10 شخصیت بامزه جهان هری پاتر | بخش دوم
اخبار سینما و انیمیشن برترین‌ها برترین‌های سینما و انیمه خبر

هری پاتر: ۷ نکته درباره اسنیپ که همچنان منطقی به‌نظر نمی‌رسد

یکی از شگفت‌انگیزترین چیزها برای طرفداران دنیای جادوگری هری پاتر (Harry Potter)، شخصیت‌های متنوع و بی‌شمار آن است. و همچنان، بین تمام آن‌ها – هریک با ویژگی‌ها، رفتارها و نقش خاص خود در داستان – یک کاراکتر وجود دارد که هنوز هم حسابی در میان طرفداران خوش می‌درخشد و پس از سال‌های طولانی گل سرسبد بحث‌ها و تئوری‌های مختلف است. سوروس اسنیپ که به لطف سریال ریبوت هری پاتر از شبکه HBO بار دیگر در مرکز توجهات قرار گرفته، به اشکال مختلفی مورد بررسی قرار گرفته: از تعابیری مثل «ضدقهرمان» و چهره‌ای که «خوب درک نشده» بگیرید تا یک فرد بالغ و معمولی که تروماهای خود را روی سر نوجوانان خالی می‌کند! اما خب بهترین (و شاید هم بدترین) بخش ماجرا این باشد که هریک از این تعابیر و دیدگاه‌ها از یک زاویه دید مشخص، منطقی و درست به نظر می‌رسد.

آیا ستاره هری پاتر جایگزین هیو جکمن در نقش ولورین مارول خواهد بود؟

اسنیپ نقش‌ تعیین‌کننده‌ای در سقوط ولدمورت ایفا می‌کند، اما همزمان از لحاظ رفتاری خشن، پر از نفرت و از لحاظ احساس آسیب‌دیده به نظر می‌آید. پس، او واقعا کیست؟ در واقع این شخصیت حتی پس از افشاگری‌های مهمی که درباره زندگی‌اش در Harry Potter and the Half-Blood Prince رخ می‌دهد، نقاط تاریک و غیرمنطقی بسیاری دارد. و خب از میان تمام این موارد، ما هفت نکته اساسی را انتخاب کرده‌ایم که بیشتر از بقیه عجیب و مبهم هستند و همچنان برای مخاطبان منطقی به نظر نمی‌رسند.

۷) بدترین خاطره زندگی اسنیپ، ماجرای کنار دریاچه است

Harry Potter

این خاطره فراموش‌شدنی نیست و صدالبته تنها به تحقیر شدن اسنیپ کنار دریاچه معطوف نمی‌شود. این لحظه در حقیقت تمام مسیر آینده او را تعیین و تعریف می‌کند: اسنیپ لیلی را از دست می‌دهد، جیمز و سیریوس در روز روشن او را تحقیر می‌کنند و از همین نقطه است که سقوط وی به سمت تاریکی آغاز می‌شود. اما در همین حین اسنیپ کودکی وحشتناکی داشته و خیلی زود به سمت هنرهای تاریک (Dark Arts) کشیده شده. بنابراین این سوال مطرح می‌شود که چرا ماجرای تحقیر در مدرسه تلخ‌ترین و دردناک‌ترین خاطره زندگی او به حساب می‌آید؟ این صحنه واقعا به زورگویی جیمز و سیریوس مربوط است، یا اینکه همه چیز به لیلی بازمی‌گردد؟ زیرا داستان این صحنه را به عنوان نقطه شکست رابطه‌شان معرفی می‌کند، در حالی که همین موضوع خودش می‌تواند سوالات بیشتری به وجود آورد.

دنیل ردکلیف: بازیگر جدید هری پاتر قطعا از من بهتر خواهد بود

اسنیپ در آن مقطع عمیقا سرگرم هنرهای تاریک شده بود و تمام شواهد حاکی از آن است که او پیش از ماجرای دریاچه از عبارات توهین‌آمیزی مثل mudblood در برابر دیگران استفاده می‌کرد. یعنی لیلی تنها زمانی که شخصا با آن اتفاق مواجه شد فهمید که اسنیپ تا چه حد از دست رفته است؟ واقعا لیلی تا این حد خام بود، یا صرفا سعی داشت تا جای ممکن به همان نسخه دوست‌داشتنی و قدیمی‌تر دوستش بچسبد؟ و از سمت اسنیپ، آیا او حقیقتا تا آن لحظه متوجه نبود که می‌خواهد لیلی را برای همیشه از دست بدهد؟

۶) اسنیپ چگونه در انسداد ذهن به مهارت دست یافت

همان‌طور که می‌دانید، اسنیپ یکی از اساتید برجسته آکلومنسی (انسداد ذهن) است و به طور کلی عملکرد خارق‌العاده‌ای در فریب ولدمورت داشت. ویلن اصلی داستان بدون شک قدرتمندترین Legilimen زنده بود که وسواس عجیبی نسبت به تحت کنترل گرفتن همه کس و همه چیز داشت و در همین حین، استاد زبده هاگوارتز توانست سال‌های طولانی حقیقت را از او پنهان کند. و هرچه بیشتر به این موضوع فکر می‌کنیم، ماجرا شگفت‌انگیزتر می‌شود: اسنیپ فقط دروغ نمی‌گفت، بلکه با تمام وجود همه احساسات، خاطرات و نیاتی ذهنی خود را محبوس کرده بود؛ گویی در طول زندگی بمبی را با خود حمل می‌کرد که هر لحظه می‌توانست منفجر شود. و خب نهایتا این سوال اساسی ایجاد می‌شود که چگونه اسنیپ این کار را انجام داد؟

زیرا اگر کمی مکث کرده و به این موضوع بیندیشید، اسنیپ در اعماق وجودش شخصیتی تلخ مزاج بود؛ به این معنا که همیشه داشت با احساسات و افکار خود می‌جنگید و آنچنان که در ظاهر نشان می‌داد انسانی خون‌سرد نبود. بله، مشخصا یادگیری مهارت‌هایی نظیر کنترل احساسات غیرممکن نیست، مخصوصا از آنجایی که آکلومنسی تنها در صورتی کار می‌کند که شما تمام آن احساسات و عواطف را در خود خفه کنید. با تمام این اوصاف، اسنیپ دقیقا چگونه پس از پشت سر گذاشتن کلی تروما و دشواری در زندگی توانست چنین نظم و کنترل ذهنی را در خود به وجود آورد؟

۵) چرا اسنیپ خودش ولدمورت را نکشت؟

هری پاتر

پس از مرگ لیلی، اسنیپ نفرت زیادی از ولدمورت پیدا کرد و در همین راستا طرفداران هری پاتر از خود می‌پرسند چرا او خودش مستقیما سراغ شکار ارباب تاریکی نرفت؟ او مهارت، دسترسی و فرصت لازم را در اختیار داشت، چراکه نوعی عامل و جاسوس دوجانبه بود.

حقیقتی تکان‌دهنده درباره رون ویزلی که طرفداران هری پاتر بعد از ۲۸ سال کشف کردند

اما آیا این مسئله در چارچوب داستان کاملا منطقی به نظر می‌رسد؟ نه لزوما. اسنیپ پیش از مرگ لیلی با التماس از دامبلدور درخواست کمک کرده بود؛ بنابراین قابل درک است اگر انتظار داشته باشیم حداقل تلاشی برای مقابله مستقیم با ولدمورت انجام می‌داد – حتی اگر از عمق واقعی ماجرا و مسئله هورکراکس‌ها آگاه نبود. البته مهارت بالای او در انسداد ذهن (Occlumency) نشان می‌دهد که با شخصیتی بسیار کنترل‌شده و حسابگر طرف هستیم، اما مرگ لیلی همان نقطه‌ای است که کل زندگی اسنیپ را تعریف می‌کند. در نتیجه، مهار خشم و احساسات در چنین شرایطی به سطحی از خویشتن‌داری نیاز دارد که عملا فراتر از حد معمول است.

۴) حقیقت گذشته او

آنچه ما از گذشته اسنیپ می‌دانیم، تصویری تلخ و تاریک ارائه می‌دهد: کودکی منزوی، همواره هدف آزار دیگران و در جست‌وجوی قدرت و حس تعلق در مسیرهایی اشتباه. او در نهایت این خلا را در میان مرگ‌خواران پر کرد و از آن به‌عنوان راهی برای تخلیه خشم و سرخوردگی‌هایش استفاده کرد. با این حال، مجموعه Harry Potter هرگز به‌طور کامل توضیح نمی‌دهد که اسنیپ دقیقا از چه زمانی نسبت به انتخاب‌هایش دچار تردید یا پشیمانی شد. آیا این تغییر ناشی از ترس بود یا غرور؟ یا از همان ابتدا، همه‌چیز به لیلی ختم می‌شد؟

فراتر از این‌ها جزئیات زندگی او نیز تا حد زیادی مبهم باقی می‌ماند. می‌دانیم مادرش جادوگری اصیل بود که با مردی عجیب ازدواج کرده بود؛ مردی که همسر و فرزندش را مورد آزار قرار می‌داد. اما پس از آن چه اتفاقی افتاد؟ اطلاعات بسیار محدودی از فضای خانه و خانواده اسنیپ در دست است و به نظر می‌رسد او تنها نماینده نسل خود در خانواده بوده است. حال اینکه «چرا و چگونه؟»، هرگز به‌ روشنی توضیح داده نمی‌شود. اسنیپ شخصیتی به شدت خاکستری است و همین موضوع به عمق و جذابیت او اضافه می‌کند، اما در عین حال گذشته مبهمش باعث می‌شود برخی از رفتارها و تصمیماتش خیلی هم قابل درک نباشند.

۳) اسنیپ واقعا چه احساسی نسبت به هری داشت؟

هری پاتر

اسنیپ از هری پاتر محافظت می‌کند، اما همزمان به‌نظر می‌رسد واقعا از او متنفر است؛ و همین دوگانگی هنوز هم برای بسیاری از مخاطبان گیج‌کننده جلوه می‌کند. این موضوع تا حدی قابل توجیه است: او به‌خاطر لیلی مراقب هری است و به‌ دلیل شباهتش به جیمز، با او رفتار نامناسبی دارد. اما احساس واقعی اسنیپ نسبت به شخصیت اصلی داستان، هرگز به‌ صورت قطعی مشخص نمی‌شود و بیشتر در حد تفسیر و نظریه باقی می‌ماند.

در عمق ماجرا هری هرگز محبت واقعی اسنیپ را احساس نمی‌کند، زیرا انگیزه اصلی اسنیپ به سایه‌ای از وجود لیلی مربوط می‌شود و نه خود هری. به نظر می‌رسد تمام اعمال او از ترکیبی از عذاب وجدان، پشیمانی و عشقی یک‌طرفه سرچشمه می‌گیرد، ترکیبی که رابطه‌ای پیچیده و تا حدی ناخوشایند میان این دو ایجاد کرده است.

سریال هری پاتر بزرگ‌ترین قانون کتاب‌ها را زیر پا می‌گذارد

اگر دقیق‌تر به این موضوع نگاه کنیم، پیچیدگی آن به حدی است که رسیدن به یک نتیجه‌گیری قطعی تقریبا غیرممکن می‌شود. سوال مهم این است که آیا خود اسنیپ اصلا توانایی کنار آمدن با این تضاد درونی را داشت یا نه، چرا که به‌ وضوح این کشمکش او را از درون فرسوده می‌کرد. این یکی از جنبه‌هایی است که داستان می‌توانست عمیق‌تر به آن بپردازد. انگیزه‌ها و ماهیت واقعی شخصیت اسنیپ هرگز به‌ طور کامل تعریف نمی‌شود و همین مسئله است که او را تا امروز به شخصیتی پیچیده و رازآلود تبدیل کرده.

۲) اعتماد کامل ولدمورت به او

بیایید صادق باشیم: اعتماد Lord Voldemort به اسنیپ، یکی از بحث‌برانگیزترین نکات در دنیای هری پاتر است. اسنیپ سال‌ها زندگی دوگانه‌ای داشت و دائما بین دو جبهه در رفت‌وآمد بود، با این حال، ارباب تاریکی همچنان به او اعتماد کامل داشت. این یک ریسک بسیار بزرگ بود، مخصوصا با توجه به اینکه کوچک‌ترین اشتباه می‌توانست به قیمت جان اسنیپ تمام شود.

در واقع ولدمورت خیلی زودتر از این‌ها فرصت داشت به او مشکوک شود؛ یعنی زمانی که اسنیپ تنها بخشی از پیشگویی سیبل ترلاونی را شنید و همان اطلاعات ناقص را در اختیار او گذاشت. نکته جالب اینجاست که در نهایت، شکست ولدمورت نیز تا حدی ریشه در همین اطلاعات دارد.

اگر او هرگز آن پیشگویی را نمی‌شنید، احتمال دارد اصلا به سراغ آن نوزاد نمی‌رفت و هری نیز هرگز به‌عنوان «برگزیده» شناخته نمی‌شد. پیشگویی تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که ولدمورت تصمیم می‌گیرد به آن واکنش نشان دهد. در چنین شرایطی، منطقی‌تر این بود که حداقل کمی نسبت به منبع این اطلاعات دچار تردید شود؛ اما خب چنین اتفاقی نمی‌افتد. عجیب‌تر اینجاست که این اعتماد، یک مسئبه ساده و پیش‌پا افتاده نیست، بلکه یکی از ستون‌های اصلی روایت را شکل می‌دهد.

۱) احتمال ارتباط پیشگویی‌ها با لیلی

هری پاتر اسنیپ

و در ادامه همین بحث، یک تناقض مهم دیگر هم مطرح می‌شود. اسنیپ شخصیتی باهوش معرفی می‌شود، اما در مواجهه با یکی از حیاتی‌ترین اطلاعات داستان، عملا هیچ‌گونه تحلیل عمیقی انجام نمی‌دهد و مستقیما آن را به ولدمورت منتقل می‌کند. او به‌ خوبی می‌دانست ارباب تاریکی تا چه اندازه بی‌رحم است، پس آیا واقعا هیچ‌گاه به ذهنش خطور نکرد که این پیشگویی ممکن است لیلی را هم در معرض خطر قرار دهد؟

پیشگویی به‌ وضوح به پسری اشاره می‌کند که در پایان ماه جولای متولد شده و والدینی دارد که سه بار در برابر ولدمورت ایستاده‌اند. حتی اگر گزینه‌های محدودی مانند نویل هم وجود داشت، باز هم اسنیپ بدون لحظه‌ای درنگ، اطلاعاتی را منتقل کرد که می‌توانست زندگی لیلی را به خطر بیندازد.

بعدها در خاطراتی که در Harry Potter and the Deathly Hallows – Part 2 می‌بینیم، او با درماندگی از دامبلدور می‌خواهد لیلی را نجات دهد. اسنیپ عملا از مدیر هاگوارتز التماس می‌کند که خانواده پاتر را پنهان کند تا در امان بمانند، و دامبلدور در ازای آن از او می‌خواهد که از مرگ‌خواران جدا شده و به یک جاسوس تبدیل شود. اما در آن زمان، دیگر خیلی دیر شده بود.

بازیگر دامبلدور در سریال هری پاتر به موج انتقادها پاسخ داد

در عین حال همین بخش یک نکته مهم را هم روشن می‌کند: اسنیپ، برخلاف ظاهر سرد و حسابگرش، در نهایت شخصیتی کاملا انسانی دارد. او اشتباه می‌کند، تصمیم‌های نادرست می‌گیرد و تحت تأثیر احساسات قرار می‌گیرد. همین نقص‌های عاطفی است که او را از یک شخصیت صرفا مرموز، به یکی از چندلایه‌ترین و ماندگارترین کاراکترهای این مجموعه تبدیل می‌کند.

نظر شما درباره این ابهامات حول محور شخصیت اسنیپ در سری هری پاتر چیست؟

تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها