۱۰ درس مهم زندگی که از انیمه My Hero Academia میتوان آموخت
کمتر اثری را میتوان پیدا کرد که اندازه انیمه My Hero Academia، این چنین در جهان طنینانداز شده باشد. این مجموعه که جزء شوننهای شاخص دنیای انیمهها است، برای نخستین بار در آوریل ۲۰۱۶ پخش شد. این مجموعه پس از آن و در طول سالها نیز در قالب هشت فصل، چهار انیمه سینمایی و یک اسپین آف گسترش یافت و تاثیر جهانی خود را به رخ کشید. اکنون پس از گذشت حدود یک دهه، این انیمه در دسامبر امسال به پایان رسید.
آنچه باعث میشود به شیشه محبوبیت انیمه My Hero Academia حتی یک ترک هم نیفتد، بدون شک عمق روایی و پیامهایی است که سعی دارد از طریق شخصیتهایش به مخاطبین منتقل کند. به همین بهانه در این مطلب، سراغ ۱۰ مورد از مهمترین درسهایی رفتهایم که مجموعه تاکنون به طرفداران خود آموخته است و حتی پس از پایان باشکوه، برای مدتها در ذهن بینندگان باقی میماند.
درس اول: هیچ کس شرور به دنیا نمیآید!
بیشتر انیمههای شونن تمرکز خود را بر زندگی قهرمانان میگذارند. این در حالی است که مدرسه قهرمانانه من از همان ابتدا به ریشههای شرارت نیز میپردازد و تصویری انسانیتر از ضدقهرمانان خود نشان میدهد. برخی از شخصیتهای منفی داستان محصول زخمهایی هستند که در گذشته متحمل شدهاند. عده دیگر نیز حاصل اجتماعی هستند که به جای توجه، آنها را طرد کرد. به طور کلی در انیمه My Hero Academia، افراد با وجود ذات خوبی که دارند، به واسطه شرایط محیطی و اجتماعی خود به دنیای سیاه شرارت روی میآورند.
انیمه همچنین با نمایش آسیبپذیری و تنشهای درونی شخصیتهای منفی خوبی نشان میدهد که هویت انسانها و مسیر زندگیشان، قابل پیشبینی نیست. در حقیقت اگر تنها یک شخصیت راهنما و یا همدل در مسیر زندگی سختشان قرار میگرفت، سرنوشتشان از این رو به آن رو میشد و چه بسا ممکن بود خود به یک قهرمان واقعی تبدیل شوند.
درس دوم: هیچ آینده ثابت و قابل پیش بینی وجود ندارد!
بسیاری از افراد تصور میکنند آینده را نمیتوان تغییر دارد. اگر شما هم چنین تصوری نسبت به آینده دارید، بهتر است به تماشای انیمه My Hero Academia بنشینید. داستان در ابتدا کشمکشهای شوتو تودوروکی با انتظارات سنگین پدرش را به تصویر میکشد و سپس به سراغ سر نایت آی (Sir Nighteye) و باور قاطعش نسبت به غیرقابل تغییر بودن رویدادهای آینده میرود. البته اشتباه نکنید. در ادامه روایت به گونهای پیش میرود که تاکید بر اراده و تصمیم فردی و نقش آن در تعیین سرنوشت آینده بیشتر میشود.
انیمه مدرسه قهرمانانه من به خوبی نشان میدهد که هیچ آینده و سرنوشتی وجود ندارد که نتوان با تلاش، نگرش درست و عزم راسخ آن را تغییر داد. برای نمونه میتوان به دکو در فصل چهارم اشاره کرد که با اراده خود توانست آیندهای را دگرگون سازد که نایت آی پیشبینی کرده بود. علاوهبراین همراهی او و باکوگو که منجر به تعیین سرنوشتی نو برای آل مایت شد، به خوبی نشان میدهد که تقدیر گره کور در زندگی نیست و میتوان آن را با انتخابهای آگاهانه و شجاعت تغییر داد.
درس سوم: مسیر منحصربه فرد خودت را در زندگی پیدا کن!
اکثر افراد از ساختن زندگی خود به آن شیوهای که دوست دارند، میترسند. جای تعجبی هم ندارد. قدم گذاشتن در مسیری که تجلی آشکاری از خواستههای واقعی ما از زندگی باشد، اغلب به معنای روبهرو شدن با فشارهایی از سوی جامعه و خانواده خواهد بود. با این حال رشد واقعی نیز زمانی محقق میشود که افراد هویت حقیقی خود را بپیذیرند و سپس سراغ تصمیمهایی بروند که به جای راضی کردن دیگران، در راستای ارزشها و باورهای درونی خودشان باشد.
انیمه My Hero Academia به خوبی اهمیت این موضوع را به تصویر میکشد و به خوبی نشان میدهد هر سیر شخصیتی مسیری پیچیده و چندلایه است. به همین دلیل نیز قهرمانان بارها و بارها به فکر فرو میروند و نسبت به تغییر و یا اصلاح مسیر زندگیشان اقدام میکنند. در این میان میتوان به شخصیتهایی مانند دکو، باکوگو و تودوروکی اشاره کرد که باید هدف نهایی خود را از قهرمان بودن کشف کنند و درنهایت نیز بفهمند که میخواهند چه مدل قهرمانی باشند.انیمه نیز درنهایت نشان میدهد که افراد باید سراغ باورهای قلبی خود بروند و نه تایید بیرونی تا به پاسخ مناسبی درباره اهداف زندگیشان برسند.
درس چهارم: خودت را با وجود تمام نقصهایت، بپذیر!
شاید یکی از سختترین کارها در جهان این باشد که خود را بپذیریم. البته نه پذیرش سادهای که از جنس تحسین نقاط قوتمان باشد. رشد واقعی زمانی آغاز میشود که خود را با وجود تمام کم و کاستیهایمان در آغوش بکشیم و نوازش کنیم. انیمه مدرسه قهرمانانه من نیز با تاکید بر همین مفهوم، شان میدهد پذیرش خود تا چه اندازه برای بلوغ فردی لازم است و مسیر پیشرفت را هموار میسازد.
در این میان شخصیتهایی مانند شوجی، باکوگو و شینسو در مسیرهای مهمی قرار میگیرند که آنها را وادار میکند با گذشته، ترسها و ناامنیهای درونیشان روبهرو شوند. رویارویی با چنین عواملی که اغلب مانع اصلی رشد نیز بودهاند، هویت آنها را به چالش میکشد و در نتیجه باعث درک عمیقتر و درنهایت پذیرش خودشان میشود. این خودپذیری همچنین به آنها کمک میکند تا اصالت خود را در آغوش بگیرند و روابط سالمتری با اطرافیانشان بسازند.
درس پنجم: از بند زخمهای گذشته، رها شو!
کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که در زندگی خود، زخم برنداشته باشد. جای تعجبی هم ندارد. انسانها از همان ابتدا گویا با درد و رنج عجین شدهاند. با این حال، نباید خود را در بند این زخمها قرار دهیم و زندگی کنونی خود را در آتش گذشته بسوزانیم. انیمه My Hero Academia نیز با تکیه بر همین مفهوم نشان میدهد که رویارویی با دردهای گذشته و درخواست حمایت از دیگران، چگونه میتواند به افراد کمک کند کنترل زندگیشان را به دست بگیرند و در مسیر بهبود خود قدم بردارند.
بارزترین نمونه در مجموعه نیز به شخصیت اری برمیگردد؛ دختربچهای که در سنین پایین قربانی آزار و رنج شدید میشود و سالها در انزوا و ترس زندگی میکند. او پس از نجات یافتن توسط دکو، یاد میگیرد کمکم به دیگران اعتماد کند و با احساس دوباره امنیت، لبخند بزند. به همین ترتیب داستان اری نشان میدهد گذار از بند تروما و زخمهای گذشته نه تنها باعث رشد فردی شخص میشود، بلکه پیوندهای معناداری نیز برای او میسازد.
درس ششم: در کمک خواستن از دیگران، شجاع باش!
این حقیقت انکارنشدنی است که انسان به تنهایی توانایی حل مشکلات را ندارد. بنابراین کمک خواستن از دیگران در زمان نیاز، نه تنها نشانه ضعف نیست بلکه از قدرت و شجاعت سرچشمه میگیرد. انیمه مدرسه قهرمانانه من نیز بارها نشان میدهد که حتی قدرتمندترین قهرمانان نیز نمیتوانند به تنهایی از پس برخی چالشها بربیایند و این حمایت و راهنمایی دیگران است که درنهایت به آنها یاری میرساند.
از قدیم گفتهاند یک دست صدا ندارد. این موضوع درباره مسیر رشد نیز صادق است؛ به طوری که هر چه جمع با یکدیگر همراهتر باشد، رشد تک تک اعضای آن حتمیتر خواهد بود. برای نمونه میتوان به دکو اشاره کرد که در فصل ششم برای محافظت از عزیزانش یک تنه به مصاف با مشکلات میرود و کمکم دچار فرسودگی میشود. با این حال زمانی که همکلاسیهایش با او همراه میشوند، میفهمد تنهایی گوهری نیست که همیشه به کارش بیاید. به همین ترتیب، او با پذیرش کمک دوستانش و بازگشت به آکادمی U.A، نوعی از قدرتش را به نمایش میگذارد که ریشه در بلوغ احساسی، خودآگاهی و پذیرش دارد. بنابراین، اگر در برههای زندگیتان به مشکل برخوردید، از عزیزانتان کمک بخواهید تا به قدرت پنهانشده آن دست پیدا کنید.
درس هفتم: هرگز دست از تلاش برندار!
شاید یکی از مهمترین درسهایی که انیمه My Hero Academia بارها بر آن تاکید میکند، همین موضوع باشد که موفقیت یک شبه به دست نمیآید. قهرمانان نیز با پیروی از همین عقیده بارها تمرین میکنند، شکست میخورند و حتی با چالشهایی مواجه میشوند که آنها را تا مرز نابودی پیش میبرد. در این میان، فرقی نمیکند که پای آزمونهای جسمی وسط باشد و یا فشارهای روحی. روایت انیمه نشان میدهد که پشتوانه هر دستاورد بزرگی در جهان، تابآوری و تلاش مستمر است.
مجموعه همچنین با نمایش دکو و سایر دانشآموزان آکادمی U.A نشان میدهد که پیشرفت زمانی حاصل میشود که شخص دست از تلاش برندارد. به همین دلیل هیچ یک از شخصیتها منتظر نمیمانند تا فرصت یا موفقیت بهطور اتفاقی سر راهشان قرار گیرد. آنها خود آستینشان را بالا میزنند و با ارادهای فولادین در مسیر رسیدن به آرزوهایشان گام برمیدارند.
درس هشتم: قدرت استمرار از استعداد نیز بیشتر است!
در کنار تلاش و پشتکار، مجموعه مدرسه قهرمانانه من به مخاطب خود یاد میدهد که استعداد ذاتی به تنهایی تضمینکننده موفقیت نیست. بنابراین به جای آنکه خود را با افسانه استعداد فریب دهیم، بهتر است دست از تلاش مداوم برنداریم و تمرینات خود را پیگیری کنیم. در حقیقت این تعهد و استمرار است که میتواند مسیر موفقیت را هموار و آدمی را به دستاوردهای بزرگش نزدیک کند.
انیمه My Hero Academia این مفهوم را به زیبایی در نبرد میان دکو و باکوگو به تصویر میکشد. برخلاف باکوگو که از همان ابتدا از استعداد ذاتی برخودار بود، دکو دیرتر به کوسه خود رسید. با این حال تلاش او آنچنان زیاد بود که این تاخیر را جبران کرد و حتی به هدف مدنظر خود که تبدیل شدن به قدرتمندترین قهرمان بود، رسید. همین موضوع به تنهایی نشان میدهد که پایبندی به مسیر و تعهد واقعی، میتواند به تحقق اهداف و دستیابی به موفقیتهای چشمگیر منجر شود.
درس نهم: هرگز از رویاهایت دست نکش!
در انیمه مدرسه قهرمانانه من، پیگیری رویا از نان شب نیز واجبتر است. این را میتوان از تلاش و پیگیری شخصیتها متوجه شد. هرچند آنها بارها در این مسیر با شکست مواجه میشوند، اما ارادهشان باعث میشود خم به ابرو نیاورند و باز هم در مسیر تحقق رویاهای خود گام بردارند. البته پایبندی به همین مسیر است که به منبع امید و انگیزه آنها تبدیل میشود.
در کلاس ۱-A نیز این موضوع بارها بازتاب پیدا میکند؛ جایی که هر یک از شخصیتها با محدودیتهای شخصی خود چشم در چشم میشوند، اما حتی یک قدم هم به عقب برنمیدارند. آنها بدون ترس با شکست مواجه میشوند و با پافشاری کردن بر رویاهای خود، نشان میدهند که آرزوها میتوانند حکم موتور محرکه را داشته باشند و به زندگی هر شخصی معنا و مفهوم ببخشند.
درس دهم: قهرمان بودن به زور بازو نیست!
یکی از بزرگترین درسهای انیمه My Hero Academia درباره مفهوم حقیقی قهرمان بودن است. برخلاف آنچه دیگران تصور میکنند، قهرمانی اصلا به زور بازو و شهرت محدود نمیشود. در حقیقت آنچه درباره این واژه و شخصی که نام آن را حمل میکند اهمیت دارد، توانایی فرد در محافظت از دیگران، پایبندی به ارزشهای اخلاقی، جرأت بیان حقیقت، مسئولیتپذیری و از همه مهمتر خطر را به جان خریدن است.
فرقی نمیکند که پای نبردهای بزرگ وسط باشد و یا تنشهای کوچک. این مفهوم در سراسر داستان انیمه طنینانداز است و در رفتار تمام شخصیتهای اصلی و فرعی به چشم میخورد. در حقیقت انیمه با به تصویر کشیدن ذات قهرمانی در هر شخصیت کوچک و بزرگی، سقف نامرئی آن را درهم میشکند و نشان میدهد هر شخصی میتواند مرام قهرمانانه داشته باشد. مدرسه قهرمانانه من همچنین نشان میدهد رفتارهایی که از منش قهرمانان سرچشمه میگیرد، با اثر موجی خود باعث ایجاد امید و تقویت پیوندهای اجتماعی میشود و جامعه را نیرومندتر میسازد.
شما چه درسهای دیگری از انیمه My Hero Academia آموختهاید؟ مشتاقانه منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم.
منبع: Screenrant
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
واقعاً قشنگ نوشته بودید ممنونم
حیف که تموم شد