، هر کدام از این سریالها میتوانند عطش شما را برای ماجراجوییهای حماسی تا زمان بازگشت گرالت برطرف کنند.
منبع: Comicbook














نظرات