
کریستوفر نولان در فیلم ادیسه (The Odyssey) داستان کلاسیک هومر را درباره قهرمانی که به سمت خانهاش سفر میکند، بازگو کرده است. ادیسه در این مسیر یاد میگیرد که تمام زندگیاش بر پایه اصول اخلاقی نادرستی بنا شده است. نولان در این اقتباس به خوبی نشان میدهد که ادیسه چطور متوجه میشود در سمت اشتباه تاریخ ایستاده است. برای این کار، او برخی از بخشهای غیرضروری داستان اصلی هومر را حذف کرده است.
داستان ادیسه که در قرن ۸ پیش از میلاد شکل گرفته، یکی از قدیمیترین قصههایی است که هنوز هم در آثار مختلف بازتعریف میشود. ادیسه یکی از مهمترین داستانهای ادبیات یونان است، چون نشان میدهد مردم آن زمان چطور به خدایان خود احترام میگذاشتند. فیلم نولان به خوبی نشان میدهد که وقتی مردم از مسیر درست خارج شوند، همین احترام میتواند علیه خودشان تمام شود. چندین خدا و هیولا از اسطورههای یونان وجود دارند که نقش مهمی در داستان ادیسه ایفا میکنند و ۸ مورد از آنها در فیلم هم دیده میشوند.

دلیل حذف برخی از خدایان این بود که نولان بتواند داستان را سریعتر پیش ببرد و آن را با جزئیات زیاد، سنگین نکند. مثلا نامهایی مثل آئولوس، هرکول، هرمس و اینو کاملا کنار گذاشته شدند. حداقل سه خدای دیگر هم در داستان هستند اما فقط نامشان برده میشود و در فیلم دیده نمیشوند. در ادامه نگاهی به ۸ خدا و هیولای یونان باستان در فیلم ادیسه نولان میاندازیم.

کیرکه (Circe)
کیرکه یک جادوگر در ادیسه است، ولی در اسطورهها او را الهه یا پری هم مینامند. در بیشتر توصیفها، او دختر هلیوس (خدای خورشید) و پرسه است. او دانش زیادی درباره علوم مختلف، معجونها و گیاهان دارویی داشت و میتوانست کسانی را که به او توهین میکردند به حیوان تبدیل کند. همین قدرت او باعث میشود در داستان نقش مهمی داشته باشد.
در داستان هومر و فیلم نولان، ادیسه و خدمهاش در راه بازگشت از جنگ تروآ به جزیره او میرسند و کیرکه بیشتر خدمه ادیسه را به خوک تبدیل میکند. در داستان اصلی، ادیسه او را راضی میکند که یارانش را به شکل انسان برگرداند و حتی یک سال با او زندگی میکند. اما در فیلم، ادیسه فقط از او میخواهد خدمهاش را به حالت عادی برگرداند و بعد از درخواست کمک، جزیره را ترک میکند. سامانتا مورتون در فیلم نقش کیرکه را بازی میکند.

کالیپسو (Calypso)
کالیپسو یک پری در اسطورههای یونان بود که در جزیره اوگیگیا زندگی میکرد. در داستان هومر، او ادیسه را ۷ سال برخلاف میلش پیش خود نگه داشت. او حتی به ادیسه پیشنهاد داد که اگر برای همیشه پیش او بماند، به او جاودانگی بدهد، اما ادیسه میخواست به خانه نزد زن و فرزندش برگردد. در فیلم نولان، اوضاع کمی فرق دارد.
در فیلم ادیسه، شارلیز ترون نقش کالیپسو را بازی میکند. او ادیسه را سالها پیش خود نگه میدارد، اما نه برخلاف میل ادیسه؛ بلکه با استفاده از داروهایی که ادیسه را خوشحال و راضی نگه میدارند تا با پاک کردن خاطرات گذشتهاش پیش او بماند. تغییر مهمی که نولان در داستان ایجاد کرده این است که کالیپسو داوطلبانه تصمیم میگیرد خاطرات ادیسه را به او برگرداند و برای بازگشت به خانه، برای او آرزوی موفقیت میکند.

آتنا (Athena)
آتنا شخصیت جالبی در فیلم نولان است و نقش پررنگی در تغییراتی که کارگردان در پایان داستان ایجاد کرده، دارد. در اسطورهشناسی، آتنا الهه یونانی خرد و جنگ است و نقش مهمی در سفر ادیسه در داستان هومر داشت. او در طول زندگیاش به قهرمانانی مثل پرسئوس، هرکول و یاسون (همان جیسون) کمک کرد و بعدا هم در داستان ایلیاد (Iliad) نقش بزرگی داشت.
در داستان هومر، آتنا بود که زئوس را متقاعد کرد ادیسه را نجات دهد، اما در فیلم نولان، او فقط به عنوان یک تصویر خیالی ظاهر میشود که ادیسه گاهی اوقات میبیند. او کسی است که حقیقت جنگ تروآ را فاش میکند و میگوید ادیسه و مردانش باعث ترس دنیا شده بودند. پیچش داستانی نهایی در طول جنگ تروآ، نقش آتنا را در فیلم کاملا تغییر میدهد.

هلنِ تروآ (Helen Of Troy)
در اسطورههای یونان، هلن به عنوان زیباترین زن جهان شناخته میشد و دلیل اصلی جنگ تروآ بود. در ایلیاد، هلن که همسر منلائوس بود، توسط پاریس از خانه منلائوس در اسپارتا دزدیده شد. منلائوس و پاریس توافق کردند که با هم دوئل کنند و پاریس شکست خورد. این موضوع باعث درگیریهای زیادی شد.
هلن در فیلم ادیسه نولان در کنار همسرش منلائوس ظاهر میشود، در حالی که صورتش زخم خورده است. نقش او در اینجا بیشتر این است که به پسر ادیسه بگوید وقتی جنگجویان از تروآ برگشتند چه اتفاقی افتاد. فیلم نشان میدهد که خواهر هلن برای انتقام از کشته شدن فرزندشان توسط آگاممنون، با همسرش چه کرد. هلن از نظر نژادی یک نیمهخدا است، چون از تخمی به دنیا آمده که لدا پس از همبستری با زئوس (در حالی که زئوس به شکل قو درآمده بود) گذاشت.

پولیفموس (Polyphemus)
اولین هیولایی که ادیسه و خدمهاش در فیلم نولان با او روبرو میشوند، پولیفموس است. در اسطورههای یونان، پولیفموس یک سیکلوپ (غول یکچشم) و پسر پوزئیدون و توسا است. در داستان هومر، او یک غول وحشی آدمخوار بود که ادیسه و خدمهاش را گرفتار و شروع به خوردن آنها کرد. این کار با باورهای ادیسه درباره قوانین مهماننوازی زئوس در تضاد بود. ادیسه چشم پولیفموس را کور میکند و همین به آنها فرصت میدهد فرار کنند.
ادیسه، پولیفموس را فریب میدهد تا فکر کند اسمش «هیچکس» است، بنابراین وقتی برای کمک فریاد میزند، میگوید «هیچکس» به او صدمه زده است. سپس ادیسه اشتباه میکند و موقع فرار اسم واقعیاش را به پولیفموس میگوید که همین کار باعث بدبختیاش میشود. در فیلم نولان، ادیسه سیکلوپ را کور میکند، اما به جای فریاد زدن اسمش، تیری به سمت او پرتاب میکند تا غول را مسخره کند. همین کار باعث میشود پوزئیدون، ادیسه را نفرین کند و سفر بازگشتش به خانه خیلی سخت شود.

سایرنها (The Sirens)
اولین هیولاهایی که خدمه ادیسه بعد از ترک جزیره کیرکه با آنها روبرو میشوند، سایرنها هستند. این سایرنها قدرت خواندن آهنگهایی را دارند که دریانوردان را وسوسه کرده و به جزیره میکشاند تا آنها را به کام مرگ بفرستند. در اسطورههای یونان، سایرنها در جزایر کوچک خود زندگی میکنند و در داستانهای مختلفی به تصویر کشیده شدهاند.
سایرنها در فیلم ادیسه فقط از دور دیده میشوند، چون نولان آنها را به عنوان یک تهدید دوردست به تصویر کشیده است. همانطور که در داستان هومر آمده، ادیسه از خدمهاش میخواهد گوشهایشان را با موم پر کنند، اما خودش اصرار دارد آهنگ سایرنها را بشنود. نولان در این سکانس از فیلمش، صدا را قطع میکند تا مخاطبان نتوانند آهنگ را بشنوند و فقط واکنش ادیسه را ببینند.

لایسترگونها (Laestrygonians)
لایسترگونها قبیلهای از غولهای آدمخوار هستند که گفته میشود از لایسترگون، پسر پوزئیدون، به وجود آمدهاند. این باعث میشود حمله آنها در ادیسه کاملا منطقی به نظر برسد. وقتی ادیسه، پولیفموس را کور میکند، او از پدرش پوزئیدون میخواهد که انتقام بگیرد. وقتی ادیسه و مردانش در جزیرهای برای پیدا کردن غذا پیاده میشوند، لایسترگونها به آنها حمله میکنند و این حمله در واقع پاسخ پوزئیدون به دعای پسرش است.
در فیلم نولان، لایسترگونها چندین نفر از مردان ادیسه را میخورند و تمام کشتیهای او به جز یکی را نابود میکنند. این کار بازگشت ادیسه و مردانش به خانه را تقریبا غیرممکن میکند که همهاش نتیجه حمله به پسر پوزئیدون است.

اسکیلا (Scylla)
آخرین هیولای واقعی که ادیسه و مردانش با آن میجنگند و در فیلم نشان داده میشود، اسکیلا است. در اسطورههای یونان، اسکیلا یک هیولای افسانهای آدمخوار است که در یک سمت آبراه باریک زندگی میکند و در مقابلش هیولای دیگری به نام کاریبدیس قرار دارد که آب دریا را میبلعد. ادیسه باید بین این دو یکی را انتخاب کند؛ کاریبدیس تمام خدمهاش را میکشد، در حالی که اسکیلا فقط ۶ نفر را از بین میبرد.
در فیلم، این صحنه خیلی سریع و ناگهانی اتفاق میافتد؛ اسکیلا حمله میکند و قبل از اینکه بقیه اجازه عبور پیدا کنند، ۶ مرد را میخورد. این آخرین هیولایی است که در فیلم ادیسه روی پرده ظاهر میشود؛ اما تراژدی همینجا به پایان نمیرسد.

خدایان دیگری که در ادیسه نام برده شدهاند
بقیه هیولاها و خدایان فقط نام برده میشوند یا به آنها اشارهای کوتاه میشود. زئوس خدای اصلی است که ادیسه و پسرش وقتی درباره مهماننوازی صحبت میکنند به او اشاره دارند. اما ادیسه با استفاده از اسب تروآ (Trojan Horse) به اعتماد زئوس خیانت کرد.
پوزئیدون دومین خدایی است که نامش برده میشود، چون پدر پولیفموس و همان کسی است که ادیسه و سفر بازگشتش به خانه را نفرین میکند. خدای سوم هلیوس است، خدای خورشید که گلهای از حیوانات مقدس دارد و خدمه ادیسه با وجود هشدارها، آنها را میکشند و میخورند. بعد از این گناه، ادیسه و خدمهاش به دریا فرستاده میشوند، جایی که زئوس و پوزئیدون با یکدیگر همکاری میکنند تا کشتیشان را غرق کنند و همه مردان به جز ادیسه را بکشند.
در نهایت هادس و اینو هم در حد نام برده شدن یا اشارههای اسطورهای در فیلم حضور دارند.
منبع: Screenrant
تمام اطلاعات جدید جی تی ای 6؛ میزگیم با امید لنون











نظرات