
تا همین جای سال ۲۰۲۶ فیلمهای عالی بسیاری اکران شدهاند، از فیلمهای ترسناک اورجینال و بسیار موفق Obsession و Backrooms گرفته تا آثار پرطرفدار و دنبالهداری مثل «فیلم سوپر ماریو گلکسی» (The Super Mario Galaxy Movie). هنوز آثار بیشتری هم در راه هستند و فیلمهای بسیار مورد انتظاری مثل «ادیسه» (The Odyssey) از کریستوفر نولان، «مرد عنکبوتی: روز کاملا جدید» (Spider-Man: Brand New Day) و «تلماسه ۳» (Dune: Part III) قرار است به سینماها بیایند. با این حال، با وجود موفقیتهای سینمایی امسال و پروژههای پرسروصدا، فیلمهای ناامیدکنندهای هم داشتیم که نتوانستند انتظارات را برآورده کنند.
هر فیلم ناامیدکنندهای لزوما یک فیلم بد نیست، اما وقتی مخاطبان بیصبرانه منتظر بازگشت یک مجموعه یا یک پروژه جاهطلبانه و خاص بودهاند، این فیلمها میتوانند حسابی توی ذوق بزنند. برخی از مورد انتظارترین اکرانهای امسال با هیاهوی زیادی همراه بودند، اما محصول نهایی نتوانست انتظارات را برآورده کند و باعث شد تماشاگران دلسرد شوند. در ادامه چهار مورد از همین فیلمهای ناامیدکننده ۲۰۲۶ را معرفی میکنیم؛ شما هم در کامنتها بگویید که در این زمینه با ما موافقید یا خیر.
فیلمهای ناامیدکننده سال ۲۰۲۶ (تا اینجا)

۱. فیلم Scary Movie 6؛ شوخیهای کهنه و خندههایی که دیگر شنیده نمیشوند
وقتی خبر ساخت «فیلم ترسناک ۶» اعلام شد، بازگشت آنا فاریس، رجینا هال، و مارلون و شاون وینز موجی از هیجان ایجاد کرد، به خصوص برای مخاطبانی که با مجموعه Scary Movie بزرگ شده بودند. قسمت پنجم این مجموعه که نقدهای خوبی دریافت نکرد، عملا باعث شد این سری کمدی ترسناک بیش از یک دهه به حاشیه برود. بنابراین انتظارات برای «فیلم ترسناک ۶» بسیار بالا بود.
آنچه میتوانست یک تجدید دیدار عالی برای یک مجموعه نوستالژیک باشد، در عوض پر از ارجاعات بیروح به فرهنگ عامه بود که اصلا جالب نبودند و هیچ جذابیتی نداشتند. داستان فیلم، سیندی کمپبل و همکلاسیهایش را دنبال میکند که به طور تصادفی با ماشین به یک عابر میزنند، جسد را رها میکنند و با هم عهد میبندند که رازشان را مخفی نگه دارند. یک سال بعد، قاتلی دست و پا چلفتی که ماسک گوستفیس (Ghostface) بر صورت دارد، شروع به کشتن نوجوانها یکی پس از دیگری میکند و مجموعهای از شوخیهای نامناسب را به اجرا میگذارد که کلیشههای فیلمهای ترسناک اواخر دهه ۹۰ را مسخره میکند.

فیلم ترسناک ۶ یک شکست تمام عیار نبود، اما بیشتر مخاطبان احساس کردند که این فیلم به جای نوآوری، فقط گذشته را تکرار کرده است. برخی از بزرگترین انتقاداتی که به آن وارد شد، انتخاب سوژههای پارودی یا تقلید طنزآمیز، فقدان شوخیهای موفق، و ارجاعات مداوم به فیلمهای قبلی بود که باعث شد این فیلم امتیاز ۲۱ درصد را در راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) کسب کند.

۲. فیلم The Mandalorian and Grogu؛ بازگشتی ناامیدکننده به سینماها
آثار جدید دنیای جنگ ستارگان شاید در دسته فیلمهای ناامیدکننده قرار نگیرند، اما معمولا نتوانستهاند همه طرفداران را راضی کنند؛ البته دین جارین و گروگو از معدود استثناها هستند. سریال «مندلورین» باعث شد این دو شخصیت خیلی زود بین طرفداران محبوب شوند و جای خودشان را پیدا کنند. به همین خاطر، ساخته شدن یک فیلم مستقل از آنها اصلا دور از انتظار نبود. با نزدیک شدن زمان اکران این اثر، هیجان طرفداران برای بازگشت جنگ ستارگان به سینماها هم بیشتر شد؛ بازگشتی که برای اولین بار بعد از «خیزش اسکایواکر» اتفاق میافتاد. خیلیها انتظار داشتند با اثری بزرگتر، پرتنشتر و پر از صحنههای اکشن روبهرو شوند.
داستان فیلم بعد از سقوط امپراتوری کهکشانی اتفاق میافتد و روی دین جارین، جایزهبگیر معروف، و شاگرد جوانش گروگو تمرکز دارد؛ دو شخصیتی که حالا برای جمهوری جدید کار میکنند. مندلورین که مامور شکار جنگسالاران امپراتوری شده، این بار وظیفه دارد یک فرمانده ناپدید شده را پیدا کند. اما برای رسیدن به اطلاعات لازم، اول باید روتا د هات را از دست یک سندیکای رقیب نجات دهد. همین ماجرا هم پای او را به یک تعقیبوگریز بزرگ کهکشانی باز میکند؛ تعقیبوگریزی که در آن جایزهبگیرها و بازماندههای امپراتوری هم حضور دارند. فیلم در مجموع اثری سرگرمکننده و اکشنمحور است و از نظر جلوههای بصری هم لحظات چشمگیری دارد، اما با این حال نتوانست نظر مثبت کامل طرفداران و منتقدان را جلب کند.
جالب اینجاست که یکی از مهمترین انتقادها به «مندلورین و گروگو» این بود که فیلم بیش از اندازه شبیه یک قسمت طولانی از سریال دیزنی پلاس به نظر میرسید. ماموریتهای فرعی متعدد و ساختار اپیزودیک آن باعث شده بود حس عظمت و مقیاس سینمایی که مخاطبان از یک فیلم جنگ ستارگان انتظار دارند، کمتر به چشم بیاید. در نتیجه، بسیاری احساس کردند این فیلم آنقدر تاثیرگذار نیست که ساخته شدنش کاملا ضروری به نظر برسد. این اثر در نهایت امتیاز ۶۰ درصد را در راتن تومیتوز به دست آورد. خیلی از تماشاگران امیدوار بودند بازگشت جنگ ستارگان به پرده سینما با فیلمی در حد و اندازه «روگ وان» یا «نیرو برمیخیزد» همراه باشد.

۳. فیلم Supergirl؛ قهرمانی گرفتار در میان تضادها و سردرگمیها
بعد از موفقیت فیلم «سوپرمن» در سال ۲۰۲۵، خیلی از طرفداران ابرقهرمانها برای اکران دومین اثر جیمز گان در دنیای DC، یعنی «سوپرگرل» در سال ۲۰۲۶ لحظهشماری میکردند. این هیجان وقتی بیشتر شد که گان درباره تفاوتهای اصلی شخصیت کارا زور-ال با کلارک کنت صحبت کرد. میلی الکاک هم که با سریال «خاندان اژدها» (House of the Dragon) به شهرت زیادی رسیده بود، بازیگر اصلی فیلم شد و طرفداران مشتاق بودند شخصیتی سرسخت را ببینند که با سختیها و تروماهای گذشتهاش شکل گرفته، نه فقط یک قهرمان دیگر که همیشه خوشبین است.
داستان «سوپرگرل» درباره کارا زور-ال است؛ بازماندهای از سیاره کریپتون که بعد از نابودی خانهاش به زمین آمده. او در سایه پسرعموی معروفش یعنی سوپرمن زندگی میکند، اما با پیدا شدن سروکله یک تهدید بزرگ برای کل سیاره، زندگی آرام او به هم میریزد. فیلم مسیر کارا را دنبال میکند که چطور تواناییهای نهفتهاش را کنترل کند، متحدانی برای خودش پیدا کند و در نهایت با یک دشمن فضایی بجنگد. خیلی از بینندگان بازی میلی الکاک را نقطه قوت اصلی فیلم میدانند و از نقشآفرینی پرانرژی جیسون موموآ در نقش لوبو هم تعریف کردهاند. با این حال، خیلی از بخشهای دیگر فیلم نتوانست تماشاگران را راضی کند.
نقدها به «سوپرگرل» بیشتر روی مشکلاتی مثل ظاهر بصری یکنواخت، ضعف در احساسی کردن داستان، شخصیتهای ناقص، تغییرات ناگهانی لحن فیلم و ریتم کند آن متمرکز بود. خیلی از منتقدان معتقد بودند که فیلم سردرگم است و نمیداند باید روی معرفی قهرمان جدید تمرکز کند، یا آینده دنیای سینمایی DC را بسازد و یا فقط داستان خودش را تعریف کند. با تمام این حرفها، به نظر میرسد «سوپرگرل» در جذب مخاطبان موفقتر از منتقدان عمل کرده و با وجود اینکه نتوانست انتظارات همه را کامل برآورده کند، همچنان فیلمی سرگرمکننده و لذتبخش است.

۴. فیلم Michael؛ وقتی حقیقت پشت نقاب ستایش پنهان میشود
فیلمهای زندگینامهای معمولا با انتظارات بالایی اکران میشوند و به همین دلیل، ریسک زیادی وجود دارد که در گروه فیلمهای ناامیدکننده قرار بگیرند. اما «مایکل» زیر ذرهبینی قرار داشت که کمتر اثری آن را تجربه میکند. مایکل جکسون هنوز هم یکی از موفقترین و در عین حال جنجالیترین چهرههای تاریخ موسیقی است و همین موضوع، کار را برای سازندگان فیلم بسیار سخت میکرد؛ آنها باید هم طرفداران قدیمی را راضی نگه میداشتند و هم تصویری دقیق از دههها بحث عمومی درباره زندگی شخصی او نشان میدادند. انتخاب جعفر جکسون برای این نقش خیلی سروصدا کرد و بسیاری از بینندگان از شباهت زیاد او به عمویش شگفتزده شدند.
این فیلم زندگینامهای، مسیر مایکل جکسون را از همان سالهای ابتدایی حضورش در گروه «جکسون ۵» تا اوج موفقیتهایش به عنوان خوانندهای مستقل در دهه ۱۹۸۰ دنبال میکند. داستان فیلم به شهرت جهانی او و حواشی رسانهای، مسائل پیچیده حقوقی و فشارهای مالی که سالهای پایانی حرفهاش را تحتتاثیر قرار داد، میپردازد. بخشهای موزیکال فیلم، بازسازی اجراهای معروف و بازی جعفر جکسون تحسین شدهاند و برای بسیاری، این اثر به عنوان ادای احترامی به تاثیرگذاری فرهنگی مایکل جکسون، موفق عمل کرده است.
با این حال، بخشی از ناامیدی تماشاگران به چیزهایی برمیگشت که «مایکل» به آنها نپرداخته بود. گزارشهایی که درباره بازنویسیها و فیلمبرداری دوباره منتشر شد، این تصور را ایجاد کرد که فیلم در تلاش برای به تصویر کشیدن تمام ابعاد زندگی مایکل جکسون به مشکل خورده و نتیجه نهایی بیش از حد به سمت ستایش محض رفته است. لحظات سرنوشتساز زندگی مایکل جکسون، بهخصوص دوران کودکی او و اتهامات مربوط به آزار، یا نادیده گرفته شد و یا کلا حذف شد؛ اتفاقی که باعث شد فیلم، سطحی و سانسور شده به نظر برسد. در نهایت، بینندگان بعد از تماشای این اثر، هیچ شناخت جدیدی از اینکه مایکل جکسون واقعا چه کسی بوده، به دست نیاوردند.
نظر شما درباره این فیلمهای ناامیدکننده سال ۲۰۲۶ چیست؟ آیا فیلم دیگری هم میتوانست در این فهرست جای بگیرد؟
منبع: Gamerant
تمام اطلاعات جدید جی تی ای ۶؛ میزگیم با امید لنون










نظرات